«ببخشید من هنوز شما را به جا نیاوردهام» صدای آن سوی خط خودش را معرفی میکند: «من از آموزشگاه علمی... یا از مجتمع آموزشی ...» تماس میگیرم، فرزند شما به عنوان یکی از نخبگان منطقه معرفی شده و ما آماده ارائه بهترین خدمات آموزشی، تفریحی، رفاهی و ... هستیم.»
در مدت چند دقیقه فرزند شما که هنوز در کلاس سوم ابتدایی درس میخواند، به یک نخبه ملی، یک خبره و یک فرهیخته در سطح منطقه تبدیل میشود که تمام موسسات آموزشی ، بانکهای اطلاعاتی نخبگان و مراکز علمی آماده پرورش استعداد هستند. صدای آن سوی خط از خدمات مرکز خود برای تابستان و سال تحصیلی جدید میگوید و شما را سوار بر ابرها، پیروزمندانه از داشتن چنین فرزندی به آسمان میبرد تا لحظهای که میخواهید گوشی را قطع کنید. جمله آخر او، شما را از ابرها به زمین میکوبد.
«کلاسهای تابستانی 1.5 میلیون، سال تحصیلی 5میلیون با کلیه امکانات ...» دیگر صدایش را نمیشنوید و گوشی را قطع میکنید، این شیوه جدید بازاریابی در برخی موسسات آموزشی و البته غیر آموزشی در ابتدای تابستان است که بسیاری از ما این روزها با صداهای مختلف آن سوی خط همصحبت میشویم.
آنچه این روزها به بازاریابی رایج بسیاری از موسسات آموزشی و غیرآموزشی تبدیل شده، خرید و فروش بانکهای اطلاعات شخصی و انتقال آن از مرکزی به مرکز دیگر بدون توجه به رضایت یا نارضایتی صاحبان اطلاعات است.
فقط کافی است شما در یک آزمون شرکت کنید یا برای حضور در یک قرعهکشی، اطلاعات شخصیتان را ثبت کنید، در یک همایش و سمینار، کارت ویزیت خود را ارائه کنید، حتی فرزندتان را در یک مدرسه ثبتنام کنید و یا در یک جلسه و کارگاه آموزشی شرکت کنید و ... با این کار، اطلاعات شما در یک بانک گردآوری میشود که در نوع خود ارزشمند است و این روزها به ابزار کسب درآمد برای بسیاری از مراکز تبدیل شده است. ایجاد این بانک شاید بدون اشکال باشد؛ اما استفاده از این اطلاعات برای القای مفاهیم اغراق شده و جذب و جلب پول و نظر شما با ارائه تصاویری مبهم و تبلیغات تحریف شده، یک مزاحمت جدی و بدور از اخلاق حرفهای است که برای صاحب اطلاعات ایجاد میشود. آیا مسوولان مربوطه به این موضوع اندیشیدهاند؟!
کتایون مصری
گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم