در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«بحث درخصوص برنامه صبح تهران» که به گفته خود اسماعیلی موفقترین صبحگاهی حال حاضر تلویزیون است ولی با شروع گفتگویمان درباره مباحث دیگری نیز صحبت میشود. مثل حضور او در رادیو و اینکه 15 سال است در جمعه ایرانی گویندگی میکند. اسماعیلی همچنین از فعالیتش در تئاتر هم برایمان گفت. او مدت 5 سال است که نویسندگی و کارگردانی نمایش طنز را برعهده دارد و با بازی در قالب شخصیتی به نام «کرم علی» ایفای نقش میکند و امسال نیز به عنوان بهترین کمدین ایران شناخته شده است.
محمدرضا اسماعیلی ولی دلگیر است از جوانهایی که حتی در تیپگیریهایشان از بزرگان تقلید میکنند و اینکه حسین عرفانی چگونه این نکته را به او متذکر شده است.
«یک روز در برنامه صدای آلن دلون را تقلید کردم. از استودیو که آمدم بیرون حسین عرفانی یک سیلی به من زد... چند سال بعد به او گفتم که آن روز خیلی ناراحت شدم و هنوز هم دلخورم. آقای عرفانی گفتند: آن روز این کار را کردم که دیگر تیپ آقای خسروشاهی را نگیری، چون او هنوز هم این کار را انجام میدهد و دیگر نیازی به تو نیست.»
این را اسماعیلی میگوید و ادامه میدهد: «آقای رضا عبدی سالهاست که در صبح جمعه تیپ آمیرزا را ایفا میکند و این بیاحترامی است که هرکدام از بچهها بخواهند ادای او را درآورند. قدیمها این طور نبود و جوانها حرمت و احترام پیشکسوتان را نگه میداشتند.»
هرچند این گفتگو بیشتر به یک گزارش شبیه شده است، ولی گپی است دوستانه با یکی از مجریان هنرمند تلویزیون که سعی میکند چهرهای دیگر از خود را روی آنتن به نمایش بگذارد.
تحرک و حرکتی که در اجرای برنامه صبح تهران دارید را کمتر در صبحگاهیهای دیگر سیما دیدهایم. چقدر از این فعال بودن به شخصیت درونی شما برمیگردد؟
درصد زیادی از آنچه که بیننده روی آنتن از من میبیند بازی است، چون معتقدم برنامه صبح نیازمند تحرک و شادی است. این چیزی است که کمتر در شخصیت درونی من وجود دارد. نمیگویم که اصلا نمیخندم ولی با چیزی که روی آنتن اجرا میکنم متفاوت هستم.
یعنی اجرای صبحگاهی با روحیهتان مطابقت ندارد؟
اتفاقا تطابق دارد. اصلا همه مجریهای ما به نوعی بازی میکنند، اما مقدار این بازی در اجراهای مختلف فرق میکند به قول پرویز پرستویی «بازیگر خوب کسی است که در پشت و جلوی دوربین متفاوت باشد.» من خنده را دوست دارم... اما با دلیل ... و معتقدم در زمان صبح مخاطب دلیلی ندارد که شما را عبوس ببیند.
به نظرتان صبح تهران در سطح فعلی چقدر توانسته در بین مخاطبان موفق باشد؟
در تلویزیون تا این لحظه تعریف دقیقی از برنامه صبحگاهی انجام نگرفته و فکر میکنم شبکه 5 در این بین بسیار موفق عمل کرده، این را نظرسنجیها میگوید. صبح تهران در شبکه 5 برنامه پرمخاطبی است. کسانی که صحبت از معلومات میکنند و براحتی وارد این عرصه میشوند و اطلاعات کافی در این زمینه ندارند باعث شدهاند که مباحث سنگین چالشی در اجرای برنامههای صبحگاهی وارد شود. در صورتی که برنامه چالشی اصلا مال صبح نیست و اجرای آن نباید بیروح و خشک باشد.
این موفقیتی که برای صبح تهران متصور هستید به چه دلیل است؟
ریتم. برنامه صبح باید بیآلایش، فارغ از رنگ و لعاب و کلمات سنگین باشد. شادی و نشاط یک صبحگاهی موفق تنها به دلیل ریتم آن برنامه است. مثل استفاده از موسیقیهای شاد که وقتی بیننده میخواهد اول صبح از خانه بیرون بیاید حرکت و پویایی یک صبح جدید به او انتقال یابد. در شبکه 5 با وجود محدودیتهایی که برای ساخت این برنامه وجود دارد تا به حال نسبت به شبکههای دیگر که از کرین، تراولینگ و دکورهای بزرگ برخوردارند موفقتر عمل کردهایم.
دکور ما فقط 6 متر طول دارد و من مجبور هستم خیلی وقتها در فضای سبز و محوطه چمن برنامه را اجرا کنم اما وجود ریتم صبحگاهی مناسب برنامه توانسته با این امکانات اندک مخاطبان زیادی را جذب کند.
به اجرا در فضای باز اشاره کردید این مسالهای است که از سالها پیش مدنظر برنامهسازان صبحگاهی شبکه 3 نیز بوده است. این نوع اجرا چقدر توانسته در موفقیت برنامه شما سهمی باشد؟
دکور ما خیلی کوچک است شربت خانه هم بعد از مدتی به مرور زمان برای مخاطب عادی میشود. این سبزی، طراوت، کوه، درخت و... همگی به عنوان زبان بصری و المانی از دکور با طراوت صبحگاهی برای بیننده جذاب است. دکور برای هر برنامه یک رکن محسوب میشود ولی این که چطور از آن استفاده کنیم مهم است. خیلی از مخاطبان برنامه محمدرضا اسماعیلی را با شعرخواندن در بین درختان و محوطه باز استودیو میشناسند و همین برایم کافی است.
نکته دیگری که بسیاری از برنامهسازان صبحگاهی فراموش میکنند این است که برنامههای تلویزیونی رادیو نیست و بیننده باید با چشمانش هم ببیند و هم گوش کند. پس برنامهساز مجبور است با بهرهگیری از جلوههای تصویری در جذب مخاطب تلاش کند. برنامهسازان صبحگاهی با وجود تلاشهایی که میکنند اما کمتر در این امر موفق میشوند و بخش اعظمی از این ایرادات به دعوت از مهمانهایی برمیگردد که مختص برنامه صبح نمیباشند.
حتی در برنامه صبح تهران نیز مباحث گفتگو محور با حضور مهمانهایی اداره میشود که با وجود اطلاعات کافی در زمینههای مختلف آگاهی مورد نیاز و قابل پذیرش را در اختیار مخاطب قرار نمیدهند؟
نکتهای که در اکثر برنامههای تلویزیون وجود دارد بهرهگیری از یک مجری Master است که کمتر بدان توجه میشود. مجری در یک برنامه نباید همزمان با یک پروفسور، کارشناس نیروی انتظامی، مهندس شرکت نفت و انواع و اقسام تفکرات مختلف به گفتگو بنشیند چون به این نحو اطمینان بیننده را از دست میدهد اما در صبح تهران به این صورت نیست.
امید زندگانی، احسان پوراسد و ... هر کدام بخشهای تخصصی مربوط به خود را اجرا میکنند و من به عنوان مجری Master ارتباط دهنده برنامه هستم.
پروانه صدقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: