حوالی ساعت 8 صبح به مرکز نمایش رادیو میرسم، ساختمانی قدیمی ارگ که اهالی رادیو از قبل از انقلاب تا به امروز از آن خاطره دارند، قرار است رضا عمرانی سه نمایش ویژه انقلاب در قالب «خاطرات انقلاب» را برای رادیو جوان ضبط کند. این بار با توجه به یک نمایش متفاوت در فضای کاملا ویژه با عواملی روبهرو شدیم که برای ضبط مهیا میشدند.
صدابردار رضا طاهری و تهیهکننده ماهداد توکلی است که در رژی آماده ضبط میشوند بازیگران نقش اول نمایش هم پشت میکروفن قرار میگیرند تا با هدایت رضا عمرانی نمایش «پدر یک خائن» را ضبط کنند.
جواد پیشگر که تا قبل از این کارگردان کارهای نمایشی بود امروز به عنوان بازیگر نقش یک ارتشی است که پسرش به عنوان یک ساواکی خائن به ملت ظلم میکند. فریبا متخصص، مهدی طهماسبی، مهدی نمینی مقدم و نازنین مهیمنی از دیگر بازیگران این نمایش هستند که در تلاشند تا به نوعی یک قصه انقلابی را بازسازی کنند، مرد ارتشی برای پسرش آرزوهایی داشت و امیدوار بود روزی پسرش پزشک شود و به مردم کشورش خدمت کند، اما او در مقام مامور ساواک به جان مردم افتاده و دست به نابودی پیر و جوان میزند.
این نمایش با صحبتهای پایانی جواد پیشگر به پایان میرسد و به اشاره رضا عمرانی که بیشتر در مقام بازیگر و تنظیمکننده نمایشهای رادیویی کار کرده گروه دوم به استودیو میآیند تا نمایش «جمعه تلخ» را ضبط کنند.
جمعه تلخ هم یک نمایش انقلابی است که به گفته رضا عمرانی یادآور خاطرات کشتار گروهی مردم در میدان ژاله در 17 شهریور است.
رضا عمرانی میگوید: ما این بار از بعد دیگری به خاطرات انقلاب نگاه کردیم که همان پیوستن سربازان زمان شاه به انبوه مردم بود و داستان از آنجا آغاز میشود که یک معلم بازنشستهای برای یافتن دختر خود در خیابان و در ازدهام روز 17 شهریور به سربازی برخورد میکند که سرباز بعد از همگام شدن با معلم پیر متوجه میشود که در گذشته و در شهرستان نیشابور او معلمش بوده و تحت تاثیر حرفهای معلم گذشته خود از حکومت جدا میشود و برای مبارزه با ظلم فرماندهاش را به قتل میرساند.
این نمایش هم با بازی علی عمرانی در نقش معلم، مهدی نمینیمقدم، نازنین مهیمنی و مهدی طهماسبی پخش میشود.
در ساعات پایان کار ضبط در استودیو 8 مرکز نمایش رادیو، گروه پس از استراحت کوتاهی برای ضبط نمایش سوم آماده میشوند که نمایش «ما سه نفر بودیم» است، در این نمایش هم 3 معلم که علی عمرانی، مهرداد مهماندوست و مهدی طهماسبی نقش آنها را بازی میکنند، در یک روستای دورافتاده زندگی میکنند تا به بچههای آن مناطق دورافتاده درس بدهند. آنها شبها را در مدرسه محل کارشان میگذرانند، اما هر کدام عقیده و روحیات متفاوتی دارند، یکی عاشقپیشه است، یکی انقلابی و دیگری به ثروت علاقه دارد برای این سه همکار اتفاقاتی میافتد که در این نمایش خواهید شنید.
پس از ضبط نمایش به سراغ رضا عمرانی کارگردان این نمایشها میروم رضا عمرانی در راستای تولید نمایشهای مناسبتی و عملکرد رسانهها خصوصا رادیو در این زمینه میگوید: واقعیت این است که در مناسبتهای مختلف متنهایی سفارش داده میشود که در کمترین زمان ممکن برخی کارگردانها برای تولید آن نمایشها انتخاب میشوند، بنابراین چون زمان کافی نداریم، شاید کارهای برجسته و شاخصی نتوانیم در این زمینه انجام دهیم، عمرانی همچنین عقیده دارد که تولید نمایش رادیو برای مناسبتهای مختلف تقریبا به شکل تکلیف درآمده، اما با توجه به اینکه ما از زمان مناسبتهای مختلف مطلع هستیم، هیچگونه برنامهریزی سالیانهای برای آنها نداریم که بتواند جزو آثار فاخر به مخاطب معرفی شود.
عمرانی ادامه داد: البته این مساله را نمیتوان عمومیت بخشید، معدود آثار خوب و برجستهای هم در رادیو وجود دارد که شاید جزو ماندگارهای تولیدات ویژه، مناسبتی است.
زینت پستادست
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم