در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قطعا مدیران و سیاستگذاران رسانه گزینههای کلی زیادی را برای تولیداتشان در نظر دارند ولی میشود مطمئن بود که آموزش، انتقال پیام و سرگرمی از گزینههای ابتدایی آنهاست.
چند وقت پیش سریال گرم و جذابی پخش شد که موضوعش به چیزی که با عنوان «زرد» در رسانهها از آنها یاد میشود، خیلی نزدیک بود و همین مهمترین انتقادی بود که مخالفان به کار وارد میکردند اما نوع پرداخت سازندگان به این موضوع اصلا زرد نبود. فضای شوخ و شنگ و سرخوش سریال به علاوه یک تیم حرفهای و کاربلد باعث شد نتیجه نهایی در عین داشتن جذابیت بشدت از آن فضا دور بماند.
با این حال از اواسط سریال، جنبههای آموزشی کار پررنگتر شد و همین باعث شد لحن کار کمی شعاری دربیاید و در پرداخت فضایی که تا آن موقع برای بیننده ساخته بود، سکته بیفتد.
نکته اصلی ماجرایی که میخواهم بگویم، اینجاست که بعد از اتمام کار، در یک نشست مطبوعاتی همین بخشهای آموزشی تنها پناهگاهی بود که دستاندرکاران سریال فکر میکردند باید پشتش سنگر بگیرند تا از انگ انتقادهای بیموردی مثل لوده بودن، بی هدف بودن و چیزهایی از این قبیل در امان بمانند.
گزینههایی که اول گفتم، چیزهایی است که علاوه بر کلیت، درباره هر برنامه نمایشی یا غیرنمایشی هم دوباره باید بازتعریف شود و تولیدکنندگان باید با اولویتبندی آنها برای خودشان مشخص کنند که از کارشان چه انتظاری دارند و چه میخواهند. خیلی وقتها ممکن است دوز یکی از آن فاکتورها از بقیه بالاتر برود و این به خودی خود هیچ اشکالی هم ندارد.
مشکل از جایی شروع میشود که کاری با یک هدف تولید بشود و با این حال نتیجه دیگری را از آن انتظار داشته باشیم یا شرایط ما را به این جور نگاه وادار کند. اعمال بیش از اندازه وجوه آموزشی روی کاری که وجه غالبش سرگرمی است به همان اندازه نتیجه را از چیزی که باید دور میکند که ممکن است بالارفتن دوز سرگرمی، یک برنامه آموزشی را از هدف اصلیاش دور کند.
اما به طور خاص درباره آن سریال انگار ما هنوز باور نکردهایم که اول شرط لازم برای یک اثر هنری سرگرمکنندگی آن - البته با رعایت اما و اگرها - برای مخاطب است و رد شدن از این خوان و صرف پذیرفته شدنش از جانب مخاطب برای هنرمند کاری کارستان است.
تلویزیون رسانه عام و فراگیری است و همین ویژگی، خصایص زیادی را به آن تحمیل میکند که با مدیریت و استفاده درست از آن میتوان موفقتر عمل کرد. یک جمله قدیمی در عالم ارتباطات هم میگوید: «رسانه همان پیام است» بنابراین خیلی وقتها خود سرگرمی میتواند یک پیام خیلی مفید و موثر و ارزشمند باشد.
با این نوع نگاه و ارزشگذاری نسبت به کاری که انجام میدهیم، چه در مرحله مدیریت و چه در تولید خیلی راحتتر و بهتر میتوانیم پشت کارمان بایستیم و از آن دفاع کنیم.
جابر تواضعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: