آنها متوجه شدند پسر ?? ساله خانواده با نام «حر» از وقتی با دختران فراری رابطه دوستی برقرار کرده دچار انحرافات شدید اخلاقی شده و با پدر و مادرش بشدت اختلاف دارد.
پدر خانواده در این مرحله از تحقیقات توضیح داد: ?? سال پیش با همسرم ازدواج کردم و 2 بچه دارم. پس از ازدواج دخترم، «حر» آسایش را از ما گرفت.
او با دختران فراری دوست شده بود و آنها را براحتی به خانهمان میآورد. «فاطمه» همیشه به این کارها اعتراض میکرد، چند باری پسرم را دعوا کردم اما فایدهای نداشت، این اواخر پسرم دختر ?? سالهای به نام «شهرزاد» را به خانهام آورده بود و فاطمه از او خواسته بود دست از سر این دختر فراری بردارد اما «حر» به نصیحت مادرش اعتنایی نکرد.
سرانجام حر بازداشت شد و بعد از 10 روز انکار بالاخره اعتراف کرد مادرش را با همدستی شهرزاد کشته است. او گفت: از 2 ماه پیش با «شهرزاد» آشنا شدم و میخواستیم با هم ازدواج کنیم. چون «شهرزاد» از خانه پدرش فرار کرده بود، من هر از گاهی او را به خانه پدریام میبردم اما مادرم همیشه به من اعتراض میکرد.
رفت و آمدهایمان به اندازهای بود که همسایهها نیز متوجه دوستی من و شهرزاد شده بودند و به مادرم گلایه میکردند و او نیز مرا تحت فشار میگذاشت. سرانجام نقشه کشیدیم مادرم را بکشیم.
روز حادثه مادرم در خانه تنها بود، من آبمیوه مسموم به او خوراندم و با کمک «شهرزاد» وی را به قتل رساندیم. روز بعد با حفر گودالی در آشپزخانه جسد مادرم را در داخل آن دفن کردیم. پس از این اعترافات شهرزاد هم بازداشت شد و به جرمش اقرار کرد.
در بررسیهای پلیسی مشخص شد «شهرزاد» پرونده کیفری دیگری نیز به خاطر فساد اخلاقی در دادگستری هشتگرد دارد و از مدتها پیش با ترک خانهاش در کرج به اغفال پسران جوان میپرداخته و آخرین شکارش پسر قربانی بوده است. در نهایت قاضی دادگاه این دختر و پسر را با درخواست اولیای دم مقتول به قصاص محکوم کرد. نمونه این جنایت بعدها نیز تکرار شد و این احتمال که باز هم روزنامهها از قتلهای مشابه خبر بدهند وجود دارد.
به همین خاطر کارشناسان معتقد هستند باید به جوانان آموزش داد از دوستیهای خلاف عرف دوری کنند و با مهار عواطف خود اسیر عشقهای سراب گونه نشوند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم