سوال اصلی این است که با وجود تمرکز امکانات کافی در تهران و مرکزیت این شهر برای کلیه ملیپوشان آیا واقعا لزومی دارد که هر یک از سر مربیان تیم ملی، اردوهای این تیم را در زادگاه خود برگزار کنند؟
چند تن از ملیپوشان که به دلایل متعدد با این طرح مخالف بودند و البته مایل نبودند نامی از آنها ذکر شود این طور لب به گلایه گشودند: «تهران، رشت و زنجان از نظر آب و هوایی هیچ تطابقی با یکدیگر ندارند تا بدنهایمان به آب و هوای یک شهر عادت میکند باید برای مرحله بعدی اردو به یک شهر دیگر سفر کنیم که آب و هوایی متفاوت دارد. این موضوع روند آمادگی جسمانی را به حداقل میرساند. از طرفی تمام شهرها از امکانات کافی برخوردار نیستند، این در حالی است که ما در تهران و در مجموعه ورزشی آزادی نقصان زیادی را احساس نمیکنیم، حال مشکلات رفت و آمد به این شهرها نیز مقوله جداگانهای است که به مشکلات ما افزوده میشود.»
البته در آن سوی میدان ملیپوشانی هم بودند که مشکلی در این مورد احساس نمیکردند. ابراهیم حسنبیگی یکی از همان ملیپوشان بود که نظر خود را این گونه بیان کرد: «به نظر من برگزاری اردو در شهرستانها مشکل خاصی ندارد حداقل نوعی تنوع است که میتواند به تقویت روحیه ملیپوشان کمک کند. درست است که مجموعه آزادی تهران از امکانات خوبی برخوردار است، اما امکانات رشت و زنجان هم کم نیست».
محمدرضا غروبی نیز که خود از ملیپوشان گیلانی تیم ملی است در انتخاب محل برگزاری اردوی تیم ملی، رای به تهران میدهد. او این گونه از نظر خود دفاع میکند: «امکاناتی که تهران دارد قابل مقایسه با شهرستانها نیست، اما متاسفانه فدراسیون اعلام کرده که در مجموعه شهید کبکانیان با کمبود جا مواجه هستیم و همچنین به علت تعداد زیاد ملیپوشان مجموعه ورزشی آزادی هم مقرون به صرفه نیست و هزینه بسیاری را روی دست فدراسیون میگذارد، به همین دلیل ما مجبور هستیم هر 10 روز یکبار به یک شهر سفر کنیم».
البته این موضوع را هم باید در نظر داشت که برگزاری اردوی آمادگی آن هم برای قریب به 50 ملیپوش هزینههایی برای شهرستان مربوطه در بر دارد و در مجموع خالی از مشقت نیست و نشانگر علاقهمندی شهرستانها برای توسعه کاراته است، اما با سنجیدن تمام جوانب درمییابیم که بیبرنامگی در برگزاری اردوهای آمادگی آن هم برای دو رویداد مهم و سرنوشتساز، پایان خوشی نخواهد داشت. اگر به قول مسوولان فدراسیون و کادر فنی تیم ملی، به دلیل نزدیکی آب و هوای رشت به گوانگجو اردوی 10 روزه آن هم در دورههای نخست در این شهر برپا شده است، اما در عوض همین توجیه برای اردوی زنجان بیپایه و اساس است و افکاری جز راحتطلبی مربیان تیم ملی به اذهان متبادر نمیکند.
در این میان فدراسیون کاراته است که با نظم بخشیدن و متمرکز کردن اردوها میتواند این رسم دیرینه را از میان بردارد و کمی کارشناسانهتر به روند برگزاری اردوهای آمادگی تیمهای ملی بنگرد. مکان مناسب، تنها یکی از جوانب برگزاری اردوی آمادگی است. نحوه ارائه تمرینات و همچنین بدنسازی مناسب از موارد مهمی است که در مراحل اولیه کلیه اردوها باید بدان توجه ویژه داشت. البته با توجه به شواهد و قرائن موجود در اردوهای تیم ملی کاراته تا به امروز به آن توجهی نشان داده نشده است. چراکه با گذشت 3 مرحله از برگزاری اردو، هنوز تیم ملی مربی بدنساز ندارد و تمرینات میدانی خود را سرعتی انجام میدهد. این در حالی است که طبق اصول علم تمرین در مراحل اولیه اردوی آمادگی، بدنسازی باید به صورت کامل و با تمرینات قدرتی ـ استقامتی آغاز شود.
این موضوع نشانگر آن است که کادر فنی و البته دو سرمربی تیم ملی (رهنما و سلطانی) بیشتر درصدد کسب میزبانی اردوهای تیم ملی برآمدهاند تا وظیفه اصلیشان که همانا برگزاری اردوهای سازنده و مناسب است.
منیره جامی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم