اخیرا هم صحبتهایی مبنی بر ساخت یکی از مشهورترین فیلمنامههایش به نام «مقصد» مطرح شده که امیدواریم بزودی آن را جلوی دوربین ببرد. بهرام بیضایی یکی از سرمایههای ملی است و فیلمهایش جزو شاخصترین آثار تاریخ سینمای ایران که در نظرخواهی اخیر از منتقدان سینمایی، «باشو غریبه کوچک» به عنوان دومین فیلم برتر تاریخ سینمای ایران انتخاب شد.
بسیاری از علاقهمندان به سینمای بیضایی معتقدند که سبک و سیاق خاص و منحصربهفرد این کارگردان، در «مسافران» جلوه پررنگتری نسبت به ساختههای دیگرش دارد. بیضایی «مسافران» را پس از «شاید وقتی دیگر» ساخت که برخی آن را اثری سرگرمکننده و مورد توجه عوام قلمداد کرده بودند. ساختار پرتعلیق و ملودرام «شاید وقتی دیگر» این ذهنیت را پرورانده بود که در آن از دغدغههای فلسفی و آیینی کارگردانش خبری نیست، که البته این تصور باطلی بود. با این حال «مسافران» را میتوان نوعی واکنش در برابر این دیدگاه هم دانست. روایت این فیلم با وجودی که روال و سیری کاملا کلاسیک دارد (که دربارهاش توضیح خواهیم داد) اما چندان رئالیستی نیست و بر شیوه روایت مدرن تکیه دارد. داستان با یک اتفاق هولناک شروع میشود و سپس تبعات این اتفاق دامن دیگر شخصیتها را نیز میگیرد و هرکس با درک و باور خودش با آن روبهرو میشود. این، تاثیر خلاقانه بیضایی است از فیلمی مانند «بیمار روانی» هیچکاک که در اوایل فیلمش، قهرمان اصلی را از قصه خارج میکند و در چرخشی آشکار، به تاثیر این رویداد میپردازد. هما روستا در دقایق ریتمیک اولیه «مسافران» پس از آماده شدن برای سفری خانوادگی به تهران برای شرکت در مراسم عروسی خواهر کوچکش، ناگهان رو به دوربین میایستد و میگوید که آنها به تهران نخواهند رسید و همگی خواهند مرد. این کار در سالی که «مسافران» ساخته شد، یک جسارت فراتر از تصور بود. در شرایطی که هنوز فیلمسازانی مثل میشاییل هانهکه «بازیهای خندهدار» را نساخته بودند و بحث پستمدرنیسم در سینما هنوز باب نشده بود، بیضایی با شناخت دقیقش از فضای مورد نظر فیلم، در همان ابتدا نشان میدهد که مخاطب فیلمش چه کسانی هستند و قرار نیست به تماشاگرش باج بدهد.
مرگ مسافران، در صحنهای رقم میخورد که تماشاگر دقیقا در جریان جزئیات آن قرار نمیگیرد. تصادفی میشود و یکی از زنان روستایی نیز که همراه اینها بود در این فاجعه از بین میرود. خبر که به خانواده میرسد، ناگهان فضای شادی به اندوه مبدل میگردد و ظاهر مراسم تغییر میکند. این دو فضا، با ریشه داشتن در سنن نمایشی ایران، بهترین فرصت را به بیضایی داد تا بار دیگر تسلطش را بر شیوههای نمایشی به معرض نمایش بگذارد. صحنههایی از فیلم که میزبانان خبر تصادف و مرگ را میشنوند، بهترین شرایط را برای نمایش این فضای دوگانه فراهم کرد.
روایت فیلم پس از این حادثه کاملاً دستخوش تغییر میشود. تماشاگری که در ابتدای فیلم انتظار صحنههای مربوط به مراسم ازدواج را داشت، ناگهان با واقعیتی هولناکتر روبهرو میشود. مرموزترین شخصیت در میان میزبانان، خانم بزرگ (با بازی مرحوم جمیله شیخی) است که ابتدا به شکل تلویحی و سپس صراحتا اعلام میکند که مرگ دختر و فرزندانش را باور ندارد و اینها طبق قولی که دادهاند، بهموقع به آنها ملحق خواهند شد. با وجودی که در شخصیتپردازی خانم بزرگ چیزی دلیل بر جنون او نمیبینیم، ابعاد پر راز و رمز شخصیتیاش بیشتر آشکار میشود. او با سخنان تاثیرگذارش در میان مهمانان، اصلیترین پیام فیلم را منتقل میکند و از آن پس برخلاف پیشبینی تماشاگر که فکر میکرد یا دختر بزرگ خانواده قهرمان فیلم است یا عروس و داماد، او به مرکز ثقل فیلم تبدیل میشود. این جا دقیقا ایده مورد علاقه کارگردان مجالی برای بروز پیدا میکند؛ خانم بزرگ واجد فردیتی است که در برابر جمع میایستد و حتی به قیمت دیوانه خطاب شدن، ذرهای از عقاید خودش کوتاه نمیآید. در فیلمهای بیضایی از «رگبار» تا «وقتی همه خوابیم» میتوان ردپای این فردگرایی را مشاهده کرد. قهرمانان آثار او در برابر خواستههای جمعی میایستند و مقاومت میکنند. گاه مانند خانم بزرگ فیلم «مسافران» موفق به اثبات دیدگاههایشان میشوند و گاه مانند قهرمان فیلمنامه «حقایق درباره لیلا دختر ادریس» یا «افرا» در اوج ناامیدی و شکست، راهی دیگر میجویند که فرجام خوشی ندارد. این فردیتگرایی شخصیتهای اصلی آثار بیضایی، در موقعیتهای نمایشی بسیاری تاکنون خود را نشان داده است. مثلا واکنش همسر «کیان» در «شاید وقتی دیگر» به فردیت او، احساس خیانت است و در «مسافران» همه مهمانان و اقوام خانم بزرگ، مانند تماشاگران فیلم او را پیرزنی خیالباف و مجنون میپندارند. این جاست که میگوییم «مسافران» کمتر از مایههای قصههای رئالیستی بهره میبرد و بیشتر متکی بر سنتهای نمایشی ژاپن و شرق دور است که در آنها شاهد رویدادهای فراواقعی هستیم. مثلا از بین فیلمهایی با این الگو میتوان به «سریر خون» ساخته اکیرا کوروساوا، «کوایدان» ساخته ماساکی کوبایاشی و «اگتسو مونوگاتاری» ساخته کنجی میزوگوچی اشاره کرد که اتفاقاً بهرام بیضایی به این فیلم آخری علاقه زیادی دارد و بارها علاقه خود را به آن اعتراف کرده است.
ایده اصلی مسافران (تاثیرات گوناگون یک حادثه بر دیگران) فرصت دیگری را نیز در اختیار کارگردان قرار میدهد تا به شخصیتهای گوناگون جامعه معاصر ایران بپردازد. یکی از جلوههای این قومنگاری یا مردمشناسی آنجاست که در برابر همه مهمانان، هر بار یکی از شخصیتهای مکمل جلو میآیند و در پیشگاه صاحبان عزا از ارتباطش با مرحومان یا نقشی که در این ماجرا داشته میگوید. در سنت نمایشی تعزیه و حتی شبیهخوانی، هر بار یکی از شخصیتها جلوی صحنه میآید و با برخوانی (تکگویی یا همان مونولوگ) جملههایی در قالب خطابه را مطرح میسازد و سپس به حاشیه میرود و شخصیت تازهای جای او را میگیرد.
اما نمیتوان از «مسافران» گفت و به نقش بازیگران در موفقیت آن اشاره نکرد. در درجه نخست باید از زندهیاد جمیله شیخی یاد کرد که مهمترین نقش عمرش را با قدرت تمام در این فیلم ایفا کرده است. جایی که در برابر مامور انتظامی (با بازی آتیلا پسیانی، فرزند جمیله شیخی) میایستد و با غروری ارزشمند استدلالهای او را بیاساس میداند و سپس با بغضی در گلو به خلوتش میشتابد. شیخی در این فیلم همه بازیگران را در زمان حضورش به حاشیه میبرد، آنچنان که بیضایی نیز لب به تحسین او گشود و فیلمش را مدیون این بازیگر بزرگ دانست. در کنار جمیله شیخی، تعدادی از بازیگران را داریم که هر یک به فراخور نقشی که بر عهده دارند میدرخشند. فاطمه معتمدآریا، مرحوم جمشید اسماعیلخانی، مجید مظفری، حمید امجد، مژده شمسایی، محبوبه بیات، هما روستا و... حتی در میان بازیگرانی که در صحنههای بسیار کوتاهی هم ظاهر میشوند میتوان نشانههای خلاقیت را دید. مثل مرحوم نیکو خردمند و مهتاب نصیرپور. اما یکی از بهترین بازیهای این فیلم بدون شک متعلق است به عنایت بخشی که در تک سکانس بازیاش غوغا میکند. بازی او با وجود دیالوگهای زیبای بیضایی، یکی از به یاد ماندنیترین صحنههای فیلم را رقم میزند که هنوز هم پس از نزدیک به دو دهه ارزش بارها تماشا کردن را دارد.
مقاومت خانم بزرگ در برابر موج احساسات و حتی شواهد و مدارک دال بر مرگ دختر و خانوادهاش، سرود ستایش کارگردان است از زندگی. خانم بزرگ فیلم، فراتر از این دلایل واقعی، به زندگی باور دارد. باور او آنقدر قوی است که ادله دیگران حتی خدشهای هم بر آن وارد نمیسازد. شادی و سرخوشی خانم بزرگ در پایان فیلم و پس از مشاهده مسافران، در برابر نگاه حیرتزده حاضران، بهترین پاداشی است که در انتظار شخصیت مومن خانم بزرگ است. تماشای مجدد «مسافران» نشان میدهد که در سال ساخته شدن فیلم، چهقدر جسارت میخواسته تا شخصیتهایی اینگونه خلق شوند و عادتهای تماشاگران را بر هم بریزند. بیضایی با قدرت و اعتمادبهنفسی کامل، فیلمنامه بینقصش را با حضور سرشناسترین بازیگران جلوی دوربین برد، از بهترین عوامل بهره گرفت و از ریسک ساختن فیلمی نامتعارف نهراسید. باید باور کنیم که هر فیلم بزرگی حتما حاصل یک اقدام جسورانه بزرگ است... .
امان جلیلیان