چهره روز

مرگ ، سالینجر را به دنیا پس داد

رضا رستمی: روز چهارشنبه هفته گذشته مرگ در خانه‌ای را زد که وارد شدن به آن آرزوی بسیاری از خبرنگاران و علاقه‌مندان ادبیات بود. این خانه ییلاقی واقع در نیوهمشایر، جایی بود که دیوارهایش طی نیم قرن گذشته جسم دیوید سالینجر را از چشم‌ها دور نگه داشته بودند تا او لقب نویسنده نامرئی را از آن خودش کند. سالینجر که تازه چند هفته پیش 91 ساله شده بود، درست در همان ماهی (ژانویه) که به دنیا آمده بود، از دنیا رفت. برای سالینجر، داستان‌ها و نوع زندگی‌اش نمی‌شود صفت درست و حسابی پیدا کرد، عجیب و غریب هم تنها می‌تواند بخشی از واقعیت وجودی او و قهرمان‌های داستان‌هایش را نشان دهد.
کد خبر: ۳۰۹۸۱۴

او نویسنده‌ای بود که با نوشتن رمان «ناتور دشت» به شهرتی افسانه‌ای رسید، اما ترجیح داد از شهرت بگریزد. او حتی دستور داد تنها عکسی که از او روی جلد چاپ اول و دوم این رمان چاپ شده بود، در چاپ‌های بعدی حذف شود. سالینجر نسبت به خیلی‌ از چیزها بی‌اعتنا بود، درست مثل شخصیت‌هایی که خلق کرد. شخصیت هایی عجیب و غریب (اعضای خانواده گلس) که دنیا را طور دیگری می‌دیدند و سر بزنگاه تصمیم‌هایی می‌گرفتند که خاص خودشان بود. هولدن، قهرمان رمان «ناتور دشت» یکی از همین شخصیت‌ها بود. مشهور است که زمانی الیا کازان از سالینجر خواسته بود تا اجازه بدهد نمایشی را براساس «ناتور دشت» به صحنه ببرد، اما سالینجر در جوابش گفته بود: «هولدن[قهرمان رمان ] خوشش نمی‌آید.»

البته خیلی‌ها هم بودند که زندگی عجیب و غریب این نویسنده را نوعی ادا و اطوار می‌دانستند، اما کمتر کسی تحمل می‌کند که از سال 1953 به خانه‌ای ییلاقی نقل مکان کند و به تدریج به شخصیتی نامرئی تبدیل شود؛ شخصیتی که از شناخته شدن وحشت دارد و در اتاقکی سیمانی در گوشه‌ای از این خانه سرگرم کلنجار رفتن با کاغذهای سفید است. هنوز معلوم نیست که سالینجر در این ایام انزوا اثری خلق کرده یا نه؟ و اگر خلق کرده تصمیم گرفته بعد از مرگش آن را منتشر کند یا نه؟

با این حال از روز چهارشنبه که مرگ، سالینجر را به دنیای اخبار بازگرداند، خیلی‌ها خاطراتشان را از آثار داستانی او مرور کردند و به دو عکس خیره شدند که تنها عکس‌های باقیمانده از او بود. سالینجر که تنها یک‌بار اجازه داده بود داستانی از داستان‌هایش با بازی‌سوزان هیوارد سر از پرده سینما دربیاورد، تا آخر عمر به هیچ کارگردانی اجازه نداد تا اثری از او را به فیلم تبدیل کند. با این حال داریوش مهرجویی براساس «فرانی و زویی» او فیلم پری را ساخت. همین اتفاق نشان می‌دهد که ایرانی‌ها چقدر به او و داستان‌هایش علاقه داشته‌اند. خانه ییلاقی نیوهمشایر حالا ساکن اصلی‌‌اش را از دست داده است و معلوم نیست از این به بعد درهایش به روی علاقه‌مندان سالینجر باز می‌ شود یا نه؟ اما این واقعیت غیرقابل کتمان است که مرگ، تازه سالینجر را به جهان پس داده است!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها