وقتی غیبت دختر نوجوان طولانی شد، والدینش جستجو برای یافتن وی را آغاز کردند و چون پس از ساعتها موفق به یافتن او نشدند، پدرش به کلانتری یافتآباد تهران مراجعه کرد و با طرح شکایتی، گم شدن دخترش را خبر داد.
با تشکیل پروندهای در این ارتباط، تحقیقات پلیسی برای یافتن دختر جوان آغاز شد. در حالی که پلیس به تحقیقات خود ادامه میداد، شاکی روز بعد به کلانتری مراجعه کرد و گفت که پسرم هم به خانه بازنگشته و دوستان و اقوام از او بیاطلاع هستند. گمان میکنم میان ناپدید شدن 2 فرزندم ارتباطی باشد.
ماموران با به دست آمدن این اطلاعات، تحقیقات برای یافتن خواهر و برادر گمشده را آغاز کردند تا این که چند روز بعد شاکی هراسان و گریان به کلانتری رفت و افسر تحقیق هم پس از آرام کردن شاکی به بازجویی او پرداخت.
خواستگار در نقش آدمربا ظاهر شد
مرد شاکی در اظهاراتش به پلیس گفت: شب گذشته، خواستگار دخترم که یک تبعه افغان است، چند بار تلفنی با خانهام تماس گرفت و تهدید کرد فرزندانم را ربوده و فقط در صورتی آنها را آزاد میکند، که رضایت خود را برای ازدواج با دخترم اعلام کنم.
شاکی ادامه داد: خواستگار آدمربا مرا تهدید کرد، اگر با خواستهاش موافقت نکنم، دیگر فرزندانم را ملاقات نخواهم کرد و به همراه آنها بزودی از کشور خارج میشود.
با اطلاعاتی که شاکی در اختیار ماموران قرار داد، پرونده وارد مرحله جدیدی شد و برای ادامه رسیدگی در اختیار کارآگاهان اداره یازدهم آگاهی تهران قرار گرفت. در حالی که کارآگاهان جستجو برای یافتن محل نگهداری گروگانها را آغاز کرده بودند، پی بردند مرد آدمربا دوباره با شاکی تماس گرفته و تهدید کرده است اگر تا 24 ساعت دیگر، مقدمات ازدواج او را فراهم نکند، گروگانها را با خود از کشور خارج میکند.
کارآگاهان اداره یازدهم آگاهی تهران با اطلاع از این موضوع، محلهایی را که احتمال تردد مرد آدمربا وجود داشت زیر نظر قرار دادند تا این که معلوم شد وی در خانهای واقع در منطقه خلیج فارس تهران زندگی میکند. ماموران که احتمال میدادند مرد آدمربا گروگانها را به این خانه انتقال داده، با هماهنگی قضایی به محل اعزام شدند و روز پنجشنبه گذشته با محاصره خانه متهم، او را قبل از فرار دستگیر کردند و 2 گروگان را که در یکی از اتاقهای خانه محبوس بودند، نجات دادند. با انتقال آنها به مرکز پلیس آگاهی تهران، تحقیق در این باره آغاز شد.
اعتراف متهم
متهم افغان در بازجویی به پلیس گفت: چندی قبل در یکی از بوستانهای شهر با این دختر آشنا شدم و پس از گذشت چند ماه به هم علاقهمند شدیم و تصمیم به ازدواج گرفتیم.
متهم ادامه داد: چند بار به خواستگاریاش رفتم ولی هر بار خانوادهاش مخالفت میکردند و تصمیم داشتند او را مجبور به ازدواج با فرد دیگری کنند.
متهم به آدمربایی افزود: برای این که آنها را مجبور کنم با این وصلت موافقت کنند، تصمیم گرفتم، نقشه یک آدمربایی را طراحی کنم. به این ترتیب، دختر مورد علاقهام به بهانه خرید از خانه خارج شد و به منزل من آمد و نقشهام را به او گفتم که ابتدا مخالفت کرد، ولی با اصرار من پذیرفت تا در اجرای نقشه آدمربایی مرا کمک کند. متهم ادامه داد: چند ساعت بعد با خانواده وی تماس گرفتم و با ادعای این که دختر آنها را ربودهام، از آنها خواستم مقدمات ازدواجمان را فراهم آورند که گفتههایم را باور نکردند. بنابراین، با برادر دختر مورد علاقهام تماس گرفتم و او را به بهانه استعمال مواد مخدر به خانهام دعوت کردم. متهم افزود: وقتی درباره ازدواج با خواهرش با او صحبت کردم، او شروع به مشاجره با من کرد و قصد خارج شدن از خانهام را داشت که با زور و تهدید چاقو، او را به یکی از اتاقها منتقل و محبوس کردم. بعد با خانوادهاش تماس گرفتم و دوباره خواستهام را در قبال آزادی 2 فرزندش مطرح کردم. مرد افغانی گفت من واقعا قصد آدمربایی نداشتم و برادر دختر مورد علاقهام را فقط از ترس این که مرا به پلیس لو ندهد، در خانهام زندانی کرده بودم. بنابراین گزارش، متهم با قرار قانونی روانه بازداشتگاه شده و تحقیقات تکمیلی از وی ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم