طی چند سال اخیر مرکز امور زنان به عنوان مهمترین سازمان سیاستگذار حوزه زنان که به طور مستقیم با منافع بیش از نیمی از جمعیت کشور ارتباط داشته، مبهم عمل کرده است و این ابهام حاکی از ضعف اطلاع رسانی و پاسخگویی بود.
طی چند سال اخیر تغییرات پیاپی مدیران روابط عمومی در این مرکز روند پاسخگویی را کند کرد، روابط عمومی مرکزی مانند امور زنان و خانواده که سیاستگذار است تا اجرایی، به برنامه و هدف از پیش تعیین شده نیاز دارد، مدیر روابط عمومی فصل مشترک بین رئیس سازمان و مردم است و متاسفانه مدیران پیشین قابلیت اقناع روسای سازمان را نداشتهاند و حتی از فضای مطبوعات آگاه نبودهاند، اگر پرسشی از عملکرد سازمان بود، روابط عمومی توان پاسخ به ضعفها را نداشت و جریان انتشار اخبار از مرکز امور زنان به جامعه بسیار اندک بود.
برگزاری مصاحبههای مطبوعاتی در ساعاتی خارج از عرف رسانهها و عدم پیگیری درخواستهای ارسال شده برای مصاحبه با رئیس مرکز از جمله ضعفهایی بوده که باعث شد در سالهای اخیر ارتباط مرکز امور زنان و جامعه به حداقل برسد.
مدیر روابط عمومی حوزه زنان با توجه به ارتباط گسترده با دفاتر حوزه زنان در سازمانها و وزارتخانههای مختلف از ظرفیت خبرسازی بالایی برخوردار است.
از سوی دیگر مرکز امور زنان از وجود بخش پژوهشی غنی بهرهمند است که میتواند برای تهیه گزارشها وتحلیلهای رسانهای به تنویر افکار عمومی کمک کند، شاید به خاطر انفعال خبری این مرکز عملکرد دولت نهم نیز در حوزه زنان غیر شفاف مانده است.
به نظر میرسد وقتی بدنه جدید مرکز در پی جبران مافات است و سال 89 را به نام تعامل با رسانهها نام گذاشته، زمان آن هم رسیده تا درهای جریان اخبار از حوزه زنان به خارج باز شود. باید منتظر ماند و دید چه تحولی در راه است؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم