برگزیدگان شعر فجر در بخش سنتی

محمود حبیبی کسبی در جشنواره شعر فجر در بخش شعر سنتی نفر اول شد. او سال گذشته مجموعه‌ای به نام «من شور» (که در خرده فرهنگ جوانان به معنی آفتابه است ) منتشر کرده که در قالب کلاسیک است.
کد خبر: ۳۱۵۳۸۳

«من شور» حبیبی به 3 بخش تقسیم می‌شود که عبارتند از: بخش سرخ؛ شعرهای توحیدی، بخش آبی؛ شعرهای تغزلی و بخش سبز؛ شعرهای مذهبی و‌ آیینی. همچنین گفته می شود از او مجموعه شعر «دساتیر»، مجموعه شعر «مفاتیح‌الجنون»، تصحیح، تحقیق و مقدمه دیوان طالب آملی در دست انتشار است.

او عضو خانه شاعران ایران و دفتر شعر جوان است و چندین جایزه شعر را در جشنواره‌های مختلف ادبی از آن خود کرده است. یکی از شعرهای او را با هم بخوانیم:

ما نه آنیم که فردوس برین بفروشیم/ آسمان را به تمنای زمین بفروشیم

ننگمان باد اگر از پی دنیا برویم/ خام دینار شویم و دل و دین بفروشیم

سنگمان باد اگر آینه‌ای برداریم/ ننگمان باد اگر داغ جبین بفروشیم

ما نه آنیم که در بند کمندی باشیم/ یا به پیکار کمان را به کمین بفروشیم

زین به پشتند حریفان همه از بیم نبرد/ ما ولی جان گران پشت به زین بفروشیم

شرق و غرب از کرم ما صله‌گیرست، مباد!/ خر رومی بخریم، آهوی چین بفروشیم

دل، مبادا! به هیاهوی چپ و راست دهیم/ دین، مبادا! به یسار و به یمین بفروشیم

شرف ما به سوی هیچ طرف مایل نیست/ ما نه آنیم که در معرکه این بفروشیم

حجره‌ حنجره هرچند که پر رونق شد/ ننگمان است که آواز حزین بفروشیم

پانته‌آ صفایی از اصفهان نفر دوم شعر سنتی در جشنواره شعر فجر بود. او متولد 1359 و فارغ‌التحصیل کارشناسی رشته مکانیک سیالات از دانشگاه کاشان است. صفایی از سال 1381 به فعالیت‌‌های ادبی روی آورد، مدتی عضو شورای شعر اداره کل ارشاد اصفهان بود و آثارش در بعضی از مطبوعات منتشر می‌شد. نخستین کتاب شعر او «خوش به حال آهوها» سال 1386 منتشر شد، «گریه‌های حوا» و «دیشب کسی مزاحم خواب شما نبود؟» از دیگر مجموعه‌های شعر او هستند که منتشر شده‌اند.

شعری از پانته‌آ صفایی:

سلام وارث تنهای بی‌نشانی‌ها!/ خدای بیت غزل‌های آسمانی‌ها

نیامدی و کهنسال‌هایمان مردند/ در آستانه مرگ‌اند نوجوانی‌ها

چقدر تهمت ناجور بارمان کردند/ چقدر طعنه که: «دیوانه‌ها! روانی‌ها!

کسی برای نجات شما نمی‌آید/ کسی نمی‌رسد از پشت ندبه‌خوانی‌ها»

مسیح آمدنی! سوشیانس! ای موعود!/ تو هر که هستی از آن‌سوی مهربانی‌ها!

بگو به حرف بیایند مردگان سکوت/ زبان شوند و بگویند بی‌زبانی‌ها

هنوز پنجره‌ها باز می‌شوند و هنوز/ تهی است کوچه از آواز شادمانی‌ها

و زرد می‌شوند و دانه‌دانه می‌افتند/ کنار پنجره‌ها برگ شمعدانی‌ها

محمد مرادی به همراه پانته‌آ صفایی شاعر و برگزیده دوم بخش شعر سنتی چهارمین جشنواره شعر فجر بود. او که متولد 1358 است مجموعه‌ای به صورت منتخب آثارش را در 3 بخش مذهبی، آزاد و دفاع مقدس با عنوان‌های «13 بهانه بهار، یک ترانه رسیده‌اند»، «تو سیر و گندم، تو خود حوا» و «به تاوان صبری که نداشته‌ام» برای رقابت در جشنواره شرکت داده بود.

شعرهای او محتوایی صادقانه دارند و عشق پرجلوه‌ترین عنصر آنها به حساب می‌آید.

صبح است و مادر بر کمر بسته توانش را/ تا دم کند طغیان درد جاودانش را

دیوار را زل می‌زند. . . ساعت همان لحظه است/ یک بار دیگر خواب مانده امتحانش را

احمد. . . زمانش نیست: احمد. . . دیر خوابیده است/ که بارها هر روز می‌بیند زمانش را

یک سیب در شکل پدر. . . اما پدر افتاد/ او ماند و آن سیبی که پر کرده جهانش را

قدری تکانش می‌دهد، یک بار دیگر هم/ تکرار کرد این بار با شدت تکانش را

قدری تکان بیشتر، بدجور افتاده است/ تردید می‌آید و می‌برد امانش را

کم‌کم به خود می‌آید و می‌فهمد احمد نیست/ تا کم کند دلشوره‌های بی‌کرانش را

تا طاقچه زل می‌زند تا قاب عکس آنگاه/ تجدید خاطر می‌کند داغ جوانش را...

محمدسعید میرزایی نفر سوم بخش شعر سنتی جشنواره بود. او متولد 1355، کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران است.

«مرد بی‌مورد»، «سکوت جرم قوافی نیست»، «درها برای بسته شدن آفریده شد» و «الواح صلح» کتاب‌هایی هستند که او منتشر کرده.

او سراینده‌ قریب به 300 ترانه و تصنیف با موضوعات مختلف برای مرکز موسیقی و سرود سازمان صدا و سیما و تهیه‌کنندگان خارج از سازمان به صورت کاست بوده است. با خوانندگان و آهنگسازان فراوانی همکاری داشته که بر اساس سروده‌هایش اقدام به تولید قطعه کرده‌‌اند که ازجمله آنان می‌توان به خوانندگانی چون علیرضا افتخاری، عبدالحسین مختاباد، سالار عقیلی، نیما مسیحا، حمید غلامعلی، علی تفرشی، محمدرضا آزادپور، حمیدرضا گلشن، نادر اسماعیل‌زاده، فرامرز نصیری، سحر عبدالحسینی و... و آهنگسازانی چون احمدعلی راغب، فریدون خشنود، محمد بیگلری‌پور، محمدجلیل عندلیبی، سیدمحمد میرزمانی، مهرداد دلنوازی، جواد بطحائی، سید جمال‌الدین منبری، محمدرضا عقیلی و... اشاره کرد.

یکی از شعرهای او:

غمگین‌تر از یک آدم برفی، که روی ریل ساخته باشند/ در انتظار سوت قطارم، با گریه‌ای شبیه به لبخند

پیپ پدر بزرگ به لب‌هام، یک کیف پاره پاره به شانه/ بینی من مداد درازی، بر پای من دو پوتین بی بند

یک ساعت قدیمی کوکی روی سرم شبیه به‌ یک تاج/ بی‌آن که هیچ‌گاه بپرسم: پس ساعت دقیق سفر، چند؟

ریل طویل گم شده در مه مثل پل معلق دوزخ/ با غربت دو خط موازی در آرزوی نقطه‌ پیوند

آنک قطار می‌رسد از راه هی سوت‌های ممتد اخطار/ هی سوت سوت سوت، ولی من، مانند یک مترسک، پابند

من ایستاده‌ام که بیایی، در این غروب، روی همین ریل/ تنها تر از یک آدم برفی که روی ریل ساخته باشند

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها