طنز در بستر واقعیت

«هیچ» اثری متفاوت در سینمای ایران است که با ظرافتی خاص واقعیت را در قاب طنز مطرح می‌کند. البته نمی‌توان این فیلم را طنز صرف دانست، چراکه واقع‌بینی و رویارویی با حقیقت دو عنصر مهم در «هیچ» هستند و همین حقیقت است که تماشاچی را به خنده وا می‌دارد، اما نه خنده‌ای به واسطه لودگی و تمسخر، بلکه خنده‌ای از سر درد!
کد خبر: ۳۲۵۶۱۴

«هیچ» بیان تصویر واقعی فقر است و داستان با معرفی شخصیتی به نام «نادر» آغاز می‌شود که تمام دغدغه‌ و نگرانی‌اش شکم‌اش است. گویا او هیچ‌گاه سیر نمی‌شود و دائما در حال خوردن است. خوردنی که واسطه هر خفتی برای اوست. «نادر سیاه» که نقش‌اش را مهدی هاشمی بازی می‌کند، با دارا بودن نقش کمیک زمینه‌ساز حوادث «هیچ» است. این شخصیت در عین سادگی بسیار عجیب و غیرمنتظره ظاهر می‌شود، گرچه این وضعیت در ابتدا فضایی مصنوعی را برای مخاطب القا می‌کند، اما هر چه داستان به پیش می‌رود، تماشاچی کاملا او را حس می‌کند و این نقطه قوت این اثر کاهانی است، چراکه در فضایی واقع‌بینانه، مثالی غیرمعمول می‌زند و همین امر، سبب می‌گردد تا برآیند کلی، مثبت شود. انصافا هرچه از شخصیت «نادر» بگوییم کم است، ولی همین شخصیت محوری خود در مسیری ناخواسته قرار می‌گیرد.

نادری که هیچ‌کس علاقه‌مند به دیدن او نبود و همه از او گریزان بودند و به عبارت دیگر شخصیتی طرد شده بود، ناگهان محبوب می‌شود، محبوبیتی که به‌واسطه توانمندی وی حاصل می‌گردد. کلیه‌ساز بودن بدن «نادر» سبب توجه همگان به او می‌شود و «نادر» به یکمرتبه، عزیز و محترم می‌شود. چنین تضادی، برای تماشاچی جذاب است و این تغییر مسیر نیز خود دامنه داستان را گسترده‌تر خواهد کرد. «کارگردان» با معرفی شخصیت جدید «نادر» همه را به فکر وا می‌‌دارد و از همین‌جا نتیجه اخلاقی، علاقه به واسطه عوامل دیگر را پی‌ریزی می‌کند، اما با یک نگاه هوشمندانه و بویژه از طریق دیالوگ‌های متعدد، به این نکته نیز توجه می‌کند، که این «نادر» همان «نادر» قبلی است. پستی و حقارت او را این بار در قالبی دیگر ترسیم می‌کند و مخاطب را به ذات حقیرانه‌اش آشنا‌تر می‌سازد. شخصیت‌های داستان کاهانی دارای ویژگی‌های دیگر نیز هستند، این ویژگی‌ها گرچه به پیشبرد اهداف قصه کمک شایانی خواهد کرد اما به جرات باید گفت هیچ‌گاه بی‌جا و غیرواقع طرح نمی‌شوند، شخصیتی نظیر «نیما» که دارای ناتوانی جسمی و ذهنی است، حاصل چنین نگاهی است. از دیگر عوامل مهم در این فیلم، لوکیشن خاص و اصلی آن است، آنچه بیش از پیش توانسته به سرعت فیلم را با مخاطبان خود ارتباط دهد، موقعیت خانه و فضای داخلی‌اش است. این خانه که محل زندگی‌ افراد گوناگون است، عامل خودمحوری مانند شخصیت نادر شده، چراکه باعث شده تا آدم‌ها، با سلایق و دیدگاه‌ها و از همه مهم‌تر شیوه‌های گوناگون زندگی هریک در کنار هم قرار گیرند و بی‌آن که تاکید و توجهی شود، داستان را هم هدایت کند و هم از یکنواختی و کسالت برهاند.

به هر حال «هیچ» توانست بار دیگر توانایی کارگردانی خوشفکر را به نمایش گذارد و چنین برآید مسیری که کاهانی‌ انتخاب کرده، مسیری هدفمند، دقیق و تاثیرگذار است.

سیده نگار طهماسبی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها