اگر روزی و روزگاری مردم با فرارسیدن شب چهارشنبه آخر سال با روشن کردن بوتههای آتش و مراسم قاشقزنی و پختن برخی غذاهای محلی به سنت دیرینهای پایبند بودند، متاسفانه در سالهای اخیر ورود آرام و خزنده برخی مواد محترقه مانند نارنجک و سرنج و کپسول و انفجارهای مهیب و صدای غرش آنها که شهر را به میدان جنگ تبدیل میکند، جای این سنت دیرینه را گرفته است.
از همه اینها غمانگیزتر، فریاد «سوختم، سوختم» و چهرههای گُر گرفته و بدنهای سوختهای است که ماهیت سنت چهارشنبهسوری را به شدت خدشهدار کرده است. این امر امسال تا آنجا پیش رفت که بسیاری از علما و کارشناسان مسائل دینی و عرفی را به واکنش واداشت که حتی به حرمت چنین مواردی در سهشنبه آخر سال رای دادند.
اما سهشنبه امسال را پشت سر گذاشتیم در حالی که از چند هفته قبل بیلبوردهای سطح شهر، تیزرهای تبلیغاتی رادیو و تلویزیون و گزارشهای مطبوعات و خبرگزاریها نسبت به ادامه چنین وضعیتی اعلام خطر کرده بودند. کاهش مصدومان شب چهارشنبه این هفته نشان میدهد که جوانان به وضوح نسبت به خطرهای استفاده از این مواد آگاه شده و حتی یکدیگر را نسبت به عواقب کاربرد مواد محترقه آگاه کردهاند.
از سوی دیگر کشف محمولاتی از مواد محترقه و دستگیری و برخورد قاطع پلیس با سازندگان، واردکنندگان و فروشندگان این مواد نشان میدهد که نیروی انتظامی همواره در کنار مردم بوده و هست.
در واقع امسال برای کاهش تعداد مصدومان به 633 نفر در کل کشور یک بسیج و عزم عمومی ایجاد شد. امسال به مدد ارتقای آگاهی عمومی، انتشار اطلاعات از طریق صدا و سیما و دیگر رسانه ها و تلاش و همراهی نیروی انتظامی، شمار حوادث شب چهارشنبه سوری بسیار کمتر از سالهای قبل بود، بویژه این که مردم آگاه شدند هدف از این هشدارها، محدود کردن جوانان و ممانعت از شادی مردم نیست، بلکه عدهای قصد سوءاستفاده از شادیهای عمومی و جشنهای ملی را دارند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم