مشکل پاکستان با ویرانی‌های جنگ با طالبان

تابستان گذشته ارتش پاکستان جنگی را علیه شبه‌نظامیان طالبان در مناطق شمالی این کشور همچون باجور، دره سوات و وزیرستان جنوبی آغاز کرد. کاهش خسارات غیرنظامی، افزایش دقت، ارتقاء روحیه جنگاوری نیروهای نظامی و ایجاد شبکه‌های اطلاعاتی منسجم‌تر از جمله عواملی بودند که به عقیده کارشناسان موجبات پیروزی ارتش را فراهم کردند. نتیجه امر این بود که طالبان پاکستان در حال حاضر در شمال این کشور ضعیف‌تر شده و به سمت مرکز و استان‌های جنوبی همچون پنجاب، سند و بلوچستان نقل مکان می‌کنند. هم‌اکنون ارتش باید به جای تعقیب و پیگیری عجولانه آنها، توجه خود را متمرکز به مناطقی کند که از تصرف طالبان بیرون آورده و در کنار آن امنیت و ثبات را در سایر مناطق کشور برقرار نمایند.
کد خبر: ۳۲۰۶۲۱

تمرکز به اسکان موقت آوارگان، ایجاد گروه‌های بازسازی و اتحاد رهبران اصلی طالبان و نیروهای نظامی از جمله برنامه‌های ارتش در مناطق جنگی بود. در میان این اقدامات اسکان دوباره آوارگان‌‌ پاسخ مناسبی به هزاران نفری بود که در نتیجه حمله ارتش به مناطق پر‌جمعیتی همچون باجور و سوات از خانه‌های خود گریخته بودند. در واقع نقل مکان غیرنظامیان از مناطق اصلی درگیری منافعی را نیز به همراه داشت.

خسارت‌های جنگ

در مراحل ابتدایی نبرد تنها حدود 20 درصد از مردم در خانه‌های خود باقی ماندند که اکثر آنها جزو حامیان طالبان به شمار می‌رفتند. همین امر باعث شد تا نیروهای نظامی در تخلیه و کنترل شهرها با مشکلات کمتری رو‌به‌رو شوند. اگرچه بعضی از نیروهای طالبان با افزایش حملات ارتش توانستند از مناطق درگیری فرار کنند، ولی بیش از 7000 نفر از آنها کشته یا دستگیر شدند. اما حقیقتی که نمی‌توان به راحتی از آن گذشت هزینه و خساراتی بود که این جنگ برای شهروندان عادی به همراه داشت.

جنگ در منطقه باجور باعث بی‌خانمان شدن بیش از 300 هزار نفر شد. در دره سوات ارتش پاکستان با جمعیتی 4 میلیونی رو‌به‌رو شد که حدود 10 هزار شبه نظامی طالبان در میان آنها حضور داشتند. با توجه به این امر هیچ جای تعجبی وجود ندارد که در نتیجه جنگ در این منطقه حدود 2 میلیون نفر آواره شدند.

به منظور حمایت از غیرنظامیان، برنامه‌ریزان ارتش تصمیم به اجرای نقشه‌ای کردند تا بدان وسیله بتوانند زمینه اسکان دوباره این افراد را فراهم کنند. به افراد محلی قول داده شد تا در پایان جنگ خانه و کسب و کارشان دست نخورده در اختیارشان قرار گیرد و به همین ترتیب آنها را مجبور کردند تا در اردوگاه‌های موقت و دیگر شهرها سکنی گزینند.

لازم به ذکر است برنامه اسکان دوباره غیرنظامیان در زمان جنگ با شبه نظامیان قبلا در کشورهایی همچون فیلیپین، آفریقای جنوبی و الجزایر انجام شده بود که موفقیت‌های چندانی به همراه نداشت. این‌بار مقامات پاکستان مطمئن بودند که با اجتناب از نواقص گذشته در برنامه خود موفق خواهند بود؛ از جمله مواردی که باعث شکست این برنامه در کشورهای مذکور شد عبارتند از: استفاده از نظامیان خارجی، اجبار غیرنظامیان به نقل مکان و سوءمدیریت در اردوگاه‌های موقت. حتی در موفق‌ترین این برنامه‌ها همچون نبرد آمریکا در فیلیپین در سال 1899 و جنگ ضد چریکی انگلیس در مالایا در اواخر دهه 40 و اوایل دهه 50، حضور نیروهای نظامی خارجی مشروعیت و موفقیت این برنامه‌ها را زیر سوال برد.

اگرچه ارتش پاکستان یک نیروی اشغالگر خارجی به شمار نمی‌رفت اما بسیاری از پشتون‌های ساکن در شمال به دلیل حضور افسران نظامی ساکن پنجاب، رضایت چندانی نسبت به این امر نداشتند. همین امر ارتش را مجاب کرد تا در برنامه‌های اسکان دوباره خود در این مناطق از افسران نظامی پشتون استفاده کند.

دولت پاکستان در حال حاضر توانایی کافی برای استفاده موثر از کمک‌های خارجی دریافتی را ندارد و اختلاس و رسوایی‌های مالی به اکثر بدنه آن نفوذ کرده است همچنین ‌تنش میان دولت و قوه قضائیه نیز می‌تواند باعث ضعیف شدن عملیات حفظ و بازسازی پاکستان شود

عامل مهم دیگر در موفقیت این برنامه اختیاری و موقتی بودن آن بود. برنامه اسکان دوباره انگلیس در آفریقای جنوبی در اوایل قرن نوزدهم به دلیل اجبار افراد محلی در تخلیه مناطق جنگی با شکست رو‌به‌رو شد. اجبار غیرنظامیان ویتنامی به اسکان در اردوگاه‌های موقت در دهه 60 توسط نیروهای نظامی آمریکا از دیگر شکست‌های این برنامه بود. در مقابل نیروهای نظامی پاکستان به افراد محلی خاطرنشان ساختند که این اسکان موقتی بوده و به آنها قول دادند که در صورت مشارکت مسکن، کسب و کار و امنیت بهتر پس از بازگشت در اختیارشان قرار خواهد گرفت.

امنیت در اردوگاه‌ها به حد کافی بود به گونه‌ای که هیچ‌یک از این اردوگاه‌ها مورد حمله شبه نظامیان قرار نگرفت. مسلما دلیل شکست برنامه فرانسه در الجزایر در دهه 50 و برنامه آمریکا در ویتنام در دهه 60 به دلیل عدم سرمایه‌گذاری و مدیریت ضعیف این دولت‌ها بود. دولت و ارتش پاکستان برای غلبه بر این مشکل یکی از افسران برجسته خود به نام نادم احمد را انتخاب کرد تا هم مشکلات مدیریتی را حل کرده و هم پلی ارتباطی برای عملیات اسکان دوباره در زمان جنگ و بعد از آن باشد؛ لازم به ذکر است نادم احمد به دلیل اقدامات موفقیت‌آمیز و مناسبش در زلزله سال 2005 کشمیر جایزه ستاره ایثار، بالاترین نشان پاکستان را از آن خود کرد. وی رهبری گروهی پشتیبانی را برعهده داشت که مسوول انتقال، تغذیه و پناه دادن به هزاران بی‌خانمان بود. با کمک سازمان‌های بین‌المللی همچون سازمان ملل و صلیب سرخ جهانی، این گروه توانست اردوگاه‌هایی بسازد که مجهز به انواع خدمات همچون بیمارستان، مدرسه و مراکز آموزش کسب و کار بودند.

بازسازی مناطق ویران شده

تا ماه سپتامبر و یک ماه قبل از نبرد در وزیرستان جنوبی، حدود 8‌/‌1 میلیون نفر از آوارگان سوات به خانه‌های خود بازگشتند. طبق تعهدات داده شده به آنها بسیاری از خانه‌ها و مشاغل‌شان دست نخورده باقی مانده بود، اما بازسازی دوباره شهرها نیازی است که به وضوح مشاهده می‌شود. در حال حاضر 6 دسته پیاده نظام و 36 گردان از نیروهای پیشرو مسوول حفظ جان گروه‌هایی هستند که بازسازی مناطق جنگی را انجام می‌دهند.

از طرف دیگر ارتش پاکستان در حال ارتقاء امنیت در مناطق پاکسازی شده است. گردان یازدهم ارتش در حال بررسی امنیت منطقه و انجام عملیات‌های اطلاعاتی است و آموزش‌های لازم در زمینه مبارزه با گروه‌های غیرنظامی را در اختیار واحدهای انتظامی محلی قرار می‌دهد. با افزایش امنیت منطقه، ارتش مسلما توجه خود را معطوف به مرحله بعدی این برنامه خواهد کرد که عبارت است از: ائتلاف دوباره با طالبان پاکستان.

برخلاف نظامیان آمریکا که منتظر ضعیف‌تر شدن طالبان افغانستان برای انجام مذاکرات احتمالی در آینده هستند، مقامات ارشد نظامی پاکستان بر این باورند که ابتکار عمل لازم علیه طالبان را به‌دست آورده و آمادگی انجام مذاکره با آنها را دارند. در هر صورت مرحله ابتدایی این برنامه در شمال پاکستان با موفقیت همراه بوده است چرا که گروه‌های موجود توانسته‌اند از ورود شبه نظامیان جلوگیری کرده و از طرف دیگر زمینه بازگشت 80 درصد از آوارگان را نیز فراهم کرده‌اند. اما باید به این نکته اشاره کرد که تمامی این اقدامات در صورت نبود یک برنامه جامع برای حل و فصل مشکلات دولت، قوه قضاییه و ارتش پاکستان، در آینده‌ای نزدیک با شکست روبه‌رو خواهد شد. دولت در حال حاضر توانایی کافی برای استفاده موثر از کمک‌های خارجی دریافتی را ندارد و اختلاس و رسوایی‌های مالی به اکثر بدنه آن نفوذ کرده است. از طرف دیگر تنش میان دولت و قوه قضائیه نیز می‌تواند باعث ضعیف شدن عملیات حفظ و بازسازی پاکستان شود. از دیدگاه سیاست خارجی نیز اگرچه طالبان تهدید شماره یک برای امنیت ملی پاکستان به شمار می‌رود اما مناقشه و درگیری با هند همچنان به قوت خود باقی است.

با تمامی این اوصاف باید اذعان داشت که تلاش و اقدامات پاکستان در سال گذشته موفقیت‌آمیز بود زیرا اشتباهات نمونه‌های گذشته را نداشت و باعث ایجاد اعتماد بین مردم و دولت شد. علاوه بر این اقدامات پاکستان می‌تواند به بهترین نحو در افغانستان نیز تکرار شود. تجربیات پاکستان در زمینه بازسازی، اسکان دوباره و برقراری آشتی زمانی برای افغانستان مهم خواهد بود که نیروهای نظامی آمریکایی از خاک این کشور عقب‌نشینی کرده و نیروهای افغان مسوولیت عملیات در استان‌های مجاور با مرز پاکستان را برعهده گیرند. با توجه به تمامی موارد یادشده پاکستان باید موفقیت‌های یک سال گذشته خود را حفظ کرده و کشورهای منطقه نیز در این زمینه به آن کمک کنند.

ماهنامه‌ فارین افرز / مترجم : حسین خلیلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها