«ربکا» برایم همه‌چیز بود

«ربکا از زمانی که به دنیا آمد بیمار بود. من زجرکشیدنش را سال‌های سال جلوی چشمانم می‌دیدم و این اتفاق می‌تواند هر مادری را به مرحله جنون برساند. من عاشقانه دخترهایم را دوست داشتم اما از بدشانسی و کم‌اقبالی من هردوی آنها بیمار به دنیا آمدند. برای این‌که هر کاری از دستم برمی‌آمد انجام بدهم تا زندگی بهتری برایشان مهیا کنم، حتی از همسرم هم جدا شدم.
کد خبر: ۳۱۲۹۳۳

طلاق گرفتن ما از یکدیگر نه به خاطر اختلافات زناشویی بلکه به خاطر اختلاف در نظرهایی بود که نسبت به دخترانمان داشتیم. از نظر او، دو فرزند بیمارمان باید به مراکزی سپرده می‌شدند که از کودکان بیمار و عقب‌مانده نگهداری می‌کنند اما نظر من این نبود. برای من جدا شدن از دخترهایم به منزله مرگ تدریجی بود پس با توافقی که با همسر سابقم کردم تصمیم گرفتیم از هم جدا شویم و من عهده‌دار تمام مسوولیت‌های سختی شدم که نگهداری از دو کودک بیمار داشت. او در مقابل، قول داد که تا جایی که می‌تواند هزینه نگهداری از فرزندانمان را بپردازد و دیگر به نحوه برخورد من با بیماری‌های دخترهایمان کاری نداشته باشد. این قراری بود که من برای بهتر شدن وضعیت بچه‌هایم با او گذاشتم و مردی را که دوستش داشتم را ترک کردم. پس چطور می‌توانم با وجود تحمل کردن تمامی این سختی‌ها و نگهداری کردن از بچه‌های بیمارم دست به قتل ربکا هم بزنم. ربکا هم نیمی از جانم بود که از دست دادنش هنوز هم برایم هضم نشده است.»

کارولین رایلی 35 ساله و متهم به قتل ربکا 4 ساله مادر دو فرزند عقب‌مانده ذهنی است که به‌تنهایی از آنها نگهداری می‌کرد. دو دختر او کاتلین 6 ساله و ربکا 4 ساله از زمانی که به دنیا آمدند به بیماری عقب‌ماندگی ذهنی دچار بودند اما ربکا، دختر کوچک او علاوه بر این مشکل، دچار یک بیماری بسیار نادر قلبی هم بود که تنها چند سال فرصت زندگی به او می‌داد. این بیماری مرموز طی سال‌ها می‌توانست او را بشدت ضعیف کرده و در نهایت سبب مرگ او شود. خانم رایلی پس از جدا شدن از همسرش در حالی که فرزند کوچک‌تر او تنها 2 سال سن داشت با روانپزشک و مشاوری آشنا شد که به او قول داد تا حدودی بتواند فرزندانش را از لحاظ روحی کمی آرام‌تر کند. مشکل آنجا بود که هر دو دختر خانم رایلی از لحاظ رفتاری و روحی هم دچار اختلالاتی بودند که زندگی کردن با آنها را مشکل‌تر می‌ساخت. اعتماد این مادر به پزشک روان‌شناس که کینوجی نام داشت سبب شد تا بچه‌ها کاملا تحت نظر او قرار بگیرند و طبق تجویز این دکتر از قرص‌های آرامبخش هم استفاده کنند. «وقتی همسرم موافقت کرد که از هم جدا شویم نمی‌دانستم خوشحال باشم یا ناراحت. از یک طرف از این‌که می‌توانستم خودم در مورد بچه‌هایمان تصمیم بگیرم و بهترین روش را برای درمانشان به کار گیرم احساس رضایت می‌کردم اما از سوی دیگر می‌دیدم که زندگی مشترکی که با آرامش با همسرم داشتم ناگهان چطور دستخوش تغییرات شد و رو به نابودی رفت. بعد از خروج همسر سابقم از منزل، همه وقتم را به بچه‌هایم اختصاص دادم. به خاطر بیمار بودن آنها از دولت پولی به عنوان کمک مالی می‌گرفتم و شوهرم هم ماهیانه کمکی را به شماره حساب من واریز می‌کرد. او هرگز حاضر نبود برای دیدن دخترانمان به خانه بازگردد زیرا معتقد بود بیماری آنها سبب می‌شود که روز به روز حال بدتری داشته باشند و از این که می‌دید روند بهبود در آنها پیدا نمی‌شود زجر می‌کشید. می‌خواستم هرطور شده از آنها در خانه نگهداری کنم و به او ثابت کنم که لزومی ندارد که هر بچه‌ای را که دچار اختلالات فیزیکی و روحی بود را به مراکز نگهداری از کودکان استثنایی سپرد. اما انگار اشتباه می‌کردم. هر چه بیشتر تلاش می‌کردم با بالاتر رفتن سن بچه‌ها، نگهداری از آنها سخت‌تر می‌شد.» خانم «رایلی» متهم است پس از خوراندن ده‌ها قرص آرامبخش به ربکا که پزشک روان‌شناس این بچه‌ها برایشان تجویز کرده بود سبب تشنج و در نهایت مرگ این کودک 4 ساله شده است. مرگی که از نظر پزشکان به خاطر وجود داروهای آرامبخش در خون او رخ داده و تنها مقصر آن مادر این کودک می‌تواند باشد. از نظر وکیلی که شوهر خانم «رایلی» به خدمت گرفته،‌ این زن زمانی که متوجه شده نمی‌تواند از پس نگهداری از دختر کوچکش که دچار بیماری شدید قلبی بود برآید تصمیم گرفته خودش دست به کار شود و او را از زجر دائم و خودش را از نگهداری و مراقبت 24 ساعته نجات دهد. اتهامی که خانم رایلی به هیچ‌عنوان زیر بار آن نمی‌رود.

کارولین رایلی 35 ساله متهم به قتل ربکا 4 ساله مادر دو فرزند عقب‌مانده ذهنی است که به‌تنهایی از آنها نگهداری می‌کرد. دو دختر او کاتلین 6 ساله و ربکا 4 ساله از زمانی که به دنیا آمدند به بیماری عقب‌ماندگی ذهنی دچار بودند اما ربکا، دختر کوچک او علاوه بر این مشکل، دچار یک بیماری بسیار نادر قلبی هم بود که تنها چند سال فرصت زندگی به او می‌داد

«به من اتهام زده‌اند که با خوراندن بیش از حد داروی اعصاب و روان به کودکم سبب مرگش شده‌ام. این اصلا درست نیست،‌ اگر پزشکی قانونی مدعی شده که در خون فرزندم دارو وجود داشته به این دلیل بوده که آنها را پزشکش تجویز کرده و من با اجازه او آنها را به دخترم دادم که همه آنها هم طبق نسخه تجویز شده بوده است. مرگ ناگهانی ربکا به خاطر بیماری سرماخوردگی شدیدی بود که سبب ضعف بیش از حد جسمانی در او شد. من چند روز قبل او را به دکتر بردم و او گفت که دخترم دچار ذات‌الریه شده و از آنجا که به خاطر بیماری قلبی‌‌اش بدن ضعیفی هم دارد ممکن است که این سرماخوردگی ساده برایش مرگبار باشد. او گفت: از آنجایی که محیط بیمارستان هم انواع آلودگی‌ها را دارد و از سوی دیگر ربکا تنها در کنار من آرام می‌گیرد بهتر است به جای بستری کردنش او را به خانه ببرم و از او نگهداری کنم. کاری که من به دقت انجام دادم تا شرایط دخترم را بهتر کنم. حتی شهادت پزشکی که به من گفت می‌توانم ربکا را به خانه ببرم هنوز هم برای شوهر سابقم روشن نکرده که من از روی خودخواهی یا هر علت شوم دیگری که او در ذهنش دارد این کار را نکرده‌ام. انگار من می‌خواستم دختری را که 4 سال تمام زندگیم را برایش گذاشتم تا شاید بتواند از لحظات کوتاهی در زندگیش لذت ببرد را به پای مرگ بکشانم. وقتی که بدن نیمه‌جان «ربکا» را نزدیک دستشویی خانه‌مان دیدم خشکم زد. نیمه‌های شب بود و باید او و خواهرش «کاتلین» در اتاق خوابشان می‌بودند. من طبق معمول که در طول شب چندین بار به آنها سر می‌زدم از اتاقم خارج شدم اما ربکا را نقش بر زمین دیدم. فورا با اورژانس تماس گرفتم. بدنش سرد شده بود و چشمانش را باز نمی‌کرد. نمی‌‌فهمیدم در طول چند ساعتی که من خواب بوده‌ام چه اتفاقی برایش افتاده بود. حدس می‌زدم که به خاطر بیماری‌اش بوده باشد. قبل از رسیدن اورژانس، او ناگهان چشمانش را باز کرد و شروع به تشنج کرد. نمی‌دانستم چکار باید بکنم تنها او را در آغوش گرفته بودم و گریه می‌کردم. وقتی در بیمارستان به من گفتند که جانش را از دست داده انگار آواری روی سرم خراب شده بود. مرگ او به منزله از بین رفتن تمامی امیدها و آرزوهایی بود که برای دخترکم داشتم.» برخلاف آنچه که خانم رایلی ادعا می‌کند نظر پزشکی قانونی آن است که گرچه ربکا دچار ذات‌الریه شده بوده و از بیماری ضعف شدید جسمانی هم رنج می‌برده اما علت مرگش خوراندن ده‌ها قرص آرامبخش بوده که دکتر روانشناس برای مدت چند ماه او تجویز کرده و او یکجا همه ‌آنها را خورده است. طبق آنچه که در گزارش‌های پزشکی آمده مرگ ربکا تایید شده و فوتش تنها به خاطر این داروها بوده و ذات‌الریه‌اش نقشی را ایفا نکرده است. از آنجایی که خانم رایلی مدعی است که تمامی سعی و تلاش خود را می‌کرده تا به بهترین وجه از فرزندانش نگهداری کند و زیر بار اتهام قتل نمی‌رود اعضای هیات منصفه تاکنون 4 بار او را در دادگاه خواسته‌اند تا در مورد اتهاماتش توضیحی ارائه کند. اتهاماتی که در صورت گناهکار شناخته شدن او می‌تواند به حبس ابد بدون امکان تخفیف در مجازات برایش منجر شود.

«اگر شوهر سابقم هنوز با وجود همه سعی‌ای که من می‌کردم تا دخترهایمان را به بهترین شکل بزرگ کنم هنوز هم برعلیه من در دادگاه شکایت دارد من دیگر چه دفاعی از خودم می‌توانم بکنم. اما کاتلین همان شرایطی را دارد که ربکا داشت پس من اگر مادر بی رحمی بودم باید او را هم از بین می‌بردم.

اتهامی که به من وارد شده حتی فکر کردن به آن بیمارم می‌کند. انگار همه چند سالی را که با عشق برای دخترانم گذراندم به سال‌هایی برای متهم شدنم تبدیل شده است. ربکا گرچه بسیار بیمار بود اما مرگش دست خداوند بود و من هیچ دخالتی در آن نداشتم. من آن دختر کوچولویم را از هر چیز در دنیا بیشتر دوست داشتم.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها