آنهایی که به تماشای فیلم یک گزارش واقعی نشستند آن را چه از لحاظ مضمون و چه از لحاظ ساختار فیلمی در خور 30 سالگی انقلاب نیافتند. درباره بیداری هم نمیتوان اظهار نظری کرد چون هنوز دیده نشده است. اما واقعیت این است اگر مدیران سینمایی تولید فیلم درباره انقلاب اسلامی را به صورت جدی پیگیری میکنند باید برای ساخت آنها هم از فیلمسازانی استفاده کنند که دغدغه ساخت چنین فیلمهایی را دارند. آنها باید از آن سالها خاطرات مستندی داشته باشند و یا باید درباره چگونگی وقوع آن سالها آنقدر کنجکاو باشند که تحقیقات وسیعی درباره آن انجام دهند و بعد از زاویه نگاه و دیدگاه خود اتفاقات انقلاب را به تصویر کشند که البته روش دوم بیشتر برای کارگردانان جوان مناسب است. کارگردانان توانایی که خلاقیت لازم را دارند از آن سالها فاصله زمانی گرفتهاند و از زاویه جدید به آن اتفاقات نگاه میکنند. فیلمسازان جوان میتوانند مانند ناظران بی طرف تاریخ را نگاه کنند و تحلیل خود را از آن در فیلمهای سینمایی روایت کنند. همچنان که فیلمسازان قدیمی میتوانند با تفکر خاص خود فضای حاکم بر آن سالها را واقع بینانه تصویری کنند وبا ایجاد حس نوستالژی مخاطبان زیادی برای آثار خود جذب کنند.
31 سال از پیروزی انقلاب اسلامی میگذرد و همیشه یکی از دغدغههای مدیران سینمایی این بوده که انقلاب را در سینمای ایران جاری کنند اما واقعیت این است که معمولا این خواسته شکل آرزو به خود گرفته است. اما اکنون که فیلمسازان جوان و تازه نفس به سینمای ایران وارد شدهاند و مدیران میتوانند با استفاده از انرژی و پتانسیلهای این گروه تولید فیلمهای سینمایی با موضوع انقلاب را ازمرحله حرف وارد مرحله عمل کنند. بخصوص اینکه معاونت سینمایی هم اعلام کرده است که ساخت فیلمهای سیاسی را به صورت جدی پیگیری میکند. بنابراین دست مدیران میانی سینما برای سفارش فیلمهایی با موضوع انقلاب بازتر است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم