مادر

نگاه گرم تو تندیس جاودانه من و این، قشنگ‌ترین بیت از ترانه من هوای خانه بدون دلت چه بارانی است کجاست گرمی شب‌های سرد خانه من چه تلخ می‌گذرد روزها و شب‌هایم چه سخت می‌گذرد بعد از این زمانه من به روح جد شهیدت، تو را قسم مادر! شبی بیا به سر خواب کودکانه من تو رفتی و همه شهر تلخ و نفرینی است قرارمان به قیامت، همه بهانه من!
کد خبر: ۳۰۸۱۹۹

محمدرضا شالبافان

ابرهای من

فکر کرده‌ام
شانه‌ای برای گریه‌هایت شده‌ام
اما/ دردهای من
در چشم‌های تو قد کشید
تا کوچکی دنیا را /  به یادم بیاورد.
چرا نمی‌بارم؟
به باد هرزه بگو/ ابرهایم را پس بیاورد!

سیده‌زبیده حسینی

پلک

«لطفا پلک نزن» را
عکاس به خودش می‌گوید
و الا
چشم‌های تو / باز یا بسته
اتفاق قشنگی است
حمیدرضا اقبالدوست

رستخیز عشق

در سرزمین من، زنی از جنس آه نیست
این یک حقیقت است که در برکه ماه نیست
این یک حقیقت است که در هفت شهر عشق
دیگر دلی برای سفر رو به راه نیست
راندند مردم از دل پر کینه، عشق را
گفتند: جای مست در این خانقاه نیست
دنیا بدون عشق چه دنیای مضحکی ا‌ست
شطرنج مسخره‌ است زمانی که شاه نیست
زن یک پرنده است که در عصر احتمال
گاهی میان پنجره‌ها هست و گاه نیست
افسرده می‌شوی اگر ای دوست حس کنی
جز میله‌های سرد قفس تکیه‌گاه نیست
در عشق آن که یکسره دل باخت، برده است
در این قمار صحبتی از اشتباه نیست
فردا که گسترند ترازوی داد را
آنجا که کوه بیشتر از پر کاه نیست
سودابه روسپید و سیاووش روسفید
در رستخیز عشق، کسی روسیاه نیست

علیرضا بدیع

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها