با سید جلال یحیی‌زاده ، رئیس فراکسیون ورزش مجلس شورای اسلامی

می‌ترسم ورزش‌ از بودجه زیاد دچار ‌خفگی ‌شود

سید جلال یحیی‌زاده نامی آشنا در عرصه ورزش به حساب می‌آید. نماینده تفت و میبد در مجلس شورای اسلامی، عضو کمیسیون فرهنگی و رئیس فراکسیون ورزش. نماینده‌ای صریح‌اللهجه که از زاویه‌ای دیگر موضوعات ورزش را مورد توجه قرار داده و نمی‌تواند با توجه به مسوولیتش، ضعف‌ها و کم‌کاری‌ها را دیده و دم بر نیاورد.
کد خبر: ۳۲۷۵۲۵

او امروز رئیس کمیته تحقیق و تفحص از سازمان تربیت بدنی است تا با ورود به پرونده‌هایی که می‌تواند مدیریت وقت ورزش را به چالش بکشاند، ارزیابی دقیق و روشنی از مدیریت صورت گرفته در دوره محمد علی‌آبادی را در معرض قضاوت نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی قرار دهد.

یحیی‌زاده که از چند ماه پیش کارش را به اتفاق هیاتی 15 نفره آغاز کرده، به مردم اطمینان می‌دهد که با دقت و وسواس، عملکرد مدیران حوزه ورزش و فدراسیون‌ها را رصد خواهند کرد تا هیچ نکته ابهامی باقی نماند.

نماینده استان یزد در مجلس که به سبب ورودش در سطوح اول ورزش و لایه‌های پنهان مانده از نظر مردم و بعضا کارشناسان، حالا اطلاعات کامل و روشنی از موضوعات مختلف ورزش دارد، نمی‌تواند نگرانی خود را از آینده ورزش ایران پنهان دارد. شاید از نظر خیلی‌ها افزایش کلان بودجه ورزش ، موقعیت تابناکی برای ورزش به حساب آید، اما یحیی‌زاده دل نگران این است که مبادا با ولخرجی و عدم استفاده درست و بهینه از بودجه اختصاص یافته، ورزش به کجراهه برود. برای همین نیز او تصریح می‌کند هر چند اختصاص بودجه دو هزار میلیارد تومانی می‌تواند دوره طلایی ورزش را رقم بزند، اما در عین حال نیز ممکن است با مدیریتی غیر اصولی و هدر دادن فرصت‌ها و منابع، این بودجه کلان در نوع خود خطری بزرگ برای ورزش ایران باشد.

به عنوان کسی که در چند سال اخیر به صورت پیوسته مسائل ورزش را از نزدیک دنبال می‌کنید مشکل ورزش ما کجاست که با وجود سرمایه‌گذاری دولت و توجهات ویژه مجلس، متناسب با این سرمایه‌گذاری‌ها نمی‌توانیم نتیجه لازم را در ورزش بگیریم؟

متاسفانه همین طور است که می‌گویید. در کشور ما ورزش نتوانسته است انتظارات بحق مردم و مسوولان را برآورده کند. گاهی احساس شده که این مساله به خاطر کمبود بودجه بوده است، این در حالی است که در دولت نهم نسبت به سال قبلش، بودجه ورزش 3 تا 4 برابر شد و در اولین سال دولت دهم یعنی امسال، بودجه ورزش در بدبینانه‌ترین نگاه و تخصیص نسبت به عملکرد، حدود 10برابر و نسبت به قانون بودجه 5 برابر شده است. چرا که در قانون بودجه سال 88 برای ورزش 440 میلیارد تومان اختصاص یافت، اما تا آنجایی که ما مطلع هستیم از این مبلغ تنها بین 240 تا 250 میلیارد تومان تخصیص یافته است. پس قانون 440 میلیارد بوده و عملکرد 250 میلیارد تومان بوده است. رقمی که امسال برای ورزش در قانون بودجه لحاظ شده است، با توجه به این‌که موضوع اختصاص یک درصد از اعتبارات جاری دستگاه‌ها به امر ورزش ازحالت اختیاری خارج شده و به صورت تکلیف درآمده است و از طرف دیگر 10 درصد ازمبلغ 1500 میلیارد تومان برای موضوع فرهنگی استان‌‌ها اختصاص یافته و همچنین با توجه به محقق شدن 150 میلیارد تومان از عوارض سیگار به ورزش، حتی اگر مثل سال‌های قبل بخشی از این بندها تخصیص داده شود با وجود مدیریتی کارآمد در جهت جذب و توزیع بودجه تخصیص یافته تا پایان سال مالی 89 ، ما شاهد به کارگیری بودجه 2 هزار میلیارد تومانی در ورزش خواهیم بود. در نتیجه اگر فرض را بر این بگیریم که همه مشکلات ورزش از دریچه کمبود بودجه بوده، باید با توجه به این افزایش بودجه، سالی طلایی برای ورزش ایران در حوزه‌های سخت افزاری، نرم افزاری، ورزش قهرمانی و ورزش همگانی در سال 89 رقم بخورد. البته من نظری خلاف این دیدگاه دارم، چرا که در این سه سال وقت بیشتری برای ورزش گذاشته‌ام و در چند ماه اخیر رئیس هیات تحقیق و تفحص از سازمان تربیت بدنی هستم و خیلی از پرونده‌ها و اسناد را دیده‌ام. به علی سعیدلو، رئیس سازمان تربیت بدنی هم گفته‌ام امسال خوف آن دارم که از بس آب زیادی در حلقوم ورزش بریزیم ورزش دچار خفگی شود. زمانی ورزش از تشنگی در خطر بود و امسال بر عکس.

منظور شما این است که دریافت و توزیع بودجه باید برنامه محور باشد و همه بخش‌های ورزش را دربر بگیرد؟

دقیقا، در روزهای آغازین امسال که در کمیسیون فرهنگی برای اولویت‌ها در سال 89 بحث و تبادل نظر می‌شد، گفتم امسال مهم‌ترین موضوع کمیسیون نظارت بر اجرای درست بودجه‌های فرهنگی است که ورزش بخشی از آن است. بودجه فرهنگی امسال در نگاه بدبینانه 60 درصد و در نگاه خوشبینانه دوبرابر افزایش داشته است که این کف و سقف بودجه به این دلیل خیلی تفاوت دارد که در بودجه‌های فرهنگی، تخصیص اعتبارات اختیاری است. ما در کل مقوله فرهنگ در بودجه سال 89 بویژه در زمینه ورزش، بالاترین افزایش را داشته ایم. نگرانی من از این است که اگر این بودجه درست مدیریت نشود، عادلانه و منطقی توزیع نشود و فرهنگ و ارزش‌ها ملاک قرار نگیرد و به هر شکلی که خواستیم پول را هزینه کنیم، ورزش و فرهنگ ما بدتر آسیب می‌بیند، بنابراین من مشکل اصلی ورزش را کمبود بودجه نمی‌دانم.پهمان طور که خود شما عقیده دارید مشکل اصلی ورزش کمبود بودجه نیست، بلکه ورزش ما از نبود یک نگاه بنیادین و طرح جامع رنج می‌برد و به‌تبع آن گرفتار نگاه سلیقه‌ای شده است.

من این مشکل اصلی را به نگاه و رویکرد غیر فرهنگی به ورزش و گاهی تردید به نگاه در ورزش تعبیر می‌کنم. در نوشته‌ها و شعار دادن‌ها شاید این موضوع نمود چندانی نداشته باشد، اما وقتی عملکردها را نگاه می‌کنیم به شک می‌افتیم که فلان مسوول یا مسوولان در ورزش به دنبال چه هستند؟ سلامت، فرهنگ یا مدال آوری!؟ هرکس بنا به سلیقه خودش به شکلی که دوست دارد در ورزش راه افتاده است، یکی با رویکرد تجاری و اقتصادی، یکی به دنبال مدال آوری،‌دیگری به دنبال سلامت و یکی دیگر با نگاه پر کردن اوقات فراغت در ورزش کار می‌کند.

ازطرف دیگر باید پذیرفت که جامعه ورزش هم جزئی از اقشار مختلف مردم است و نباید همه ایرادات فرهنگی موجود در ورزش را به این بخش نسبت داد و توقع داشت همه مشکلات فرهنگی ورزش در این بخش مرتفع شود؟

شورای عالی انقلاب فرهنگی در خرداد 84 مصوب کرده است که سازمان تربیت بدنی نظام نامه جامع فرهنگی ورزش و تربیت بدنی را تهیه و اجرا کند این مساله بعد از 5 سال حالا در سازمان تربیت بدنی در حال تهیه شدن است. این نظام نامه اتفاق مبارکی است و باید آن را به فال نیک گرفت. من هم موافقم که اصولا فرهنگ در همه قسمت‌ها فرا دستگاهی و فرادولتی است. اگر خیال کنیم متولی فرهنگی فقط دولت است، اشتباه می‌کنیم. در کشور 24 دستگاه فرهنگی داریم که اگر همه آنها بدون موازی کاری، با انسجام و همراهی کار فرهنگی کنند باز هم فرهنگ ما نمی‌تواند موفق باشد و باید اصناف و اقشار مختلف هم در مقوله فرهنگ وارد شوند تا نتیجه بگیریم. در عین حال معتقدم یکی ازجاهایی که بیشترین تاثیر فرهنگی مثبت و منفی را در بر دارد ورزش است.

بنابراین این توقع بیجایی نیست که مجلس درمورد مقوله فرهنگ در ورزش برخورد قاطع تر و برنده تری داشته باشد؟

دقیقا به همین دلیل است که با وجود برخی ایرادهای شکلی که بر منشور اخلاقی فدراسیون فوتبال وارد است با آن مخالفت نکردیم،چرا که در حال حاضر اجرای این منشور بسیار مثبت است و چیز دیگری نداریم که موضوع فرهنگی ورزش را جدی دنبال کند. بنابراین این منشور باید فعلا اجرا شود تا به یک نتیجه جامع و کامل برسیم.

هر چند نگاه مجلس به مقوله ورزش فرهنگی است، اما متاسفانه در عمل بعد فرهنگی ورزش ما ضعیف است و نگاه نتیجه‌گرایی به ورزش، باعث سست شدن ارزش‌های فرهنگی اصیل و کهن ما در این بخش شده است.

اصولا در ایران و در سال‌های مختلف دولت‌ها با هر موضع و خط فکری که سر کار آمده‌اند دارای یک ضعف مشترک‌ بوده‌اند و آن نگاه کمی به مسائل است. این نگاه خاص ورزش نبوده و در تمام بخش‌ها و برنامه‌ریزی‌های دولت‌ها مورد توجه قرار گرفته است. نگاهی که کاملا مخرب است. در جایی که صبغه و ماهیت فرهنگی دارد، این نگاه بسیار مخرب است و اصلا معنا ندارد؛ اگر در همه جا خطرناک و انحراف است در مقوله فرهنگی این نگاه، نگاهی معکوس و وارونه است. به همین دلیل در برخی مواقع ورزش ما با عدم نتیجه‌گیری مواجه می‌شود.

نگرانی من این است که اگر این بودجه ورزش درست مدیریت نشود و فرهنگ و ارزش‌ها ملاک قرار نگیرد و به هر شکلی که خواستیم پول را هزینه کنیم، ورزش و فرهنگ ما بدتر آسیب می‌بیند.

برای باز کردن موضوع به این نکته تاکید دارم که مردم ایران در بسیاری از موارد و مواضع به عنوان انسان‌های اخلاق‌مدار در سطح جهان شناخته می‌شوند، اما آیا این اخلاق‌گرایی در ورزش ما در معرض دید قرار دارد؟ هرگز. متاسفانه این مشکل خیلی بد تنها مربوط به ورزشکار نیست و شامل کادر فنی و دست‌اندرکاران نیز می‌شود و بخشی از آن مربوط به افرادی است که در کنار ورزش حضور دارند. مدیران باشگاه‌ها، تماشاگران و غیره همه و همه به سهم خود مقصرند. این بی‌اخلاقی که به شکل عام و خیلی شایع و رایج در ورزش می‌بینیم به هیچ عنوان در شان مردم ایران نیست. چرا ما باید آرزو داشته باشیم فلان فوتبالیست سرشناس ما نسبت به تصمیم هرچند اشتباه داور، مثل فلان بازیکن سرشناس خارجی عمل کند و به رای داور احترام بگذارد؟ فوتبالیست فلان کشوری که الزاما به عنوان یک کشور اخلاقی معروف نیستند و تماشاگران آن به افراد خشن و پرخاشگر معروف‌اند، با این حال می‌بینیم بازیکن در فوتبال این کشور اشتباه داور را می‌پذیرد و اگر اعتراض مختصری هم بکند، رئیس باشگاه او را ملزم به عذرخواهی می‌کند. این در حالی است که اگر فوتبالیست ما چنین کاری هم بکند، تشویق می‌شود، به راستی چرا باید این طور باشد؟ این‌ها همه نشات گرفته از نگاه سلیقه‌ای و بعضا نتیجه‌گرایی در ورزش است.

خب آنها به بزرگ‌تر و مدیر باشگاه هم نگاه می‌کنند. برخی از مدیران ما علیه هم می‌تازند و بازیکنان هم از آنها یاد می‌گیرند. این بی‌اخلاقی منجر به منیت در ورزش شده و بر مبنای آن هر مدیر جدیدی، کل سیاست‌های مدیر قبلی را کنار می‌گذارد تا به نوعی همپوشانی در ورزش صورت نگرفته و در نتیجه سرمایه‌گذاری‌های صورت گرفته به آنی هیچ و پوچ شود.

این نکته هم در همه دستگاه‌ها جاری و ساری است و در ورزش به صورت مضاعف دیده می‌شود. گاهی در برخورد با مدیریت‌ها برخوردهای جناحی می‌بینیم که در ورزش بیشتر است و به نظر من مجلس هم بی‌تقصیر نیست. در حالی که یکی دو بار رهبر معظم انقلاب کار مجلس را ریل‌گذاری برای دولت دانسته است، اما ما در بخش ورزش واقعا این کار را نکرده‌ایم. این موضوع در دستور کار کمیسیون فرهنگی قرار دارد و ما باید برخی خلا‌های قانونی ورزش را پر کنیم. با مرکز پژوهش‌های مجلس هم حدود 10 ماه است که در این مورد در ارتباط هستیم تا طرح‌هایی نظیر طرح نظام جامع باشگاهداری ارائه و قانونی شود که در این صورت جلوی بسیاری از کارهای سلیقه‌ای در این زمینه گرفته می‌شود.

با وجود این، به نظر می‌رسد مشکل ورزش ما عمیق‌تر از این حرف‌هاست، چرا که ما طرح جامع ورزش را هم داریم که در زمان ریاست محسن مهرعلی ‌زاده در ورزش به تصویب رسید، اما در دوره محمد علی‌آبادی این طرح کتابخانه‌ای شد و عملا اجرایی نشد.

بله، متاسفانه با وجود این‌که زحمات زیادی برای طرح جامع ورزش کشیده شد و به صورت میلیاردی برای آن هزینه شده است، این طرح بعد از حدود 6 سال عملیاتی نشده است. در این مورد یکی، دو بار در کمیسیون فرهنگی به علی‌آبادی اهمیت موضوع را یادآور شدم که او ناراحت شد و‌‌گفت دارند آن را اجرا می‌کنند. البته طرح جامع 2 ضعف عمده دارد اول این‌که مثل همه برنامه‌هایی که انسان تهیه می‌کند نواقصی دارد و هنوز این نواقص برطرف نشده است. ضعف دوم نیز این است که معتقدم عقبه طرح جامع تهیه شده تکالیفی است که در برنامه چهارم توسعه برای ورزش برشمرده شده بود که هیچ الزام قانونی ندارد. در این برنامه تکالیف بسیار خوبی برای بخش ورزش در نظر گرفته شده بود که در طرح جامع نیز نمود یافت. اما نقطه ضعف طرح جامع این بود که با یک ماده واحده‌ای به صحن مجلس ورود نکرد تا تصویب قانونی آن، اجرایی شدنش از سوی مدیران را تضمین کند. پس آن عقبه و مبنای طرح جامع ضعف دارد و الزامی در اجرای آن وجود ندارد. یکی از درخواست‌های ما از مرکز پژوهش‌های مجلس این است که آخرین نظرات خود را درباره طرح جامع ارائه کند تا ما آن را اصلاح کرده و اجرای آن را قانونی کنیم. اگر چنین شود همه ملزم به عملیاتی کردن طرح جامع شده و نگاه سلیقه‌ای در ورزش برچیده خواهد شد.

از جمله مصداق‌های نگاه سلیقه‌ای حاکم بر ورزش اختلاف نظر علی سعیدلو رئیس سازمان تربیت بدنی و محمد علی‌آبادی رئیس کمیته ملی المپیک است و این نگرانی به حق وجود دارد که در آستانه بازی‌های آسیایی گوانگ جو این اختلافات به ورزش ایران صدمه بزند. به عنوان کسی که درصدد میانجی گری بین این 2 نفر برآمدید، آیا آتش اختلافات، خاموش شده و در آینده شعله نخواهد کشید؟

تا جایی که ضرورت دارد تعامل بین سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک در حال حاضر وجود دارد. یعنی ما نگران اختلافاتی که آتش آن شعله‌ور شده بود، نیستیم. در عین حال باید نگران ارتقای جایگاه ورزش در بازی‌های آسیایی گوانگ جو باشیم. جالب این‌که علی‌آبادی وقتی مسوولیت کمیته المپیک را بر عهده گرفت، معتقد بود که این 2 دستگاه باید مدیریت واحدی داشته باشند، البته الان هم آن اعتقاد را دارد و وقتی از تمایلش برای استعفا خبر داد به همین دلیل بود. متاسفانه در ورزش به هر دلیل گاهی سرگرم حواشی می‌شویم و در این میان یک عده غافل و یا فرصت‌طلب وقتی احساس می‌کنند در موضوعی مثل ورزش اختلاف نظر وجود دارد، آن هم در سطح ریاست دو نهاد مهم مدیریتی ورزش، سعی می‌کنند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند و فضای آن را ملتهب کنند. خروجی این وضعیت هم عدم نتیجه‌گیری در بخش‌های مختلف از جمله ورزش قهرمانی است.

قبول دارید که صرف وجود یک تعامل ساده بین سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک برای ورزشی که بازی‌های آسیایی را در پیش دارد، ناکافی است و نمی‌توان براحتی از کنار موضوع گذشت؟

نگرانی اصلی من هم از همین بابت است. با توجه به بازی‌های حساس گوانگ‌جو که آبان ماه برگزار می‌شود از این نگرانم که برخی از خود سلب مسوولیت کنند. اظهار نظرهایی که در این زمینه از همین حالا شنیده می‌شود، دقیقا به همین منظور است. به نظر من باید یک اراده دسته‌جمعی بین کمیته ملی المپیک، سازمان تربیت بدنی و فدراسیون‌ها و ورزشکاران ایجاد شود. این‌که ما می‌توانیم و باید به افتخارات فراتر از آنچه که داریم، برسیم.

اما وضعیت کنونی ‌خلاف آن چیزی است که شما می‌گویید و چنین اراده‌ای وجود ندارد.

قبول دارم، در چند ماه اخیر برخی تیم‌های ملی آن طور که باید و شاید اردوی کافی و کامل نداشته‌اند، اما چیزهای‌ دیگری هم به لحاظ فنی به کمک ما می‌آیند. خوب بازی‌ها در چین برگزار می‌شود و به نظر من بسیاری از مدال‌های طلا که در بازی‌های گذشته به سمت کشورهایی مثل کره جنوبی، ژاپن، تایلند و قزاقستان می‌رفت در این دوره نصیب چین خواهد شد. در نتیجه فضایی ایجاد می‌شود که بعد از چین فاصله بین کشورها در جدول توزیع مدال‌ها زیاد نباشد. ما باید از این فرصت که چینی‌ها اکثر مدال‌های طلا را درو می‌کنند، نهایت استفاده را ببریم و در 6 ماه باقیمانده کاری کنیم که سهم مان را در گرفتن مدال طلا فراتر از وضعیت معمول (11 تا 14 مدال طلا) ببریم. اگر چنین شود و از فرصت‌ها بهره مناسبی داشته باشیم حتی می‌توانیم جایگاهی بهتر از عنوان ششمی بازی‌های آسیایی دوحه کسب کنیم.

علی سعیدلو رئیس سازمان تربیت بدنی بارها به صراحت اعلام کرده که کسب جایگاه چهارم گوانگ جو وعده علی آبادی بوده و وی از آن بی‌اطلاع است، ضمن آن که اخیرا نیز از آن به عنوان آرزوی علی‌آبادی نام برد. فکر نمی‌کنید این‌که مدام بر روی عدم دستیابی به مقام چهارم مانور می‌شود، به نوعی قبل از آغاز بازی‌ها خود را خلع سلاح کرده‌ایم. نکته‌ای که می‌تواند تاثیرات منفی روی تیم‌ها و قهرمانان ما بر جای بگذارد؟

من به سعیدلو و علی‌آبادی هم این نکته را گفتم که یکی از چیزهای که در جام جهانی آلمان به تیم ملی فوتبال آسیب زد، انتظار کاذبی بود که خود ما ایجاد کردیم؛ این‌که پرتغال را خیلی راحت می‌بریم و به دور بعد صعود می‌کنیم. این انتظار استرس زیادی بر پیکر تیم وارد کرد و در نهایت دیدیم که این فشار روانی باعث شد ستارگان تیم نتوانند قابلیت خود را نشان دهند. امروز باید از آن تجربه استفاده کرد و فضا را به سمت انتظارات بیجا نبرد که ورزشکاران ما در گوانگ جو مدال‌های پر شمار درو خواهند کرد. از سوی دیگر نباید طوری حرف زد که ورزشکار ما از حالا پرچم تسلیم را بالا ببرد و بگوید مسوولان هم توقعی از ما ندارند. به عبارتی دیگر نباید انگیزه‌ها را ازبین ببریم و به جای این که ابزار را تیز کنیم آن را کند کنیم!

آیا به صورت رسمی این نکته را به سعیدلو و علی‌آبادی متذکر شده‌اید؟

در قالب مجلس نه، اما در نشست‌های خصوصی این نکته را مورد تاکید قرار داده‌ام.

به نتایج تیم ملی فوتبال در جام جهانی آلمان و سوءمدیریت در آن مقطع اشاره کردید، یکی از بخش‌های ورزش که نتوانسته است انتظارات مردم را برآورده کند فوتبال است. تیم ملی فوتبال با عدم صعود به جام جهانی آفریقای جنوبی موجب سرخوردگی علاقه‌مندان شده و در نهایت شاهد قهر تماشاگران از تیم ملی هستیم. مجلس وضعیت و عملکرد فوتبال را چگونه ارزیابی می‌کند؟

مجلس برخاسته از آرای مردم است و طبیعی است موضوعی که برای مردم قابل توجه باشد مجلس هم برای آن اهمیت قائل است. موضوعی که جوانان و ورزش دوستان دنبال ‌کرده و به ما نهیب زده‌اند همین فوتبال است. فوتبالی که اینقدر اهمیت دارد نباید سرسری از کنار آن عبور نمود. سعی ما بر این است که در ورزش همواره وظیفه نظارتی خود را انجام دهیم و دخالتی در فوتبال به شکل اجرایی نداشته باشیم. در عین حال از نظارت هم غافل نیستیم. در حالی لیگ برتر فوتبال در سال گذشته 250 میلیارد تومان هزینه در بر داشته که اکثر فدراسیون‌ها بودجه سالانه زیر یک میلیارد تومان داشته‌اند. خود فدراسیون فوتبال هم13 میلیارد تومان بودجه مستقیم داشته که با احتساب هزینه لیگ‌های دسته پایین، فوتبال سالانه حدود 400 میلیارد تومان برای کشور هزینه دارد که از این رقم در خوشبینانه‌ترین حالت حداکثر 50 میلیارد تومان آن مربوط به بخش خصوصی است و بقیه آن به صورت مستقیم و غیرمستقیم پول بیت‌المال است. حال چطور ما که بر ریال بودجه کشور نظارت می‌کنیم، می‌توانیم نسبت به این هزینه نظارت نداشته باشیم. اضافه بر این‌ که در ورزش ازجمله فوتبال بیش از آن که نگران مسائل فنی باشیم نگران مسائل فرهنگی و ارزشی هستیم. در سال 88 تلخ‌ترین اتفاقات در ورزش ایران اول دوپینگ بود که افزایش صددرصدی داشت و دومین اتفاق تلخ هم ناکامی تیم ملی فوتبال در صعود به جام جهانی بود.

معتقدم تا وقتی با غرور، بدون برنامه، بدون دانش فنی، بدون سیاستگذاری و اخلاق درست در فوتبال حرکت می‌کنیم این نتایج نیز ادامه خواهد داشت.

یعنی شما عملا نسبت به نتایج تیم ملی در جام ملت‌های آسیا هم نگران هستید؟

به نظر من در جام ملت‌ها گروه مشکلی نداریم، ولی اگر بنا باشد این قضاوت موجب آرامش خاطر باشد ما را به بیراهه خواهد برد. مجلس وظیفه نظارتی خود را ایفا خواهد کرد. عراق قهرمان دوره گذشته جام ملت‌هاست، کره شمالی با تجربه جام جهانی گام به این رقابت‌ها می‌گذارد و امارات را هم نباید دست‌کم گرفت، چراکه در مقدماتی جام جهانی هم به سختی در تهران آن را شکست دادیم و در امارات خیلی شانسی توانستیم مقابل این تیم یک ـ‌ یک مساوی بگیریم.

گرچه ما چه بخواهیم و چه نخواهیم ورزش اول ما کشتی است ولی علاقه‌مندی به فوتبال غیرقابل انکار است. اگر در فوتبال خوب نتیجه بگیریم ورزش ما موفق جلوه‌گر می‌شود. در کشتی حتی اگر در المپیک هم اول بشویم، آن طور که باید و شاید ورزش را موفق نمی‌دانند. معتقدم نگاه به فوتبال باید علمی، فرهنگی، دوراندیشانه و سیاستگذاری شده و با محور نگاه به نسل جوان باشد. نیاز ما به برنامه و مدیریت است و بعد از همه اینها پول است.

یکی از نقاطی که نبود برنامه و سیاستگذاری در آن نمایان است وضعیت تیم فوتبال امید و قضایایی که سر تمدید قرارداد با غلامحسین پیروانی سرمربی این تیم به وجود آمد است، ارزیابی شما در این مورد چیست؟

با عدم صعود تیم ملی به جام جهانی، امید مردم در فوتبال به تیم امید است، اگر این تیم به المپیک صعود کند و در لندن نتایج خوبی بگیرد راه صعود به جام جهانی بعدی هموارتر می‌شود، اما اگر تیم امید هم ما را ناامید کند از نظر روحی و روانی زمینه چندانی برای صعود به جام جهانی بعدی نداریم. متاسفانه در یک سال اخیر بارها با کمیته المپیک، سازمان و فدراسیون جلساتی را درباره تیم امید داشتیم و در حالی که باید حمایت از تیم امید بیشتر می‌شد، اما در عمل آنچه دیدم خیلی منطبق بر قول و قرار‌ها نبود. البته هنوز هم دیر نشده است، اگر روی تیم امید کار شود با توجه به کم بودن حواشی، پتانسیل لازم را برای کسب موفقیت دارد. قطعا مربی خارجی در 5 ـ‌ 6 ماه نمی‌تواند تاثیرگذار باشد و باید حمایت کاملی از پیروانی شود. فدراسیون فوتبال بعضی از احتیاط‌هایی را که در هیچ جا لحاظ نکرده، نباید در این وضعیت بر کادرفنی تیم امید تحمیل کند. به عنوان مثال گاهی با بعضی مربیان قرارداد 2 ـ‌ 3 ساله بسته می‌شود و اینجا صحبت قرارداد 6 ماهه با مبلغ پایین برای کادر فنی تیم امید است.

این یک کار زشت و تلخ است، نباید بعضی جاها قرارداد ترکمنچای بسته شود و در جای دیگر این گونه با احتیاط حرکت کرد، سیاست یک بام و دو هوا و برخورد تبعیض‌آمیز در فوتبال اصلا پسندیده نیست.

با وجود این که شما بر نقش نظارتی مجلس بر ورزش تاکید می‌کنید، اما متاسفانه این نقش نمود چندانی نداشته و معمولا پس از شکست ورزش ایران در یک رویداد خاص، کمیته شکست در مجلس تشکیل می‌شود و نتایج نهایی این کمیته را هیچ نهاد ورزش کشور ملاک تصمیم‌گیری‌های بعدی قرار نمی‌دهد. این نگرانی وجود دارد که وضعیت تحقیق و تفحص از سازمان تربیت بدنی به سرنوشتی نظیر دلایل شکست کاروان ورزش در المپیک پکن دچار شود.

آنچه در مورد المپیک پکن ارائه شد، مصوبه قانونی مجلس را در عقبه کار خود نداشت و یک تصمیم کمیسیونی بود، اما تحقیق و تفحص الزام قانونی دارد. رئوس این تحقیق و تفحص تعریف شده است. ابتدا 6 ماه فرصت داریم با کارشناسان در موضوعات مختلف تحقیق و تفحص کنیم و چنانچه نیازی بود تا 6 ماه می‌توانیم این مهلت را تمدید کنیم. با توجه به این که 6 ماهه اول 18 اردبیهشت ماه به پایان رسید فعلا 3 ماه دیگر این موضوع را تمدید کردیم.

به هر حال طبق قانون تا زمانی که هیات به جمع‌بندی نهایی نرسیده و موضوع در کمیسیون مطرح نشود حق نداریم جزییات و نتایج این تحقیق و تفحص را اعلام کنیم. البته اگر جایی در ورزش روند منفی ادامه داشته باشد آن را تذکر می‌دهیم و خوشبختانه در این مورد سعیدلو همکاری لازم را برای جلوگیری از استمرار روند منفی داشته است.

دیدم کسانی مثل محمد دادکان، رئیس سابق فدراسیون فوتبال بشدت از تحقیق و تفحص مجلس گله کرده‌اند که چرا نسبت به بعضی ساخت و سازهای غیراصولی، دم فرو بسته‌اید؟ در پاسخ به او می‌خواهم بگویم نگران نباشید و صبر پیشه کنید. چراکه قانونا نمی‌توانیم روند این تحقیق و تفحص را بیان کنیم. همه مطمئن باشند تکلیفی داریم که مثل نماز بر ما واجب است و با هیچ کس رودربایستی نخواهیم داشت و طبق قانون ممکن است بعضی بخش‌ها مستقیما به قوه قضاییه محول شوند. البته در این گونه مسائل تصمیم و رای جمعی حاکم است و تنها نظر من نوعی ملاک نخواهد بود. ممکن است همه موارد مورد اجماع هیات 15 نفره ما و در نهایت کمیسیون فرهنگی نباشد.

روند همکاری بخش‌های مختلف ورزش با مجلس در این زمینه چگونه است؟

متاسفانه بعضی بخش‌ها و ازجمله فدراسیون‌ها برخلاف قانون همکاری لازم را با ما نداشته‌اند. در حالی که طبق قانون باید بایگانی و تمام اسناد محرمانه و فوق محرمانه را به ما ارائه کنند. با وجود این چون ما نمی‌خواهیم به بن‌بست برسیم اسامی این بخش‌ها را فعلا اعلام نخواهیم کرد، اما همه بدانند طبق قانون هیچ سندی برای ما محرمانه محسوب نمی‌شود.

به اعتقاد بسیاری از ورزشی‌ها اشراف شما به جزییات ورزش ستودنی و در نوع خود شگفت‌انگیز است. در عین حال برخی از این بیم دارند که یحیی‌زاده با پذیرفتن سمتی در ورزش، قدری از صراحت بیان خود بکاهد؟

به خوبی از حساس بودن موضع وکالت و نمایندگی مردم آگاهم که در این 6 سال عضویت در هیات رئیسه فدراسیون‌هایی چون تیراندازی و باستانی و حتی ریاست هیات مدیره استقلال و پرسپولیس را نپذیرفته‌ام. به این دلیل که اعتقاد دارم این کار باعث دوشغله بودنم می‌شود و دوم این‌که اگر قرار باشد مسوولیتی بپذیرم نمی‌توانم از عهده وظیفه نظارتی‌ام برآمده و نتوانم با صراحت بیان درباره ورزش اظهار نظر کنم.

به عنوان آخرین سوال در مجموع آینده ورزش را چطور می‌بینید؟

بستگی به شرایط داردو نمی‌توان قضاوت محکمی داشت. از طرفی امسال می‌تواند سال طلایی ورزش باشد و از طرفی می‌تواند سال سقوط ورزش باشد. امیدوارم در گوانگ جو با یک مدیریت اصولی و اراده جمعی ورزش ایران موفق باشد.

حجت‌الله اکبرآبادی ـ امید توفیقی / گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها