این اتفاقی است که نتایج پژوهشهای بینالمللی نیز آن را تایید میکند. این پژوهشها میگویند 90 درصد پدر و مادرها به هیچوجه خبر ندارند که بچههایشان چه بازیهایی را میخرند و فقط برای 10 درصد از آنها مهم است که بچهها در خلوت خود دست به چه بازیهایی میزنند. این اصلا اتفاق خوشایندی نیست شاید اگر بزرگترها بدانند که بازیهای رایانهای گلچین نشده چه اثرات نامطلوبی بر جسم و روان کوچکترها میگذارند آن وقت بیتفاوت از کنار آن نمیگذشتند. البته این حرفها نباید به معنی طرد کامل بازیهای یارانهای باشد چون این بازیها به شرط آنکه خوب ممیزی شوند و بدرستی انتخاب شوند اثرات خوبی روی بچهها میگذارند.
آشنایی با یارانه و فناوریهای مختلف آن، آشنایی با فضاهای چند بعدی و تقویت کارایی مغز، قدرت حل مساله و تمرین منطق، امکان در کنار هم قرار گرفتن بچهها و والدین، تمرین مهارتهای زندگی و تفریح و سرگرمی بخشی از فواید بازیهای رایانهای هستند.
روانشناسان معتقدند اگر بچهها روزی 3 یا 4 بار و هربار تا نیمساعت به سراغ بازیهای رایانهای بروند به شرط آنکه محتوای بازیها مناسب باشد اثرات خوبی روی بچهها میگذارد. این در حالی است که اگر قرار باشد زمان استفاده از این بازیها به بیش از این زمان برسد درست همان وقتی است که پدر و مادرها باید به دلشوره بیفتند. فرو رفتن در انزوا، یادگیری و تقلید رفتارهای خشن، خلاصه شدن تمام تواناییها در مردان، غافل شدن از درس و مشق در کنار گرفتاریهای جسمی چون درد مچ و گردن و آسیبهای چشمی از مهمترین پیامدهای اتفاقی است که به آن اعتیاد به بازیهای رایانهای میگویند. مجموعه این بحثها به ما میگوید محروم کردن آدمها از تکنولوژی آنهم با چشم بسته و فقط به خاطر تعصب، کارنادرستی است. اینکه از نسل امروز بخواهیم تا مثل چند دهه پیش رفتار کند و کارهایش شبیه بچههای آن موقع باشد منطقی به نظر نمیرسد پس امروز بهترین واکنش در مقابل بچههای عاشق رایانه یک چیز است؛ نظارت هنگام خرید و آموزش نسبت به آسیبها.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم