در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آپارتمانی به وسعت یک شهر
زندگی چندین خانواده با فرهنگها، روحیات و سنین مختلف و هزاران تفاوت اساسی دیگر در یک مجموعه آپارتمانی به یقین مثالی کوچک است از زندگی شهری و شهرنشینی ما. پس زندگی در آپارتمان و مجتمعهای مسکونی هم درست مثل زندگی شهری قوانین و حقوق خاص خود را میطلبد.
از این رو هر مجتمع مناسب با شرایط موجود، برای بهتر ساختن امور و شرایط زندگی، درست مثل یک شهر قوانین خود را دارد. در این شهر کوچک، مدیر یا رئیس هیات مدیره نقشی مانند شهردار را ایفا میکند و....
شاید برای همین فیلمسازان و کارگردانان هم آپارتمانها را نمادی از شهر و تنوع فرهنگی آن در نظر میگیرند. حتماً فیلم معروف اجارهنشینها را به خاطر دارید. یک آپارتمان با چندین شخصیت متفاوت فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... که هر کدام با داستانها، روحیات و شرایط خودشان در یک مکان روزگار میگذراندند. شاید فکر کنید که اجارهنشینها فقط یک فیلم با مایههای طنز بوده که زیاد هم با دنیای واقعی انطباق ندارد. اما اگر کمی دقت کنیم، میبینیم که حتما ما هم با این موارد بهگونهای درگیر بوده و هستیم. ما هم گاهی از همسایهای به دلیل اختلاف نظر و اختلافات فرهنگی رنجیدهایم، داشتهایم همسایهای که قوانین آپارتمان را رعایت نکرده و مشکلات زیادی را برای ساکنان ایجاد کرده است و....
اما بهواسطه وجود این همه تفاوت و گوناگونی میان افراد آپارتمان، زندگی در این مجتمعها گاهی سخت و طاقتفرسا میشود. اگر نتوانیم و ندانیم چگونه باید حقوق خود و دیگران را رعایت کنیم.
همسایه محترم ما
همیشه گفتهاند که همسایه از خانه مهمتر است. قدیم، یعنی حتی شاید تا 10، 15 سال پیش، همسایهها به بهانههای مختلف از تلفن زدن و سیبزمینی و پیاز گرفتن تا آوردن یک کاسه آش، شلهزرد یا حلوا برای همسایه، بهانهای جور میکردند برای سر زدن به یکدیگر. اما حالا حتی اگر همسایهها همدیگر را در پارکینگ و آسانسور هم ببینند به زحمت سری به نشانه سلام تکان خواهند داد.
با دور شدن روابط همسایهها، گویا مشکلات آنها بیشتر شده است، مشکلاتی ناشی از زندگی آپارتماننشینی و بیتوجهی به فرهنگ این نوع زندگی. اما با کمی احترام و گذشت نسبت به همسایهها شاید بتوان این همه مشکل را از بین برد.
وقتی خانهها اینقدر به هم نزدیک است و دیوارها آنقدر نازک که حتی گاهی صدای پچپچ همسایه را هم میتوان شنید، پس همه ما باید هنگام کارهایی مانند جاروبرقی کشیدن که باعث ایجاد سر و صدا میشود، کمی دقت کنیم. مسلما جارو برقی کشیدن، تمرین موسیقی، استفاده از ماشین لباسشویی و کارهای مانند اینها در ساعاتی که مردم در حال استراحت هستند دور از انصاف و ادب است. همینطور تمیز نگه داشتن قسمتهای عمومی ساختمان نیز وظیفه تک تک ماست. اگر کمی به سایر ساکنان احترام بگذاریم و به آنها حقی بدهیم، هیچگاه راه پلهها، حیاط، آسانسور و... را نامرتب رها نخواهیم کرد.
در ضمن خوب است همیشه کمی هم انصاف داشته باشیم. عروسی، مهمانی یا خدای نکرده ختم و عزاداری برای هر خانه و خانوادهای هست، اما فقط سالی چند بار. پس در این روزهای خاص کمی گذشت کرده و از سروصدای مهمانان همسایه ناراحت نشوید. مطمئن باشید که این روزها برای شما نیز خواهد بود.
در حیاطهای قدیمی، مرغ و خروس و گربه و جوجه و حیوانات اهلی مختلف هم، همراه ساکنان خانه زندگی میکردند بدون ایجاد هیچگونه مزاحمت برای همسایهها؛ اما در این آپارتمانهای نقلی فعلی نگهداری حیوانات تقریبا امری محال است. البته بماند که برخی کم لطفی کرده و توی اتاقها سگ و گربه و... نگه میدارند. و در این مواقع است که همسایه محترم باید صدای پارس سگ، چهچهه پرنده و... را هم تحمل کند.
وقتی احترام به دیگران فراموش شود، نباید از رفتارهایی بسیار ناهنجار نیز تعجب کرد، حتی از آشغال ریختن در محل زندگی همسایه. بله، درست است، حتی ریختن زباله در منزل شخصی همسایه. حتما دیدهاید خانههایی که بالکنی زیبا و با صفا دارند ولی امان از فرود زبالهها از طبقات بالاتر. به یقین هیچ همسایه محترم و با فرهنگی چنین حرکاتی را انجام نخواهد داد. اما امان از.... با وجود اینکه تمام مشکلات با حس احترام نسبت به سایر همسایهها حل خواهد شد، اما در نظر گرفتن قوانین و آموزش آنها را نیز باید جدی گرفت.
فرهنگ آپارتماننشینی
هیچکس دوست ندارد دائم با همسایهها بحث و جدل داشته باشد و هر روز صبح که آنها را میبیند، به جای سلام و احوالپرسی، زبان به گله و شکایت بگشاید. پس این وظیفه همه ماست که به عنوان یک همسایه موجب آزار و اذیت سایر همسایهها نشده و حقوق آنها را هم در نظر بگیریم. همین طور کمی هم با گذشت و انصاف با آنها برخورد کنیم.
اما این چیزی نیست که بتوان یک روزه به آن دست یافت. شاید باید از دوران کودکی و نه تنها به صورت تئوری که در عمل آموزش داد. در خانه و مدرسه و شهر باید به صورت عملی به کودکان، حس احترام نسبت به همه افراد و به طور خاص همسایگان را آموخت. اگر کودک ما شرایط زندگی جمعی و آپارتماننشینی را نداند، چه در دوران کودکی و چه بزرگسالی با مشکلات فراوانی روبهرو خواهد بود.
البته که دیگران را نیز درگیر این مشکلات خواهد کرد. اگر خود ما حقوق همسایهها را رعایت کنیم، نمونهای عالی برای کودکان خواهیم بود. اما بسیاری از پدر و مادرها خودشان هم نمیدانند چگونه باید با همسایهها برخورد کرده و در کنار آنها زندگی کنند. در این موارد خوب است آنها را با قوانین آپارتماننشینی آشنا کنیم. شاید بسیاری از اوقات، بیتوجهی همسایهها از ناآگاهی آنها ناشی شود. پس بیان دقیق قوانین برای هر ساختمان بیهوده نخواهد بود.
شاید با داشتن همسایهای بهتر و با تبدیل شدن به همسایهای با اخلاقتر، بتوان زندگی آپارتماننشینی را به شیرینی زندگی در خانههای قدیمی و البته راحتتر تبدیل کرد. واقعاً کم نیستند افرادی که در عالم همسایگی در همین آپارتمانها هم دور هم جمع میشوند، همراه و دوست هم هستند و در مواقع گرفتاری به داد هم میرسند.
پس نباید مشکلات را به زندگی شهری و آپارتماننشینی نسبت دهیم. این ما هستیم که جامعه را میسازیم و همچنین مشکلات آن را. بیاییم از امروز همسایهای خوب و دلخواه سایرین باشیم و به دلپذیر کردن زندگی اجتماعی خود و دیگران کمک نماییم.
نیلوفر اسعدی بیگی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: