هر چند امروز و با حضور علیرضا امینی در راس فدراسیون، جودو میخواهد رخت و لباسی نو بر تن کند و سیاستهای تازهای را در مسیر احیا و رشد مورد توجه قرار دهد، اما واقعیت این است که مدیر اهل فن و با تجربه جودو نیز کار مشکلی را در این مسیر پیش رو دارد.
در حقیقت، نسل جدیدی از قهرمانان زبده باید در جودو پرورش داده شوند تا این رشته از نو در مسیر مدالآوری و کسب افتخار قرار بگیرد.
در پیش بودن بازیهای آسیایی گوانگجوی چین و برنامه کسب سهمیه حضور در بازیهای المپیک لندن، از اهم برنامههای پیشروی جودوی ایران است و بهطور حتم میتوان حدس زد که علیرضا امینی حالا که در راس قرار گرفته نمیتواند برای یک لحظه نیز از آینده این رشته غافل باشد. بویژه اکنون که سیر تا پیاز این رشته به او ختم شده و به نوعی توپ در زمین اوست.
ناکامی تیم ملی در رقابتهای گزینشی المپیک لندن در تونس، گوشهای از سختیهای کار را به تصویر کشید تا رئیس فدراسیون بصراحت عنوان کند که با این روند جودو به جایی نمیرسد و برای همین میخواهد برنامه جدیدی را مورد توجه قرار دهد.
پس از کنار رفتن محمد درخشان از ریاست فدراسیون جودو، این رشته به نوعی دچار بیثباتی شد تا این ازهمگسیختگی و عدم انسجام بین خانواده جودو، این رشته را روزبهروز از جایگاه خود دور کند. به عنوان کسی که سالها در تشکیلات جودوی ایران فعالیت کرده، دلیل این بیثباتی را ناشی از چه عواملی میدانید؟به نظر من مهمترین عاملی که نه تنها جودو، بلکه اکثر فدراسیونهای ورزشی ما از آن لطمه میخورند، نادیده گرفتن عقبه تجربی آن فدراسیون است. اتفاقی که در جودو افتاد این بود که محمد درخشان یکسری خواستههایی داشت که به دلیل برآورده نشدن تصمیم گرفت از سمت خود کنارهگیری کند، اما به دنبال این کنارهگیری متاسفانه تصمیم خوبی در مورد جانشین او اتخاذ نشد، چرا که جانشین او وقت لازم را برای جودو نمیگذاشت و در نتیجه این رشته به حال خود رها شده بود تا به تبع آن اختلافها ریشه بدواند.
اتفاقات بسیار تلخی از جمله برخورد فیزیکی یک ورزشکار با سرمربی تیم ملی صورت گرفت (اشاره به دعوای کاظم ساریخانی با آرش میراسماعیلی). البته با آن انتخابی که صورت گرفته بود، وقوع این قبیل اتفاقات قابل پیشبینی بود، اما به محض این که رئیس فدراسیون مشخص شد، تکلیف خیلی چیزها روشن شد.
به نظر میرسید در گیر و دار اختلافات جودو، طرفین به یارکشی پرداختند و خود شما هم در این زمینه نقش داشتید؟
من در مسائل انتخابات به هیچ عنوان جودوکاران را که مثل فرزندان خود میدانم وارد این بازی نکردم. گرچه عرضه این کار را داشتم و میتوانستم این کار را بکنم، اما این کار را نکردم تا جودو بیشتر از اینها صدمه نبیند. در عین حال به ملیپوشان تاکید کردم که شما یک سرباز هستید و مسائل پیش آمده مربوط به قسمت فرماندهی است که نباید در آن وارد شوند. در هر صورت این مسائل با انتخابات فدراسیون جمع شد و امروز آرامش در جودو برقرار است.
اما این آرامش خیلی دیر برقرار شد.
بدشانسی ما این بود که همزمان با اختلافات، هواپیمای حامل تیم نوجوانان جودو هم سقوط کرد و آن اتفاق تلخ هم بر وضعیت موجود اضافه شد تا همه چیز پیچیدهتر شده و جمع شدن آن بیشتر زمان ببرد. اما خوشبختانه پس از انتخابات و با صبری که به خرج دادیم مسائل تمام شد و امروز همه چیز در مسیر طبیعی خود در حال انجام است.
و امروز شرایط به گونهای رقم میخورد که آرش میراسماعیلی به عنوان منتقد سرسخت مدیریت شما، دور یک میز با شما مینشیند و حکم مشاور فنی فدراسیون را دریافت میکند. این مشاوره واقعی است یا جنبه تشریفاتی دارد؟
آرش میراسماعیلی ورزشکاری است که ورزش کشور روی او سرمایهگذاری کرده و ما باید بخوبی از این سرمایههای ورزش بهره ببریم. او مثل فرزند خود من است و سالها در تیم ملی برایش زحمت کشیدهام. روزی که برای اولین بار در انتخابی تیم ملی مقابل شهرام شهروزی شکست خورد، دیدم در گوشه سالن گریه میکند. به محمدرضا حاجیوسفزاده مربی تیم ملی گفتم برو 5 هزار تومان در جیب آن جودوکار بگذار و بگو دفعه بعد به اردوی تیم ملی دعوت خواهد شد. او سری بعد آمد و شهروزی را شکست داد و ملیپوش شد. میخواهم بگویم آرش میراسماعیلی از بدو تولد قهرمان و ستاره نبوده و این سیستم ورزش کشور بوده که او را ستاره کرده است. حالا هم باید قدر او را بدانیم، در نتیجه فعلا حکم مشاور فنی برای او صادر کردهام تا در آینده از او در تیم ملی استفاده کنیم.
یعنی احتمال دارد باز هم به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شود؟
نه، سرمربی نخواهد شد. چون محمود میران همچنان سرمربی است و میخواهیم از میراسماعیلی در یک سمت مناسب در تیم ملی استفاده کنیم. این که هنوز در این رابطه تصمیم قطعی نگرفتهام به این دلیل است که میخواهم با دقت پیش رفته و عجولانه تصمیم نگیرم. تنها میتوانم بگویم که از وجود میراسماعیلی بیشترین بهره را خواهیم برد.
اشاره داشتید به این مساله که یکی از نقاطی که ورزش ما از آن آسیب میبیند نادیده گرفتن عقبه تجربی فدراسیونهاست. خود شما چقدر تلاش کردهاید عقبه جودو را به امروز پیوند بزنید، بویژه این که یکی از مردان باتجربه جودو، محمد درخشان است که 12 سال تمام در راس فدراسیون از شما حمایت کرد؟
البته این را بگویم که من قبل از حضور آقای درخشان در راس فدراسیون، سرمربی تیم ملی بودم. درخشان به من میگفت طی 12 سالی که رئیس فدراسیون بوده مدام عدهای در گوشش زمزمه میکردند که مرا از تیم ملی جودو بردارد. اما او به این توصیهها توجه نشان نداد و به قول خودش کسی را پیدا نکرد که مثل من بتواند به تیم ملی جودو خدمت کند. البته وی به من محبت داشت و هیچزمان نیز این مساله را فراموش نمیکنم. امروز که به عنوان رئیس فدراسیون انجام وظیفه میکنم، نه به این دلیل که وامدار محبتهای او هستم خواسته باشم از تجربیاتش استفاده کنم، بلکه خود را مقید میدانم که با هدف خدمت به جودو و توسعه آن، از سرمایه و پتاسیلی قوی به نام محمد درخشان که در عرصه جودوی آسیا و جهان نیز فردی شناخته شده و دارای مسوولیت است، بهترین و بیشترین استفاده را بکنم. این را هم باید اضافه کنم که من تنها به تجربیات درخشان اکتفا نمیکنم، علاوه بر او مهر آیین و یزدانی، روسای اسبق فدراسیون جودو نیز عضو هیات رئیسه فدراسیون هستند و من عملا 31 سال عقبه تجربی جودو را در مدیریت این رشته به کار گرفتهام.
این در حالی است که برخی منتقدان استفاده از درخشان در هیات رئیسه فدراسیون را نوعی ادامه روند قبلی جودو میدانند.
متاسفانه برخی در مورد درخشان بیانصافی میکنند. او به معنی واقعی کلمه انسان صالحی است که آستین همت را برای خدمت به جودو بالا زده و سالها به این رشته خدمت کرده است. امروز که او برکرسیهای جهانی و آسیایی تکیه زده، نباید این کرسیها را به خاطر امیال شخصی از دست بدهیم.
یعنی مدیریت خود را کامل دانسته و اهمیتی به دیدگاه منتقدان نمیدهید؟
اینطور نیست. من از دیدگاههای کارشناسانه منتقدان استفاده میکنم چون هدف همه ما اعتلای جودوی ایران است، اما عدهای قصدشان تخریب است که من در مقابل آنها سیاست سکوت را در پیش میگیرم.
با توجه به این که تاکید دارید میخواهید از تمام پتانسیل موجود در جودو استفاده کنید، در زمینه توسعه کمی و به عبارت دیگر توسعه همگانی این رشته چه برنامهای دارید؟
یکی از ظرفیتهایی که در جودو وجود دارد به نیروهای نظامی و انتظامی برمیگردد و میتوان بخوبی در این بخش جودو را توسعه داد. بر این اساس و پیرو فرمایشات رهبر معظم انقلاب برای توسعه ورزش همگانی، کمیته توسعه همگانی جودو را راهاندازی کردهایم و با توجه به نیروی جوان و سازمانیافتهای که بویژه در بسیج و سپاه وجود دارد میتوانیم از این طریق در جهت همگانی کردن جودو گام برداریم.
طبیعی است که همگانی کردن به شرطی میتواند به قهرمانی منتج شود که فاکتورهایی مثل استعدادیابی هم لحاظ شود.
درست است، اما استعدادیابی در دست من رئیس فدراسیون نیست و به سیستم آموزش ورزش کشور برمیگردد. اگر ورزش به شکلی درست و همهجانبه در آموزش و پرورش شکل بگیرد مطمئنا دستاوردهای ارزشمند آن نیز شامل حال فدراسیونها میشود و زمینه برای رشد ورزش قهرمانی فراهم خواهد شد. در شرایط کنونی روسای فدراسیونها، تنها مسکن درمانی میکنند و به صورت جسته و گریخته استعدادیابی را هم در دستور کار خود قرار میدهند، اما اینها کافی نیست و باید ریشهای و مانند کشورهای صاحب قدرت ورزش پیش رفت.
اخیرا وزارت آموزش و پرورش وعدههایی مبنی بر توسعه ورزش در مدارس داده است.
صحبتهایی در این زمینه مطرح شده و باید دید چقدر عملیاتی خواهد شد. اگر این اتفاق در آموزش و پرورش بیفتد فدراسیونها نیروهای استعدادیاب خود را به مدارس میفرستند و دیگر استعدادیابی به ورزشکاران موجود محدود نمیشود.
اگر بخواهیم وارد مقوله ورزش قهرمانی شویم باید بگوییم که قهرمانان جودوی ما دچار ضعف فنی و یک نوع خلأ فنی تکنیکی هستند. خلأیی که در شرایط حساس و مسابقات مهم آسیایی و جهانی رخ نشان داده و باعث شده مدال از دست قهرمانان ما افتاده یا رنگ مدالشان تغییر کند. این مساله را قبول دارید؟
برای پاسخ به این نظر شما، بازیهای المپیک را مثال میزنم. برای کسب موفقیت در هر المپیک باید از فردای المپیک قبلی کارگروهی را شروع کرد. پکیج تعریفشدهای که از سازمان تربیت بدنی شروع شده، فدراسیونها را در بر گرفته و به تیم ملی میرسد. اگر این پکیج درست و حسابی بسته شود و همه موارد کسب موفقیت در آن لحاظ شود در نهایت منتج به موفقیت خواهد شد.
درد ورزش ما این است که ما در برنامه نوشتن هیچ مشکلی نداریم و بخوبی از عهده این کار برمیآییم، اما در عمل با مشکلات بسیاری مواجه میشویم. من سرمربی تیم ملی وقتی 8 ماه قبل از المپیک میبینم ورزشکارانم حقوق نگرفتهاند و با تاخیری بسیار زیاد این حقوق ناچیز نیز به آنها پرداخت میشود، نباید انتظار داشته باشم که زحماتم تمام و کمال به نتیجه برسد؛ چرا که در چنین شرایطی حداقل یک درصد از انرژی مثبت قهرمانان گرفته شده و به جای آن، یک درصد انرژی منفی وارد مدار شده است. این قبیل جزییات با هم جمع شده و در نهایت به ناکامی منتهی میشود. با این حال معتقدم این که همه چیز مهیا و فراهم باشد، در چنین شرایطی مدیریت کردن هنر نیست، بلکه مدیریت در بحران هنر است و مدیران بزرگ معمولا نقش خود را در این مواقع نشان خواهند داد.
فکر نمیکنید این بحرانها خودساخته و دستپخت خود مدیران ورزش ما در رشتههای مختلف است؟
قبول دارم. هر رئیس فدراسیونی باید از امروز به فردای المپیک لندن و اجرای برنامههای موردنظرش برای المپیک ریودوژانیرو باشد، اما اگر قرار بر این باشد که من رئیس فدراسیون مدام نگران موقعیت خود و گرفتن بودجه و امکانات موردنظر بوده و با مسائل روزمره درگیر باشم نمیتوانم بخوبی مدیریت کرده و امور را پیش ببرم. رئیس فدراسیون وقتی میتواند موفق باشد که دغدغه برکناری حداقل تا زمان مشخصی نداشته باشد.
بیشک با توجه به سابقه و تجارب کسب شده، علیرضا امینی با رویکرد متفاوت و خاص خویش برای خدمت، در راس تشکیلات جودو قرار گرفته است؟
من یک عقبه تجربی ارزشمند در جودو دارم. 18 سال سرمربی و مدیرتیمهای ملی بودم و اشراف خاصی به این رشته دارم. البته جودو را نباید در تیم ملی خلاصه کرد، هر چند تیم ملی یکی از ستونهای جودوست تا ما بتوانیم توان خود را معرفی کنیم.
جودو به نسبت ورزشهای رزمی دیگر خیلی سخت است و ورزشکارانی که به این رشته میآیند طبیعتا باید سختکوش باشند. اگرجودو را از منظر صنعت ورزش بررسی کنیم، از سال 1964 که این رشته المپیکی شده، دارای 14 وزن است و این یعنی کشورهای صاحب صنعت ورزش دنیا، سرمایهگذاری خوبی در جودو میکنند. در اغلب این کشورها مثل فرانسه و آلمان، جودو ورزش دوم آنهاست و از مهدکودکها تا دانشگاهها در جودو فعالیت دارند.
این نکته کار ما را بسیار سخت میکند و باید سرمایهگذاری بیشتری نسبت به گذشته داشته باشیم. این درست که در ایران پتانسل بالایی داریم و جوانان ما فیزیک بسیار خوبی دارند، اما باید روی آنها سرمایهگذاری شود و به نوعی از پایه شروع کنیم. این که تیمهای نوجوانان و جوانان ما مقامهای درخوری کسب میکنند نشاندهنده این است که ما حساب شده پیش میرویم. جدا از این که ظرف 12 سال جودوی ایران اول تا سوم آسیا بود، اما وقتی به عنوان سرپرست فدراسیون کارم را شروع کردم جودوی ایران نهم آسیا شده بود و من نه سرمربی بودم و نه مدیر تیم ملی و تنها نایب رئیس فدراسیون بودم که هیچگونه دخالتی در مسائل فنی نداشتم.
اما خود شما هم در این عقبگرد و نزول به رده نهم نقش داشتید. چرا که اگر تیم ما با این افت شدید مواجه شد به دلیل نبود پشتوانه برای نسل طلایی جودو بود، نسلی که در اختیار شما بود و شما نمیتوانید نقش خود را در این مورد نادیده بگیرید.
در کل سمت و سوی ورزش قهرمانی به این سمت است. اگر بخواهیم واقعیتها را به صورت ریشهای بیان کنیم، به عنوان کسی که دکترای ورزش دارد باید بگویم ورزش را باید از آموزش و پرورش شروع کرد. استراتژی تربیت ورزشکاران را نباید از منظر تیمهای ملی ببینیم. کارهای تاکتیکی و تکنیکی مختصری در تیم ملی انجام میشود. ورزشکاران در باشگاهها صیقل داده میشوند و ما حداکثر 30 نفر از آنها را به تیم ملی دعوت میکنیم و این امکان برایمان فراهم نیست که 300 نفر را در اردو داشته باشیم که البته به صلاح هم نیست. بنابراین باید در همه استانها و از مدارس کار آموزش جودو آغاز شود. باید به آنها خط و برنامه داد تا فونداسیون جودو خوب ریخته شود. بر این مبنا جودوکاران باید از مدارس تحویل باشگاه شده و بتدریج وارد عرصه قهرمانی استان، کشور و در نهایت تیم ملی شوند. این که امینی پشتوانهسازی نکرده است حرف درستی است و آن را قبول دارم، اما پشتوانهسازی دست من نبود و ماموریت آن را نداشتم. کار من این بود که دو سه تیم را آماده شرکت در مسابقات کنم و این کار را هم کردم. نمیگویم کارم خیلی خوب بوده، اما به هر حال بد هم نبوده است و رکوردهایی را زدیم؛ اولین طلای آسیا، اولین طلای جهان و افتخارات دیگری که همه در دوره من به دست آمد. در 3 المپیک تا رتبه پنجم رفتیم و گرچه خیلی کوشیدیم برای جودو مدال المپیک بگیریم، اما نشد.
گفتید ورزشکار باید از دل باشگاه به تیم ملی راه پیدا کند و تیم ملی جای پشتوانهسازی نیست. حال آن که در جودو اصولا باشگاهداری به خاطر نبود امکان درآمدزایی جایگاهی ندارد. در این شرایط چه باید کرد و فدراسیون با کارهای مسکن گونه و مقطعیاش، جودو را به کجا خواهد رساند؟
گرچه زمینههای حضور باشگاهها برای جودو فراهم نیست، اما ما پتانسیل خوبی داریم. با توجه به سرمایهگذاری کشورهای قدرتمند، ما هم برای این که از قافله روز جودوی دنیا عقب نمانده و روزی به مدال المپیک دست یابیم باید سرمایهگذاری خوبی داشته باشیم، چون جودو جای درآمدزایی نیست. حتی برخی ورزشکاران ما در شهرستانها تحتپوشش کمیته امداد هستند و توان پرداخت هزینههای خود را برای ورزش کردن ندارند.
چه راهکاری برای این مساله دارید؟
یکسری ایدهها دارم که از زمان سرپرستیام در فدراسیون، زمینه اجرای آنها را چیدهام. از طرف دیگر علی سعیدلو، رئیس سازمان تربیت بدنی تاکنون محبت ویژهای به جودو داشته و تمام خواستههای ما را برآورده کرده است. در حقیقت کاری که سعیدلو برای جودو انجام داده، هیچکس در تاریخ ورزش ایران نکرده است. منظورم واگذاری سالن افراسیابی به فدراسیون جودو است که اقدامی بسیار مهم بوده و تا 3 ماه دیگر آماده بهرهبرداری میشود. این اقدام از آن جهت حایز اهمیت است که ملیپوشان جودو روزانه 4 ساعت زمان مفید تمرین را در حال تردد بین مجموعه ورزشی آزادی و مجموعه شیرودی هستند که با این واگذاری این مشکل اساسی برطرف خواهد شد.
قرار است سالن شهید افراسیابی کمپ تیم ملی جودو شود؟
بله برنامه ویژهای برای این سالن داریم. در واقع قصد داریم این سالن را به عنوان قطب جودو و مرکز استعدادیابی این رشته قرار دهیم و برای همین باید آن را از هر حیث تجهیز کنیم. در واقع با تجهیز و بهرهبرداری از این سالن بخشی از صدمهای که جودو از حواشی و همچنین سانحه سقوط هواپیما متحمل آن شد، جبران خواهد شد.
به سانحه سقوط هواپیما و درگذشت اعضای تیم نوجوانان اشاره کردید، عملکرد تیم کنونی نوجوانان را در مسابقات اخیر قهرمانی آسیا چطور ارزیابی میکنید؟
به دنبال آن سانحه دلخراش، ما دست روی دست نگذاشتیم و تیمی دیگر را آماده مسابقات کردیم و خوشبختانه این تیم توانست مقام نایب قهرمانی آسیا را کسب کند در حالی که اگر آن عزیزان بودند ما به جای کسب 2 مدال طلا، 5 طلا در تایلند کسب میکردیم و تیممان قهرمان آسیا میشد.
5 طلای واقعی یا صغر سنی؟
نه، منظور من نوجوانان واقعی آن تیم است. چرا که 3نفر آنها تا یک سال و نیم دیگر میتوانستند در تیم نوجوانان حضور داشته باشند. ضمن این که آن 2 نفری که با شناسنامه برادر خود در رده نوجوانان بودند به هر حال جودوکار بودند و در رده سنی بزرگسالان عصای دست من میشدند. در هر صورت با آن سانحه، جودوی ایران 2 سال به عقب برگشت. هر کس غیر این را بگوید حرفش غیرکارشناسی است. چرا که پیکره جودو در این اتفاق صدمه خورد و ما جمعی از بهترینهای جودوی خود را از دست دادیم.
به نظر میرسد از نتایج مسابقات آسیایی تایلند رضایت کامل دارید؟
با توجه به اتفاقی که برای پیکره جودو افتاد، این نتایج عالی بود و نسبت به آسیایی سال قبل بهتر نتیجه گرفتیم. این میسر نشد مگر با تمهید خوب فدراسیون برای این تیمها. از جمله بهکارگیری زارعیان مربی خوب و ارزشمندی که سالها سابقه حضور در تیم ملی بزرگسالان را دارد.
اما در رده بزرگسالان همچنان با خلأ مواجه هستید؟
بله. بخوبی از این مشکل اطلاع داریم و سعی میکنیم با مدیریت خوب از پتانسیل موجود برای رفع این نقیصه نهایت بهره را ببریم. در این راه تمام نیروهای خود را بسیج کردهایم و برنامه ما این است که در بازیهای آسیایی گوانگجو 3مدال کسب کنیم.
4 سال پیش در دوحه، جودوی ایران 4 مدال کسب کرد، قانع شدن به 3 مدال پسرفت نیست؟
به هر حال واقعیتی است که با آن مواجه هستیم. این 3مدال هم در صورتی کسب خواهد شد که شرایط مهیا باشد. جودوی ایران به نوعی دست به پوستاندازی زده و باید منتظر یک نسل طلایی دیگر بود. گرچه نوار موفقیت جودو در زمانی که خود من در راس تیم ملی بودم ادامه داشت و ما در کنار میران، رودکی و ساریخانی، چاه خندق را داشتیم.
اینطور که از صحبتهای شما برمیآید با وجود همه انتقادها، کارنامه خود را در تیم ملی موفقیتآمیز میدانید؟
من به بهترین شکل ممکن تیم ملی را اداره میکردم، طوری که بین جودوکاران به دیکتاتور مشهور شده بودم. البته دیکتاتوری که با تمرینات زیاد و بدون گذشت، خیر و صلاح قهرمانانش را میخواست و به هیچوجه نیز اجازه نمیداد اصول تیمی زیرسوال رفته و مخدوش شود. به هر حال امروز هم شرایط بدی نداریم و باید افرادی را در جودو به کار بگیریم که عملیاتی باشند، نه اهل شعار دادن. همیشه گفتم قطار جودو در حال حرکت است و هر کس سوار نشود، جا میماند.
برگردیم به برنامهها و رقابتهای پیشروی فدراسیون، با توجه به انتظاراتی که از جودو وجود دارد برای المپیک لندن چه برنامهای دارید؟
وضعیت جودو امروز کاملا در جهان تغییر کرده و دیگر مثل سابق نیست. بیشک باید به سمت گلخانهای شدن پیش برویم چون سیاست فدراسیون جهانی همین است و سهمیههای المپیک به ورزشکاران و نه کشورها اختصاص مییابد. بنابراین ما باید 14 ورزشکار را به عنوان ملیپوش در نظر بگیریم و آنها را به بهترین شکل ممکن برای رقابتهای مختلف آماده کنیم. فدراسیون جهانی به سمت و سوی حرفهای شدن جودو گام برمیدارد. قبلا اگر یک جودوکار به نفر فینالیست میباخت در گروه بازندهها شانس کسب مدال برنز داشت، اما حالا این شرایط تغییر کرده است و فدراسیون جهانی روی انتخاب برترینها و شایستهها تاکید دارد و همه باید تا آنجا با هم مبارزه کنند که در هر وزن، 4 نفر در جدول باقی بمانند. بدین ترتیب برندهها به فینال میروند و بازندهها برگزارکننده دیدار ردهبندی برای کسب مدال برنز خواهند بود. این یعنی حرفهای شدن صددرصد جودو و ما هم باید خود را با قانون جدید وفق داده و به سمت کسب سهمیههای المپیک برویم.
ولی این گلخانهای کار کردن باعث از بین رفتن انگیزه در سایر جودوکاران خواهد شد، چه برنامهای برای جلوگیری از این مساله دارید؟
در کنار 14 نفر موردنظر، به گونهای برنامهریزی میکنیم که اگر ورزشکاری در هر وزن وضعیت خوبی داشته باشد در کنار او نفرات شاخص استانها را هم به رقابتها اعزام خواهیم کرد. از طرف دیگر برای مربیان استانها و جودوکاران مستعد برنامههایی داریم تا آنها انگیزه خود را از دست نداده و با قدرت به کارشان ادامه دهند.
گفتید سهمیههای المپیک را جودوکاران به نام خود ثبت خواهند کرد، در کل چند مسابقه بینالمللی برای این سهمیهها در نظر گرفته شده است؟
تا پایان امسال 14 مسابقه بینالمللی وجود دارد که حکم ورودی المپیک را دارد و از بین 5 مسابقه بینالمللی، هر جودوکاری که بهترین نتایج را کسب کرده باشد، امتیازاتش لحاظ خواهد شد.
آیا به این 14 جودوکار موردنظر حقوق و مزایایی پرداخت خواهد شد؟
قطعا پرداخت خواهد شد. دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد.
این 14 نفر مشخص شدهاند؟
نه، هنوز اسامی آنها اعلام نشده ضمن این که فعلا حدود 12 نفر را برای انجام این مهم در نظر داریم.
چه زمانی این فهرست مشخص میشود؟
تا حدود 3 ماه دیگر همه چیز مشخص خواهد شد، ضمن این که قصد داریم با حضور هر یک از جودوکاران مثل وحید سرلک که دارای دعوتنامه از کشورهای اروپایی باشند در رقابتهای اروپایی موافقت کنیم تا به صورت خودکار در کوران مسابقات قرار بگیرند.
اسامی نفراتی که موفق به کسب سهمیه شدهاند، چه زمانی اعلام خواهد شد؟
تا سه، چهارماه مانده به المپیک مشخص نخواهد شد. چرا که مثلا اگر ورزشکار ما امسال 300 امتیاز کسب کند، در سال 2011 این امتیاز به عدد 150 کاهش پیدا میکند و از این عدد دوباره مجموع امتیازها را محاسبه میکنند. بنابراین بسرعت این سهمیهها مشخص نخواهند شد. هدف فدراسیون جهانی این است که طی سال مانده به المپیک همه جودوکاران را درگیر مسابقات کند و در نهایت به جای این که 50 کشور سهمیه المپیک را کسب کنند در نهایت 100کشور با بهترین نفرات خود گام به این مسابقات بگذارند.
اما در رقابتهای گزینشی تونس، تیم ملی در گام اول دچار شکست سختی شد و بدون حتی یک پیروزی از مسابقات خارج شد.
قبول دارم و برای همین معتقدم جودو با این روند به جایی نمیرسد و باید برنامه جدیدی را مورد توجه قرار دهیم. نتایج کسب شده در تونس چندان جالب نبود و ما باید برای موفقیت در بازیهای آسیایی گوانگجو و همچنین رقابتهای گزینشی المپیک برنامه جدیدی را طراحی کنیم که این برنامه بعد از جلسه با مربیان تیم ملی و کمیته فنی طراحی و اعلام خواهد شد.
معتقدم اگر با همین روش ادامه دهیم 10 سال دیگر هم به جودوی روز دنیا نخواهیم رسید و پیشرفتی در کار نخواهد بود. جودوی روز دنیا با مدیریت قدرتمند «ویزر» بسرعت در حال حرفهای شدن است و ما نیز باید با همین شیوه حرفهایگری کار را دنبال کرده و پیش برویم.
در صورتی که همه شرایط برای جودو فراهم باشد، فکر میکنید در لندن جودوی ایران تاریخساز شده و مدال بگیرد؟
انگلیس برای کسب هر مدال طلا 2 میلیون پوند سرمایهگذاری کرده است، بنابراین کسب مدال المپیک بسادگی امکانپذیر نیست. با وجود این چنانچه همه شرایط فراهم باشد این توان را داریم که در المپیک لندن برای اولینبار مدال کسب کنیم. همانطور که در المپیکهای قبلی تا یک قدمی مدال هم پیش رفتیم.
به عنوان آخرین سوال یکی از عوامل کسب موفقیت بیتردید داشتن کادر فنی توانا و مجهز به علم روز در تیم ملی است. با توجه به استقبالی که محمود میران از حضور مربی خارجی طراز اول در تمرینات تیم ملی دارد، آیا در این زمینه برنامهای ندارید؟
بهکارگیری یک مربی طراز اول و خوب در دستور کار فدراسیون است اما مربی طراز اول به کسی اطلاق میشود که از دانش فنی بالایی برخوردار باشد. مانند «کواک» که قبلا در کادر فنی تیم ملی بود که از اسطورههای جودوی دنیاست.
حجتالله اکبرآبادی ـ امید توفیقی
گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم