البته نرمافزارهای رایگان هنوز هم راهی برای کسب درآمد هستند. چیزی که ریچارد استالمن بارها و بارها آنرا تکرار کرده است. تعداد کسانی که اهمیت نرمافزارهای آزاد را رد میکنند (ایدئولوژی و متدولوژی)، زیاد نیست. اما اثر این مدل کسبوکار در آینده هنوز قابل توجه نیست. هر چند که دیدگاه کسب و کار با نرمافزار آزاد، همانند ایدئولوژی و متدولوژی آن، انقلابی است. مدل کسب و کاری که در نرمافزارهای آزاد وجود دارد، حول یک سوال میچرخد؛ چطور ممکن است که از نرمافزاری که بهصورت کاملا رایگان وجود دارد، درآمدزایی کرد؟
ریچارد استالمن نخستین کسی بود که درآمدزایی با نرمافزارهای رایگان را آزمود. او Emacs (ویرایشگر) را روی نوارهای کاست با قیمت 150دلار بهفروش رساند و از همین طریق در ابتدای پروژه GNU توانست مستقل بماند و به شرکت خاصی متکی نباشد. او در سال 1999 در مورد این موضوع گفت: «من از کار خودم در MIT استعفا دادم تا پروژه گنو را شروع کنم. دلیل این کار هم این بود که این پروژه به MIT نرسد و بتوانم این پروژه را به رایگان توسعه دهم. بههمین دلیل نمیخواستم بهخاطر این موضوع از نظارت و اجازه MIT بهرهمند شوم.»
با وجود قیمت بالا و اینکه هر کسی میتوانست بهطور رایگان از Emacs کپی تهیه کند، تمام نوارهای استالمن بهفروش رفت: «در ماه حدود 8 تا 10 سفارش میگرفتم و همین برای گذران زندگی کافی بود.»
هر چند یکی از دلایل اینکه استالمن میتوانست GNU Emacs را به فروش برساند، سرعت بسیار پایین اینترنت در اواسط دهه 80 میلادی بود، اما دلیل دیگر میتوانست این باشد که مردم کد آنرا از منبعش دریافت میکردند: یعنی نگارش آن، نگارش اصلی بود. داشتن انتخاب برای دریافت یک چیز رایگان، اما بدون هیچ تضمینی، یا پرداخت برای دریافت از منبع رسمی، که بسیاری هنوز از روش دوم استفاده میکنند. همین مساله در واقع عاملی بود برای گسترش نخستین نگارشهای توزیعهای گنو/لینوکس در دهه 90میلادی. سیستمهای لینوکسی اولیه که توسط لینوس تولید میشد در دو دیسک فلاپی بهنامهای boot و root قرار میگرفت.
لینوس کپی این دیسکها را در سروری در دانشگاه هلسینکی قرار داده بود و از آنجایی که این نرمافزارها توزیع رایگانی داشتند، چندین mirror از آنها در سرورهای مختلف قرار داده شد. یکی از اپراتورهای مرکز پردازشی منچستر که او هم یک Mirror از توزیع لینوس را در سرور خود قرار داده بود، تصمیم به اصلاح کد گرفت تا توزیع خودش را درست کند. دلیل این کار هم مشخص بود و در فایل Readme توزیع جدید توضیح داده شده بود: نگارشهای MCC با این هدف تولید شدهاند که کسانی که در UNIX پیشرفته نیستند نیز بتوانند لینوکس را در کامپیوتر شخصی خود نصب کنند.
همین اقدام نقطه شروع توزیعهای مختلفی بود که پولی بودند و اغلب برای نصب سادهتر گنو/لینوکس خود را تبلیغ میکردند. این درست است که کد آن رایگان است، اما برای بسیاری مهم است که کد را از منبعی تهیه کنند که بهآن مطمئن هستند.
حرکت از فلاپی بهسوی سیدی را یک شرکت بهنام Yggdrasil، آغاز کرد و عنصر جدیدی را بهبازی وارد کرد. چون سیدیها میتوانستند اطلاعات بیشتری را در خود ذخیره کنند، انتخاب اینکه چه نرمافزارهایی در یک توزیع وجود داشته باشد، تبدیل به امر جدی و مهمی شد و دلیل فروش محصولات Yggdrasil بهاین دلیل بود که مردم به خبرگی این شرکت در انتخاب برنامهها ایمان داشتند. با شکل گرفتن ردهت، که شاید معروفترین توزیع لینوکس باشد، ویژگی دیگری به چرخه نرمافزارهای آزاد اضافه شد که مردم برای دریافت آن، علاقهمند به پرداخت بودند: سادگی در پیکربندی و مدیریت بستهها.
مارک اوینگ، صاحب این شرکت یک دهه پیش گفته است: «واضح بود که لینوکس در بخش نصب، پیکربندی و مدیریت بستهها به کمک زیادی نیاز داشت. تا قبل از ردهت، هیچ توزیع لینوکسی نبود که بتواند نگارش قبلی خود را ارتقا دهد و باید دوباره همه چیز نصب میشد. این مساله مشکل بزرگی بود و امکان ارتقای مداوم سیستم را غیرممکن میکرد. یا باید سراغ کد منبع میرفتید و از اول کد لینوکس را کامپایل میکردید، یا اینکه سیستم را از نو نصب میکردید.»
ردهت علاوه بر این مساله، با فروش پشتیبانی، که امروزه به معمولترین راه نرمافزارهای آزاد تبدیل شده، کسب درآمد میکرد. نسل امروزه شرکتهای منبعباز با فروش پشتیبانی بهکسب درآمد میپردازند. البته این مساله با یک چیز دیگر ادغام میشود و آن، افزونههای منبعبستهای است که ارائه میدهند.
رشد این بخش از فناوری کامپیوتر بهدلایل زیادی مهم است. بههکرها پول پرداخت میشود تا روی نرمافزارهای آزاد کار کنند و در واقع خون جدیدی به این بخش از سیستم وارد میشود و از طرف دیگر گزینههای مختلف پشتیبانی باعث شده شرکتها و کاربران به این باور برسند که استفاده از نرمافزارهای رایگان پرخطر و دشوار است. همانند شرکتهایی چون ردهت که هم از نظر اندازه و هم کسب درآمد با رشد زیادی روبهرو بودند، اعتماد به نرمافزارهای آزاد نیز در سازمانهای بزرگ، مقبولیت یافته است. درآمدهایی که از طریق قراردادبستن با شرکتهای کوچکتر نصیب شرکتهای نرمافزاری منبعباز میشود، باعث شده سازمانهای بزرگتر نیز به این سیستمها اعتماد کنند.
یک دلیل مهم، اما نامحسوس دیگر برای موفقیت مدلهای تجاری وجود دارد: موفقیت این مدل کسب و کار در مناطق مختلف باعث شده است این مدل روی صنایع دیگر نیز تاثیر بگذارد.
برای مثال، موسیقی دیجیتال نیز همانند نرمافزارهای رایگان هزینه نزدیک به صفر دارد و اقتصاد به ما میآموزد که قیمت چنین چیزهایی نزدیک به صفر است. چهکسانی از این موضوع ضرر میکنند و هزینههای سنگینی بابت قانعکردن تولیدکنندگان کامپیوتر (از جمله نتبوکها) برای نصب نکردن گنو/لینوکس میپردازند؟
شرکتهایی از جمله مایکروسافت. در دنیای موسیقی البته این مساله کمی متفاوت است. قیمتها مدام در حال کاهش هستند و رشد فروش آنلاین و همچنین سرویسهای اشتراک فایل در این میان نقش زیادی را بازی میکنند. شاید مسوولان صنایع موسیقی امروزه به سوالی رسیده باشند که استالمن و هم نسلهای خود با آن روبهرو شده بودند: چطور میشود از چیزی که رایگان است، یا تقریبا بهطور رایگان بهدست میآید، درآمد کسب کرد.
محمدرضا قربانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم