نقش‌های ماندگار

شخصیت‌های به یاد ماندنی فیلم‌ها، همچون انسان‌های واقعی، زنده‌اند و از آن بالاتر، نامیرا و ابدی. نقش‌های ماندگاری که در شخصی‌ترین تصمیم‌گیری‌های مخاطبان نقش ایفا می‌کنند و این‌گونه به خیل تجربیات زیستی انسان می‌پیوندند.
کد خبر: ۳۱۵۹۹۵

«فرِد» در «بزرگراه گم‌شده»*

«فرد مدیسون» را نخست با سیگار کشیدن هراسناک و مستأصلانه‌اش می‌شناسیم. چهره‌اش بی‌نهایت سرد است و سخت. مثل یخ. مثل سنگ. از او بدتر همسرش «رنی» است که وجودی دسترس‌ناپذیر و اثیری دارد.

با این همه فرد آرزومند شادی و نشاط در زندگی‌اش است و بصراحت به رنی می‌گوید: «خیلی خوبه که هنوز می‌تونم تو رو بخندونم... برای همین با تو ازدواج کردم». اما دریغ از ذره‌ای گرمی و شور در این زندگی منجمد و مرده که سردی و بی‌حرارتی از سر تا پای آن - بویژه در قالب سکوت و بی‌تحرکی خانه و ساکنانش - هویداست.

زندگی فرد چیزی نیست جز، وهم و هراس و تشویش و در نتیجه درد و رنج و کابوس. شخصیت واقعی فرد را جز با اوهام و کابوس‌های هولناکش نمی‌توان شناخت. او هم آن «فرد مدیسون» ساکسیفون‌نواز منفعل و درمانده‌ای است که عذاب و نگرانی و استیصال در چهره بی‌حالتش موج می‌زند و هم آن «پیتر ریموند» جوان و پر حرارت تعمیرکار است که به قول کارآگاهان پلیس بیش از قضای حاجت، ارتباط افسارگسیخته دارد. درست مثل همسرش که یک ‌جا زنی معصوم و مومشکی دست‌نایافتنی و آرامی است که ترجیح می‌دهد به‌جای کلوب رفتن در خانه بماند و مطالعه کند و جای دیگر آلیس ویکفیلد موطلایی گربه‌صفتی است که برای «ادی» نااهل کار می‌کند و شخصیتش به‌طور کامل خیانت و بی‌قیدی است.

آیا فرد آنچه را که سرش آمده دارد کابوس می‌بیند یا عین واقعیت است؟ آیا او سوء‌ظن دارد یا نه بالعکس بیش از آن‌که باید می‌داند و می‌فهمد؟ آیا آنچه قتل رنی تنها نتیجه یک خطای دید و یک اشتباه وهمی است یا نه ماحصل نگاهی فراطبیعی و بصیرت‌گونه است؟ کدامیک از اینها نمایانگر شخصیت واقعی فرد است؟ کسی می‌داند؟ یا نه اصلا کسی می‌تواند بداند؟ نه. شخصیت پیچیده و ناشناخته فرد را همین رازآمیزی وهم‌گونه است که صورت داده و ما برای شناخت او فقط می‌توانیم با او در این سرگشتگی و واماندگی هولناک تا حد توان همراه شویم و فقط از دور نظاره‌گر دنیای مسخ‌یافته و نامتوازن ذهن او باشیم.

شخصیت فرد شخصیت همه ‌ماست وقتی که کابوس می‌بینیم یا وقتی که در کابوس‌های خودساخته ذهنمان روز و شب می‌کنیم. ویژگی اصلی این شخصیت، ناشناختگی و گریزانی‌اش از فهم و درک انسانی است.

درد و رنج موجود در وجود این شخص بیش از همه ناشی از همین سردرگمی وصف‌ناپذیر است و اگر بشود تعریف و چارچوب مشخصی از این حالات ذهنی و روحی ارائه داد آن زمان پایان دردها و رنج‌های روانی خواهد بود،حال آن‌که سرگشتگی ویرانگر روحی و فکری فرد و همه دیگران همچون او را هیچ زمان پایانی متصور نیست. پایان سرگشتگی، راهیابی است حال آن‌که سرنوشت فرد و امثال او با وهم و حیرانی و شکنجه ناشی از فروبستگی مدام، همبسته‌ است.

پانوشت

* محصول 1997 آمریکا، کارگردان: دیوید لینچ، بازیگران: بیل پالمن، پاتریشیا آرکوئت

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها