در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دومین اختلاف در ابتدای دوران ریاست جمهوری جان کندی رخ داد. گوردن توماس در کتاب خود به نام جاسوسهای جدعون از این مساله که کندی را به انتقاد از دیوید بن گورین واداشت و او را برآن داشت تا برنامه هستهای اسرائیل را برچیند پرده بر میدارد.
توماس در کتاب خود میگوید: نیمههای ماه فوریه 1961 بود که کندی با ارسال نامهای به بن گورین از او خواست پایگاههای «دیمونا» را تحت نظارت دائمی آژانس انرژی اتمی قرار دهد. طبیعی بود که این مطلب فردی چون بنگورین را آزرده سازد زیرا خود در پشت پروژه اتمی رژیم صهیونیستی قرار داشت و میخواست از آن به عنوان یک سلاح بازدارنده در برابر هرگونه احتمال تعرضی استفاده کند. از این رو بن گورین به نیویورک پرواز کرد تا در هتل «والدورف استوریا» با رئیسجمهور کندی دیدار داشته باشد. وی در این دیدار به کندی گفت تاسیساتی را که در صحرای نقب ایجاد کرده یک سری انبار و تاسیساتی برای آبیاری زمینهای کشاورزی است. کندی هم تظاهر کرد که قانع شده است و در نهایت گفت گروهی را برای بررسی و بازدید به منطقه خواهد فرستاد.
آن شب بن گورین در حالی از هتل خارج شد که با چهرهای برافروخته در گوش یکی از ملازمانش زمزمه میکرد: به نظر میرسد وجود یک رئیسجمهور کاتولیک در کاخ سفید به ضرر منافع اسرائیل باشد.
بن گورین نیویورک را به قصد واشنگتن ترک کرد تا با دوستش ابراهام واینبرگ دیدار داشته باشد. وی ثروتمندی یهودی بود که منابع مالی پایگاه اتمی دیمونا را تهیه کرده بود. واینبرگ یکی از بزرگترین اهدا کنندگان کمک به حزب دموکراتیک به حساب میآمد و بن گورین به او ماموریت داد که برای تغییر موضع کندی تلاش کند.
نقش اسرائیل در ترور مشکوک کندی
نویسنده کتاب جاسوسهای جدعون میگوید واینبرگ به کندی وعده داد که به شرط کنار گذاشتن نظارت بر عملیات تسلیحاتی اسرائیل حاضر است هزینه تبلیغات دور دوم ریاست جمهوری او را بپردازد. کندی اعلام کرد آماده است هرگونه سلاحی را در اختیار رژیم نوپای صهیونیستی قرار دهد اما باید گروهی را برای نظارت بر پایگاه دیمونا تا دوماه دیگر بفرستد.
این مدت برای ساخت یک سری انبار در صحرای سینا کافی بود و رافی ایتان آن را به انجام رساند. پس از دیدار یک هیات آمریکایی از این پایگاه جدید آنها به واشنگتن بازگشتند تا به دولت آمریکا اطمینان دهند که در این منطقه هیچ اثری از تولیدات اتمی وجود ندارد. این درحالی بود که آب سنگین تاسیسات اتمی رژیم صهیونیستی از فرانسه و نروژ به پایگاه اتمی دیمونا ارسال میشد.
باید یادآور شویم تهدیدی را که بن گورین در پی نشست خود با کندی بیان داشت بعدها به یک ماموریت ویژه تبدیل شد که با همکاری موساد و سیا به خصوص به دنبال اعلام مصر و سوریه و عراق مبنی بر یکپارچه کردن تلاشهای نظامی خود برای آزادسازی فلسطین انجام گرفت. مورخان در این باره اتفاق نظر دارند که تهدید دولت آمریکا عامل اصلی و مستقیمی بود که موجب شد تا بن گورین تصمیم به تصفیه رئیسجمهور بد قلق آمریکا بگیرد. این ماموریت البته بدون موافقت سناتور لیندون جانسون امکانپذیر نبود. سازمان مافیا نیز هزینه عملیات را متقبل شد زیرا وزیر دادگستری کندی تصمیم گرفته بود این سازمان را در جامعه آمریکا ریشه کن کند.
در برنامه مستندی که شبکه هیستوری تاریخ پخش کرد این فرضیه مورد تایید قرارگرفت. این شبکه افشا کرد که قاتل کندی فردی به نام هاروی اوزوالد بود. وی به وسیله یک یهودی به نام ژاک روبی گریخته بود. همچنین 18 نفر از شاهدان تحقیق طی سوانح ساختگی پیچیده یا عملیات انتحاری از بین رفتند که دلیل آنها هنوز ناشناخته است.
در سال 1961 پس از اوج گرفتن اختلافات رژیم صهیونیستی و آمریکا، بن گورین خطاب به یکی از همراهانش گفت به نظر می رسد وجود یک رئیس جمهور کاتولیک در کاخ سفید به ضرر منافع اسرائیل باشد
بدون وارد شدن در جزییات آن دوره تاریخی باید متذکر شد که گروکشی بن گورین از لیندون جانسون به اسرائیل امتیازاتی داد که خارج از انتظار این رژیم بود. در واقع این مساله موجب شد تا فرصتی طلایی برای موفقیت در جنگ 1967 از طریق همکاری دولت آمریکا در اختیار رژیم صهیونیستی قرار گیرد. دونالد ناو در کتاب خود به نام «جنگجویان ویژه بیتالمقدس» اطلاعات حیرتآوری را درباره نقش پنهان جانسون برای اشغال صحرای سینا و کرانه باختری و بلندیهای جولان توسط رژیم صهیونیستی ارائه میدهد که میتوان به آن مراجعه کرد.
همان روشی را که لابی یهودی در سال 1967 به کار برد در دوران بیل کلینتون نیز مونیکا لوینسکی برای از بین بردن طرح صلح بیل کلینتون در رابطه با یاسر عرفات به کار برد.
دور تازه اختلافات
یک بار دیگر اختلافات آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاطر پافشاری دولت آمریکا بر اجرای طرح دو دولت و بازداشتن اسرائیل از یکپارچه کردن بیت المقدس پیش از توافقنامه با فلسطینیها بروز کرده است. جورج میچل فرستاده آمریکا با ارائه چنین دیدگاهی به مقامات اسرائیلی یادآور شد که این راهحل ضمن اینکه به سود منافع اسرائیل است به منافع ایالات متحده آمریکا در منطقه نیز کمک میکند. به طور قطع شهادت ژنرال دیوید پترائوس رئیس فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا در برابر کنگره سهم زیادی در بحرانیتر شدن روابط بین این دو همپیمان قدیمی داشت. وی گفته بود تنش دائمی بین اسرائیل و فلسطینیها احساسات ضد آمریکایی را در عراق، افغانستان و پاکستان برمی انگیزد.
این دو موضعگیری سیاسی و نظامی موجب تعمیق اختلافات بین اوباما و بنیامین نتانیاهو شده است. زیرا نتانیاهو معتقد بود که ارتباطی بین دشمنی با آمریکا در منطقه با روشهای رژیم صهیونیستی در سرزمین مقدس ندارد. برخی اطلاعات منتشر شده در مطبوعات نیز نشان میدهد که همچنان کابینه دست راستی و افراطی نتانیاهو این استدلال را نمیپذیرد که شیوههایش به سیاستهای آمریکا در منطقه آسیب میرساند.
در دو نشست پرتنش که خبرنگاران از آن غایب ماندند اوباما موضع مخالف خود پیرامون از سرگیری ساخت و سازها در بیتالمقدس شرقی را ابراز داشته و آن را مخالف با بند 242 قطعنامه سازمان ملل و توافقنامه اسلو و تمام پیشرفتهایی میداند که در گفتگوها ی گذشته حاصل شده بود.
نتانیاهو با یادآوری تاریخ گذشته میگوید: دشمنی اعراب با اسرائیل در اساس دشمنی با یک اقلیتی است که موفق شده دولتی مدرن را تاسیس کند. این گونه دشمنی در بین تمام کشورهای منطقه گسترش یافته است و فرقی نمیکند که چه ملیتی داشته باشند. به این خاطر راه حل دو دولت هرگز مظاهر خشونت و نفرت را از بین نمیبرد و به آمریکا نیز کمکی نمیکند.
ادامه قهر و آشتیها
وقتی اختلافات دو هم پیمان به چنین مرحلهای رسید اوباما از نتانیاهو خواست به صورت دست نویس امضا کند که توافقنامههای گذشته را به رسمیت میشناسد و به عنوان یک ضرورت شهرک سازیها را به مدت 4 ماه متوقف سازد. هنگامی که نتانیاهو در این باره تردیدهایی را مطرح کرد اوباما زمان صرف شام را بهانه کرد و به دیدار خود با وی پایان داد.
در مقابل، نتانیاهو به سفارت رژیم صهیونیستی در آمریکا رفت یعنی جایی که دستاندرکاران موسسه «ایپک» در کنار تعدادی از نمایندگان سنا، انتظار او را میکشیدند. وقتی در آنجا وی ماجرا را تعریف کرد یکی از همراهانش گفت: پس باید به صراحت اعلام کنیم که اوباما بزرگترین فاجعه در مقابل دولت یهودی است.
با وجودی که پس از آن نتانیاهو اندکی از این تنش کاست و در نشست هیات وزیران خود گفت اختلافات بین ما تاثیری بر روابط دوستانه و همپیمانی ما ندارد اما درعینحال وی یک بار دیگر تاکید کرد که بیتالمقدس شرقی از سه هزار سال پیش تاکنون در مالکیت رژیم صهیونیستی بوده است.
معنای این حرف آن است که اگر نوعی آشتی هم باشد سطحی بوده، بخصوص اگر اوباما به تقلید از رئیسجمهور کندی براین نکته اصرار داشته باشد که خاورمیانه را خالی از سلاحهای اتمی بخواهد.
پرسشی که باقی میماند این است که: آیا نتانیاهو از لجاجت خود دست برمیدارد یا مانند اعقاب خود از نهادهایی چون ایپک میخواهد به دنبال یک رسوایی برای اوباما باشند و اگر نشد همان راهی را برای تسویه او درپیش گیرندکه بنگورین در باره کندی در پیش گرفت؟
روزنامه الحیاه
مترجم: رحیم محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: