گفتگو با ادویج دانتیکا ، نویسنده اهل هائیتی درباره فاجعه‌ای که زلزله به بارآورد

فجیع‌ترین وضعیت ممکن

زلزله‌ای که روز سه‌شنبه گذشته هائیتی را لرزاند فقط یکی از تازه‌ترین فجایعی بود که فقیرترین کشور نیمکره غربی را در محاصره خود گرفت؛ کشوری که به گفته خانم ادویج دانتیکا (Edwidge Danticat) رمان‌نویس آمریکایی زاده هائیتی، تازه داشت نشانه‌های کوچکی از نوزایی و احیا را نشان می‌داد.
کد خبر: ۳۰۸۰۶۱

او 12 سالش بود که همراه برادرش به محله بروکلین در نیویورک رفت تا به پدر و مادرش بپیوندد که 10 سال قبل‌تر به شهر نیویورک مهاجرت کرده بودند. زمانی که نوجوان بود اولین نوشته‌هایش به زبان انگلیسی در یک مجله مخصوص نوجوانان که در شهر نیویورک منتشر می‌شد، به چاپ رسید. کتاب‌هایی که او از آن زمان تاکنون نوشته درباره تاریخ و مسائل مربوط به کشور هائیتی، آوارگی مردم هائیتی و تجربه مهاجرت بوده‌اند.

او از طرفداران وطن آبا و اجدادی خود است. دانتیکا تاکنون چند کتاب منتشر کرده است، از جمله «نفس، چشم، خاطره» که جزو کتاب‌های برگزیده باشگاه کتاب آپراه بوده، کتاب «کریک؟ کرک»! نامزد مرحله نهایی جایزه کتاب ملی، «کشتزار استخوان» برنده جایزه کتاب آمریکایی و کتاب «برادر، من دارم می‌میرم» در سال 2008 که برنده جایزه حلقه منتقدان ملی کتاب در رشته بیوگرافی شد. دانتیکا سال 2009 بورس بنیاد مک آرتور را دریافت کرد.

ادویج دانتیکا را در ایران اولین بار، 8 سال پیش اسدالله امرایی در یکی از ماهنامه‌های ادبی با ترجمه یک گفتگو و 2 داستان کوتاه، به خوانندگان ایرانی معرفی کرد. امرایی در مجموعه‌ای به نام «زنی از نیویورک» که در برگیرنده چند داستان کوتاه از نویسندگان زن است نیز یکی از داستان‌های معروف دانتیکا را آورده است. بتازگی هم شیوا مقانلو، یکی از رمان‌های مطرح این نویسنده به نام «ژاله کشان» را که برنده جایزه استوری شده، ترجمه و آماده چاپ کرده است.سی‌ان‌ان بعد از زلزله هائیتی با او گفتِ‌وگو کرده است.

این زلزله برای مردم هائیتی به چه معنا است؟

این زلزله فاجعه‌ای بی‌حد و حصر است، چون کشور من پیش از این شاهد انواع سیل‌ها بوده، ولی ابعاد این زلزله آنقدر فجیع است که دولت نمی‌تواند آن را در کنترل خود بگیرد و به مجروحان رسیدگی کند و به مردم زلزله‌زده در مراقبت پزشکی یاری برساند. فاجعه پیش آمده بسیار فراتر از تمام تجربیاتی است که هائیتی پیش از این در زمینه بلایای طبیعی داشته است. در هائیتی بیشتر مردم از پس مخارج مراقبت‌های اساسی پزشکی بر نمی‌آیند، خب حالا دیگر خودتان فکرش را بکنید. می‌گویند بیمارستان اصلی شهر پورتو پرنس بشدت صدمه دیده است. این فاجعه برای کشوری که پیش از این از فجایع خیلی زیادی عذاب کشیده، واقعا غیرعادی بود. نکته غم‌انگیز این است که به نظر می‌رسید اوضاع کشور هائیتی رو به بهبود بوده است. کشور تازه داشت به یک آرامشی می‌رسید. تازگی‌ها می‌گفتند دارند چند هتل جدید و حتی فانتزی در شهر‌های جاکمل و پورتوپرنس می‌سازند. بیل کلینتون رئیس‌جمهور اسبق آمریکا هم بتازگی میزبان یک کنفرانس در زمینه سرمایه‌گذاری بود که سرمایه‌گذارانی از آمریکای لاتین و آمریکا در آن شرکت داشتند. یک حسی وجود داشت که می‌گفت پس از 3 مورد توفانی که سال گذشته رخ داد، یک سری اتفاقات جدید در شرف رخ دادن است. در حالی که این زلزله اتفاق افتاد و همه چیز را با خاک یکسان کرد.

در مورد این که ملت هائیتی چگونه از میان این فاجعه سر بر خواهد آورد، چه نگرانی‌هایی دارید؟

هم امیدوارم بهترین شرایط برای مردم هائیتی ایجاد بشود و هم این که می‌ترسم بدترین اتفاقات برای مردم هائیتی رخ بدهد. به نظر می‌رسد باید پورتو پرنس و مناطق نزدیک آن را از صفر بازسازی کنیم. بزرگ‌ترین نگرانی من این است که در پی زلزله، چند فاجعه دیگر رخ بدهد و در جایی مثل هائیتی، ابعاد چنین حادثه‌ای می‌تواند فاجعه‌آمیزتر از آن چیزی که هست، باشد.

از چه نظر؟

الان این همه فاجعه در هائیتی رخ داده، این همه آدم زخمی شده‌اند و جانشان را از دست داده‌اند و کمکی هم نمی‌شود به آنها کرد، بنابراین با موج ثانویه‌ای از مرگ افراد مصدوم روبه‌رو می‌شویم. بعد هم بلافاصله کمبود غذا به وجود می‌آید، آن هم در جایی که همین جوری هم مردم دچار کمبود‌های زیادی بوده‌اند. الان دیگر این کمبود‌ها از حد یأس و ناامیدی هم گذشته است.

کشور هائیتی در گذشته چگونه با یأس و ناامیدی برخورد می‌کرده؟

ما مردم هائیتی به انعطاف‌پذیری معروف هستیم، چون در سالیان گذشته فجایع طبیعی و سیاسی زیادی را تجربه کرده‌ایم و همیشه یک جور‌هایی از خودمان انعطاف نشان داده‌ایم و به وضعیت اولمان برگشته‌ایم. ما تاکنون هرگز تجربه چنین فاجعه‌ای را نداشته‌ایم، بنابراین فکر می‌کنم این بار ممکن است زمان بیشتری طول بکشد تا به وضعیت قبلی‌ برگردیم. ولی مردم هائیتی روحیه خیلی قویای‌ دارند. شرایط در حال حاضر بی‌نهایت بد به نظر می‌رسد، ولی مردم هائیتی کشورشان را بازسازی خواهند کرد. یقینا هائیتی در راه بازسازی به کمک‌های زیادی نیاز خواهد داشت، ولی مردم هائیتی انگیزه‌ای قوی‌ برای بازسازی دارند و این کار را خواهند کرد.

مردم هائیتی چگونه این کار را انجام خواهند داد؟

ما مردم هائیتی به انعطاف‌پذیری معروف هستیم،چون در سالیان گذشته فجایع طبیعی و سیاسی زیادی را تجربه کرده‌ایم

مردم هائیتی در راه بازسازی به کمک تمام همسایگان و جامعه بین‌المللی نیاز خواهند داشت. به کمک افراد معمولی و کمک دولت‌ها نیاز خواهیم داشت. من مردم را تشویق می‌کنم از سازمان‌هایی حمایت کنند که می‌توانند بلافاصله به مردم هائیتی امدادرسانی کنند. سازمان‌هایی مثل «زوج‌های سالم»، «پزشکان بدون مرز» و «صلیب سرخ.» معمولا وقتی فاجعه‌ای رخ می‌دهد انسان‌ها به هم کمک می‌کنند. شرایط فجیع‌تر از این برای مردم هائیتی قابل تصور نیست. ما به کمک همه نیاز داریم.

از اعضای خانواده‌تان در هائیتی خبر دارید؟

من هنوز دارم تلاش می‌کنم بعضی از اقوام را پیدا کنم، ما در پورتو پرنس در یک خانواده گسترده چندین و چند فامیل داریم.شوهر من در کارفور که دچار زلزله شدید شد، 4 تا عمو دارد. ما هنوز از آنها بی‌خبریم. البته ما از مادر شوهرم خبر‌هایی داریم؛ او در جنوب، در شهر لوکیز زندگی می‌کند؛ در این شهر به طرز معجزه‌آسایی ارتباط تلفنی و اینترنتی‌شان قطع نشده. با تمام این اوضاع و احوال، داریم تلاش می‌کنیم که امیدمان را از دست ندهیم. نمی‌توانید تصور کنید که چند نفر از مردم شرایط ما را دارند و فقط منتظر رسیدن خبر از اوضاع و احوال خویشاوندانشان هستند.

شما در یک جامعه هائیتی در میامی (فلوریدا) زندگی می‌کنید. الان شرایط در آنجا چگونه است؟

همه در خانه‌هایشان مانده‌اند و حوادث را از طریق تلویزیون پیگیری می‌کنند. در هائیتی کوچک به یک کلیسا رفتم و مردم را دیدم با کارت تلفن و موبایل در دست نشسته‌اند و دارند شماره کسانی را در هائیتی می‌گیرند که هیچ‌گونه دسترسی به آنها ندارند. آنها دعا می‌خواندند. مردم در این شرایط می‌خواهند که با هم باشند. مردی هست که در پارکینگی در همان نزدیکی زندگی می‌کند، او کارش شده این که با نگاهی گیج و منگ این‌ور و آن‌ور قدم بزند. با هم صحبت کردیم، به من گفت هیچ خبری از زن و بچه‌هایش ندارد. گفت: قبلا هرگز چنین چیزی را در زندگی‌ام ندیده بودم. وضعیت دوگانه‌ای به وجود آمده. مردم هائیتی با خودشان می‌گویند: شاید یکی از عزیزانم را از دست داده باشم، ولی شاید کشورم را هم از دست داده باشم. خیلی احساس غم می‌کنی، احساس غمی شدید. همه این احساس را دارند. ولی هائیتی جایی است که مردمش اراده خیلی محکمی دارند. شعار مردم هائیتی این است: «در اتحاد قدرت وجود دارد.» در چنین شرایط به شعار‌هایی از این دست پناه می‌برید. به همه چیز پناه می‌برید. این شرایط مرا یاد این موضوع می‌اندازد که کشور هائیتی از همان شروع به وجود آمدنش شانس نداشته، کشوری متشکل از برده‌ها که به اولین جمهوری سیاهان جهان تبدیل شد. ما باید ملهم از این گذشته تاریخی به احیای هائیتی امیدوار باشیم.

مترجم : فرشید عطایی
منبع : سی.ان.ان / 3 1 ژانویه 2010

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها