تاریخی که تقریبا هیچ شباهتی با دورهای که اکنون ما و کاناداییها آن را سپری میکنیم، ندارد. در زمان پخش سریال قصههای جزیره کارشناسان و منتقدان ایرانی درباره این استقبال گفتند که داستانپردازی خوب و بازیهای باورپذیر دو دلیلی است که مردم به دیدن سریال قصههای جزیره مینشینند اما جالب اینجا بود که داستانهایی که در سریال قصههای جزیره بازگو میشد چندان ربطی هم به فرهنگ زندگی ما ایرانیان نداشت که بتوانیم با همذاتپنداری کردن با آن رویدادها به تماشای این سریال ترغیب شویم.
اما آنچه باعث میشد قصههای جزیره دیدنی شوند حس زندگی بود که در این سریال در جریان بود.در واقع آنچه را که ما در اطرافمان کمتر میدیدیم در این سریال بخوبی آنها را پیدا میکردیم. روابط بین قوم و خویشها، بلند پروازی شخصیتها، حل راحت مشکلات و... همه عواملی بود که قصههای جزیره را دوست داشتنی میکرد.
در واقع جزیره محلی رویایی بود که خیلیها دوست دارند ساکن آنجا باشند. همین رویایی باعث شد تا خیلی از مردم دنیا بعد از دیدن قصههای جزیره با خود بگویند ایکاش ساکن این جزیره باشند تا هم از طبیعت آن استفاده کنند و هم بتوانند مانند ساکنان این جزیره کمی شادی و تفاهم را تجربه کنند.
این اتفاق درباره سریال «آن شرلی» هم رخ داد. این سریال درباره دختری پر انرژی بود که برای کار به یک خانه در روستایی بسیار زیبا وارد میشد. رفتار و اخلاق آن شرلی باعث شد تا او کمکم در دل ساکنین خانه و روستا جا باز کند و بین همه محبوب شود.
بازهم روستایی رویایی که مردمانش با مهربانی کنار هم زندگی میکردند و بیننده بازهم دوست داشت یکی از ساکنین این روستا باشد و حتی بتواند مانند آن شرلی برای کار به یکی از این خانهها وارد شود و بعد طعم خوشبختی را برای همیشه بچشد. داستان آن شرلی هم در اوایل قرن نوزدهم اتفاق میافتاد.
سریال کرانفورد هم که در حال پخش از شبکه یک سیماست تقریبا همین حال و هوا را دارد. سریالی که داستان آن قصه آدمهایی را روایت میکند که در روستایی از قرن نوزدهم زندگی میکنند. کرانفورد هم توانسته مخاطبان خود را بین ایرانیان پیدا کند.
آدمهای کرانفورد با تمام وجود به استقبال شادیها میروند، همانگونه که به غمها و زشتیهای زندگی هم پشت نمیکنند و به جای مبارزه با آنها، مشکلات را حل میکنند، یا تک نفره و یا جمعی. در کرانفورد هم زندگی جریان دارد؛ آن چیزی که توانسته سریالهای خارجی متعلق به قرنهای گذشته را در این آثار دیدنی کند و باعث شود تا مردم ایران هم مانند مردمان دیگر کشورهای جهان با آنها همذات پنداری کنند. هر چند که مخاطبان ایرانی هیچ خاطره ذهنی و تاریخی از آن دوران ندارند.
تلویزیون کشور ما هم ساخت سریالهای تاریخی، اجتماعی را چندین سال است که در دستور کار خود قرار داده است. سریالهایی مانند کیف انگلیسی و خانهای در تاریکی را میتوان متعلق به همینگونه از سریالها دانست. کیف انگلیسی ساخته سید ضیاءالدین دری مقطعی از تاریخ معاصر ایران را بازگو میکرد اما داستان و شخصیتهای این سریال متاثر از فضای سیاسی آن دوران بودند.
خانهای در تاریکی هم تاریخی بود اما تاریخی که فقط مردم ایران و کسانی که با تاریخ قاجار آشنا بودند از آن سر در میآورند. شاید همین مقطعی نگاه کردن و سیاسی کردن سریالهای اجتماعی ایرانی است که باعث میشود دیگر کشورهای جهان تمایل چندانی برای دیدن این آثار نداشته باشند.
واقعیت این است که مردم دیگر کشورها در این سریالها چیزی پیدا نمیکنند که بتوانند با آن همذات پنداری کنند. به اصطلاح اینگونه آثار زیادی شخصی شدهاند. سریالهای تلویزیونی هر کشور نشاندهنده فرهنگ و قومیت آن کشور است اما وقتی صحبت از انسانها و روابط بین آنها میشود ملیت، قومیت و فرهنگ کمی تا قسمتی رنگ میبازد و میتوان بین آدمها و روابط آنها مشترکات انسانی زیادی پیدا کرد.
اگر سریالهایی مانند قصههای جزیره، آن شرلی و... بین مردم دنیا مخاطبان زیادی پیدا میکنند به این دلیل است که آنها به روابط بین انسانها توجه بیشتری نشان میدهند و در کنار غمها و نابسامانیها شادیها و موفقیتها را نیز به نمایش میگذارند.
سریالی مانند «پس از باران» ساخته سعید سلطانی بین مردم طرفداران زیادی داشت. سریالی درام که مقطعی از زندگی مردم یک روستا در ایران را به نمایش میگذاشت. این سریال را میتوان شبیه سریالهایی مانند قصههای جزیره دانست.
سریالی که به روابط بین آدمها میپرداخت، اما چرا پس از باران نتوانست مثل قصههای جزیره از تلویزیون دیگر کشورهای دنیا به نمایش درآید.
شاید یک دلیلش عدمعرضه مناسب در بازارهای فیلم باشد و دلیل دیگرش شاید هم تلخی زیادی بود که در این سریال موج میزد. خیانتها آدمها به یکدیگر که تمامی نداشت و نامهربانیهایی که رنگ مهربانی نمیگرفت.
با همه اینها زمانی که سریال خارجی از بیشتر شبکههای تلویزیون ما به نمایش درمیآیند و مخاطبان زیادی هم دارند ، میتوان برای ساخت سریالهای اجتماعی ایرانی هم بیشتر سرمایهگذاری کرد و آنها را چنان ساخت که در بازارهای جهانی هم صاحب جایگاهی شوند و همچنانکه مخاطبان ایرانی از طریق سریالهای خارجی با دنیای رویایی این کشورها آشنا میشوند، مردم دنیا هم با جامعه ایرانی و روابط بین ایرانیان بیشتر آشنا شوند.
طاهره آشیانی
گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم