ستون آزاد

تلویزیون، سفره‌ای برای همه ذائقه‌ها

حدود 5/1 سال است که درگیر تولید سریال «شهر دقیانوس» برای گروه فیلم و سریال شبکه یک سیما هستم. این کار به خاطر تولید در شهرستان، کم‌پولی و مشکلات دیگر چندین بار با توقف روبه‌رو شده و الان هم منتظر هستیم تا با انجام مرحله پیش‌تولید، 2?قسمت باقی مانده سریال را در یکی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس تصویربرداری کنیم.
کد خبر: ۳۲۴۰۹۳

موضوع این سریال درباره جیرفت و اتفاقاتی است که در حوزه میراث فرهنگی در حاشیه این شهر در این چند سال رخ داده. کار براساس طرحی از بیژن میرباقری و با فیلمنامه محمدرضا هاشمیان کلید خورده و او برای نوشتن فیلمنامه حدود 5‌/‌2 سال زمان صرف کرده و در طول تولید هم در کنار ما بوده. هاشمیان برای نوشتن کار، تحقیقات خیلی وسیعی انجام داد و با ظرافت خاصی و براساس مصاحبه با کارشناسان، بریده جراید و ... متن را نوشت. روال کار تلویزیون و کسانی که در زمینه فیلم و سریال کار می‌کنند بر این اساس قرار گرفته که صبر می‌کنند و براساس پیشنهادات تلویزیون و در حقیقت براساس اعلام نیاز این رسانه کاری را می‌سازند. این روش برای فیلمسازان خیلی ساده‌تر و بهتر است. چون دیگر درگیر مساله تصویب سوژه و مسائلی از این دست نمی‌شوند و نباید انرژی و وقتشان را صرف جاانداختن یک موضوع جدید برای مسوولان تلویزیون بکنند، اما من تا حال حدود 80 ـ 70 درصد کارهایم را براساس علاقه و پیشنهادات خودم ساخته‌ام. یکی از نکات حائز اهمیت سریال «شهر دقیانوس» هم همین است و از این نظر هم کار سختی به حساب می‌آید.

در این سریال تلاش کردیم تا جایی که ممیزی‌ها اجازه می‌داد واقعیت را منعکس کنیم و مدیران هم بخوبی از ما حمایت کردند و تا این جای کار بخوبی پیش رفته‌ایم. البته بعید نیست که مسوولان موقع پخش هم نظراتی داشته باشند.

یکی از نکاتی که چه در مورد تحقیق و چه در موقع تصویربرداری خیلی به چشم می‌آمد وضعیت اسفبار مردم جیرفت و فقر مالی و فرهنگی آنها بود. تلاش کردم این فقر را در مقایسه با پایتخت با رنگ و لعاب نماها و شرایط اجرا به مخاطب نشان بدهم.

از نکات دیگری که موقع تحقیق به آن برخوریم این بود که در کتاب‌های تاریخی و جغرافیایی از جیرفت به عنوان «هند ایران» نام می‌برند. چون این منطقه به شدت حاصلخیز بوده. برای همین هنوز هم ضرب‌المثل اغراق‌آمیزی در مورد این منطقه هست که می‌گوید این جا هر چی از دستت زمین بیفتد، سبز می‌شود. البته این منطقه الان دچار خشکسالی شده و این از ضعف ماست که نتوانسته‌ایم آن جور که باید و شاید به این منطقه رسیدگی کنیم، ولی هنوز هم کسانی که می‌توانند چاه عمیق بزنند، می‌توانند خیلی خوب کشاوزی کنند، اما دیگران بعد از خشکسالی با فروش عتیقه‌ها و خرید ماشین، راننده شده‌اند و اصلا میزان ارزش عتیقه‌ها را با تعداد پرایدی که می‌شود با آن خرید، تعیین می‌کنند. یکی از عواقب ماشین‌دار شدن ناگهانی آنها این بوده که به خاطر بلد نبودن رانندگی تعداد زیادی از آنها کشته شده‌اند و برای همین این شهر بالاترین آمار خانواده‌های بی‌سرپرست را دارد که مردان آنها بر اثر تصادف جانشان را از دست داده‌اند.

سریال ما که در 14 قسمت تهیه می‌شود، تنها حدود 10 درصد از واقعیت موجود در آن منطقه را بیان می‌کند، ولی همین 10 درصد هم چیز عجیبی است. داستان درباره پسری است که اصالتا اهل جیرفت است. او برای دفن پدرش به جیرفت برمی‌گردد و در این مسیر با مساله قاچاق عتیقه روبه‌رو می‌شود و انتهای قصه در یک کشور عربی حاشیه خلیج فارس تمام می‌شود. چون اعراب آنها را به کشور خودشان می‌برند تا از آنها برای خودشان یک سابقه تاریخی درست کنند. سعی کرده‌‌ایم برای حفظ جذابیت‌های داستان، آن را به صورت خانوادگی پیش ببریم. پایان کار هم وقتی است که خانواده شخصیت اصلی قصه به خاطر همین ماجرا از هم می‌پاشد و او درصدد برمی‌آید تا برای این که چنین اتفاقی برای کشور نیفتد، کارهای تازه‌ای بکند.

شاید این سریال مثل ملودرام‌های روتین نتواند برای همه مردم جذاب باشد، چون به هر حال موضوعش نسبت به آنها سنگین‌تر است، ولی از همه سریال‌ها هم نمی‌شود انتظار جذب مخاطب را به‌آن شکل داشت. به هر حال تلویزیون سفره وسیعی است که باید برای همه سلیقه‌ها و ذائقه‌ها خوراک مناسب داشته باشد.

مهرداد خوش‌بخت (نویسنده و کارگردان)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها