پای صحبت پژوهشگر برجسته مهندسی کشور

حمایت، نیاز واقعی محقق

وقتی از پژوهشگر برجسته در کل رشته‌های مهندسی کشور در ارتباط با چالش‌های پیش‌روی عرصه‌های مهندسی پرسیدیم وی به مساله تناسب نداشتن عرضه و تقاضا در پژوهش و تحقیقات اشاره کرد. این معضل یعنی ارائه نکردن تحقیقاتی که متناسب با تقاضا و نیاز جامعه صنعتی امروز باشد، همان بیماری درمان نشده‌ای است که گرفتار آن هستیم و در چنین شرایطی طبیعتا حمایت صنعت از این نوع تحقیقات یا به بن‌بست می‌رسد یا در بهترین شرایط به صورت پرداخت صدقه‌ای خواهد بود که چون جدی و عمده نیست، نتیجه‌ چشمگیری هم در روند رشد و توسعه تکنولوژیک نخواهد داشت. اینها بخش‌هایی از گفته‌های دکتر محمد حائری، پژوهشگر نمونه دانشگاه صنعتی شریف و همچنین محقق برگزیده ممتاز کشوری در جشنواره پژوهشگران برجسته کشور است که در گفتگویی با ما جزئیات بیشتری را از چالش‌های پیش‌روی عرصه تحقیقات کشور بازگو می‌کند.
کد خبر: ۳۰۸۴۹۴

باخبر شدیم که شما به دلیل مجموع فعالیت‌های پژوهشی خود طی 5 سال اخیر به عنوان پژوهشگر برتر در جشنواره پژوهشگران برگزیده کشور و در واقع در کل مهندسی کشور انتخاب شده‌اید. بر این اساس اشاره‌ای به روند گزینش خود در این جشنواره داشته باشید؟

بنده به مدت 4 سال پژوهشگر نمونه دانشکده برق دانشگاه صنعتی شریف بودم. در سال اخیر پژوهشگر نمونه دانشگاه صنعتی شریف شدم و طبق روال، پرونده من به وزارت علوم ارسال شد. طبق ارزیابی انجام شده در وزارت علوم همراه آقای دکتر کارو لوکس به عنوان پژوهشگر ممتاز کشوری در رشته‌های مهندسی انتخاب شدم.

برگزاری چنین جشنواره‌هایی را تا چه اندازه در تشویق و جذب حمایت‌های ضروری از جامعه محققان کشور موثر می‌دانید؟

هدف از برگزاری چنین جشنواره‌هایی تشویق محققان و نشان دادن این که از تلاش‌های آنها قدردانی می‌شود، است. امیدوارم برای تحریک محققان دیگر به افزودن برتلاش خود جاذبه کافی داشته باشد؛ البته فکر نمی‌کنم محققی تحقیق ‌کند تا از او تشکر کنند. انگیزه‌های موثرتر دیگری برای یک استاد دانشگاه وجود دارد. شاید این قدردانی‌ها در ارزش آفرینی برای جوانان موثر باشد.

اصولا روند تحقیق و پژوهش در عرصه‌های مهندسی کشور با چه چالش‌هایی روبه‌روست؟

بحث اساسی در این مقوله، عرضه و تقاضا در پژوهش و تحقیقات است. وقتی تقاضایی احساس نشود تحقیقات صرفا براساس خواسته محقق خواهد بود و لزومی ندارد پاسخی برای مشکلی در جامعه باشد، پس حمایت از این قسم تحقیق هم به صورت پرداخت صدقه‌ای خواهد بود که چون جدی و عمده نیست، نتیجه چشمگیری هم نخواهد داشت. علاوه براین، کارهای انجام شده نیز برآیند مفیدی نخواهند داشت و بیشتر در راستای تقاضا‌های تعریف شده در خارج از کشور است. برای فائق آمدن براین مشکل باید نیاز به محصول تحقیق را در جامعه (صنعتی) ایجاد کرد. شاید طرح تحول اقتصادی در صورت اجرای درست، راهکاری برای این مساله باشد. مساله دیگر برنامه‌ریزی برای تحقیقات هدفدار با امکانات محدود موجود دولتی دانشگاهی است. مثلا محلی که تحقیق را می‌شناسد و نیاز کشور را می‌داند و با توانایی‌های محققان کشور آشناست، مسائل خاصی را تعریف کرده و از محققان فعال در این خصوص حمایت کند. مورد سوم در ارتباط با ابزار تحقیقات است. تحقیقات معمولا با استفاده از دانشجویان تحصیلات تکمیلی و در آ‌زمایشگاه‌های مجهز به بار می‌نشیند. دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری در صورت عدم حمایت مالی نمی‌توانند کارهای موثری انجام دهند. چنین حمایتی برای دانشگاه‌های ما هنوز وجود ندارد. از طرف دیگر، آزمایشگاه‌های تحقیقاتی ما عمدتا محقر هستند یا اصلا وجود ندارند. دخالت صنایع بزرگ کشور و بعضی از وزارتخانه‌های مرتبط می‌توانند با راه‌اندازی یا تجهیز آزمایشگاه‌های تحقیقاتی و حمایت مالی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی نیازهای تحقیقاتی خود را با استفاده از نیروهای مستعد برآورده سازند و در عین حال نیروهای انسانی لازم را برای خود و در راستای نیازمندی‌هایشان تربیت کنند.

یکی از ابزارهای مهم دیگر برای تحقیقات، داشتن دوره‌های فوق دکتری در دانشگاه‌های اصلی است. چنین امکانی در دانشگاه‌های کشور حتی دانشگاه معتبری مثل دانشگاه صنعتی شریف یا وجود ندارد یا بسیار نادر است. بودجه‌های دانشگاهی برای حمایت از این دوره‌ها ناکافی است، ولی توانایی‌های علمی لازم موجود است.

برای کاربردی شدن و به بیان دیگر راه یافتن حاصل تحقیقات در زمینه‌های مهندسی به عرصه صنعت، چه زیرساخت‌هایی را ضروری می‌دانید؟

دانشگاه توان تحقیقات را دارد و این را به روش‌های مختلف نشان داده است. ولی صنعت وقتی سراغ تحقیقات می‌آید که اولا به آن نیاز داشته و ثانیا برایش به صرفه باشد که باتوجه به وضع کشور هیچ‌کدام از این دو شرط وجود ندارد مگر برای صنایع خاص که در تحریم هستیم و راهی غیر از متوسل شدن به دانشگاه‌ها نداریم.در این مورد هم به سبب عدم مدیریت مناسب از تمام امکانات دانشگاه‌ها استفاده نمی‌شود. نتیجه تحقیقات یا ایجاد محصول جدید است که باتوجه به هزینه‌بر بودن این جور تحقیقات و بلندمدت بودن حصول نتیجه جاذبه‌ای برای صنعت ما ندارد، یا برای بهینه‌سازی تولید محصول‌های موجود است که باتوجه به ناچیز بودن کاهش هزینه یا بهبود محصول در مقایسه با هزینه‌های یارانه‌ای دیگر انگیزه‌ای برای صنعت در استفاده از آن ایجاد نمی‌کند.

با وجود این‌، عدم برقراری رابطه تنگاتنگ میان دو حوزه یادشده یعنی صنعت و محققان دانشگاهی به چه موانعی در کشورمان بازمی‌گردد؟

صنعت ما برای برآورده کردن نیاز روزانه ماست. کمتر (اگر نگوییم هیچ) صنعتی در کشور داریم که برای چند سال آینده خود برنامه‌ریزی کرده باشد. تحقیقات انجام می‌شود که محصول آینده را ایجاد کند. همان‌طوری که می‌بینیم هیچ سنخیتی بین این دو مقوله نیست. چند سال پیش تعرفه ورود گوشی‌های تلفن همراه را بالا بردند و به عده‌ای وام داده شد تا کارخانه تولید این‌گوشی‌ها را بسازند تا محصول این کارخانه‌ها به بازار بیایند، نسل جدید گوشی‌های خارجی وارد بازار شد و تقاضایی برای تولیدات داخلی وجود نداشت. تحقیقات باعث می‌شود همیشه ما چندین سال از تولید روز جلوتر باشیم و این کار هزینه دارد. صنعت ما که به تولید روز متکی است و سرمایه لازم را هم ندارد نیاز به تحقیقات احساس نمی‌کند.

صنعت وقتی سراغ تحقیقات می‌آید که اولا به آن نیاز داشته و ثانیا برایش به صرفه باشد که باتوجه به وضع کشور هیچ‌کدام از این دو شرط وجود ندارد

از طرف دیگر چون صنعت ما رقابتی برای فروش محصول خود نمی‌بیند، به بالا بردن بهره‌وری و بهینه‌کردن هزینه‌ها احتیاج پیدا نمی‌کند. همچنین فرهنگ صرفه‌جویی به صورت اختیاری یا معنی ندارد یا اصلا وجود ندارد. محصول دیگر تحقیق بهینه کردن تولید است و چون بهینه‌سازی اختیاری یا اجباری وجود ندارد، پس صنعت برای چه باید به دانشگاه مراجعه کند. دانشگاه ما هم هزینه‌اش را از دولت می‌گیرد و به ایجاد درآمد نیازی نمی‌بیند پس برای چه به صنعت مراجعه کند؟

فشارهای موجود در برآوردن بودجه‌های دانشگاه از یک طرف و تحریم‌های خارجی از طرف دیگر تاحدودی هرچند اندک این دو حوزه را به هم نزدیک کرد. ولی هنوز راه زیادی در پیش روست. مساله اصلی نیاز یا عرضه و تقاضاست. باید این شرایط ایجاد شود و به صورت برنامه‌ریزی‌شده هم ایجاد شود نه این‌که تا فشارهای خارجی برداشته می‌شود یا قیمت نفت بالا می‌رود به جایگاه اول برگردیم.

چند درصد از فعالیت‌های شما مورد نیاز صنایع کنونی‌مان است؟

به نظر می‌رسد انتخاب اینجانب به عنوان پژوهشگر ممتاز کشور به خاطر چاپ مقالات متعدد در چند زمینه خاص تئوری کنترل باشد. کارهایی که با همکاری چند نفر از دانشجویان دکتری و کارشناسی ارشد انجام گرفته در سطح اول جهانی از نظر تئوری است و به همین سبب بنده به همراه 19 نفر دیگر در جهان برای کمیته علمی این شاخه از علم کنترل در انجمن IEEE انتخاب شده‌ام. کاربرد صنعتی حاصل از این شاخه از علم کنترل در یکی دو سال اخیر در بعضی کشورهای صنعتی مثل فرانسه و اسپانیا مشاهده شده است ولی هنوز گسترده نیست. در کشور خودمان هم گزارشی در مورد استفاده از آن ندیده‌ام. با توجه به توضیحی که درباره صنعت کشورمان دادم، فکر نمی‌کنم به این زودی‌ها از این بخش از تحقیقات من استفاده مفیدی به عمل آید.

در عین حال چند درصد از این دستاوردها به مرحله صنعتی شدن راه یافته‌اند؟

تنها یکی از کارهای من که در مرکز تحقیقات نیرو انجام شد به مرحله صنعتی شدن رسید ولی شک دارم به کار انجام شده می‌شود گفت تحقیق یا نه. انجام کار حدودا 2 سال طول کشید و از نظر علمی نه به عنوان پروژه کارشناسی ارشد بود و نه جزئی از پروژه دکتری. از سوی همکاران پروژه در مرکز تحقیقات نیرو مقاله‌ای از نتیجه کار انجام شده تهیه و در کنفرانسی در کره جنوبی ارائه شد.

فضای کنونی تحقیق و پژوهش را در حوزه فعالیت‌تان یعنی در زمینه‌های مهندسی، با وجود فعالیت‌های چند ساله اخیر معاونت علمی و فناوری وزارت علوم چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بنده در اطراف خود افراد بسیار توانا و علاقه‌مندی می‌بینم که تحقیقات قابل اعتنایی در سطح دنیا انجام می‌دهند. اغلب همکار‌های من در دانشکده برق اشخاص شناخته‌شده‌ای در زمینه کاری خود در دنیا هستند. اما این که از تمام توانایی‌های اینها استفاه می‌شود، زیاد مطمئن نیستم. معاونت علمی و فناوری وزارت علوم مدت زیادی نیست که فعال شده است. اثر فعالیت چنین معاونتی هنوز برای من ملموس نیست. این معاونت می‌تواند در جهت‌دهی تحقیقات با استفاده از ابزارهای مناسب موثر باشد.

تا چه اندازه از تبادل اطلاعات و ارتباط با مراکز علمی و تحقیقاتی معتبر دنیا در حوزه مهندسی بهره می‌برید؟

این ارتباط می‌تواند مراوده دانشجو باشد که بسیار نادر است. می‌تواند مراوده استاد باشد که تقریبا صفر است. می‌تواند دعوت از استادهای خارجی برای ارائه دوره یا سمینار باشد که قابل ذکر نیست. می‌تواند شرکت در کنفرانس‌ها باشد که مشکلات غیرمرتبط با دانشگاه هم برای ما که به خارج می‌رویم و هم برای خارجی‌هایی که به کشور ما می‌آیند وجود دارد. ارتباط غیرمستقیم می‌تواند به صورت قرار گرفتن در فهرست ادیتورهای مجلات خارجی یا داوران مجلات و کنفرانس باشد که در دانشکده ما اغلب همکاران چنین ارتباطی دارند.

دسترسی به منابع علمی خارجی به بودجه مناسب و همچنین شرایط دیگر نیاز دارد که تقریبا تمام دانشگاه‌ها کم و بیش از این نظر مشکل دارند.

ایجاد ارتباط موثر با محققان برجسته خارجی با توجه به چالش‌های کنونی پیش روی کشور چگونه میسر است؟

ارتباط با دانشگاه‌های معتبر خارجی هر چند به صورت جزئی قبلا وجود داشت، اما الان تقریبا وجود ندارد. دعوت از این افراد معمولا مستلزم برنامه‌ریزی طولانی‌مدت و هزینه بالاست که از عهده دانشگاه برنمی‌آید. ارتباطات شخصی ممکن است بین بعضی از همکاران وجود داشته باشد که قاعده کلی ندارد.

در خاتمه از دید یک محقق برجسته دانشگاهی، محققان امروز ما بیش از همه به چه حمایت‌هایی نیاز دارند؟

وجود آرامش، احساس مثمرثمر بودن، مورد مشورت قرار گرفتن در خصوص تصمیماتی که برای خود آنهاست، عدالت در ارزیابی‌ها و استفاده از تصمیم‌گیر‌هایی که می‌دانند تحقیق چیست، شاید حداقل‌هایی برای یک محقق باشد. معمولا چنین نیازهایی توسط مسائل خارج از دانشگاه و توسط کسانی که درک مناسب ندارند بر هم زده شده و نادیده گرفته می‌شوند.

پونه شیرازی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها