jamejamonline
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۳۲۰۵۱۶ ۲۲ فروردين ۱۳۸۹  |  ۲۰:۱۹

دکتر ربابه شیخ الاسلام مدیر موسسه تغذیه ، سلامت و توسعه و عضو هیات علمی وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی ، دکتر حسین قاسمی عضو هیات علمی دانشگاه و خانم فرزانه صادقی ، کارشناس اداره تغذیه وزارت بهداشت در یک نشست رادیویی در باره امنیت غذایی و نقش آن در توسعه کشور توضیحاتی دادند.

دکتر شیخ السلام معتقد است  وظیفه اصلی دولت بعنوان هماهنگ کننده تمام ساختارهای اجرایی این است که بداند این ناامنی در کجاها اتفاق می افتد و چگونه می توان افراد ناامن تغذیه ای را شناسایی کرد و به آنها کمک کرد.

دکتر قاسمی نیز به بحث ایجاد مراکز تحقیقاتی اشاره کرد و گفت: باید نهادهایی را که کارهای تحقیقاتی می کنند و با هدف تصمیم سازی و با هدف بررسی سیاست ها و مشکلات مردم درست می شوند ولی در چارچوب تلفیق کار می کنند نه در چارچوب یک بخش را ایجاد کنیم.

صادقی دیگر مهمان این برنامه نیز با اشاره  به دلایل ناامنی غذایی گفت: بی ثباتی در عرضه غذا ، بیکاری ، تورم اقتصادی و بی سوادی و نا آگاهی تغذیه ای منجر به ناامنی غذایی می شود.

در ذیل مشروح این گفتگو می آید.

رادیو گفت و گو: تعریفی از امنیت غذایی بفرمایید.

شیخ الاسلام: دسترسی کافی به غذای سالم در تمام طول عمر برای داشتن یک زندگی سالم و فعال را سازمان بین المللی بعنوان تعریف امنیت غذایی می شناسد.

این امنیت غذایی متولیان بیشماری در سطح کشور دارد که وقتی متولیان زیاد هستند ممکن است بعضی وقتها هماهنگی هایی که لازم است بعمل آید برای اینکه این امنیت برقرار شود ایجاد نشود.

 ضمن اینکه امنیت غذایی در سطح کلان یعنی در سطح کل کشور به گونه ای تعریف می شود که همه دسترسی به کالری و انرژی کافی برای غذایشان داشته باشند ولی در سطح خانواده اگر بخواهیم به عوامل تامین کننده یا مخدوش کننده امنیت غذایی بپردازیم می توانیم بحث را از آنجا شروع کنیم که چه عواملی موجب می شوند که در یک جامعه ای امنیت غذایی تبدیل به یک نا امنی شود.

رادیو گفت و گو: در گوشه ای از دنیا عده ای از نداشتن غذا تلف می شوند و در همان زمان در جای دیگری عده ای از پرخوری تا حدی دچار مشکل می شوند. این عواملی که فرموید چه مواردی است.

شیخ الاسلام: همیشه همه خانواده ها یک سبد غذایی را هر روز دارند که این سبد را تبدیل می کنند به سفره و این سفره باید سلول های ما را سیر کند. در بدن ما میلیاردها سلول است که نیازهای متفاوتی دارند .بنابراین باید آگاهی داشته باشیم که سبد را با توجه به پولی که در جیبمان است چگونه انتخاب کنیم بنابراین قدرت خرید خانواده ها می تواند روی این سبد خرید تاثیر گذارد که دسترسی اقتصادی به آن گفته می شود. یعنی قیمت غذا خیلی مهم است و دوم اینکه چقدر من درآمدم را صرف خرید غذا می کنم.

 این مساله مهمی است چون در بعضی خانواده ها ممکن است به چیزهای دیگری به غیر از غذا اهمیت بیشتری دهند.چون نگاهشان به تغذیه نگاه علمی ممکن است نباشد ممکن است به فکر سلولهای خودشان نباشند و فقط به فکر رهایی از احساس گرسنگی باشند.

وقتی ما هرم غذایی را تعریف می کنیم و می گوییم تنوع غذایی باید باشد باید خانواده بتواند انواع مواد غذایی را تهیه کند.حال باید دید چه جایی متولی این است که به مردم بگوید که اولا هرم غذایی چیست و دوم اینکه چه نوع غذاهایی در گروههای غذایی وجود دارد.

 این گروههای غذایی را به چه صورت باید مصرف کنیم و چه چیزهایی را نخوریم که دچار اضافه وزن و پرخوری نشویم .چون ممکن است افرادی که وزنشان بالا است دچار کمبود ریزمغزی ها باشند.

 فرض کنید اگر کسی می خواهد گواهینامه رانندگی بگیرد یک مقرراتی داریم و می گوییم این باید حتما یک دوره ای را بگذراند یا آموزشی را ببیند و امتحانی را بدهد ولی در مورد مسائلی که به نظر خیلی ساده می رسد ولی در سلامت مردم خیلی موثر است به آن روش نگاه نمی کنیم که کجا باید متولی آموزش باشد که مردم چگونه تغذیه کنند تا سلامت باشند .

حدود یک چهارم مردم کشور ما در سن 30 سال به بالا دچار افزایش فشار خون می شوند درچنین کشوری باید مصرف نمک را کاهش دهیم و این کاهش مصرف نمک یک تبلیغات بسیار وسیعی می خواهد و یک کارفرهنگی عمیق نیاز دارد این کار فرهنگی باید توسط تمام ارگانهایی که به گونه ای متولی فرهنگ سازی هستند انجام شود.

ارگانها این کار فرهنگی را انجام نمی دهند می گویند هزینه بر است و ما هزیه نداریم اما این هزینه ها از خیلی هزینه هایی که در جهت درمان همان بیماری ها باید متقبل شویم کمتر خواهد بود و آن هزینه ها را نیز کاهش خواهد داد یا مثلا چاقی که 60% خانمها و 50% آقایان مبتلا به چاقی هستند.

چاقی شانس ابتلا به دیابت را زیاد می کند و احتمال بیماری های قلبی عروقی را بالا می برد . احتمال سکته های مغزی و قلبی را زیاد می کند و بیماری های دیگر را نیز می تواند بوجود آورد بنابراین وقتی ما بخواهیم روی غذا تمرکز کنیم می بینیم با تغییر نوع غذا و شیوه زندگی خودمان خیلی بهتر می توانیم سالم باشیم و سالمتر زندگی کنیم و می توانیم هزینه های کمتری بپردازیم ولی این توجه بصورت یک توجه همگانی نبوده و جایی که متولی باشد و مرتب برنامه های آموزشی را از طریق مهد کودک ها ، دبستانها و... و رسانه های گروهی منتشر کنند خیلی وجود ندارد.

رادیو گفت و گو: فرمایشات شما درست است هرچند در سالهای اخیر شاهد هستیم که تلاشهای زیادی شده و تبلیغات وسیعی صورت می گیرد مثلا برای ورزش همگانی و... منتهی گله از طرف برخی است که برخی مواد غذایی که تبلیغ می شوند خیلی مناسب نبوده است. قسمتی از آن مربوط است به رسانه ملی و قسمتی مربوط می شود به وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی و سایر کارشناسان و خانواده ها.گفته می شود الان سه چالش عمده غذایی در جهان وجود دارد یکی گرسنگی در دنیا در حال اضافه شدن است و یکی بحث عدم وجود تعادل در رژیم غذایی آدمها است و یکی هم نابودی محیط زیست است که برا ی تولید غذا ایجاد مشکل می کند. تعریف شما از امنیت غذایی چیست و با این مشکلات چگونه باید روبرو شد؟

قاسمی: چون هفته سلامت است ویژگی مهم این بحث این است که ما بحث غذا را می خواهیم به بحث سلامت وصل کنیم. به این علت که چه در ایران در سالهای گذشته و چه در جهان لزوما مردم و سیاستگذاران ارتباط مستقیمی بین  غذا و سلامت نمی بینند. مثلا آنها که در دنیا مدیریت کلان غذا می کنند غذا را بعنوان یک کالا می بینند بنابراین تکنولوژی تولید ، اقتصاد تولید ، سیستم توزیع ، تعادل بین تقاضا و عرضه و بحث قیمت و بحث آنچه که جوابگوی بازار است و آنچه که مردم مطالبه می کنند برای خرید غذا واینها رااصل دیدگاه مدیریت کلان می دانند.

یک بحث دیگری که علاقمندان به سلامت به این بحث اضافه می کنند این است که غذا را می شود به دو نوع نگاه  دید . یک دیدگاه مصرف کننده ای که شکمش را سیر می کند ویک دیدگاه کسی که سلامت را می شناسد و از دیدگاه سلامت ، غذا را بعنوان وسیله ای برای سلامت سلولی می بیند کسانی که در حوزه زیستی هستند به بحث دوم نگاه می کنند و غذا را بعنوان وسیله ای می بینند برای اینکه نیازهای سلولی انسان برای زندگی سالم تامین شود.

سوال اصلی کسانی که به مدیریت غذا خارج از بحث سلامت نگاه می کنند  این است که آیا  مردم به اندازه کافی که بخورند وسیر شوند در دسترسشان غذا هست یا نه؟ از آنجایی که غذا وارد سیستم بدن می شود و انسان یک نشانه می گیرد که سیر شده  است ولی لزوما آنچه که ما می خوریم تامین کننده سیری سلولی نیست یعنی میلیونها انسان در دنیا هستند که شکمشان سیر نمی شود ولی میلیونها هم هستند که احساس می کنند شکمشان سیر است ولی سلولهای آنها گرسنه است بنابراین تفاوت این دو از دیدگاه یک خانم خانه دار، یک مسئول سیاست کلان مهم است . هدف نهایی سیری سلولی است.

نکته دومی که مهم است این است که غذا یکی از مهمترین عوامل اثرگزار و تعیین کننده زندگی و سلامت انسان و جامعه و ملت ها است. غذا آن چیزی است که انسان بدون مراجعه به علم احساس می کند که لازم دارد بخورد و شکمش را سیر کند و از این کار لذت می برد ولی آنچه که اتفاق می افتد این است که انسان از لحظه ای که نطفه اش بوجود می آید و متولد می شود و رشد می کند و توان جسمی و ذهنی پیدا می کند و طول عمرش را نگاه می کند وسالهایی که به سلامت زندگی می کند اگر به تمام عوامل محیطی اثر گزار روی زندگی انسان نگاه کنید و با هم مقایسه کنید به این نتیجه می رسید که غذا مهمترین عامل سلامت ساز است بنابراین دنیایی که به غذا بعنوان کالای تجارتی نگاه می کند به یکی از مهمترین ابعاد ساختن انسان وسلامت جامعه توجه نمی کند.

این بحث هم برای مادری که یک بچه را بزرگ می کند مهم است و هم برای یک وزیری که کشور را اداره می کند بنابراین هیچ عامل سرنوشت سازی در سلامت انسان به معنای اینکه چقدر می تواند تولید فیزیکی و فکری کند، چقدر می تواند طول عمر سالمی داشته باشد و یا چقدر می تواند در مقابل عوامل بیماری ساز محیطی مقاومت کند به اندازه غذا مهم نیست و همه اینها نیازمند این است که سر سفره چی می گذارید.

رادیو گفت و گو: خانم ها چقدر می توانند تاثیر گذار باشند در نوع انتخاب غذاهایی که می تواند موادانرژی زای بدن را تامین کند و دارای ریز مغزی ها باشد؟ این اطلاعات و آگاهی را از کجا باید به دست آورند؟

شیخ الاسلام: در بعضی از مناطق جغرافیایی کشور خودمان به دلیل مشکلاتی که الان وجود دارد بعضی ها دسترسی به آن مواد غذایی که اشاره شد را ندارند. بعضی از سیاست های کلان ما موجب می شود روی این دسترسی خیلی اثر گذارد مثلا حدود 30-40 سال پیش مردم روستایی ما در زمانی خاص از شیر گاو و گوسفندان خودشان استفاده می کردند ولی الان ما ایستگاه های تجمع شیر داریم که این شیر از مناطق روستایی جمع آوری می شود و بعد پاستوریزه می شود و بیشتر این شیر به شهرها می آید و دیده می شود که دسترسی روستائیان به شیر خیلی کم است و یا اصلا وجود ندارد اگر نگاه کلان داشته باشیم خیلی از مسائل است که به ما خبر می دهد امنیت غذایی را باید به گونه ای پایش کرد و از آن مراقبت کرد.

در چه مناطقی از کشور ناامنی غذایی وجود دارد و برای این ناامنی غذایی چه باید کرد و دنیا دارد چه کار می کند یعنی واقعا این مساله ای که بعضی از مناطق جغرافیایی جهان به دلیل کم آبی و به دلیل اینکه کشاورزی آنها ضعیف شده اینها وقتی در معرض نا امنی غذایی قرار می گیرند اولا کی مسئول است و دوم اینکه آن کسی که مسئول است چه کارهایی می کند.

خوشبختانه در سند چشم انداز به همت آقای دکتر قاسمی طرحی اجرا شد که این واژه امنیت غذایی و تامین امنیت غذایی در سند چشم انداز بیان شده وقتی در سند چشم انداز این بیان شد باید تکلیف بعضی از سازمانها که متولی هستند مشخص شود مثل وزارت کشاورزی ، وزارت بازرگانی ، وزارت بهداشت که نگاه بعضی از این وزارتخانه ها به غذا بعنوان کالا است نه بعنوان محصولی که سلامت را تامین می کند باید این نگاه تغییر پیدا کند و نگاه مشترکی ایجاد شود که بتوانند این نگاهشان را نگاه مشترکی کنند تا بر روی سلامت افراد اثر گذارد.

 فکر می کنم در اینجا به یارانه های غذایی هم که بحث روز است اشاره کنیم که آیا اگر ما برای نا امنی غذایی پولی را به یک خانواده بدهیم آیا این خانواده پول را صرف غذا می کند یا صرف چیز دیگری که از نظر خودشان ممکن است آن چیز در اولویت باشد بنابراین اگر فکر می کنیم در کشور ما بحث یارانه اینگونه با آن برخورد می شود باید دید در کشورهای دیگر چه اقداماتی شده و آیا یارانه های غذایی را حذف کرده اند یا نه.

فکر می کنم در کشوری مثل امریکا که یک کشور صنعتی و مرفه است یارانه های غذایی را هرگز حذف نکردند و به گروهی از مردم که دچار نا امنی تغذیه هستند غذا را بصورتی می رسانند . نکته دیگری که باید به آن توجه شود این است که ذائقه و عادتهای غذایی ما خیلی دخیل است در انتخاب غذا .بعضی از خانواده ها به دلایلی بعضی مواد غذایی را ممکن است اصلا استفاده نکنند .

 تغذیه کودکان باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد چون کودک در یک شرایط رشد جسمی مداومی است از زمانی که به دنیا می آید تا زمانی که به سن بالا می رسد و توانمندی های ذهنی و جسمی این کودک در گرو آن تغذیه ای است که در دوران کودکی و در دوران رشد و بالندگی دارد.

 اگر قرار باشد که خانواده فقط سیری شکم را مد نظر قرار دهد بنابراین آن توانمندی های ذهنی و آن توانمندی های جسمی که برای ساختن یک جامعه سالم هم نیاز داریم مورد خدشه قرار می گیرد.

رادیو گفت و گو: در خصوص عملکرد وزارت بهداشت در زمینه تغذیه توضیحاتی بفرمائید.

صادقی: ما در اینجا می خواهیم به دلایل نا امنی غذایی اشاره کنیم یکی از دلایل آن بی ثباتی در عرضه غذا  است ، بیکاری است ، تورم اقتصادی و یا بی سوادی و ناآگاهی تغذیه ای است. همه اینها دست به دست هم می دهند و ممکن است منجر به ناامنی غذایی شود. بحران هایی در ایران است مانند زلزله و خشکسالی که بیشتر ما با آن مواجه هستیم کشور ما یک کشور بحران خیز است و باید به نحوی برای آن برنامه ریزی کنیم تمام سازمان هایی که به نحوی در امر تهیه و توزیع غذا با هم مشارکت دارند باید با هم همکاری کنند در آمارهایی که در مرکز آمار منتشر می شود می بینیم که علاوه بر بحرانها در شرایط عادی هم ما باید به این مقوله خیلی توجه کنیم به این دلیل که ما جمعیت 70 میلیون نفری داریم و نصف این جمعیت غیر فعال هستند (زنان و کودکان و محصلان) و   23% از جمعیت فعال هم بیکار هستند که یکی از دلایل نا امنی غذا همان بیکاری است.

در حال حاضر 3/77% از هزینه های سالانه خانوارهای شهری ما به هزینه های غیر خوراکی پرداخته می شود از جمله هزینه مسکن. این برمی گردد به اینکه تمام سازمانهای ما باید با یکدیگر کار کنند اعم از وزارت کشور ، وزارت بازرگانی، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت بهداشت و.. همه باید یک برنامه ریزی منسجمی داشته باشند که هر کدام یک گوشه ای از کار را بگیرند و بتوانند این موضوع را از ایران حذف کنند و به آنچه که ایده آل است و شایسته جامعه ایرانی است دسترسی پیدا کنند.

در کشور یکسری مستندات قانونی داریم برای امنیت غذا وتغذیه مثل سند چشم انداز 20 ساله کشور، یکی از مهمترین برنامه ها  یک برنامه ای است که پیش نویس اولیه امنیت غذا و تغذیه است که عوامل تاثیر گذار روی سلامت با همکاری ارگانهای مرتبط نوشته شده است که آن موارد بررسی می شود از جمله آگاهی تغذیه، دسترسی به مواد سالم وکافی، بیماری و فقر است.

هرکدام از سازمانها مثل وزارت جهاد کشاورزی، سازمان بهزیستی، وزارت رفاه ، کمیته امداد امام خمینی قرار است به نحوی یک قسمت از کار را دست بگیرند و به صورت طرح امنیت جامع ملی در آورند و بعد به سایر سازمانها داده شود و بصورت عملیاتی کار کنند علاوه بر اینها در حال حاضر هیچ اطلاع کافی از اینکه کدام منطقه جغرافیایی کشورمان دارای نامنی غذایی است و چه عاملی باعث این ناامنی شده را نداریم.

قرار است که یک نقشه برنامه نا امنی غذایی در ایران ایجاد شود که شروع آن از سال84 بوده والان پیگیری می شود و امسال اولین فاز آن انجام شده و در مراحل بعدی هستیم انشاالله این برنامه تنظیم و طراحی شود و یک نقشه ای از این ناامنی در ایران داشته باشیم.

مثلا اگر در کرمان ناامنی است به چه دلیل است . بخاطر خشکی آب و هوا است ویا بیایم دلیل نا امنی غذایی در حاشیه جنوبی تهران را بررسی کنیم و علت آن را مشخص کنیم . اگر این نقشه بدست بیاید قطعا می توان برنامه ریزی کرد و می توانیم دست پر باشیم و به جامعه خدمت کنیم که وزارت بهداشت را متولی این کار کردند.

رادیو گفت و گو: اشاره شد به اینکه ما در بعضی جاها کمبود داریم و در برخی مناطق اضافه هم داریم چگونه باید تناسبی در مناطق مختلف ایجاد کنیم؟

قاسمی: مساله اساسی این است که هر جامعه ای که وارد کاری می شود اگر بخواهد کار علمی کند اولین سوالی که می کند می رود سابقه تاریخی پیدایش این دیدگاه را کمی جستجو می کند چون از آن می توان درسهای زیادی گرفت مساله اساسی این است که نقش اقتصادی غذا در سلامت سازی را  اقتصاد دان ها در دنیا مطالعه کرده اند نه کسانی که در بحث علوم پزشکی و زیستی هستند.

آنهایی که علاقه های تحقیقاتی داشتند در دهه هفتاد سوالشان  این بود که مردمی که دچار گرسنگی و سوء تغذیه و گرفتاری های سلامتی می شوند ریشه های اینها چیست در آن زمان می گفتند که دو ریشه دارد یکی این است که تولید غذا در جامعه کافی نیست و دومی این است که مردم در مقابل عوامل بیماری زا از نوع عفونی آسیب پذیر هستند بنابراین جواب این بود که اگر بخواهیم این مساله را حل کنیم یک ستون آن در وزارت کشاورزی است که تولید می کند و یک پای آن در وزارت بهداشت است که بیماری را کنترل می کند.

از نظر تاریخی این خیلی نقطه عطف مهمی است برای اینکه در 40 سال اخیر دنیا برایش یک سنت شده است که اگر بخواهد بحث گرسنگی و سلامت را حل کند باید برود در وزارت کشاورزی و وزارت بهداشت فاز بعدی این است که یک عده ای از جمع جهانی بخصوص در بانک جهانی ، اقتصاد دانهایی بودند که در حقیقت به اقتصاد تولید نگاه نمی کردند و به اقتصاد مصرف نگاه می کردند. آمدند نتیجه 10-15 سال تحقیقاتشان را در دنیا ارائه دادند اساس استدلال آنها این بود که ریشه گرسنگی ریشه تولید و عرضه نیست بلکه بحث تقاضا است.

دیدگاه ها و پارادایم های اساسی این بحث را عوض کردند و وارد این بحث شدند که اگر می خواهید در دنیا به گرسنگی و سلامت رسیدگی کنید باید بروید به بحث تقاضا نگاه کنید نه به بحث عرضه. این بحث از یک مشاهده اولیه به یک بحث علمی بزرگ در دنیا مطرح شده بنابراین دانشمندان دنیا در دو مدرسه و دو گروه نشسته اند عده ای گفتند که عرضه باید درست شود وعده ای گفتند که بروید تقاضا را درست کنید و بحث سوم کسانی بودند که از دیدگاه زیستی و پزشکی بررسی کردند و گفتند غذا کالا است ولی روی سلامت انسان هم اثر دارد بنابراین نمی توان فقط بعنوان یک کالای مصرفی نگاه کرد. بعد از 30 سال دعوا و کشمکش امروزه این سه گروه با هم یک توافق و تفاهم علمی پیدا کردند و امنیت غذایی را اقتصاد دانان درست کردند. چون امنیت به عنوان یک بحثی است که از دیدگاه های مختلف  در مساله توسعه و مدیریت جامعه به نگاه می شود.

اینها دو فکر مهم به دنیا دادند یکی گفتند که غذا خوردن یک بحث امنیت است که خیلی مهم است و دوم هم گفتند که دسترسی تمام مردم در تمام اوقات به غذای کافی ، برای زندگی سالم نیز مهم است یعنی بحث عرضه وتقاضا و بحث سلامت را مثل مثلث به هم وصل کردند وقتی این تعریف را دادند به این معنی است که مدیریت جامعه از نظر این موضوع متحول شده و بحث 30 سال پیش نیست.

من از نظر سلامت به این موضوع نگاه می کنم و می پرسیم سلامت را چه چیز تامین می کند و چه چیز آنرا خراب می کند پس امنیت غذایی از این بحث یک ریشه سلامتی دارد ولی آنجایی که مدیریت می شود مدیریت عرضه و مدیریت تقاضا دارد.

عامل چهارمی هم که اضافه شده فرهنگ است. ما باید آزادی فرهنگی به مردم بدهیم ولی باید آگاهی بدهیم و فرهنگ سازی کنیم . بنابراین بحث امنیت غذایی بحث ساختن یک ملت است و یک حوزه سلامتی ، یک حوزه تولید، یک حوزه تقاضا و یک حوزه فرهنگی دارد. گرفتاری که در دنیا است این است که دانشمندانی که این فکر را درست کردند از روزی که یک فکر ساخته می شود و در دانشگاهها راجع به آن صحبت می شود تا روزی که این نهادینه شود در سیستم دولتها و خانواده ها 30 سال طول می کشد و فوری عوض نمی شود بدلیل اینکه کسانی که مدیریت تولید و عرضه می کنند وکسانی که مدیریت تقاضا می کنند وکسانی که  مدیریت فرهنگی می کنند اینها زبان مشترک نمی توانند داشته باشند طول می کشد تا اینها حرف یکدیگر را بفهمند تا یک مدیریت هماهنگ درست کنند و از همه مهمتر این است که تعیین کننده نهایی این بحث خانواده ها هستند و در خانواده ها مادران هستند بنابراین عده ای معتقدند که راه نهایی رسیدن به امنیت غذایی و سلامت این است که ما دختران را در مدرسه بااین بحث آشنا کنیم.

عده ای می گویند اگر سواد و فرهنگ زنان را درست کنیم و جایگاه آنها مشخص شود تمام مسائل حل خواهد شد و اینکه فرمودید جمعیت دنیا در 50 سال آینده به 9 میلیارد می رسد و نیاز به غذا بیشتر است و مردم در فکر این هستند که این معما را چگونه حل کنند. کسانی که سیستم دنیا را می شناسند از دیدگاه حرکت توسعه چیزی می دانند که مشکلات و توانایی های کشورهای مختلف در دنیا یک جور نیست و با هم فرق دارند بنابراین اگر بخواهید مساله گرسنگی را در دنیا نگاه کنید حداقل طبقه بندی را می خواهد مثلا کشوری که در افریقا است ومردم آن اکثرا بی سواد هستند و در آمد زیر 1000 دلار دارند حرفهایی که می زنیم آنجا به نظر چیزهای لوکس می آید سوالی که دانشمندان در دنیا مطرح کردند این است که این خط تمایز کجا است شاخص ها این است که ما حداقل با سه شاخص می توانیم توانایی نسبی کشورها را در این زمینه ارزیابی کنیم.

شاخص اول میزان درآمد است یعنی تولید ناخالص سرانه این جامعه چقدر است. خط تمایزی که دنیا بر اساس مطالعات آماری اطلاع داده 3 هزار دلار است (این آمار برای 10 سال پیش است) پس می گوییم کشوری می تواند به این نگاه لوکس اهمیت غذایی بپردازد که در آمد GMP سرانه آن 3 هزار دلار به بالا باشد دوم این است که در این جامعه باید میزان عرضه غذا معادل سرانه 3 هزار کالری و بیشتر باشد و سومین مورد این است که در جامعه میزان مرگ و میر اطفال باید زیر %2 باشد به این معنی که از فاز کنترل عفونت گذشته و از فاز گرسنگی مطلق در عرضه غذا گذشته از فاز توانایی مالی فقر گذشته یعنی پولدار نیست ولی فقیر هم نیست.

نکته بسیار مهم این است که جامعه ایران امروز با این سه شاخص اوضاع درستی دارد یعنی ایران در گذشته 20 ساله با استفاده از برنامه های مراقبت های اولیه و روش های ضربتی بهداشت سازی الان مرگ و میر اطفال در آن حد تعیین شده  است ودومین مورد  که 3 هزار دلار به بالا درآمد سرانه بود  را نیز دارد و مورد سوم هم که غذای آن بیش از 3 هزار کالری داشته باشد را نیز دارا است بنابراین این شاخص از نظر راهنمایی و استراتژیک برنامه ریزی بسیار مهم است. یعنی چیزهایی را نگفتیم که توانایی آن وجود ندارد پس الان درک علمی و تعهد سیاسی لازم است بنابراین می توان گفت ما از نظر اهمیت مطلب و از نظر سابقه مطلب و از نظر توانایی کلی کشور می گوییم وضع درست است ولی مساله نابرابری ها الان خیلی مهم هستند.

 اگر توانایی های استانها را نگاه کنیم و نوع مشکلاتشان را نگاه کنیم لزوما برای همه اینها یک نسخه نباید پیچید ولی در کل کشور این موضوع چیزی است که جا دارد یعنی اگر به آن توجه نشود علامت این نیست که ما نمی توانیم ،علامت این است که نمی خواهیم.

رادیو گفت و گو: یعنی یک مدیریت یکپارچه و یک تفکر جمعی می خواهیم که انشاالله این مسیر را هدایت کند چون فرمودید ما کمبودی نداریم و سه شاخص را داریم.

قاسمی: برای اینکه بخواهید این فکر را در کشوری از نظر مدیریت نهادینه کنید همکاری دستگاهها که بصورت کمیسیونی که بنشیند و چای به یکدیگر تعارف کند نیست. دو راه را رفته یک راه این است که آمده کمیته ها و شوراهای هماهنگی درست کرده ولی کار کارشناسی نکرده. با کار کارشناسی موجود می خواهد هماهنگی درست کند و یک عده معدودی از کشورها به مساله زیر بنا سازی نگاه کردند و آن هماهنگی و تلفیق کار کارشناسی است و کار تصمیم گیری سیاسی نیست و یک کار تصمیم سازی است ما برای اینکه بخواهیم این کار را کنیم باید نهادهایی را که کارهای تحقیقاتی می کنند و با هدف تصمیم سازی و با هدف بررسی سیاستها و مشکلات مردم درست می شوند ولی در چارچوب تلفیق کار می کنند نه در چارچوب یک بخش را ایجاد کنیم بنابراین نقطه ای را که باید حل کنیم از نظر مدیریت کلان در دو جا است یکی اینکه دخترها و زنان را در این خط بیاوریم و آموزش دهیم و توان اقتصادی می خواهد و جایگاه زن در جامعه باید مشخص شود.

شیخ الاسلام: در سطح کلان ، امنیت غذایی یک تعریفی دارد در توضیح آن باید دید که در یک منطقه جغرافیایی اوضاع در استانهای متفاوت چگونه است. وظیفه اصلی دولت بعنوان هماهنگ کننده تمام ساختارهای اجرایی این است که بداند این ناامنی در کجاها اتفاق می افتد و چگونه میتوان افراد نا امن تغذیه ای را شناسایی کرد و به آنها کمک کرد.

اگر افراد در نا امنی غذایی باشند عوارضی بوجود خواهد آمد که این عوارض کل جامعه را در معرض خطر قرار خواهد داد. دین ما هم می گوید که فرد گرسنه دین و ایمان ندارد.

در جوامع خیلی ثروتمند هم افرادی زیر خط فقر هستند که به اینها یارانه های غذایی داده می شود چون اگر پول داده شود و به پدر خانواده به عنوان سرپرست خانواده این پول داده شود معلوم نیست چگونه مصرف کند حتی  شاید صرف مواد مخدر هم کند و آن پول به کودکی که در معرض خطر است نمی رسد و آن مغزی که باید ساخته شود تا دانش فنی در آینده ایجاد کند رشد نمی کند. به این دلیل که کودکان مغزهای فعال فردای کشور هستند باید به آنها اهمیت زیادی داده شود  متاسفانه در برنامه جامع علمی کشور و برنامه های دیگری که من مشاهده کردم توجه کافی به کودکان نشده است و هنوز پافشاری بر یارانه ها که بصورت نقدی داده شود وجود دارد. ما باید نقشه نا امنی غذایی کشورمان را داشته باشیم. از سال 84 ما با وزارتخانه های متعددی کار کردیم ولی این خیلی طول کشیده و کند جلو می رود.باید این نقشه تدوین شود و یک هماهنگی بین مسئولین و گروه های علمی و مردم ایجاد شود و از طریق رسانه ها باید آگاهی های لازم به مردم داده شود.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
شورای‌ عالی اقتصادی چه بود و چه شد؟

شورای‌ عالی اقتصادی چه بود و چه شد؟

جلسات شورای‌ عالی هماهنگی اقتصادی قوا در ابتدای کار، امیدواری زیادی برای حل مشکلات اقتصادی ایجاد کرد، زیرا این احساس وجود داشت که یک نهاد بالادستی برای کنترل شرایط اقتصادی ایران و تعیین چشم‌انداز آتی آن ایجاد شده است اما به‌سرعت موانع متعددی در مقابل عملکرد این شورا ایجاد شد.

تدبیر و توکل در تحریم

تدبیر و توکل در تحریم

«دوستانت را نزدیک خودت نگه دار و دشمنانت را نزدیک‌تر»، با این‌که این عبارت را منسوب به چرچیل می‌دانند، ولی خلفای عباسی بیش از هزار سال پیش آن را زندگی کردند.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر