تهیه و تولید مجموعه تلویزیونی هوش سیاه شاید نخستین تجربه سید عباس فاطمی در حوزه بررسی جرایم اینترنتی از طریق رسانه ملی باشد، این تهیهکننده ضمن تایید این مطلب درخصوص کم و کیف تولیداین مجموعه گفت: رشد فناوری در جامعه، نوع زندگی افراد را تحت تاثیر قرار داده و به این ترتیب شکل جرایم نیز تغییر کرده است و آدمهای هوشمند با ابزارهای جدید به جای بالا رفتن ازدیوار مردم با صرف کمترین هزینه مکانی و زمانی، کالاهای بهتری را میدزدند. درواقع اینترنت و فضاهای مجازی موجود، زمینه مناسب برای ارتکاب جرایم سنگین مالی و خانوادگی را فراهم کرده و سوءاستفادههای مالی و البته ملی مانند شرکتهای هرمی را ـ که عمده کار آنها با اینترنت است ـ روز به روز افزایش داده است.
وی افزود: آگاهی مردم نسبت به این جرایم مستلزم این است که عدهای در قالب تحقیق این موضوع را بررسی کنند و مجموع دستاوردهای خود را به صورت فیلمنامه بنویسند و در قالب سریالهای تلویزیونی که مخاطب گستردهتری دارد، عرضه شود. به همین دلیل از سال 1386 طرح اولیه به سیما فیلم ارائه شد و پس از تصویب، آقای اسلامی مهر از من و مسعود آبپرور دعوت کرد تا مذاکراتی را درباره این پروژه انجام دهیم که پس از جلسات متعدد به این نتیجه رسیدیم که تحقیقاتی را از روی پروندههای موجود در این زمینه انجام دهیم و براساس جرایم واقعی به داستانهای قابل نمایش دست یابیم؛ در نتیجه 8 داستان واقعی بررسی شد و مجموع پروندهها را در اختیار آرش قادری گذاشتیم و قصه جدیدی برگرفته از داستانهای واقعی نوشته شد. درواقع به جای اینکه اپیزودهای مستقل از یکدیگرطراحی و اجرا شود، خط داستان مشترکی را با کاراکتری چون سرگرد احمدی با بازی حسین یاری، معاون دایره پیشگیری و مبارزه با جرایم رایانهای پلیس ایجاد کردیم.
این تهیهکننده تلویزیونی در پایان صحبتهای خود به تعداد لوکیشن مجموعه تلویزیونی هوش سیاه اشاره کرد و گفت: مجموعه تلویزیونی هوش سیاه حدود 15 قسمت بود که بالغ بر 270 لوکیشن داشت که از این تعداد 130 لوکیشن اصلی بود. با یک حساب سرانگشتی متوجه میشویم که این تعداد لوکیشن برای 15 قسمت زیاد است اما آقای آبپرور بادقت نظری که داشت، از همه لوکیشنها به بهترین شکل استفاده کرد، ضمن اینکه گاهی وقتها پیش میآمد که تعدد لوکیشن در یک روز بیشتر میشد، مثلا یک صبح تا ظهر گروه در یک لوکیشن کار میکرد و عصر همان روز به جای دیگری میرفتیم.
یکی از ویژگیهای این مجموعه تلویزیونی، تصویربرداری با دوربین روی دست بود، کاری که در عرصه سریالسازی تلویزیون بی سابقه است. هاشم گرامی، تصویربردار این مجموعه تلویزیونی پیش از این، تجربه کار با دوربین روی دست را در فیلمها و مجموعههای مختلف تلویزیونی داشته است، اما سریال هوش سیاه نخستین تجربه او با این نوع دوربین بود. هاشم گرامی درخصوص تصویربرداری این مجموعه تلویزیونی گفت: پیش از این تجربه کار با دوربین روی دست را با آقای آبپرور و دیگران داشتهام اما مدت زمان تصویربرداری در هریک از این کارها حدود 5?دقیقه بود، در هوش سیاه همه کار بادوربین روی دست فیلمبرداری شد و این اتفاقی بود که تاکنون در ایران نیفتاده است.
وی یادآور شد: در همه دنیا کار با سه پایه منسوخ شده و ما هم باید به گونهای پیش برویم که از روزگار عقب نمانیم اما نکته اینجاست که در همه دنیا برای یک سریال 50 قسمتی 6 تصویربردار دارند که هریک از آنها حداقل 10 قسمت را فیلمبرداری میکنند اما من به تنهایی 15 قسمت سریال را که در مجموع 750 دقیقه بود، تصویربرداری کردم و این کار ضربههای جسمی سختی به من وارد کرد، البته من از این کار راضی هستم و خدا را شکر میکنم که فرصت چنین تجربهای را در اختیار من گذاشت.
ایده کار با دوربین روی دست با توجه به فضای پلیسی و جرایم اینترنتی برای نخستین بار است که مطرح میشود که خود این ایده به تنهایی حرفی برای گفتن دارد. هاشم گرامی درخصوص چگونگی شکلگیری ایده استفاده از دوربین روی دست گفت: ایده این کار، فکر مشترکی از من و مسعود آبپرور بود، توضیح کامل هر پلان را کارگردان میداد و من فکر ایشان را اجرا میکردم، البته در شکلگیری این ایده همه عوامل به سهم خود موثر بودند و تلاش کردند، اما وجه تمایز کار من با بقیه استفاده از دوربین روی دست بود. نکته مهم این اتفاق که در تولیدات آثار تلویزیونی نیفتاده است، وجود دوربین در بافت و تار و پود فیلمنامه است و در جهت به ثمر رسیدن این پروژه پیش رفت و اگر هیجانی هم وجود داشت در قالب خود کار بود. به اعتقاد من عناصری چون کارگردانی، بازی و دوربین فقط به نهایی شدن داستان هوش سیاه کمک کردند.
وی در پایان صحبتهای خود به جنبههای آموزشی این سریال اشاره کرد و افزود: بازخوردهای مخاطب حکایت از آموزشی بودن این مجموعه دارد، چراکه بسیاری از تماشاگران به جرایم اینترنتی آشنایی نداشتند و زمانی که صحبت میشد، میگفتند نمیدانستیم از طریق اینترنت میتوان سرقت کرد یا خیر. متاسفانه این یک واقعیت است و حالا با چنین مجموعههای تلویزیونیای میتوان آموزش لازم را در این زمینه داد، ضمن اینکه در این مجموعه به سبک و سیاق ویدئو کار نکردیم و با وجود لوکیشنهای بسیار، کار بخوبی انجام شد. سختترین بخش تصویربرداری لوکیشن خانه کامران در طبقه 12 یک برج بود که همسطح با نور خورشید بود و از طرفی صحنه خانه کامران و همچنین لباسهای او سفید بود و رنگ سفید هم دشمن دوربین است، ولی به دلیل پرداختن به شخصیتهای داستان باید آنچه را مطلوب بود، از دل کار بیرون میآوردم.
طراحی صحنه و لباس در یک مجموعه پلیسی یکی از عناصر مهم درایجاد رابطه منطقی بین کنش و واکنش داستان است.
حسین مجد، طراح صحنه و لباس سریال هوش سیاه است که همگام با آبپرور و گروه تولید پیش رفته. او درخصوص تجربه کار در این سریال تلویزیونی گفت: طراحی صحنه این مجموعه سخت بود، چراکه خیلی بعیداست که برای یک سریال 15 قسمتی 270 لوکیشن درنظر گرفته شود و این تعداد لوکیشن به این معنا نبود که بتوان همه را یک جا جمع کرد، بنابراین هر لوکیشن طراحی صحنه و لباس جداگانهای را میطلبید. به همین دلیل کوشیدم لوکیشن و نوع لباسی که برای کاراکترها انتخاب میشود، نوعی شخصیتپردازی باشد تا به فهم مخاطب کمک کند.
وی افزود: برهمین اساس همه لباسهای کامران سفید بود و فقط وسایل خانه به رنگ سیاه طراحی شده بود و این انتخاب کاملا متعمدانه بود و قصد داشتیم کاراکتری شطرنج گونه را به مخاطب عرضه کنیم تا شخصیت او خوب دیده شود یا از طرفی فعالیت پلیس در مکان خاصی طراحی شده بود تا نشان دهیم پلیس احاطه کامل بر وقایع و رویدادها دارد. همه این ترفندها برای باورپذیر شدن مجموعه نزد مخاطب طراحی شده بود و این باورپذیر بودن کار به مشورت با مسعود آبپرور، کارگردان نیاز داشت تا به نتیجه مطلوب برسیم. در واقع طراحی صحنه و لباس در خدمت داستان بود.
پریساساسانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم