در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وی با بیان اینکه ازدواج تقریبا یک نرم مشخص در کشور دارد، گفت: با توجه به وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی کشور این روال وجود دارد، ولی در ارتباط با طلاق با توجه به مباحث مختلف اجتماعی فراز و نشیبهای فرهنگی، اجتماعی و مهاجرتها اتفاقاتی رخ میدهد که باعث بروز طلاق میشود.
به گفته او، سیر طلاق در شهرهای استان تهران به یک شکل و در خود تهران و شهرکهای اطراف آن به نوعی دیگر است. همچنین نرخ طلاق در شمال، جنوب، شرق و غرب تهران نیز متفاوت است.
رئیس سازمان ثبت احوال کشور با بیان اینکه نرخ طلاق در شهرهای بزرگ بالاست، گفت: براساس تحلیل ما در شهرهایی که فرهنگهای بومی و ایرانی حاکم بوده، آمار طلاق پایین و در شهرهایی که از لحاظ فرهنگی و اجتماعی تزلزلهایی بوده است، آمار طلاق بالاست.
معاون وزیر کشور افزود: بیشترین طلاق در سال گذشته در زنان گروه سنی 20 تا 24 سال و در مردان بین 25 تا 29 سال رخ داده است.
ارائه این آمار، بار دیگر گوشزد میکند که این پدیده نکوهش شده، همچنان رو به افزایش است و آماری که درباره سن افرادی که از همسرانشان جدا میشوند به دست میآید هر ساله تقریبا مشابه است. هر طلاقی که صورت میگیرد به گفته کارشناسان، ممکن است زمینهای برای وقوع آسیبهای اجتماعی ایجاد شود.
طبق آخرین آمار ارائه شده از سوی رئیس مجتمع قضایی شماره 2 خانواده، 6 میلیون زن مطلقه در کشور وجود دارد. این به گواهی جامعهشناسان و روانشناسان، حکایت از وجود چندمیلیون زنی میکند که هر روز با مشکلاتی تازه در جامعه دست و پنجه نرم میکنند. از دردسرهای اقتصادی و رفاهی گرفته تا مشکلات فرهنگی و اجتماعی. حال اینکه این زنان عمدتا بسیار جوان هستند و زندگی طولانیای را پیش رو دارند.
درباره وضعیت این زنان تحقیقات میدانی و آماری بسیاری انجام شده و البته مسائلی نیز پوشیده مانده است. گاهی نتیجه تحقیقات همدیگر را نقض میکنند و پژوهشگران از موانع تحقیق در این زمینه گلهمندند.
مثلا سازمان زندانهای کل کشور اعلام کرده که از 5313 زندانی زن در آبان ماه، تنها 47/0 درصد مطلقه و 18/0 درصد کسانی هستند که همسرانشان فوت شدهاند. در همین حال مشاور استاندار تهران در امور بانوان سال گذشته اعلام کرد که بیش از 30 درصد زنان مطلقه تهرانی در دادگاه ارشاد، پرونده اخلاقی دارند.
طلاق، خوب یا بد؟
طلاق در همه ادیان نکوهش شده و در بیشتر فرهنگها از آن به بدی یاد میشود. اما برخی جامعهشناسان آن را نتیجه زندگی مدرن میدانند. مریم رامشت، روانشناس با بیان اینکه گاهی زندگی همراه با طلاق عاطفی زن و شوهر بهمراتب خطرناکتر از طلاق است، میگوید: طلاق را باید به دو دسته خوب و بد تقسیم کرد و آن را باید به عنوان یک واقعیت پذیرفت. نمیتوان گفت به خاطر چنین آسیبهایی طلاقی صورت نگیرد. چون در بعضی موارد زندگی پدر و مادر که به خاطر فرزند حاضر به سازش میشوند، اثراتی بهمراتب شدیدتر از طلاق دارد. ممکن است خانوادهای باشد که مدام دعوا و کتککاری میکنند یا اینکه در آنها طلاق خاموش اتفاق افتاده و پدر و مادر و فرزندان روابط عاطفی ندارند. در چنین مواردی آسیبی که به فرزند میرسد، کمتر از آسیب طلاق نیست. باید خانوادهها آموزش ببینند و به صورت صحیح و بدون دشمنی از هم جدا شوند.
علیرضا میلانی، جرمشناس عقیده مشابهی دارد. او با بیان اینکه طلاق یکی از مکروهترین و منفورترین امور در دین اسلام است، تصریح میکند: در جوامعی که انسانها در چارچوب ازدواج با یکدیگر زندگی میکنند، طلاق مفهوم واقعی خود را پیدا میکند. طلاق فی نفسه ممکن است مشکلی نداشته باشد، اما یک عامل محرک است و میتواند زمینهساز اختلالات روحی، روانی و مشکلات اجتماعی باشد.
به گفته رابعه موحد نیز روانشناسان در دنیا به این نتیجه رسیدهاند که عملکرد خانواده مهمتر از ساختار خانواده است و اگر خانوادهای نتواند عملکرد مناسب داشته باشد، باید ساختار را شکست. او توضیح میدهد: در قدیم میگفتند ساختار خانواده باید به هر قیمتی حفظ شود؛ حتی اگر والدین با کودکان بدرفتاری میکنند، پدر بیمسوولیت است یا یکی از دو طرف معتاد است یا پدری، همسر و کودکان خود را مورد ضرب و شتم قرار میدهد. امروز روانشناسان میگویند، آسیبی که به چنین خانوادهای میرسد بیشتر از طلاق است.
چرا 20 تا 29 سال؟
شاید یکی از مسائل تعجببرانگیز در این آمارها سن باشد. چرا زنان در سنین 20 تا 24 سال و مردان در سنین 25 تا 29 سال از همسران خود جدا میشوند؟ جامعهشناسان برای این سوال پاسخ دارند. دکتر امانالله قراییمقدم، جامعهشناس از بحرانی سخن میگوید که در پنجساله اول ازدواج سراغ زوجهای جوان میآید.
او توضیح میدهد: اصولا طلاق دو دوره خاص دارد، یکی 18 تا 25 سال و دیگری 35 تا 40 سال. این دو دوره را میتوان مرحله خطر نامید.
قراییمقدم با بیان اینکه در هر دوره، به دلیلی طلاق اتفاق میافتد، تصریح میکند: ازدواجهایی که در سالهای اولیه به جدایی منجر میشوند براساس منطق و از روی تفکر صورت نگرفته و زوجین دوران نامزدی را طی نکرده و با عجله ازدواج کردهاند.
اما دوره دوم خطر یعنی سنین 35 تا 40 سال، به گفته این جامعهشناس زمانی است که فرزندان بزرگ شده و به قول معروف از آب و گل درآمدهاند: در این سن پدر و مادر فرصت پیدا میکنند تا دوباره به اختلافات قبلی خود بپردازند. معمولا مردان تنوعطلب میشوند و زنها هم چون معمولا ازدواجشان با اجبار همراه بوده، دوباره مطالبات قبلی خود را به یاد میآورند. آنها میخواستهاند از همدیگر جدا شوند اما به خاطر بچههای خود با یکدیگر کنار آمدهاند.
این جامعهشناس با تاکید بر اینکه بیشتر تقاضاهای طلاق از سوی زنان است، میگوید: دلیل گرایش به طلاق این است که زوجهای جوان، زمانی که ازدواج میکنند تصور درستی از ازدواج ندارند. توقعات آنها ابتدا از زندگی بسیار اندک است. اما بعد به این نتیجه میرسند که اصل ازدواج با آنچه آنها فکر میکردهاند متفاوت است.
وی معتقد است، آمار طلاق در بین طبقات پایین و بالای جامعه کم و در بین طبقه متوسط بالاست: در طبقه متوسط، زن تحصیلکرده است و شغل دارد و از هنجارهای سنتی فاصله گرفته است و مطابق هنجارهای سنتی موجود در جامعه، مرد نسبت به زن برتری دارد. زن طبقه متوسط این مساله را نمیپذیرد و درباره شوهرش که به او دستور میدهد و خود را برتر میداند، میگوید او کیست که به من دستور بدهد؟ این مساله باعث به وجود آمدن طلاق عاطفی میشود. یعنی زن و مرد کمکم نسبت به هم سرد و از یکدیگر جدا میشوند.
طلاق، پایان راه یا آغاز دوباره؟
طلاق علاوه بر اینکه در دین اسلام نکوهش شده در بسیاری از جوامع نیز پذیرفته نیست و برخی آن را آغاز فساد و فحشا میدانند. قراییمقدم، جامعهشناس در این باره توضیح میدهد: تا چندی پیش واژه «زن طلاق» یک فحش ناموسی بود. زمانی که مردها میخواستند به یکدیگر توهین کنند از این واژه استفاده میکردند. ببینید که طلاق تا چه حد در فرهنگ و سنت ما منحوس و نکوهیده است.
او تاکید میکند: اگر طلاق قرار است اول و آخر صورت بگیرد، بهتر است در همان دوره اول که بچهها متولد نشدهاند، صورت بگیرد. اما روی سخن من با آن دسته از دختران جوانی است که فکر میکنند با طلاق گرفتن میتوانند زندگی بهتری را شروع کنند. آنها باید بدانند که در این جامعه زن مطلقه در معرض خطرهای بسیاری قرار دارد و شروع دوباره برای او بسیار سخت خواهد بود.
به گفته این جامعهشناس، بهترین راه در پایین آمدن آمار طلاق، افزایش آگاهی درباره ازدواج است. قراییمقدم تاکید میکند: ازدواج باید آگاهانه صورت بگیرد. بیشتر جوانها اول ازدواج میکنند، بعد میفهمند که چه کار کردهاند. زوجها باید حتما دوره نامزدی تا مدت زمان یک سال را طی کنند. ازدواج آنها باید تحت نظر خانواده صورت بگیرد و باید از خانوادههای خود حرفشنوی داشته باشند.
او در عین این که به جوانان توصیه میکند از ازدواجهای عجولانه و بدون آشنایی قبلی پرهیز کنند، میگوید: ازدواجهایی که از طریق آشناییهایی مثل چت کردن و تلفنی حرف زدن صورت میگیرد، ازدواجهای درستی نیستند، چون طرفین از یکدیگر درک درستی ندارند. جوانها باید بر اساس عقل و منطق ازدواج کنند. این جامعهشناس با اشاره به اینکه ازدواج یک معامله است، تاکید میکند: دخترها و پسرها باید سبک و سنگین کنند و پیش از ازدواج به فواید و دردسرهایی که ممکن است ایجاد کند، فکر کنند.
به گفته قراییمقدم، 20 تا 25 سال بهترین سن ازدواج برای جوانهاست.
سارا لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: