در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در قصه فیلم،او مردی است که پس از یک حادثه، صاحب یک سری قطعات تازه در بدن خود میشود. به کمک این قطعات است که وی تبدیل به یک ابرقهرمان شده و به مبارزه با عوامل شرور و خبیث قصه میرود.
موفقیت کلان مالی فیلم، راه را برای تولید قسمت دوم آن هموار کرد. این گفتگو برگرفته از چند گفتگوی متفاوت اینترنتیخلاصه شده است.
چه عاملی باعث شد برای دومین بار نقش مرد آهنی را بازی کنید؟
خب، خیلی ساده به این دلیل که قسمت اول فیلم خیلی خوب بود و توانست ارتباط خوب و نزدیکی با تماشاگران سینما برقرار کند. هنگام بازی در دومین قسمت فیلم، دیگر مسائل حاشیهای برایم حل شده بود و این سوال برایم مطرح نبود که چرا دارم چنین نقشی را بازی میکند. وقتی به دور و برم نگاه میکنم، میبینم همه دوستانم این جور نقشهای کمیک استریپی را بازی کرده و میکنند. پس چرا من نباید بازیگر یکی از این فیلمهای ابرقهرمانانه باشم؟ زمانی که برای اولین بار پیشنهاد بازی در «آیرن» من را دریافت کردم، نسخه ارژینال سوپرمن به یادم آمد، که مارلون براندو در آن بازی داشت، با خودم فکر کردم پس میتوان در این جور فیلمها هم کار کرد. آن روزها که این فیلم اکران عمومی شد البته فقط 7 سال داشتم و متوجه خیلی چیزها نمیشدم. آن زمان فقط جذب قصه و حال و هوای سوپرمن شده بودم. ولی صادقانه بگویم، همیشه این ژانر را دوست داشتم. هنگام بازی در «آیرن من» بیشتر از هر چیز به یک نکته فکر میکردم و آن این که این فیلم باید متفاوت از کارهای مشابه باشد. خوشبختانه وقتی قسمت اول فیلم به نمایش عمومی درآمد، مشخص شد که با بقیه فیلمهای کمیک استریپی تفاوتهایی دارد. خود قصه آیرن من میطلبید که تفاوتهایی با بقیه ابرقهرمانهای کمیک استریپی داشته باشد. ولی هدف اصلی همه دستاندرکاران هر دو قسمت اول و دوم فیلم این بود که یک کار سرگرمکننده و جذاب ارائه دهند.
قصه قسمت دوم همان حال و هوای قصه قسمت اول را دنبال میکند، یا این که چیزهای تازهای به آن اضافه شده است؟
طبیعی است که حال و هوای فیلم شبیه حال و هوای نسخه اصلی باشد. اینجا هم قصه به یک نوعی همان قصه است و هم کاراکتر اصلی همان است که قبلا هم او را دیدهایم. کارگردان فیلم هم که تغییری نکرده است. مرد آهنی این بار وارد یک سری ماجراجویی تازه میشود و با مسائل جدیدی روبهرو میشود. البته برای خلق جذابیت بیشتر، یکسری چیزهای تازه به قصه دومین قسمت اضافه شده است. اما این چیزهای تازه همه در خدمت خط اصلی قصه و ماجراهای آن هستند.
اگر در داخل خیابان با تونی استارک روبهرو شوید، فکر میکنید درباره چه چیزهایی با یکدیگر صحبت کنید؟
سوال جالبی است. خوشبختانه آنقدر بزرگ شدهام که بتوانم از عهده بحث و گفتگو با او برآیم. تونی استارک آدم زبر و زرنگ و پرحرفی است. او را خیلی خوب میشناسم. بحث ما به احتمال زیاد درباره نوع کارهای او خواهد بود و این که وی چگونه مسائل را حل و فصل میکند. هنگام بازی در نقش تونی استارک با مشکل زیادی روبهرو نبودم. او چندان کاراکتر سخت و دور از ذهنی نیست. یادم میآید یک زمانی برای ایفای بهتر نقش چارلی چاپلین جلوی دوربین فیلم «چاپلین»، روزی شانزده ساعت کار و تمرین فشرده میکردم. هدفم این بود که آن کاراکتر را دقیقا بشناسم و خودم را به عنوان یک بازیگر، در این کاراکتر غرق کنم. اما برای بازی در نقش مرد آهنی کافی است قوه تخیل خود را رها و آزاد کنی و مثل یک بچه به کلیت نقش نگاه کنی. لازم نیست حس بگیری و به سراغ اینجور کارهای کلاسیک بروی. فقط کافی است مثل بازیهای دوران کودکی باور کنی که میتوانی پرواز کنی و این کارهای عجیب و غریب را انجام بدهی.
آیا قصه کمیک استریپی آیرن من را یک قصه مصور ماجراجویانه بچگانه میدانید؟!
اصلا. این قصه و کاراکتر آن استعارهای برای بیان یکسری حرفهای جدی و مهم است. درست است که هدف اصلی و اول اینجور قصهها سرگرم کردن تماشاچی است، اما این لایه پیدای این قصههاست. لایه زیرین و نهان این قصه، حرفهای مهمی را مطرح میکند که اختصاص به مسائل روز جامعه دارد.
هنگام بازی در دومین قسمت فیلم، به لباس آهنی خود دیگر عادت کرده بودید؟
بله، کاملا در آن احساس راحتی میکردم. البته این لباس در مقایسه با لباس قسمت اول، تغییراتی کرده بود. باید از استن وینستن و گروه همکار او تشکر کنم که لباس خوبی برایم درست کردند. البته فراموش نکنید که چند بدل مختلف در صحنههای سخت و خطرناک فیلم، به جای من بازی میکردند و این لباس بیشتر تن آنها بود تا من! اما با کمک همه این عوامل، من توانستم در این لباس به راحتی عمل و بازی کنم. زمان فیلمبرداری قسمت دوم مقدار خیلی زیادی از رفتار روبات گونه من کم شده بود.
بازی در نقش یک کاراکتر کمیک استریپی و پوشیدن چنین لباسی، محدودیتی برایتان ایجاد نمیکرد؟
حرف اصلی این است که باید خودت را با شرایط موجود وفق بدهی. طبیعی است که این نوع پوشش عجیب و غریب محدودیتهایی برای هر بازیگری ایجاد خواهد کرد. یک چنین کاراکتری همیشه با دردسرهایی در هنگام بازی کردن همراه خواهد بود. اما زمانی که شما قرار میشود چنین نقشی را بازی کنید، به دنبال راههایی برای نزدیک شدن به آن خواهید رفت.
تعلیماتی که برای فیلم دیدید چه بود؟
بامزهترین نکته این بود که موزهای در میامی وجود دارد که شما میتوانید چیزهای زیادی در درون آن پیدا کنید. یک سلسله چیزهایی در این موزه وجود دارد که خیلی شبیه لوازم و آلات «آیرن من» به نظر میرسید. دو ماه قبل از شروع فیلمبرداری به این موزه رفتم و یک سری تحقیقات در آن انجام دادم. بخش مهم کار مربوط به هنرهای رزمی آن بود که باید کلی ورجه وورجه میکردم و بالا و پایین میپریدم. من یک جوان بیست و هشت ساله نیستم که کلی حرکات متنوع ورزشی انجام بدهم. کسی مثل دانیل کریگ هم کم پیدا میشود که در این سن و سال این قدر خوب جیمز باند بازی درآورد. وقتی سن شما بالای 40 سال میشود، باید خیلی دقیق عمل کنید. برای همین، در طول فیلمبرداری فیلم و هنگام تمرینات، همه مراقب من بودند که مبادا اتفاق خاصی برایم رخ بدهد. سیر پیشرفت کار در زمان تمرینات سخت و در عین حال طولانی بود. ولی میدانستم که بازی در نقش مرد آهنی از نظر فیزیکی کار سادهای نیست.
قسمت سومی هم برای «آیرن من» در کار خواهد بود؟
هنوز به صورت رسمی صحبتی نشده است. اما همه میگویند این قسمت هم تولید خواهد شد. اما فکر نمیکنم این اتفاق تا زودتر از یک سال دیگر صورت گیرد.
مترجم : کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: