در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
محمود فکری همان طور که در طول دوران بازیاش آرام و بیحاشیه بود، وقتی هم که در مورد حادثهها از او میپرسیم آرام و بیحاشیه میماند. فکری میگوید: من هیچ حادثه هیجانی نداشتهام. مصدومیت داشتهام اما نه چندان جدی که چند ماه از فوتبال دور بمانم. تصادف رانندگی داشتهام، آن هم جدی نبوده. سپر به سپر بوده.
پسرش همراه اوست و میگوید: «بابا فوت پدرت»! فکری توضیح میدهد: تلخترین حادثه زندگیام فوت پدرم بوده که آن هم حادثهای نبود. 10 سال پیش بود و پدرم به مرگ طبیعی فوت شد. این حادثه تلخترین اتفاقی است که برایم افتاده و چیز دیگری به یاد نمیآورم.فکری کمی دیگر فکر میکند و اضافه میکند: بزرگترین اتفاق زندگیام به نظرم زمانی بود که تازه فوتبال را آغاز کرده بودم. فوتبال را از جویبار آغاز کردم و حدود سال 69 عضو تیم نساجی قائمشهر شدم که آن زمان یکی از بهترین تیمهای فوتبال ایران بود. تنها یکی دو نفر موفق شده بودند قبل از من از جویبار به تیم نساجی بیایند و هرگز فکر نمیکردم من هم بتوانم. بعد از آن هم پیوستن به استقلال رویای دیگری بود که به حقیقت پیوستنش برای من بسیار با ارزش بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: