فصل طلایی هنوز فرا نرسیده است. مادر می کوشد بحران را کنترل کند. او هر روز می نشیند و با خود حساب می کند که این حقوق اندک بازنشستگی را چگونه مصرف کند.آیا مادر از عهده این وظیفه خطیر برمی آید؛
کد خبر: ۳۳۴۳۱
او به تجربه ثابت کرده است که این قدرت را در اختیار دارد.
به همین علت دخل و خرج خانواده ما همواره از معیارهای مشخصی پیروی می کند.
او حلال مشکلات مالی خانواده ماست ؛ هر چند حقوق پدر برای رساندن خانواده به نقطه طلایی از فاصله های بعیدی خبر می دهد. مادر اما یک تنظیم کننده فوق العاده است.
او از هیچ معیار علمی ای برای تنظیمات خود استفاده نمی کند. حساب و کتابش را با انگشت انجام می دهد و محاسبه ها را به جای کاغذ روی مغزش حک می کند. این را نه من یاد گرفتم ، نه پدر و نه خواهرم.
برخلاف مادر هیچکدام از ما الگوی درستی برای مصرف نداریم. این موضوع در بی توجهی به دخل و خرج هر ماهه ما کاملا مشخص است. این در حالی است که برخلاف مادر که از الگوهای سنتی برای تنظیم دخل و خرج خود استفاده می کند ما از الگوهای مدرن هم بهره می بریم.
با این حال در حوزه عمل پایمان می لنگد. آیا ما باید به روشهای سنتی مادر پناه ببریم یا در بیان کردن ایده هایمان دقت بیشتری به خرج بدهیم. صور نامشخص موضوع ، از کمی ابهام برخوردار است. با این که مادر در محاسباتش اشتباه نمی کند، اما زندگی ما از سطح خورد و خوراک بالاتر نرفته است.
یادداشت های یک کارمند که اکنون زندگی مستقل خویش را شروع کرده ، این گونه پایان می یابد. او این یادداشت ها را برای خبرنگاری می نویسد که تلاش می کند میان مصرف گرایی نوین در خانواده ، الگوی صحیح مصرف ، تجمل گرایی در خانواده و سوءمصرف رابطه ای پیدا کند.
یافتن این رابطه برای خبرنگار مورد نظر، اندکی دشوار است. او در تحلیل خویش چند پرسش را کنار هم قرار داده است.
مصرف گرایی چیست؛ الگوی صحیح مصرف در خانواده های امروزی از چه طریقی به دست می آید؛ چه رابطه ای میان الگوی صحیح مصرف و نظام طبقاتی جامعه وجود دارد؛ آیا تجمل گرایی از نداشتن الگوی درستی برای مصرف ناشی می شود؛
پاسخ به این پرسشها محور اصلی گزارش خبرنگار را تشکیل می دهد. او در پیگیری خود به کارمندی می رسد که درآمد ماهیانه اش 150 هزار تومان است. پس با در نظر گرفتن معیارهای امروز در ارتباط با خط فقر در جامعه که معیارهای درآمدی در آن ماهانه 180 هزار تومان است ، او فقیر به شمار می آید.
کارمند مورد نظر با تایید این نکته ضمن تشریح زندگی خود و روشهای عینی مادر برای تنظیم بهتر درآمد خانواده به مقایسه روشهای مادر با روشهای خود پرداخته و می گوید: در معیارهای مادر، برای بچه ها سالانه یک دست لباس در نظر گرفته می شد. کسی حق اظهار نظر نداشت.
در نظام تنظیمی مادر، دستورها از بالا به پایین صادر می شد. یعنی دستور از مادر بود و اطاعت از ما.
او برای تفریح ، هیچ درآمدی در نظر نمی گرفت. بچه ها برای وسایل مدرسه از ارزان ترین وسایل استفاده می کردند و... تازه تورم هم این گونه نبود.
او حق دارد گله کند چون بر اساس یک آمار خوش بینانه هزینه زندگی در ایران طی 20 سال گذشته 100 برابر شده است. این در حالی است که کمترین دستمزدها طی همین دوره زمانی 55 برابر افزایش یافته است.
اگر نتایج تقریبی یک تحقیق غیر رسمی را مبنای کار خود قرار دهیم و بر این اساس معیار ماهانه درآمدی را 180هزار تومان در نظر بگیریم ، 15 برابر جمعیت ایران در فقر مطلق و 45 درصد نیز از فقر نسبی برخوردارند.
در این تحقیق بیش از 60 درصد جمعیت ایران زیر خط فقر به سر می برند.
بر این اساس ، یافتن الگوی صحیح مصرف در جامعه ای که فقر به موضوعی برجسته در آن تبدیل شده ، اندکی دشوار است. این در حالی است که ایران کشوری فقیر نیست ، اما توزیع نابرابر ثروت نزدیک به 70 درصد مردم را در بحران خط فقر قرار داده است.
آن گونه که آمار غیر رسمی می گوید 90 درصد نقدینگی کشور در دست 10 درصد جمعیت کشور قرار دارد و میزان مصرف 10درصد ثروتمندترین افراد جامعه 20 برابر 10 درصد فقیرترین افراد آن است.
آیا فقر می تواند دلیلی محکم برای نداشتن الگوی صحیح مصرف در خانواده های امروزی قلمداد شود؛ آیا جز این است که الگوی مصرف نوعی پیش بینی نیازهای یک فرد، خانواده و یا جامعه به مواد مصرفی خود در یک مقطع زمانی با توجه به درآمد و نیازهای متنوع آنهاست ؛ پس چرا در جامعه ما 27 درصد از کل نان تولید شده ضایع می شود و یا در مصرف برق و انرژی و غیره به عنوان مثال استفاده درست و بهینه ای صورت نمی گیرد.
آیا این موضوع به وضعیت فقر در جامعه مرتبط است یا عوامل فرهنگی دیگری باید در این خصوص یافت؛
رضا امیدی ، کارشناس مسائل اجتماعی ، الگوی صحیح مصرف را در ارتباط با بهره وری درست از امکانات تعریف کرده و می گوید: «گسترش این باور که خانواده ها می توانند با ارتقای بهره وری دولت را در کاهش هزینه ها یاری کنند از جمله مواردی است که امروزه خانواده های ما باید به اهمیت آن هر چه بیشتر پی ببرند.
در واقع نهادینه شدن الگوی صحیح مصرف خانواده ها به عنوان مصرف کنندگان عمده جامعه برای اجتماعی که در مسیر توسعه گام برمی دارد.
امری حیاتی است و می تواند روند توسعه را سرعت ببخشد، چرا که مصرف زدگی همانند یک بیماری مزمن در هر صورت جامعه را با مشکلات عدیده ای رو به رو می کند. به هر حال به نظر من باید میان مصرف زدگی و مصرف گرایی تفاوت قائل شد؛ چرا که مصرف گرایی نیاز جامعه است و جامعه ای که کالا و خدمات تولیدی خود را به موقع مصرف نکند، به دلیل نازل بودن مازاد اقتصادی و ارزش افزوده کافی ، توان پاسخگویی به نیازهای روز افزون جامعه را نخواهد داشت ». آیا برای الگوی صحیح و مناسب برای مصرف باید شرایط خاصی در جامعه حاکم باشد؛
به عبارتی آیا باید به موضوعات فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی خاصی در این خصوص بها بدهیم؛ دکتر احمد روستا، اقتصاددان و استاد دانشگاه شهید بهشتی در این باره می گوید: «در ارتباط با الگوی مصرف ، اصولا هر انسانی و جامعه ای با توجه به ویژگی ها، امکانات و انتظارات و نیز شرایط حاکم بر اقتصاد فرد، خانواده و جامعه ، دارای الگوی مصرف ویژه ای است ؛ اما از آنجا که بازارها را می توان بر مبنای معیارهای مختلف تقسیم بندی کرد، این امکان وجود دارد که الگوی مصرف را برای هر یک از گروهها و از جمله مردم یک کشور تعریف کرد؛ اما این اصطلاح یعنی الگوی مصرف مناسب ، یک امر اقتضایی و پویاست و تحت تاثیر عوامل مختلف دگرگون می شود.
در هر حال الگوی صحیح و مناسب ، الگویی است که با مجموعه امکانات و قابلیت ها سازگاری داشته باشد. هر اندازه اطلاعات درباره مصرف کنندگان ، شفاف تر و در دسترس تر باشد امکان تعریف الگوی مصرف بیشتر خواهد شد».
وی در ادامه می افزاید: «آنچه مسلم است نقش عوامل اقتصادی و نیز متغیرهای فرهنگی و اجتماعی در تنظیم الگوی مصرف بسیار چشمگیر است.
چنانچه بتوان با مطالعات و تحقیقات اصولی و تعیین مبانی منطقی الگوی مصرف برای جامعه تنظیم کرد، جهتگیری هزینه ها منطقی تر خواهد شد. به طور خلاصه با توجه به تقسیم بندی کشورها از نظر اقتصادی و اجتماعی ، الگوهای مصرف نیز تغییر می یابند، به عنوان مثال الگوی مصرف ایرانی به طور قطع با الگوی مصرف یک فرد انگلیسی یا آلمانی و حتی جوامع آنها متفاوت خواهد بود و این تفاوت الگو بیانگر تفاوت منابع درآمد و هزینه خواهد بود».
به اعتقاد عده ای از کارشناسان ، بسیاری از مردم هنگام شنیدن عنوان الگوی مصرف آن را متوجه خانواده های متمکن می دانند که از نظر اقتصادی در ردیف طبقه بالای جامعه قرار می گیرند.
به عبارتی در این نگاه وضعیت طبقاتی جامعه مبنای استفاده از معیارهای الگوی مصرف صحیح در خانواده قرار می گیرد. دکتر روستا در این خصوص توضیح می دهد: «اصولا در آمد افراد و جوامع و بویژه در آمد قابل مصرف آنها جهت دهنده نوع مصرف و الگوی مصرف آنهاست.
هر اندازه شرایط اقتصادی جامعه سالمتر و مطلوب تر باشد، الگوی مصرف نیز مناسب تر و مطابق با انتظارات افراد خواهد بود. در غیر این صورت الگوی مصرف شکل گرفته و جا افتاده افراد و جامعه ، نوعی الگوی ناچاری اجباری است.
به عبارتی هیچ کس نمی تواند آنچه را که می خواهد به دست آورد، اما برای گذران زندگی در حد امکانات ، شکل و چگونگی مصرف خود را تنظیم می کند، به عنوان مثال برای بسیاری از افراد جامعه که زیر خط فقر قرار دارند، الگوی مصرف ، الگویی دلخواه و مطلوب نیست ، ولی در هر حال الگوی شکل گرفته از شرایط و مقتضیات زندگی است و معمولا در این شرایط مطلوبیت به معنای واقعی معنا نداشته و انتخاب افراد در زمینه های گوناگون بویژه در زمینه مصرف ، انتخاب میان دلخواه و عدم دلخواه بودن نیست.
به عبارتی دیگر الگوی موجود، الگوی مبتنی بر انتخاب میان بد و بدتر است». وی در ادامه می گوید: «تا روزی که کمترین نیازهای زندگی تامین نباشد، الگوها بیشتر حالتی گذرا، مقطعی و حتی روزمره هستند و با بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی ، الگوهای مناسب و قابل قبولی شکل خواهند گرفت.
یکی از عواملی که می تواند در بهبود الگوی مصرف نقش داشته باشد به حرکت در آوردن درست چرخهای اقتصادی کشور است که لازمه آن نیز وجود شرایط مناسب برای سرمایه گذاری و تولید و مدیریت توانمند و کار آمد و قوانین و مقررات مناسب است».
تلاش برای ارائه یک الگوی مصرف صحیح و جا انداختن این موضوع در خانواده های ایرانی در حالی صورت می گیرد که عده ای با یک پدیده تازه تعریف شده به نام تجمل گرایی مواجه اند.
این موضوع به قاعده معلوم جامعه ای که درصد فراوانی از افراد آن زیر خط فقر قرار دارند، نباید چندان با واقعیت همخوانی داشته باشد؛ با این حال نتایج یک تحقیق دانشگاهی خلاف این موضوع را نشان می دهد.
براساس این واقعیت که خردادماه سال گذشته از سوی مرکز افکارسنجی دانشجویان وابسته به جهاد دانشگاهی صورت گرفته ، 77 درصد پاسخگویان رواج تجمل گرایی را در جامعه زیاد، 17 درصد متوسط و 4 درصد نیز رواج آن را کم می دانند.
48 درصد پاسخگویان تجمل را مهم و منفی تلقی می کنند و 35 درصد آن را یک امر طبیعی و 12 درصد نیز آن را غیر مهم می دانند.
در این تحقیق 45 درصد شهروندان چشم و هم چشمی را مهمترین عامل موثر بر تجمل گرایی می دانند و 78 درصد مدگرایی و تنوع طلبی را عامل این پدیده می دانند.
جذابیت کالاهای جدید و تاثیر فیلمها و... از دیگر عوامل عنوان شده در این خصوص قلمداد می شود.
دکتر احمد روستا در این باره چنین می گوید: «اصولا تجمل گرایی و هر پدیده دیگری که در الگوی مصرف جلوه کند، حاصل مجموعه شرایط و عوامل فردی و اجتماعی و ویژگی های اقتصادی انسانها و جوامع است.
گاهی دیده شده افراد با امکانات اقتصادی محدود دارای الگوهای مصرف غیر معقول بوده و به عبارتی تجمل گرایی در طبقاتی دیده می شود که هیچ گونه منطقی میان در آمد و مصرف آنها وجود ندارد.
از طرف دیگر، پدیده تجمل گرایی ممکن است در طبقاتی وجود داشته باشد که راهی تازه برای خرج کردن نیافته اند؛ البته عوامل مربوط به ویژگی های فردی و شخصیتی و کمبودها و عقده ها نیز در این زمینه نقش بسزایی دارند. الگوی صحیح مصرف رابطه دو جانبه با بهره وری بهتر از امکانات در اختیار ما دارد؛ اما به علت تاثیرپذیری مستقیم آن از شرایط اقتصادی ، تبعیت درست از آن اندکی دشوار به نظر می رسد.
پیش از ارائه برنامه های اقتصادی در این خصوص ما نیازمند راهکارهای فرهنگی و بالا بردن سطح آموزش جامعه هستیم.
کنار توجه به این نکته ، بهبود وضعیت اقتصادی در اولویت قرار گرفته و به رعایت بهتر از الگوی صحیح مصرف یاری می رساند.