واقعیت این است که اکثر سریالهای ایرانی دارای سویه ملودرام یا خانوادگی بودند که برخی عناصر و مولفههای داستانی مثل ازدواج و طلاق به شکل موتیفوار در آنها تکرار میشد و تماشاگران تلویزیون به واسطه بازتولید مدام این گونه آثار به راحتی میتوانستند با دیدن چند قسمت ابتدایی سریال تا پایان ماجرا را پیشبینی کنند. در واقع سویه خانوادگی این سریالها آنقدر برجسته و پررنگ بود که به تدریج سریالهای تلویزیونی با سریالهای خانوادگی مترادف شد و مضمون و درونمایه اثر با فرم و ساختار روایی آن هم معنا فرض شد.
پخش سریالهای ایرانی در برنامه سیما خانواده هم از راه رسید و سوژههای خانوادگی به عنوان ابرداستان مجموعههای تلویزیونی درآمد. اکنون بویژه در یکی دو سال اخیر شاهد تحولاتی هرچند اندک در مضامین و محتوای سریالهای ایرانی هستیم که در کنار شیوه پخش و فرم آن به طرح و بیان سوژههای تازهتری توجه میکند که مجموعههای تلویزیونی کمتر به سراغ آنها رفته بودند. هرچند که همین آثار هم به دلیل فقدان سابقه و تجربه قبلی از ضعفهای متعددی رنج میبرند، اما همین ساختار شکنی و حرکت به سوی تجربههای تازه در سریالسازی قدم مثبتی است که میتواند فضا و بسترهای تازه و فراختری را برای تلویزیون فراهم کند تا از کلیشه موضوعات خانوادگی خارج شوند و تجربههای دیگر زیست ـ جهان انسانها را دستمایه کار خود قرار داده و به تصویر بکشند.
ضمن این که همین ایدهها و سوژههای تازه هم میتواند در قالب یک قصه خانوادگی روایت شود تا متناسب با ذائقه مخاطب ایرانی هم باشد. نمونهای از این کار را میتوان در سریال «فاکتور هشت» جستجو کرد که سال گذشته از شبکه اول پخش شد. مجموعهای که مساله مافیای دارو را در دل یک درام خانوادگی روایت میکرد.
در سریال جستجوگران نیز برای اولین بار به جای پلیس با بازرس و امور مالیاتی مواجه بودیم که پروندههای قضایی مفاسد اقتصادی را محور قصه خود قرار داده بود یا در قطار خستهدلان لوکیشن داستان به قطار منتقل شد و فضای سریال از خانه و خانواده به قطار و سفر و مناسبات آن تغییر کرد. در حال حاضر نیز سریال هوش سیاه در حال پخش است که جرائم اینترنتی و الکترونیکی را به تصویر میکشد و ژانر پلیسی را با سوژههای تازهتر روایت میکند. هرچند در همه این مجموعهها ردپای قصههای خانوادگی را میتوانیم پیدا کنیم، اما ساخت و تولید این مجموعهها نشان میدهد که تلویزیون به تدریج خود را از ملودرامهای صرف خانوادگی رها میسازد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم