شکست روندسازش رژیم صهیونیستی وفلسطینی ها

هیچ کشور عرب و مسلمانی به ادامه حاکمیت اسرائیل بر یکی از مقدسترین اماکن اسلامی رضایت نخواهد داد و توافق بر سر تقسیم بیت المقدس را تحمل نخواهد کرد
کد خبر: ۳۳۱۴
قیام یکساله مردم فلسطین این حقیقت را بیش از هر زمان دیگری روشن کرد که صلح واقعی تنها در زمانی برقرار خواهد شد که اسرائیل به طور کامل به حدود مرزهای پیش از ژوئن 1968 عقبنشینی کند.در حال حاضر: تنها اندکی از فعالان صلح پذیرای این واقعیتند؛ اما باید به خاطر داشت که 10 سال پیش نیز تنها همین تعداد از صهیونیست ها با تشکیل کشور فلسطین موافق بودند.طرح تقسیم فلسطین از سوی سازمان ملل متحد در سال 1947 رژیم صهیونیستی را از لحاظ مرزهای جغرافیایی در وضعیتی قرار می داد که نمی توانست به راحتی از خود در برابر یک دشمن سرسخت دفاع کند؛ اما این ضعف در پی تصرف بخشهایی از سرزمینی که به فلسطینی ها اختصاص یافته بود، در جریان جنگ سال1948 برطرف شد و رژیم اشغالگر قدس به هدف امنیتی خود دست یافت.حتی بهانه دشواربودن دفاع از مرزهای اسرائیل براساس طرح تقسیم فلسطین از سوی سازمان ملل نیز هر چند تا حدودی قابل درک است ، اما نمی تواند بهانه قابل قبولی برای خودداری رژیم صهیونیستی از بازگشت آوارگان فلسطینی باشد که اسرائیل به بهانه داشتن دشمن سرسخت آنها را از زادگاهشان بیرون رانده است تصرف کرانه باختری رود اردن و نواز غزه از سوی اسرائیل در سال1967 مساله ای بود که پرونده آن هنوز بسته نشده است و نه با انگیزه تقویت رژیم صهیونیستی صورت گرفته و نه چنین پیامدی برای اسرائیل به همراه داشته است . انگیزه اسرائیل از تصرف کرانه باختری و نوار غزه جنبه ایدئولوژیک و گامی در جهت تحقق رویای صهیونیستی مبنی بر حاکمیت یهود بر تمامی خاک فلسطین باستانی محسوب می شد. نتیجه چنین اقدامی تشدید مقاومت ملی گرایانه فلسطینی ها علیه اشغالگران انگلیس و دامن زدن به مناقشه گسترده تر اعراب و اسرائیل بود.پیمان صلح 1979 مصر و رژیم صهیونیستی و1994 اردن - اسرائیل زمانی امکانپذیر شد که این رژیم آمادگی خود را برای بازپس دادن تمامی سرزمین های اشغال شده در جنگ 1967 در مقابل غیرنظامی شدن این سرزمین ها و گامهای دیگری در جهت تقویت امنیت رژیم صهیونیستی ، اعلام کرد. در خلال دهه 1990 چیزی نمانده بود که اسرائیل بر اساس همین اصول یعنی بازگرداندن بلندی های جولان غیرنظامی شدن اراضی بازپس داده شده و برخی تدابیر امنیتی دیگر با سوریه نیز به صلح دست یابد.فلسطینی ها به کمتر از آنچه گفته شد، تن درنخواهند داد. حتی اگر برخی از رهبران فلسطین از جمله عرفات نیز بخواهند به کمتر از بازپس دادن تمامی مناطق اشغال شده در جریان جنگ 1967 رضایت دهند، چنین مصالحه و توافقی دوام نخواهد آورد. فلسطینی ها در زمینه چگونگی اصل عقب نشینی کامل اسرائیل از اراضی فلسطین از خود نرمش نشان داده و پذیرفته اند در صورت قبول اصول عقب نشینی کامل از سوی رژیم اشغالگر قدس آنها آماده اند درباره چگونگی اجرای عملیات عقب نشینی با مقامهای اسرائیلی گفتگو کنند.در عمل این احتمال وجود دارد که اسرائیل بتواند برخی از شهرک های یهودی نشین در کرانه باختری رود اردن را که در مجاورت خطوط مرزی سال 1967 قرار دارند، به خاک خود ضمیمه کند؛ چون مذاکره کنندگان فلسطینی گفته اند با تغییرات اندک ارضی که حدود50 درصد از ساکنان شهرکهای یهودی نشین را )در مقابل 80 درصدی که باراک پیشنهاد کرده بود( در داخل خاک اسرائیل جا می دهد، موافقت خواهند کرد، مشروط بر این که ضمیمه ساختن این شهرکها تعداد قابل ملاحظه ای از روستاهای فلسطینی را دربرمی گیرد و اسرائیل به همان میزان از اراضی فلسطین را که به خاک خود ملحق می کند، اراضی ای با همان کیفیت به فلسطینی ها واگذار کند. مثلا، رهبران فلسطین به طور خصوصی گفته اند مساله تبادل اراضی را به طور جدی بررسی خواهند کرد، مشروط بر این که اسرائیل موافقت کند بخشی از اراضی مجاور نوار غزه و کرانه باختری رود اردن و باریکه ای از اراضی را که از طریق صحرای نقب می گذرد، برای متصل کردن کرانه باختری و نوار غزه به یکدیگر در اختیار فلسطینیها قرار دهد.تصور یافتن راه حلی برای مساله بیت المقدس بدون بازگشت تقریبا کامل به وضعیت پیش از سال 1967 یعنی تقسیم این دو شهر به دو بخش یهودی نشین بیت المقدس غربی و عرب نشین بیت المقدس شرقی با حاکمیت مسلمانان بر بخش قدیمی این شهر بویژه حرم الشریف به استثنای محله یهودی نشین و دیوار ندبه ، دشوار است . هر چند این مساله برای هر دو طرف موضوع بسیار حساس و مهمی محسوب می شود؛ اما مساله تقسیم بیت المقدس بین فلسطینی ها و اسرائیل بیشتر جنبه نمادین دارد.در صورت تقسیم بیت المقدس ممکن است این پرسش مطرح شود که چرا باید اسرائیل از ادعای خود به نفع فلسطین دست بردارد؛ پاسخ این سوال بسیار ساده است ؛ چون بنا به دلایل اخلاقی نامعقول نخواهد بود اگر طرفی که خطاکار بوده است در مقایسه با قربانی ها، تاوان بیشتری بپردازد. مهمتر این که هیچ کشور عرب و مسلمانی به ادامه حاکمیت اسرائیل بر یکی از مقدس ترین اماکن اسلامی رضایت نخواهند داد. نه عرفات و نه اسرائیلی ها قادر خواهند بود پیامدهای ناشی از توافقی که خشم جهان اسلام را برخواهد انگیخت و دولتهای میانه رو عرب همچون مصر، اردن، لبنان و حتی سوریه را با خشم توده های مردم روبه رو خواهد کرد، تحمل کنند.آنچه برای اسرائیلی ها تحمل آن تلخ تر خواهد بود، بازپس دادن مناطقی است که اسرائیل در خلال 35 سال گذشته در بیت المقدس غربی و کرانه باختری به خاک خود ضمیمه کرده است . این احتمال وجود داشت که عرفات پیش از انتفاضه با باقی ماندن برخی از مناطق یهودی نشین در بیت المقدس شرقی و حومه آن در حاکمیت اسرائیل موافقت کند؛ اما در حال حاضر با توجه به رویدادهای یک سال گذشته چنین مصالحه ای بسیار دشوار خواهد بود. در شرایط کنونی به سختی می توان تصور کرد که مردم فلسطین با ادامه وجود شهرکهای یهودی نشین در مناطقی که به حق معتقدند قلمرو فلسطین محسوب میشود، موافقت کنند.به همین ترتیب بسیار بعید است توافقی به دست آید که براساس آن اسرائیل در عمل کنترل نظامی خود بر دره رودخانه اردن را حفظ کند؛ چون فلسطینی ها به هیچ وجه با ادامه حضور نظامی اسرائیل در هیچ نقطه از سرزمین خود موافقت نخواهند کرد. از سوی دیگر، شواهد موجود نشان می دهد که در جریان گفتگوهای کمپ دیوید و مذاکراتی که در پی آن صورت گرفت ، فلسطینی ها آماده بودند تا به راه حلی مشابه توافق مصر و اسرائیل درباره صحرای سینا دست یابند، یعنی استقرار نیروهای بین المللی از جمله نظامیان امریکایی در کرانه باختری رود اردن.براساس چنین تدابیری و حل وفصل همه جانبه مناقشه اعراب و اسرائیل از جمله امضای پیمان صلح بین اسرائیل و سوریه که هنوز هم امکانپذیر است ، اهداف و منافع امنیتی مشروع اسرائیل نیز بخوبی تامین خواهد شد. راه حل موردنظر، همان گونه که در موافقت نامه های به دست آمده با اردن و مصر بر آن تصریح شده است ، باید بین مرزهای سیاسی و امنیتی اسرائیل تفاوت قایل شود، مرزهای سیاسی اسرائیل در غرب را مرزهای این کشور باشبه جزیره سینا تشکیل می دهند؛ اما مرز امنیتی این کشور کانال سوئز است ؛ یعنی نقض موافقت نامه غیرنظامی سازی و عبور ارتش مصر از کانال سوئز به معنی اعلام جنگ خواهد بود.به همین ترتیب مرز سیاسی شرق اسرائیل ، رود اردن و مرز اسرائیل - اردن حدفاصل بحرالمیت در جنوب و خلیج عقبه است ؛ اما مرز امنیتی اسرائیل در شرق ، مرز اردن با عراق است ؛ یعنی حضور هر ارتش متخاصم در اردن ؛ یعنی ارتش کشورهایی همچون سوریه ، عراق و ایران در اردن و حرکت آن به سمت اسرائیل به عنوان اقدامی خصمانه تلقی خواهد شد و اسرائیل پیش از رسیدن این ارتش ها به دره رود اردن از خود واکنش شدید نشان خواهند داد.در مورد منابع آب نیز باید اذعان کرد که اسرائیل نمی تواند این مساله را به نفع خود و زیان فلسطینی ها حل کند و منابع آب زیرزمینی کرانه باختری رود اردن باید در اختیار کشور فلسطین قرار گیرد. در چنین شرایطی ، اسرائیل بین 25 تا30 درصد منابع آب آشامیدنی خود را از دست خواهد داد و برای جبران این کمبود می توان برای مدتی این منابع آب را بین فلسطین و اسرائیل تقسیم کرد. به هر حال ، می توان ظرف 5 سال با بهره گیری از تاسیسات شیرین سازی آب ، انتقال آب با تانکر و لوله ، کمبود آب ناشی از واگذاری منابع آب کرانه باختری رود اردن به فلسطینی ها را جبران کرد. در ضمن باید توجه داشت که اگر اسرائیل تمامی منابع آب کرانه باختری رود اردن را برای خود حفظ کند، این منابع به سرعت تحلیل خواهد رفت ؛ چون عدم توازن بین منابع موجود آب در اسرائیل و مصرف بالای آب در این کشور سبب خواهد شد تا مشکل کم آبی اسرائیل بار دیگر بروز کند. به هر حال ، به علت وجود راه حل های مربوط به فناوری برطرف ساختن مشکل کمبود آب در بلندمدت ، با صرف پول می توان مشکل آب را برطرف کرد و بودجه ای که برای این کار لازم است، چندان هنگفت نخواهد بود.به استثنای مساله بیت المقدس ، مهمترین مشکل موجود بین فلسطینی ها و اسرائیل حق بازگشت آوارگان فلسطینی به اسرائیل است که بنا به دلایلی که پیش از این به آنها اشاره شد، نمی توان به سادگی آن را حل و فصل کرد. با وجود این ، در پرتو یک راه حل فراگیر، مشکل آوارگان نیز چندان لاینحل نخواهد بود و به احتمال زیاد می توان برای این مشکل چاره ای که برای هر دو طرف قابل قبول باشد، پیدا کرد.در خلال دهه گذشته تعدادی از رهبران با نفوذ فلسطینی در سخنان خود خاطرنشان کرده اند که آنها آمده اند بین حق بازگشت و به اجرادرآوردن این حق تفاوت قایل شوند، مشروط بر این که اسرائیل به مسوولیت خود مبنی بر ایجاد این مشکل اعتراف کند. برای مثال ابوایاذ یکی از رهبران بلندپایه سازمان آزادی بخش فلسطین در مقاله ای در سال 1990 نوشت فلسطینی ها این نکته را درک می کنند که از قوه به فعل درآوردن دقیق حق بازگشت آوارگان فلسطینی به اسرائیل ناممکن است و از طریق گفتگو می توان این مساله را حل کرد، مشروط بر این که اسرائیل اصل حق بازگشت یا پرداخت غرامت به آوارگان را بپذیرد. ما از جامعه بین المللی انتظار داریم نقش کامل خود را در زمینه پرداخت غرامت به آوارگان فلسطینی ایفا کند.در خلال چند ماه گذشته این طرز فکر و موضع بارها تکرار شده است و رهبران بلندپایه فلسطینی در اظهارات رسمی خود بر این نکته تاکید کرده اند که ما می دانیم اسرائیل هرگز با بازگشت تعداد کثیری از آوارگان فلسطینی و اخلاف آنها به اسرائیل نخواهند کرد و آنها نیز قصد ندارند از اسرائیل چنین درخواستی کنند.از گزارش های متعددی که فلسطینی ها و اسرائیل درباره حق بازگشت منتشر کرده اند، به خوبی می توان دریافت که عناصر یک راه حل عبارت خواهند بود از اعتراف اسرائیل به مسوولیت سیاسی و اخلاقی خود در زمینه آوارگی مردم فلسطین ، بازگشت تعداد اندکی از آوارگان و اخلاف آنها به اسرائیل که هنوز ارتباط نزدیکی با بستگان عرب اسرائیلی خود دارند، اسکان دوباره بیشتر آوارگان در مناطقی که فلسطینی ها در مقابل واگذاری بخشی از سرزمین های خود به اسرائیل به دست آورده اند تا بدین ترتیب فلسطینی ها بتوانند بگویند که آوارگان به اسرائیل بازگشته اند و اسکان بقیه آوارگان در کشور فلسطین و دیگر کشورهای عربی و غربی و اعطای کمک های مالی چشمگیر از سوی اسرائیل و جامعه بینالمللی.بدین ترتیب ، متوجه می شویم که مساله بازگشت آوارگان بیشتر یک مساله نمادین است و مشکلی نیست که راه دستیابی به صلح را مسدود کند. با توجه به این واقعیت که می توان مساله حق بازگشت را به صورت مسالمت آمیزی حل کرد، پافشاری اسرائیل و مدافعان این کشور مبنی بر این که مشکل آوارگان مساله لاینحلی است نشان می دهد که آنها نمی خواهند یا قادر نیستند به دقت به سخنان فلسطینی ها در این زمینه گوش فرا دهند. واقعیت تلختر این که ، بسیاری از مقامهای اسرائیلی مساله حق بازگشت را بهانه ای قرار داده اند تا از دستیابی به توافقی که به تشکیل کشور مستقل فلسطینی منجر خواهد شد، امتناع ورزند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها