اگر شکارحیات وحش به بخش خصوصی برسد...

دوباره خصوصی‌سازی، ولی این بار برای حیوانات، آن هم برای شکار آنها. وقتی محمدباقر صدوق معاون منابع طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرد که آماده واگذاری امور شکار به بخش خصوصی هستیم هر چند سعی داشت اوضاع را آرام جلوه دهد و انداختن بخشی از مسوولیت‌ها به دوش بخش خصوصی را مثبت ارزیابی کند، ولی نگرانی‌ها از سرنوشت حیات وحش ایران همچنان به قوت خود باقی ماند. جالب است که صدوق خودش می‌دانست باید از حیات‌وحش برداشت اصولی شود و الان این طور نیست ، او این را هم می‌دانست که الان سال‌هاست جزیره‌ای عمل کردن در حوزه شکار، حیات وحش را به دردسر انداخته اما با این حال باز هم از فعال شدن بخش خصوصی و تلاش برای بهره‌برداری از ظرفیت‌هایی که به اعتقاد او بی‌نظیر است سخن به میان آورد.
کد خبر: ۳۳۳۱۸۲

البته در مورد این‌که آمدن بخش خصوصی به حوزه شکار به نفع حیات وحش است یا به ضرر آن، هنوز نمی‌توان با یقین کامل حرفی زد اما وقتی مسوولان سازمان حفاظت محیط زیست خودشان نگرانند که مبادا این واگذاری، حیات‌وحش را دچار خدشه کند تا حدی می‌توان حدس زد که چه اتفاقاتی در راه است.

خودسری در صدور پروانه شکار، دادن بعضی اجازه‌های خاص به برخی افراد، زیر پا گذاشته شدن همان قوانین ضعیفی که تا حدی جلوی برخی تجاوزات را می‌گیرد یا قربانی شدن حیات وحش در ازای دریافت مبالغی پول دم‌دستی‌ترین حدس‌هایی است که می‌توان با همه کاره شدن بخش خصوصی در امور شکار داشت. البته کاهش روزبه‌روز جمعیت گونه‌های جانوری در کشور و تنگ شدن هر روزه حلقه حیات در زیستگاه‌ها بخوبی نشان می‌دهد که از گذشته تا به حال مدیریت دولتی نیز راه به جایی نبرده است و (در بیشتر مواقع) با سردرگمی در تصمیمات تنها نظاره‌گر تخریب‌ها بوده است.

شاید برای همین است که عده‌ای می‌خواهند پای بخش خصوصی را به میدان باز کنند و از نیرویی تازه کمک بگیرند تا اگر اتفاقی نیز رخ داد آن را به پای غیردولتی‌ها بنویسند و ادعا کنند که ما فقط نقش نظارتی داشتیم .

مرگ حیات وحش در سکوتی سنگین

خیلی‌ها هستند که به گردشگری شکار فکر می‌کنند چون باور دارند حیات وحش ایران هنوز قابلیت جذب شکارچیان را دارد اما شاید این عده هنوز به آمارهای موجود نگاهی نینداخته‌اند تا بدانند اوضاع جمعیتی حیوانات وحشی کشور با سرعت به سمت بحران پیش می‌رود.

براساس آخرین آمارهای منتشر شده در مجلات حیات‌وحش، در فاصله دو سرشماری سال‌های 1356و 1380 نزدیک به 90 درصد از شمار حیات وحش ایران (حیات وحش به معنی حیوانات قابل شکار) کاسته شده است. این در حالی است که بررسی‌ها نشان می‌دهد در تمام زیستگاه‌های مهم مناطق آزاد کشور جمعیت کل و بز، قوچ و میش، آهو وجبیر و گونه‌های مختلف گوشتخواران یا به کلی نابود شده یا تعداد بسیار کمی از آنها باقی مانده است.

هوشنگ ضیایی، کارشناس حیات وحش نیز چندی پیش با نگارش مقاله‌ای، اطلاعاتی را منتشر کرد که اوضاع نامناسب حیات وحش کشور را با اعداد و ارقام به تصویر می‌کشد. او می‌نویسد بر اساس آخرین آمارگیری در مناطق جنوبی استان فارس که بر اساس آمارگیری سال 1356 از 15 تا 20 هزار قوچ و میش، کل و بز و آهو وجود داشت فقط 100?راس از این حیوانات مشاهده شد و در مناطق شمالی استان آذربایجان غربی که روزی زیستگاه هزاران راس کل، بز و قوچ و میش ارمنی بود حتی یک راس بز هم دیده نشد.

این در حالی است که در پارک ملی بختگان نیز که جزو مناطق زیر پوشش مستقیم سازمان حفاظت محیط زیست است از تعداد 16 هزار و 500 راس کل و بز و قوچ و میش در سال 1359 تنها هزار و 500 راس در سال 1376باقی مانده است.

حالا اگر گفته‌های مرحوم هرمز اسدی ـ که 8 سال روی گونه‌های یوزپلنگ آسیایی و فک‌های دریای خزر پژوهش کرده است – که پیش از مرگش در گفتگویی رسانه‌ای اعلام کرد به خاطر نبود غذا، مناسب نبودن زیستگاه و سموم و شکار، یوزپلنگ آسیایی و فک دریای خزر در وضعیتی بدتر از انقراض قرار دارند را نیز به آمارهای قبلی اضافه کنیم، حتما اوضاع وخیم فعلی قابل درک‌تر می‌شود.

ولی انگار برای کسی زیاد مهم نیست که چه بر سر حیوانات می‌آید چون اگر مهم بود مجوزهای بی‌رویه برای شکار صادر نمی‌شد، به خاطر دریافت پول بیشتر به شکارچیان خارجی اجازه قلع و قمع حیوانات داده نمی‌شد، خیلی راحت چشم‌ها به روی تخریب زیستگاه‌های حیات‌وحش بسته نمی‌شد و حفاظت از گونه‌های جانوری در راس برنامه‌ها قرار می‌گرفت.

بخش خصوصی، امیدواری یا خطر ؟

امروز تفنگ در دست مردم زیاد است یعنی خیلی بیشتر از آنی که مسوولان مجوزش را داده‌اند، گلوله هم همینطور حتما چند ده برابر بیشتر از تفنگ‌ها، مردم هم آموزش ندیده‌اند و شکارچی‌ها فرهنگ شکار ندارند مثل این‌که می‌خواهند به هر جنبنده‌ای در طبیعت شلیک کنند، مجازات‌ها هم آنقدر ناچیز است که ریسک خلاف کردن را بالا نمی‌برد، حفاظت از گونه‌های مختلف جانوری نیز برای هیچ نهادی اولویت ندارد، رقابت غذایی و شیوع بیماری و از بین رفتن زیستگاه‌ها هم که جای بحث دارد؛ اینها مشکلاتی است که حیات وحش ایران سال‌هاست با آنها دست به گریبان است؛ مشکلاتی که تا به حال بخش دولتی برای رفع آن کار زیادی از دستش برنیامده است.

اما وقتی مسوولان سازمان حفاظت محیط زیست بر واگذاری برخی امور منابع طبیعی از جمله امور مربوط به شکار به بخش خصوصی دست می‌گذارند، این خوش‌بینی پیش می‌آید که قرار است اتفاقات بزرگ و البته مثبتی در حوزه حیات وحش ایران اتفاق بیفتد ولی با کنار هم چیدن ریز و درشت واقعیات، تصویر مثبت این خیال فرو می‌ریزد.

ناصر کرمی از صاحبنظران محیط زیست که برای تحلیل چشم‌انداز حیات وحش کشور پس از واگذاری امور شکار به بخش خصوصی هم صحبتمان شده بود نیز این‌گونه اعتقاد داشت. او به جام‌جم می‌گوید: پیش از بررسی چشم‌انداز آینده، ابتدا باید اوضاع سازمان حفاظت محیط زیست را تجزیه و تحلیل کنیم. این سازمان در چند سال گذشته نشان داده از نظر بدنه اجرایی یعنی مدیریت، کارشناسی و محیط‌بانی مشکلات زیادی دارد. در واقع نیروهایی که از 40سال گذشته بخوبی تربیت شده بودند یا به خاطر بازنشستگی یا به خاطر دلسرد شدن از سازمان جدا شدند. به همین سبب هم اکنون سازمان در سطح اجرایی با مشکل رو به روست.

او با بیان این مقدمه، موافقت خود با اصل واگذاری را اعلام می‌کند و توضیح می‌دهد: این‌که امور مختلف به بخش خصوصی واگذار شود از نظر اصولی کاری خوب و مدرن است که البته در شرایط فعلی ایران می‌تواند نگران‌کننده باشد. یعنی در مواردی از خصوصی‌سازی که امکان نظارت زیاد و خسارات ناشی از آن کم بوده ما خوب عمل نکرده‌ایم. پس وقتی در حوزه‌ای مثل حیات وحش که امکان نظارت کم و خسارات احتمالی زیاد است، اوضاع بسیار نگران کننده خواهد بود.

کرمی با بیان این جملات به علل ایجاد نگرانی از عملکرد بخش خصوصی اشاره می‌کند و می‌گوید: موضوع شکار موضوعی پیچیده و چند مساله‌ای است که سازمان حفاظت محیط زیست در برخورد با هر کدام از این موضوعات مشکل دارد. سازمان باید نظارت دقیق بر زیستگاه‌ها داشته باشد، تعداد حیوانات هر زیستگاه و تعداد حیوانات مازاد را بداند تا بتواند مطابق آن پروانه شکار ساده کند اما در حال حاضر سازمان حتی در مورد یک گونه جانوری هم آمار درست ندارد.

این کارشناس حیات وحش که معتقد است سازمان حفاظت محیط زیست در بخش حاکمیتی و نظارتی ضعیف است، نسبت به کمبود تجهیزات بخش خصوصی و روحیه منفعت طلبی این بخش احساس خطر می‌کند و با طرح این مساله که اصولا در ایران بخش خصوصی به معنی واقعی کلمه وجود ندارد، می‌گوید: من موافق خصوصی‌سازی هستم اما آیا بخش خصوصی در حوزه محیط زیست در ایران واقعا وجود خارجی دارد ؟ آیا ما ظرفیت شکل‌گیری بخش خصوصی قوی را داریم یا این‌که قرار است مدیران در حال بازنشستگی سازمان حالا در نقشی تازه و در قالب بخش خصوصی امور را در دست بگیرند؟ همین مسائل است که سبب می‌شود تا به این فکر بیفتیم سازمان حفاظت از محیط زیست دست به چنین ریسکی نمی‌زند و واژه خصوصی‌سازی را به عنوان واژه‌ای که مد شده است استفاده می‌کند.

مریم خباز / گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها