در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
1 ـ «طهران، روزهای آشنایی» که مهرجویی آن را به سرانجام رسانده، فقط یک فیلم صرف نیست، بلکه اثری است با نگاههای مستند که هرچه به پیش میرود، برای بیننده جذابتر میشود. مسیری را که این کارگردان سرد و گرم کشیده روزگار طی میکند، از حاشیه به متن است. او خرابی سقف خانه آقا حبیب و اهل و عیالش را دستمایه کارش قرار میدهد، این خانواده چند لحظه مانده به سال تحویل مجبور میشوند، منزل را ترک کنند و بالاجبار گشتی در طهران بزنند، گشتی پرخاطره برای هر طهرانی. این توفیق سرآغازی برای معرفی این شهر برای مهرجویی میشود. کارگردان برای هدایت موضوعی و ایجاد ربط داستانی، آنان را وارد پانسیونی شیک که برای افراد سالمند است میکند و از اینجا داستان با مسیری کاملا آرام و شاید بتوان گفت روایی وارد مرحله جدیدی میشود. از این مقطع است که داستان به نوعی میخواهد از «حبیب» سبقت بگیرد و به موضوعات مهمتری بپردازد. ورود «دایی بابا» به فیلم و همت وی برای بازسازی خانه بهترین راه گریز از زندگی حبیب است و مهرجویی، از این پس حبیب را با یک جهانبینی دیگری آشنا میسازد. تاکید بر استفاده از لحظات زندگی و عدم سختگیری در زندگی روزمره تاکیداتی است که تماشاچی آن را از زبان حبیب میشنود، بازگشت به چنین آرامشی، به ناگهان داستان را به سمت و سوی خود طهران میکشاند. طهران گردی و معرفی اماکن و بویژه مردم این شهر در «طهران روزهای آشنایی» جزو بهترین بخشهای این اثر است. نگاهی که مهرجویی در اپیزود اول «طهران تهران» دارد بسیار روان، ساده و پر طراوت است.
-2 «تهران، سیم آخر» که گویا قرار است نگاه نسل جدید و جوان به تهران این روزها باشد. مملو از استرس و شتابزدگی است. شخصیتها کاملا سطحی یا بهتر بگویم مصنوعی گشته و نوعی عصبانیت و ترس و نگرانی در همه آنها موج میزند. داستانی درگیرکننده با ساختاری خطی که گویا به دنبال جذب مخاطب عام بوده. این اثر کرمپور به نظر میرسد به دنبال طرح موضوعات و مشکلات جوانان بوده، ولی آیا بهتر نبود به چند مورد که حساستر و تاثیرگذارتر بود اشاره میشد؟ صرف عدم تعامل و درک صحیح والدین از فرزندان یا ترک وطن یا نگرفتن مجوز موسیقی، آیا حد نهایی و تاثیرگذار بر مشکلات جوانان است؟ «تهران، سیم آخر» کلامش را رک میگوید و به جهت عدم پیچیدگی در روایت قصه، در همان ابتدا همه چیز برملا میشود. البته کسی نمیتواند خوشساختی این اثر را زیرسوال ببرد، اما محتوا و بویژه شعاری بودن آن خیلی نتوانسته به اهداف ترسیم شده کمک نماید. شاید زمان کوتاه و عدمصبوری نوعی شتابزدگی موضوعی را در پی داشته، ولی این موارد توجیه مناسبی به نظر نمیرسد.
به هر حال از طهران مهرجویی تا تهران کرمپور فاصله زیاد است، شاید هم مهرجویی طهران را بهترین فضا برای آشتی با روزهای آشنایی میداند و کرمپور تهران را آخرین حلقه فرار برای متهم کردنش برای ندانمکاریهای خودمان ترسیم کرده است.
مانی حبیبالهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: