وی در دختران تلاش کرده بحرانها و مشکلات دختران در آستانه بلوغ را به تصویر بکشد و به همین خاطر از 3 بازیگر غیرحرفهای استفاده کرده تا به فضای واقعی نزدیکتر باشد. در این گفتگو درباره شرایط اکران «دختران» و دلایل ساخت این فیلم با وی صحبت کردیم.
گویا زیاد از شرایط اکران فیلم راضی نیستید.
حقیقتا ناراضی بودن از شرایط اکران به یک پز فرهنگی تبدیل شده است. به همین دلیل خیلی از دوستان فیلمساز، فروشنکردن آثار خود را به شرایط اکران نسبت میدهند، اما من این گونه فکر نمیکنم. از همان ابتدا قرار نبود فیلم «دختران» پرفروش باشد. چنین فیلمی مشخص است که مخاطب خاص خود را دارد، اما قرار نبود درباره اکران آن بیعدالتی اتفاق بیفتد.
در «دختران» سعی کردم در عین این که فضای تلخی را به تصویر میکشم، واقعیت اجتماع را نشان دهم. اگر قرار است نگاه واقعگرایانهای در فیلم دنبال کنم باید این وضعیت را به نمایش میگذاشتم. در این فیلم تلاش کردم فضای جامعه را نسبت به دخترانی که در آستانه بلوغ قرار دارند، نشان دهم. من به تازگی در یک کارگاه آموزشی در ارتباط با مسائل دختران شرکت کردم و با مسائلی ناهنجارتر از وضعیتی که حتی در فیلم میبینید، روبهرو شدم.
اما متاسفانه چون رسانهها محدودیتهایی دارند، خیلی از این معضلات هنوز به نمایش درنیامده است. به همین دلیل «دختران» فیلمی به نظر رسید که نمایش برخی تصویرها در آن باعث شد، تیزرهای آن از رسانه ملی پخش نشود. شخصا در این ارتباط نامهای به مهندس ضرغامی نوشتم و پیگیریهایی انجام دادم ولی جوابی تا به این لحظه دریافت نکردهام.
در این شرایط افسوس میخورم؛ زیرا من سعی کردم فیلمی بسازم تا نوجوانان با این رده سنی و خانوادههای آنان در جریان چنین مسائلی قرار گیرند. فیلم «دختران» یک هشدار است و به لحاظ آموزشی به آنها کمک میکند و میتواند تاثیرگذار باشد.
با توجه به این شرایط فکر میکنم «دختران» با وجود این که بازیگر حرفهای و چهره ندارد، تقریبا با استقبال خوبی روبهرو شده است. من حتی در گریمهای فیلم تلاش کردم بازیگران زیاد برای مخاطب به لحاظ چهره جذاب نباشند و اصرار داشتم این طراحیها خیلی واقعگرا به نظر برسد. به همین دلیل در بیشتر صحنهها شما بازیگران نوجوان فیلم را با لباس مدرسه میبینید.
البته با توجه به این که شرایط سینمای ایران را میدانم، توقع بیشتری نیز از اکران فیلم نداشتم. من همیشه در سینما یا تلویزیون اوج و فرودهای زیادی داشتم. به طور نمونه یک سریال تلویزیونی در کارنامه من دیده میشود با عنوان «مسافری از هند» که هنوز جزو مجموعههای پرمخاطب تلویزیون است.
اما کاری به عنوان «همسفر» داشتم که مجموعهای با ساختار اپیزودیک بود که حتی خودم بیشتر از «مسافری از هند» به آن علاقهمند بودم، اما به خاطرنوع ساختاری که داشت، مخاطب کمتری پیدا کرد. از طرف دیگر در سینما فیلمی را با عنوان «مجنون لیلی» ساختم که اثری با فروش میلیاردی شد، اما فیلم «گرگ و میش» با فروش متوسطی روبهرو شد.
در «دختران» هدفم این بود، فیلمی بسازم که تاثیر فرهنگی داشته باشد و هشداری به خانوادهها و مسوولان بدهم که پیرامون شما نسلی زندگی میکند که قرار است فردا مادران این جامعه باشند و شما به مشکلات آن بیتوجه هستید. به همین دلیل معتقدم اگر فیلم فروش هم نکند، اما من پیام خود را با آن منتقل کردهام. قرار است در کمتر از 6?ماه دیگر فیلم در تیراژ گسترده وارد شبکه نمایش خانگی شود و مطمئنم در آن شرایط مخاطبان اصلی فیلم آن را در خانه خود میبینند.
با توجه به این که «دختران» فیلمی در ارتباط با مشکلات و بحرانهای دختران در آستانه بلوغ است، آیا در ارتباط با تبلیغات آن در مدارس کاری انجام دادهاید؟
متاسفانه در کشور ما در پخش تخصصی فیلمها کاری انجام نشده است. به همین دلیل براساس ژانر فیلمها نوع تبلیغات مشخص نشده و حتی مخاطبشناسی نیز در این ارتباط صورت نگرفته است. «دختران» خیلی ناغافل اکران شد. در شرایط فعلی سینمای ایران فیلمی که هنرپیشه ندارد و از فیلمهای کمدی و سخیف نیز فاصله گرفته است، قطعا با شرایط اکران در گروه روبهرو نمیشود.
من خیلی در این ارتباط زحمت کشیدم تا «دختران» در گروه اکران شود، اما برای تبلیغ در مدارس حتما باید آموزش و پرورش منطقه فیلم را مورد بازبینی قرار دهد. این مسائل نیز شرایط خاص خود را دارند. متاسفانه از طرف دیگر نمایش این فیلم با زمان امتحانها یکی شد، اما بلیتهای نیمبهایی ارائه کردیم.
در شرایط فعلی سینمای ایران فیلمی که هنرپیشه ندارد و از فیلمهای کمدی و سخیف نیز فاصله گرفته است، قطعا با شرایط اکران در گروه روبهرو نمیشود
البته با توجه به این که مدیرکل آموزش و پرورش یکی از استانها با من آشنا بود فیلم را دید و من یک سالن را به صورت رایگان در اختیار آنها گذاشتم تا بچههای مدارس فیلم را ببینند. من «دختران» را برای سینما ساختم، اما فکر میکنم بهترین راه این است که در شبکه نمایش خانگی ارائه شود.
«دختران» شباهتهایی به «گرگ و میش» دارد. به گونهای این فیلم به لحاظ فضا و داستان تداعیکننده آن اثر است. شما بعد از «گرگ و میش» میتوانستید «دختران» را بسازید. چطور شد تصمیم گرفتید در این بین فیلم «مجنون لیلی» را که اثری کاملا پرستاره است، جلوی دوربین ببرید که کاملا از این فضا به دور است؟
من نمایش فضای تلخ در فیلمها را خیلی دوست دارم. بیشتر آثارم فضای تلخی دارند. حتی تلاش میکنم در کارهای تلویزیونی هم چنین فضایی را دنبال کنم. واقعیت این است که در جامعه و پیرامون ما زندگی خیلی شادی جریان ندارد. شاید برای همین است که دوستان فکر میکنند باید مدام فیلم کمدی برای مخاطبان بسازند، اما تلخی جزئی از زندگی ماست.
با این نظر شما و شباهتهایی بین این دو فیلم تا حدودی موافق هستم. اگر در اپیزود اول «دختران» با تجاوز و خودکشی روبهرو هستیم در «گرگ و میش» هم داستان فیلم از یک تجاوز شروع میشود. این تقریبا عامدانه بوده است. حتی در گریم و نشانهگذاری ایپزود اول «دختران» و «گرگ و میش» شباهتهایی وجود دارد.
وقتی زمان اکران «گرگ و میش» در گیشه به ایدهآل نرسیدم، تصمیم گرفتم از این فضا دور شوم و دنبال قصهای بروم که حال و هوایی دیگر دارد. من آنقدر که «گرگ و میش» و «دختران» را دوست دارم، به «مجنون لیلی» علاقهای ندارم.
اما هر کاری در هر دورهای برای کارگردان جایگاه خاص خود را دارد. فکر میکنم «مجنون لیلی» ساختار خوبی دارد، اما «دختران» و «گرگ و میش» به من نزدیکتر است. ساخت «مجنون لیلی» برای من خیلی راحتتر از «دختران» است. زیرا نیاز به تحقیق و پژوهش خاصی ندارد و برای اکران آن نیاز نیست با سینمادار سر و کله بزنیم و حتی تیزرهای آن به راحتی از تلویزیون پخش میشود.
من دوست داشتم از «دختران» حمایت شود. این گونه آثار است که رسانهای مثل تلویزیون باید برای آن تبلیغ کند زیرا از دغدغههای مهم اجتماعی است.
قصه و فیلمنامه «دختران» متعلق چه زمانی است؟ زیرا به نظر میرسد سوژه آن تاریخ مصرف دارد؟
قصه فیلم متعلق به قبل از «گرگ و میش» است. من چند بار با اسامی مختلف متن آن را به ارشاد دادم و پروانه نگرفت. «دختران» از یک دغدغه قدیمی میآید. من خودم 2 دختر دارم به همین دلیل احساس میکنم با موقعیت و شرایط آنها در ردههای سنی مختلف آشنا هستم. از طرفی احساس کردم یک انجام وظیفه است. متاسفانه کار علمی و کارشناسی در سینمای ایران برای این رده سنی انجام نشده و فیلمی که برای آنها ساخته شده بسیار محدود است.
سهگانه صدرعاملی نیز در زمان خود ساخته شده است، اما دغدغهها و شرایط اجتماعی این نسل در حال حاضر تغییر کرده و خیلی پیچیدهتر شده است. من اصرار داشتم این فیلم به دلیل سوژهای که دارد بعد از تولید زود اکران شود. زیرا معتقدم موضوع آن تاریخ مصرف دارد و سوژه آن به راحتی با گذر زمان میسوزد. فکر میکنم با این سیر جامعه، سال 90 موضوع بحرانهای دختران چیز دیگری است.
همین الان نیز احساس میکنم دیر شده است. اگر بخواهم «دختران» را دوباره بسازم نگاه تازهتری نسبت به شرایط جامعه دارم.
البته فیلمنامه این فیلم در طول فیلمبرداری دوباره نوشته شد و براساس شرایط پیرامون شکل گرفته است. مشاور علمی من در این پروژه دکتر رفیعیفر سردبیر سلامت بود که در شورای سیاستگذاری جامعه ایمن تهران است و اطلاعات دقیقی در ارتباط با مشکلات دختران دارد.
چرا فکر کردید ساختار اپیزودیک میتواند به روایت این داستان کمک کند؟
از ابتدا فرم اپیزودیک را برای بیان روایت انتخاب کردم و خودم به این نوع ساختار علاقه زیادی دارم. در «مجنون لیلی» نیز من چنین روایتی را در پیش گرفتم. در «دختران» ما با 3 قصه روبهرو هستیم و هر کدام این امکان را داشتند که داستان و فیلم مجزایی شوند. 3 دختر با عناوین یاسمن، مانلی و شوکا از 3 طبقه مختلف از جامعه هستند. من احساس میکنم هر کدام داستان خود را میگویند و میروند، ولی تاثیر خود را روی دیگری میگذارند.
فکر نمیکنید حضور صدرالدین شجره در اپیزود یاسمن شباهتهایی به بازی داریوش مودبیان در فیلم «دختری با کفشهای کتانی» دارد.
من در سهگانههای صدرعاملی فقط «دختری با کفشهای کتانی» را دیدم. معتقدم این دو هیچ شباهتی به یکدیگر ندارند و من اصلا تاثیری از آن فیلم نگرفتم. به عقیده من دو شخصیت کاملا دور از هم هستند، به طوری که در این فیلم صدرالدین شجره (ساسان) اعتمادی در یاسمن به وجود میآورد. نگاهم و رویکردم در این فیلم کاملا با «دختری با کفشهای کتانی» متفاوت است.
البته من به این دلیل که صدرعاملی پیش از این در چنین فضایی سهگانهای ساخته است به نوعی به وی ادای دین کردم و در صحنهای روی دیوار یکی از لوکیشنها عکس رسول صدرعاملی را گذاشتم و به خود ایشان نیز گفتم. ولی اصلا به آن فیلم در زمان ساخت «دختران» فکر نکردم.
شرایط سینمای ایران به گونهای شده است که شاید کمتر فیلمسازی به سمت سوژههایی با موضوعات اجتماعی میرود. ما فیلمسازان بسیار خوبی داشتیم مانند «رخشان بنیاعتماد» که کار نمیکنند و به همین خاطر ما با فقدان فیلمسازانی روبهرو هستیم که دغدغه پررنگ اجتماعی دارند.
من بعد از «دختران» خیلی زود کار «سپید و سیاه» را ساختم تا از این فضا دور نشوم. آن فیلم هم در همین فضا تولید شده است.
بیشتر با نمایش «دختران» سعی کردید به مخاطبان هشدار دهید و از ارائه راهحل اجتناب کردید.
من خیلی سیاه و سفید به سوژه این فیلم نگاه نکردم. بدون پیشداوری این داستان را به تصویر کشیدم. بچههای این رده سنی اهل نصیحت نیستند. سعی کردم بیشتر به شکل مستندگونه این فیلم را به تصویر بکشم تا به واقعیت نزدیکتر باشد. اگر قرار بود غیر از این باشد مخاطب پس میزد. این نمایش واقعیت است که به وی کمک میکند.
درباره اتفاقی که برای شوکا یکی از نقشهای اصلی فیلم میافتد و وی دچار بیماری روحی میشود، آیا تحقیقاتی صورت گرفته است یا نمونه واقعی در این ارتباط دیدید؟
این یک زایش دوباره برای شوکا است. با از دست دادن مانلی و یاسمن، او در خود دنبال همدم میگردد و زمانی که با مانلی روبهرو میشود به باور میرسد و از این بیماری رها میشود.
شما سعی کردید در کنار نمایش مشکلات این سه شخصیت اصلی داستان، در نقشهای فرعی نیز باز به بیان همین معضلات بپردازید. به طور نمونه شخصیت خاطره حاتمی در بیمارستان روانی که به یک پوچگرایی رسیده است.
من پیش از این قرار بود برای آموزش و پرورش یک فیلم بسازم که 13 بحران دوران نوجوانی را به تصویر میکشید که یکی از آنها همین موضوع خاطره حاتمی بود. ولی به نتیجه نرسیدیم، اما از تحقیقات آن برای «دختران» استفاده کردم. این موضوع نیزیکی از بحرانهای مربوط به دختران در این سنین است و اگر قرار بود داستان بعدی یا روایت چهارم شکل بگیرد، همان قصه حاتمی بود.
من در آسایشگاهی که کار میکردم با چنین نوجوانانی روبهرو میشدم که به پوچی رسیدهاند.
آیا با مخاطبان اصلی فیلم به نمایش دختران در سالنهای سینما نشستهاید، واکنش آنها به چه شکل بود؟
«دختران» نمایش کوچکی از بحرانهای جامعه است. من در یک سالن700 نفری با دختران دبیرستانی فیلم را دیدم که بالای 60 دقیقه فیلم در سکوت کامل بود. تا پایان تیتراژ نشستند و به نوعی احساس میکنم آینه خودشان بود، در شهر یزد نیز با مخاطبان فیلم را دیدم که با آن ارتباط خوبی برقرار کردند. مدتی پیش نیز در فرهنگسرای انقلاب فیلم را دیدم. بیشتر خانوادهها به همراه فرزندان خود آمده بودند. خوشبختانه خیلی استقبال کردند ومن تحت تاثیر فضا قرار گرفتم و فکرمیکنم با مخاطب خاص خود ارتباط برقرار کرده است.
ما در این رده سنی فقر بازیگر داریم، به همین دلیل از بازیگران چهره استفاده نکردید؟
من همیشه به این معروف هستم که بازیگر معرفی کردم. همه بازیگران که در این سن هستند چند سال بالاتر نشان میدهند و از طرفی نمیخواستم مخاطب از آن ذهنیتی داشته باشد. ترجیح دادم با فضای واقعگرایانهای که فیلم دارد از چهره جدید استفاده کنم. البته بازیگر هم در این سن و سال نداریم. میتوانستم حتی گریمها را تغییر دهم، اما سعی کردم این کار را انجام ندهم و تمام شرایط چنین سنی را به تصویر بکشم.
بیتا موسوی
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم