ظرفیت کمی و کیفی دانشگاههای کشور در سالهای اخیر به صورت تصاعدی رشد داشته و تعداد صندلیهای دانشگاهها برای ادامه تحصیل داوطلبان چنان افزایش یافته که خبر میرسد برخی صندلیها خالی مانده است. بنابراین وزارت علوم توانسته امکانات تحصیل در داخل را به نوعی فراهم کند، اما با وجود چنین تلاشهایی، براحتی نمیتوان منکر هر گونه مهاجرت دانشجویان و کاهش تمایل آنها به ادامه تحصیل در خارج شد. هفتهنامه برنامه که از سوی معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری منتشر میشود در گزارشی به نقل از صندوق بینالمللی پول چند ماه قبل اعلام کرد که سالانه 150 تا 180 ایرانی تحصیلکرده از کشور خارج میشوند که به معنی خروج سالانه 50 میلیارد دلار ارز از کشور است.
از سوی دیگر استاندار کرمان هم در نشست بررسی مشکلات دانشگاه بینالمللی بم، زمانی که میخواست از مزایای دانشگاههای بینالمللی سخن بگوید، از اعزام سالانه حدود 2 هزار دانشجو به خارج خبر داد. حتی اگر این آمارهای غیرکارشناسی و اغلب متضاد را رد کنیم، در جستجوی منابع آماری به گفتههای گذشته قائم مقام معاون دانشجویی وزارت علوم برمیخوریم که گفت: روزانه 100 نفر برای گرفتن تاییدیه مدرک و ارسال به دانشگاههای خارج به وزارت علوم مراجعه میکنند.
کمی رسمیتر میتوان به سخنان اخیر معاون دانشجویی وزارت علوم اشاره کرد که بنابر آمارهای رسمی 60 هزار دانشجوی ایرانی در خارج مشغول تحصیلند که 7500 نفرشان در هند و 10 هزار نفر نیز در مالزی و اکراین تحصیل میکنند.
البته پاییز سال قبل هم در میزگرد «فرار مغزها، چالش یا فرصت» که با حضور جمعی از استادان دانشگاههای داخل برگزار شد، استادانی از دانشگاه امیرکبیر و صنعتی شریف نسبت به افزایش تمایل ایرانیها برای تحصیل به خارج اعلام خطر کردند.
چرا مهاجرت؟
هرچند پژوهش جامعی درباره میزان خروج متقاضیان برای تحصیل در خارج وجود ندارد و هنوز حتی وزارت علوم هم بر وجود چنین پژوهشی صحه نگذاشته، اما بسیاری از افرادی که در حال حاضر به طور مکرر در آموزشگاههای زبان مشغول فراگیری زبان خارجی هستند و بسیاری از افرادی که در آزمونهای متوالی تافل و آیلتس در تهران و شهرستانها شرکت میکنند، برای خروج و ادامه تحصیل بیمیل نیستند.
آمنه کلاهی 28 ساله و کارشناس ارشد مهندسی پزشکی است. او که در یک موسسه زبان و در کلاسهای آیلتس شرکت میکند و برای پذیرش در دانشگاههای خارجی به حداقل نمره 5/6 نیازمند است، میگوید: «متاسفانه ظرفیتهای داخل بسیار ناچیز است، هر دانشگاهی فقط 3 یا 4 نفر در دوره دکتری میپذیرد که بارها شنیدهام هنگام مصاحبه استادان دانشگاهها، دانشجویان خودشان را به سایرین ترجیح میدهند، سهیل کیانی هم که فلسفه خوانده، این مشکل را تایید میکند و میگوید: اگر روزی موفق بشوم که در خارج درس بخوانم، حتما برای خدمت به کشورم برمیگردم؛ اما متاسفانه در ایران قبولی در مقطع دکتری بسیار دشوارتر از خارج است، ضمن این که رشته مورد نظر من در ایران وجود ندارد و من ناچارم یکی از دانشگاههای خارجی را برای ادامه تحصیل انتخاب کنم.»
شاهین کیانی، برادر او هم که در پی گرفتن نمره 7 آیلتس است که رشتهاش باستانشناسی است، میگوید: «بازار کار برای رشته تحصیلی من بسیار نایاب است، من مجبورم آنقدر ادامه تحصیل بدهم تا شاید به خاطر مدرکم بتوانم وارد بازار کار در این رشته شوم، هرچند باز هم امیدی ندارم.»
تلاشهایی برای بازگرداندن دانشجویان به ایران
به نظر نمیرسد بتوان براحتی خط بطلان بر روند مهاجرت دانشجویان برای تحصیل در خارج کشید. هرچند وزارت علوم مهاجرت و بازگشت دانشجویان ایرانی را به چرخه مغزها تعبیر میکند؛ اما کارشناسان میگویند نبود برخی رشتههای بهروز در مقاطع دکتری، کمبود امکانات پژوهشی و آموزشی و منابع درسی بهروز در برخی رشتهها و کمبود استادان متخصص و از آن مهمتر کمبود فرصتهای شغلی مورد نظر دانشآموختگان دانشگاهی، انگیزههای مهمی در رشد تمایل دانشجویان برای ادامه تحصیل در دانشگاههای خارج است، حتی اقدامات وزارت علوم هم نشان میدهد که به هر حال وجود دهها هزار دانشجوی ایرانی در خارج مورد رضایت نظام آموزش عالی کشور نیست، به طوری که اداره کل امور دانشجویان داخل نیز از ارائه تسهیلات به دانشجویانی خبر داده که به ایران برگردند. آییننامه جدید انتقال این دانشجویان فروردین امسال برای اجرا به امضای وزیر علوم رسیده که بر اساس آن، دانشجویانی که از تحصیل در خارج منصرف شده یا به دلیل برخی مشکلات قادر به ادامه تحصیل در خارج از کشور نیستند، میتوانند با مراجعه به دانشگاههای داخل منتقل شوند.
رشد شاخص توسعه انسانی در حد ناچیز
بنابر نظر افرادی که خواستار پذیرش از دانشگاههای خارج هستند، معمولا نبود شغل مناسب، نبود دسترسی به امکانات مطلوب تحصیلی و مشکلات فردی و تمایل به دانش و تجربههای جدید از جمله دلایل ادامه تحصیل در خارج است. در واقع کاهش هزینه ادامه تحصیل در کشورهای آسیایی مانند هند، مالزی، تایلند، تاجیکستان، ارمنستان، اوکراین و... که گاه کمتر از هزینه دانشگاه آزاد اسلامی و پذیرش آسانتر از دانشگاههای دولتی است، اشتیاق برای خروج از کشور و تحصیل در خارج را افزایش میدهد.
براساس آخرین گزارش توسعه انسانی در سال 2009 رشد این شاخص در ایران ناچیز و رتبه ایران د ر بین 182 کشور 88 است. چنانچه این شاخص بهبود یابد، میتوان به اصلاح ساختار دانشگاهها، فضای بازتر و راهاندازی کرسیهای آزاداندیشی، تخصص استادان و به روز بودن منابع درسی و امکانات پژوهشی امیدوار بود.
گفته میشود که این شاخص تاثیر مهمی در کاهش یا افزایش مهاجرتها دارد. بنابراین، انتظار میرود رشد این شاخص در برنامههای کلان جدی گرفته شود.
کتایون مصری / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم