در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عکسهایی که در دوران هشت سال دفاع مقدس از سوی عکاسان جنگ گرفته شده است همگی در قالب عکسهای «مستند جنگ» میتوانند گویای بخشی مهم از تاریخ معاصر ایران باشند که بیزبان گویای حقایق زیادی هستند؛ عکسهایی که شاید بسیاری از آنها یا بهتر بگوییم تمامی آنها را بدون نام عکاسانشان میشناسیم.
عکاسانی که خود بخشی از میراث جنگ به شمار میروند و البته این روزها در گمنامی کامل به سر میبرند. این یک واقعیت است که عکاسانی که هر یک در راه ثبت مقاومت از دریچه دوربین هنر و جان خویش را متعهدانه در این راه عرضه کردهاند ، هر یک بخشی از میراث جنگ هستند که تنها نباید به محصولات تصویریشان توجه کرد.
روز گذشته رضا برجی یکی از همین عکاسان جنگ که در این راه به مقام جانبازی نیز نائل شده است در جمعی خصوصی از خاطراتی سخن میگفت که شنیدنی بود. هر یک از عکسهایی که از خرمشهر گرفته بود، داستانی داشت که لذت دیدن عکسها را دوچندان میکرد.قاب تصویرها را که با حرفهای برجی جفت میکردی حلاوتی خاص از بندبند حرفهایش حس میشد که توجه هر چه بیشتر به مکتوب کردن میراث آدمهای جنگ را به ما تذکر میداد. آدمهایی که باید پای حرفهایشان نشست و آنوقت در مورد میراث فرهنگی جنگ به گفتگو با ایشان پرداخت.
میراث فرهنگی دفاع مقدس تنها ادوات جنگی و زمینهای اشغال شده در زمان جنگ نیست. آدمهای جنگ نیز بخشی از میراث دفاع مقدس ما هستند که باید حرفهایشان (و به طور کلی محصولاتشان) برای نسل آینده به یادگار بماند.
راستی این روزها دستگاههای متولی در امر مستندسازی ارزشها و میراث دفاع مقدس به دنبال چند درصد از مردان جنگ رفتهاند تا به مستندسازی این پرشکوهترین رویداد تاریخ معاصر ایران بپردازند.
مهدی نورعلیشاهی
گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: