در چنین شرایط و فضایی، اولین پرسش پیش رو این است که آیا جامعه تئاتری ایران علاقه و آمادگی حرکت به سوی خصوصیسازی را دارد و در صورت پاسخ مثبت، آیا زمینههای تحقق آن آماده است.
با همه این حرفها، خصوصیسازی یکی از رویاهای دیرینه تئاتر ایران است که طی چند دههای که از عمر این هنر در ایران میگذرد، هنوز محقق نشده است.
ضرورت خصوصیسازی
از 9 ماه پیش که تماشاخانه ایرانشهر فعالیت خود را آغاز کرد، نمایشهایی در این تالار به صحنه رفتند که قرارداد گیشه بسته بودند و استقبال از آنها به گونهای بود که خیلیها را نسبت به خصوصی شدن تئاتر ایران امیدوار کرد. با این حال هنوز هم بسیاری از نمایشهایی که در تالارهای مختلف تهران به صحنه میروند، از این قاعده مستثنی هستند.
در میان هنرمندان تئاتر ایران، نادر برهانیمرند از افرادی است که با خوشبینی به راه پیش روی خصوصیسازی این هنر مینگرد. این نویسنده و کارگردان میگوید: در حال حاضر تنها 20 درصد از توان تئاتر کشور ظهور پیدا کرده است و برای تجلی بخش عمده توان هنرمندان این عرصه، راهی جز حرکت به سوی خصوصیسازی نداریم. وی ادامه میدهد: معتقدم تئاتر ما به چنان بلوغ فکری، هنری و اقتصادی رسیده است که در صورت اعتماد دولت میتواند روی پای خود بایستد و بیش از گذشته شکوفا شود.
بهروز غریبپور که در سالهای گذشته با گروه تئاتری آران چندین اپرای عروسکی موفق را روی صحنه برده است، در ارتباط با تعامل دولت و تئاتر توضیح میدهد: اولین کاری که باید انجام بگیرد، تدوین و تصویب رشته قوانین حمایتی است که بستر اقتصادی، فرهنگی و هنری مناسبی را برای فعالیتهای تئاتری فراهم سازد.
داود فتحعلیبیگی هم در این باره میگوید: مسوولان و مدیران سیاسی و فرهنگی باید سعه صدر بیشتری نسبت به نمایشنامهها داشته باشند و فضایی را فراهم کنند تا زندگی مردم روی صحنه تئاتر نمود یابد.
این پژوهشگر و کارگردان تئاتر میافزاید: نمایشی میتواند تماشاگران را به سالن نمایش بکشد که حرف دل آنان را بزند، چرا که مردم برای خرید بلیت تئاترهای جدی که موضوع آنها با زندگیشان چندان ارتباطی نداشته باشد، پول نمیدهند.
ترس از ابتذال
اما یکی از دغدغههای اهالی هنرهای نمایشی در راه خصوصیسازی، کشیده شدن صحنههای تئاتر به سوی موضوعهای پیش پا افتاده و مبتذل است.
بهروز غریبپور در این باره میگوید: در همه جای دنیا، این حمایتهای دولتی یا بنگاههای بزرگ اقتصادی است که باعث میشود آثار هنری فاخر به وجود بیاید. حال اگر ما بدون برنامه پا در این راه بگذاریم، این احتمال وجود دارد که تئاتر کشور از جنبههای فرهنگی تهی و به سمت موضوعهای عامهپسند کشیده شود.
در ارتباط با این دغدغه، نادر برهانیمرند، نظری متفاوت دارد. او میگوید: من چنین ترسی ندارم . چرا که تئاتر ایران هم هنرمندان متعهد و تحصیلکرده و هم تماشاگران فرهیختهای دارد که میتوانند در اولین گامهای خصوصیسازی، زیر بغل هنرهای نمایشی کشور را بگیرند و نگذارند به ورطه ابتذال بیفتد.
تشکیل گروههای مستقل
مجید جوزانی نیز که از یک سال پیش مدیریت تماشاخانه ایرانشهر را به عهده دارد، با تکیه بر تجربهاش در این زمینه میگوید: این که مردم بابت لذت بردن از یک نمایش پول میدهند، به معنای مبتذل شدن آثار روی صحنه نیست. در همین تماشاخانه ایرانشهر، اتفاقا بلیتهای 15 هزار تومانی باعث شده است گروههای نمایشی از جهت داستان، بازی، صحنهآرایی و... بیشتر از گذشته دقت به خرج دهند تا نظر موافق مخاطبان را جلب کنند. وی در پایان میگوید: اولین قدمهای خصوصیسازی باید تشکیل گروههای مستقل نمایشی، هویت بخشیدن به آنها و راهاندازی سالنهای تئاتری خودکفا باشد تا بتوانند راه را برای برداشتن دیگر گامها آماده کنند.
مهدی یاورمنش / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم