در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این قصه، تصویری از زندگی مردی میانسال به نمایش درمیآید که به دلیل قتل یک جوان در آستانه قصاص قرار گرفته؛ قتلی که از جوانب گوناگون با اما و اگرهایی همراه بوده. در سکانسهای ابتدایی، تماشاچی شاهد قرار گرفتن شخصیتی به نام «برزو» در پشت میلههای زندان است که مرتبا تلاش میکند رضایت اولیای دم را بگیرد، او در کلامش عمدتا تکرار میکند که نمیخواسته این قتل را انجام دهد. از اینرو، خانواده برزو با مهیا نمودن دیه، به دنبال اجرا نشدن حکم قصاص هستند که در بخشی از فیلم این پول توسط چند سارق، ربوده میشود. از اینجاست که کیفر وارد مرحله جدید میشود و آرام آرام درصدد ارائه دلایل و ریشههای این قتل برمیآید. کارگردان با ورود مباحث تحلیلی، کمی از شخصیت برزو فاصله میگیرد و با معرفی دیگر شخصیتها، به قصه خود دامنه بیشتری میبخشد؛ به گونهای که در نیمه راه، مشخص میشود این اتفاق ریشه در انتقامی حساب شده دارد؛ ریشهای که به گذشتههای دور بازمیگردد. توصیف جزییات یک تشکیلات اطلاعاتی و گشودن پردههای مختلف، سمت و سوی قصه را به جاهایی دیگر سوق میدهد و بتدریج گزینههای مختلف حذف و در نهایت هویت اصلی پدرخواندهای که پشت ماجراهاست، افشا میشود. علیرضا نادری در مقام نویسنده این فیلم سعی کرده وقایع را آرامآرام طرح کند تا مخاطب براساس دادههای او تحلیل کند و در نهایت خود با رمزگشایی، تماشاچی را شگفتزده نماید و اتفاقا در این مورد، موفق بوده چرا که در هر سکانس نمیتوان براحتی وقایع بعدی را پیشبینی کرد، چنین فضای غبارآلودی در جوهای پر تعلیق بروز میکند و مخاطب تا پایان ماجرا با فیلم همراه است. از این روی و به دلیل آن که داستان فاصله خود را با مخاطبش حفظ میکند، صحنه نمایش دامنه گستردهای به خود میگیرد و عمق محتوا بهتر و دقیقتر انعکاس مییابد. شاید به همین دلیل باشد که حساسیت مخاطبان کیفر نسبت به کاراکتر سیامک که میخواهد قاتل برادرش را پیدا کند، بیشتر است. شخصیتهای معرفی شده در این فیلم همه به نوعی زخمخورده هستند. هیچ شخصیتی در این فیلم دیده نمیشود که درگیر ماجرا نباشد. یکی قتلی کرده و در انتظار کیفر است و دیگری عزیزی را از دست داده و دچار سردرگمی است. گرچه شخصیت برزو نمادی از سیاهی و شر از ابتدا تا انتها معرفی میشود، اما خود او نیز یک قربانی است، ولی هیچگاه داستان به سمت مظلومنمایی برای این شخصیت پیش نمیرود، چرا که شخصیتهای متعدد اجازه بروز چنین فضایی را نمیدهند.
به عبارت دیگر هرکدام از شخصیتها به مثابه حلقهای هستند که زنجیره رسیدن به شناخت پایانی فیلم را فراهم مینمایند. با ذکر این نکته که کارگردان هیچگاه شخصیتهایش را لو نمیدهد و براساس ضرورت و پیشرفت داستانیاش، صرفا مخاطب را با آنها آشنا میکند، هریک از شخصیتها بهنوعی مکمل شخصیت محتوایی دیگری است.
به هر حال کیفر توانست بار دیگر توانایی حسن فتحی و علیرضا نادری را بر خلق اثری مشترک و ماندگار اثبات و تاکید کند. هر فیلمی از پشتوانه قوی محتوایی برخوردار باشد، قطعا علاوه بر تاثیرگذاری، با استقبال همگانی نیز همراه خواهد شد.
محمدهادی غلاموند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: