در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با این حال برایم جالب بود چطور کودکی 12 ساله نقشهای برای قتل میکشد و آن را به صورت کاملا حرفهای اجرا میکند.
به نظر میرسد بسیار باهوش است و چندین روز برای اجرایی کردن نقشهاش فکر کرده بود. برای من مهم بود که بدانم این پسربچه چرا دست به چنین کاری زده است.
پدرش را احضار کردم و از او خواستم برایم توضیح دهد ماجرا از چه قرار بوده است. او گفت: مدتی قبل با مرد همسایه دچار اختلاف شدیم. ما هر روز با هم درگیری لفظی داشتیم. تا اینکه یک روز او در برابر چشم پسرم به من فحش داد و توهین کرد. از همان روز پسرم بشدت در فکر بود تا اینکه روز حادثه او را به قتل رساند.
پسرک را به دادگاه فراخواندم و از او توضیح خواستم. او گفت: وقتی به پدرم فحش داد خیلی ناراحت شدم. میخواستم هر طور شده به او نشان دهم که از پدرم دفاع میکنم و اجازه نمیدهم که او پدرم را تحقیر کند. ابتدا مرد همسایه را تحتنظر گرفتم تا بفهمم دقیقا چه ساعتی به خانه میآید. او هر روز از پشت دیوار ما رد میشد و به خانهاش میرفت. حدود ساعت7 هر شب او از پشت دیوار ما رد میشد. من چندین آجر را در قسمتی از دیوار چیدم. بعد منتظر نشستم. زمانی که او داشت از پشت دیوار رد میشد آجرها را به سرش ریختم و فرار کردم.
من نمیدانستم او میمیرد. فکر میکردم کمی دردش میگیرد و با این کار من به او فهماندهام پدرم را دوست دارم و اجازه نمیدهم که کسی به او توهین کند.
پسرک نمیدانست چه کرده است و چرا باید بازداشت شود و یا اینکه پدرش پول دیه مقتول را بپردازد. مرتب به من میگفت خودش مرد. من نمیخواستم او را بکشم.
مطابق نظر پزشکی قانونی مرد همسایه بر اثر خونریزی مغزی جان داده بود و قتل یک قتل عمدی به حساب میآمد اما چون قاتل یک کودک 12 ساله بود و پدرش بهعنوان ولی او به حساب میآمد مجبور به پرداخت دیه مقتول شد.
پسرک به دلیل اینکه خوب هدایت نشده بود و خانواده به او یاد نداده بودند که کارهای خطرناک چقدر میتواند به خانواده خسارت وارد کند دست به چنین کاری زده بود.
صفر خاکی قاضی جنایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: