در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ملکمطیعی از آن دست بازیگرانی بود که در سینمای ایران هیچگاه برای نقش اول و دوم انتخاب نمیشوند.
اغلب آنها بازیگران خاص مجموعههای تلویزیونی هستند و شانس حضور آنها نیز بستگی به این مساله دارد که تا چه اندازه یک دستیار کارگردان، هنگام «تقسیم» نقشهای یک سریال به یاد این چهرههای پیشکسوت بیفتد و از آنها برای ایفای نقشی چند روزه و چند جلسهای دعوت کند. اما ملکمطیعی مثل خیلیهای دیگر با هنر بازیگریاش همین نقشهای فرعی را به نقشهایی ماندگار برای مخاطب تبدیل میکرد. «کیومرث ملک مطیعی» و هم نسلان او افرادی هستند که به قول معروف «آردها را بیخته و الکهایشان را آویختهاند». آنها نه مانند برخی از بازیگران برای حضور در محافل به محافظ و همراه نیاز دارند و نه از ترس امضاء دادن و شناسایی توسط علاقهمندان از عینک دودی و اتومبیل شخصی استفاده میکنند. آنچنان گرم و صمیمی هستند که دیدن آنها در موقعیتی مانند: خیابان، نانوایی، داخل اتومبیل و... و گفتگویی چند کلمهای با آنها میتواند روز خوب و خوشی را برای شما رقم بزند.
این بازیگران تواناییهای خاص خود را دارند که اگر از طرف کارگردانی به درستی کشف شود و فرصت بروز و ظهور پیدا کند، میتواند اوقات خوشی را برای مخاطب به همراه آورد. همچنان که امروز وقتی به این بازیگر فکر میکنیم، ناخودآگاه به یاد نقش «غلام ششلول بند» در سریال زیر آسمان شهر میافتیم.
ویژگی به یاد ماندنی ملک مطیعی، ایفای نقشهایی با ته لهجه شمالی بود. ته لهجهای که به آن شخصیت هویتی اصیل و تا حدودی روستایی میداد و همین مساله بود که لبخند به لب مخاطب مینشاند و گاه از عصبانیتهای او در فیلم یا سریال، مخاطب به خنده میافتاد. یادش به خیر
رضا استادی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: