گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

آقای روحانی! ببخشید شما؟

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «کاهش تورم در چه شرایطی؟»،«میلیتاریزم ، دموکراسی و دیپلماسی»،«تضمین های سران فتنه به مردم»،«ادب؛ حلقه گم شده ادبیات سیاسیون»،«آقای روحانی! ببخشید شما؟»،«گریز سرمایه های خارجی»،«چرا تعرفه‌ها جوابگو نیست؟»و... که برخی از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۳۰۷۶۷۷

کیهان:میلیتاریزم ، دموکراسی و دیپلماسی

«میلیتاریزم ، دموکراسی و دیپلماسی»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان به قلم سعدالله زارعی است که در آن می‌خوانید؛«میلیتاریزم» و «دیپلماسی» دو وجه اصلی سیاست آمریکا را در خاورمیانه شکل می دهند کما اینکه «دمکراسی» و «دیپلماسی» دو وجه اصلی سیاست بلوک مقاومت در منطقه را شکل می دهند. این دو روند در «دیپلماسی» مشترکند و در بستری که باید در آن دیپلماسی شکل بگیرد، متفاوت می شوند. یکی روی اقتدار نظامی و به تعبیری «مشت آهنین» و دیگری روی «آراء شهروندان» و صندوق رأی تأکید دارد. هر کدام از این دو در سطح خاورمیانه توفیقات و ناکامی هایی داشته اند که این یادداشت ناظر به این موضوع می باشد.

میلیتاریزم- نظامی گری- پاشنه آشیل سیاست های آمریکا و اسرائیل می باشد. براساس خبرهایی که منابع رسمی این دو کشور اعلام کرده اند، بودجه نظامی رژیم صهیونیستی برای سال جاری میلادی- 2010- بیش از 15 میلیارد دلار - حدود 25 درصد کل بودجه- است که از افزایش 30 درصدی نسبت به سال گذشته حکایت می کند و این در حالی است که مقامات این رژیم سال گذشته را از نظر سطح تهدیدات و آسیب پذیری ها برای خود «سال مطلوب» دانسته اند. بودجه 15 میلیارد دلاری رژیم غاصب صهیونیستی، اسرائیل را از نظر هزینه های نظامی در دنیا در ردیف پانزدهم قرار می دهد- در سال 2007 این رژیم در ردیف هفدهم قرار داشت- اما اگر بودجه نظامی این رژیم را بر مساحت فلسطین- 27000 کیلومتر مربع- تقسیم نمائید و همین تقسیم را در مورد بقیه کشورها هم انجام دهید، آن وقت رژیم تل آویو از نظر بودجه نظامی در ردیف اول جهان خواهد ایستاد. حالا اینکه آیا این نشانه هراس شدید و پیش بینی ناپذیری شرایط آینده برای این رژیم است یا علامت یک تهدید یا جنگ جدید، بحث دیگری است.

آمریکایی ها در سال جاری میلادی که دومین سال ریاست جمهوری باراک اوباماست مبالغ بیشتری را در بخش نظامی هزینه خواهند کرد. این جدای از آنکه با شعارهای انتخاباتی حزب دموکرات منافات دارد در عین حال نشان می دهد که میلیتاریزم در سیاست خارجی جایگاه خود را بدون خدشه در دوره اوباما حفظ خواهد کرد. اوباما که در مبارزات انتخاباتی بارها به شکست سیاست های نظامی آمریکا در عراق و افغانستان اذعان کرده بود، اینک از اعزام 30 هزار نیروی نظامی جدید به افغانستان تا اوایل تابستان آینده خبر می دهد. با این وصف از اواسط سال جاری میلادی شمار نظامیان غرب در افغانستان به حدود 100 هزار نفر - که از سوی حدود 50 هزار نیروی امنیتی شرکت های به ظاهر خصوصی نظیر «بلک واتر» پشتیبانی می شوند- خواهد رسید. باز هم درباره اینکه این افزایش نیرو چه معنا و مفهومی دارد می توان جمعبندی های متفاوتی داشت.

دولت عربستان سعودی که بنادر کشور خود را به بارانداز نظامی تبدیل و میلیاردها دلار اسلحه را انبار کرده است یک قرارداد جدید به ارزش 20 میلیارد دلار برای یک دوره 5 ساله با شرکت های فروشنده تسلیحات نظامی منعقد کرده است و در همان حال به درخواست کشورهای فروشنده بلوک شرق هم پاسخ مثبت داده و در حد یادداشت تفاهم با آنان به توافق رسیده است. دولت سعودی در مواجهه با جنبش مردم صعده- استان شمالی یمن- کمترین تردیدی در استفاده از ابزار نظامی نکرد و با بهره برداری از جنگ افزارهای بسیار پیشرفته غرب سعی کرد که «پابرهنگان شیعه» را در کوهستانهای «مرّان» شکست دهد. حالا در ارزیابی اینکه موفق شد یا نشد و هدف اصلی چه بود، تاملاتی وجود دارد.

البته بلوک غرب و دنباله های آن در منطقه ما در کنار بهره گیری از میلیتاریزم از «دیپلماسی» هم استفاده می کنند و در این خصوص بسیار فعال هستند و از این رو در طول سال در کمتر هفته ای است که ما شاهد -حداقل- یک اجلاس فراگیر یا چندملیتی در سطح دنیا و منطقه نباشیم. همین الان کشورهای عضو این بلوک دست به کار برگزاری اجلاس 8 بهمن ماه در لندن با دو دستور کار درباره یمن و افغانستان و البته با یک هدف اعلام شده- مهار اسلام گرایی - هستند.

در کنار اجلاس ها نیز شاهد رفت و آمدهای فراوان مقامات غرب به منطقه و سفر مقامات منطقه به غرب یا به کشورهای دیگر این حوزه می باشیم. در واقع می توان گفت که غرب و دنباله های آن با ترکیب میلیتاریزم و دیپلماسی تلاش می کنند تا از یک سو بر مشکلات خود در خاورمیانه غلبه کنند و از سوی دیگر رقیب جدی و تازه نفس خود در این منطقه را از سر راه بردارند.

از آن سو «بلوک مقاومت خاورمیانه» اگرچه از عناصر مختلف شکل دهنده به اقتدار معنوی و مادی غافل نیست اما بیش از همه روی عنصر «مردم» تأکید دارد. نتایج انتخاباتی در خاورمیانه نشان داده است که این مهمترین بستر اقتدار پایدار می باشد. حدود 5 سال پیش انتخابات افغانستان که در شرایط اشغال نظامی این کشور توسط بلوک غرب انجام شد 75 درصد کرسی های مجلس نمایندگان و حدود 55 درصد کرسی های مجلس سنا را به «مجاهدین» سپرد. مجاهدین همپیمان بلوک مقاومت در افغانستان هستند. انتخابات مجلس عراق در 4 سال قبل نیز اسلام گراهای شیعه و سنی را به قدرت رساند و از این طریق دولت و دستگاههای نظامی، مالی و اطلاعاتی را در اختیار آنان قرار داد. انتخابات در لبنان نشان داد که از حدود 4/1 میلیون نفر رأی دهنده، بیش از 800 هزار نفر به کاندیداهای مقاومت رأی داده اند و البته به دلیل نواقص موجود در قانون اساسی این اکثریت رأی به اکثریت در پارلمان منجر نشد.

در جریان انتخابات 4 سال پیش فلسطین، مردم 75 درصد کرسی های مجلس قانونگذاری را به کاندیداهای مقاومت سپردند و دولت اسلام گرای اسماعیل هنیه - روحانی سرشناس ساکن غزه- را تشکیل دادند. همین انتخابات، در ایران کاندیدای هوادار مقاومت را با 62 درصد آراء و حدود 25 میلیون رأی به کرسی ریاست جمهوری رساند. در فراتر از مرزهای خاورمیانه نیز مردم کشورها در انتخابات، روی موافقت یا مخالفت کاندیداها با جریان مقاومت توجه ویژه نشان دادند. الان همه پیش بینی ها درباره انتخابات پیش روی عراق و فلسطین از پیروزی قطعی و قاطع کاندیداهای هوادار مقاومت خبر می دهند.

توجه بلوک مقاومت خاورمیانه به آرای مردم پایه های سیاسی این بلوک را محکم گردانیده است. از سوی دیگر نفرت فراوان ملت ها به غرب و بخصوص به آمریکا امکان نادیده گرفتن آراء و انتخابات مردمی را از بین برده است کما اینکه آنان هم که در این انتخابات ها به قدرت می رسند نمی توانند دیدگاههای شهروندان خود را درباره غرب نادیده بگیرند.

بال دیگر بلوک مقاومت خاورمیانه، رایزنی های دیپلماتیک است. گفت وگوهای این بلوک باید جنبه های مختلف درونی، منطقه ای و بین المللی را پوشش دهند. به نظر می رسد که این بلوک در این موضوع به بلوغ لازم نرسیده و از این رو بسیاری از فرصت های مناسب را قربانی تأخیرهای دیپلماتیک خود کرده است. امروز بلوک مقاومت در سطح خاورمیانه و فراتر از آن کشورهای مهم و بزرگی را شامل می شود که هر کدام تأثیرات مهمی در روابط بین الملل دارند. کشورهایی در این بلوک، شرق خاورمیانه را به غرب آن پیوند داده اند و دولت های ترکیه و سودان در دو طرف این بلوک دو دولت اسلام گرای سنی را شکل داده اند که برای کشورهای با جمعیت های اکثریت سنی جنبه الهام بخشی دارند. این دو کشور با دو قاره اروپا و آفریقا پیوند دارند و بر همین اساس بلوک مقاومت را در سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا واجد موقعیت های بزرگ می کنند. این در حالی است که تمنای اسلام گرایی، تمنای عام مسلمین است و پدیده «مقاومت اسلامی» کاملاً جذاب و امیدبخش می باشد.

اگر بلوک مقاومت بتواند روی جنبه دیپلماسی کار فشرده تر و برنامه ریزی شده تری انجام دهد با سرعت بیشتری مرزهای ناپیموده جغرافیایی و فکری را طی خواهد کرد. همپوشانی، در کانون خبرهای رسانه ها بودن، اشتغال آفرینی ذهنی برای بلوک رقیب، طرح ایده های نو، ایجاد امیدها و فرصت های تازه، خنثی کردن حرکت رقیب در جذب واحدهای طرف مقابل، حداکثری کردن نقاط مشترک و حداقلی کردن نقاط تمایز عناصر بلوک اهداف مهم فعالیت مشترک دیپلماتیک است که بلوک غرب به نحو حداکثری از آن بهره می برد ولی متأسفانه بلوک مقاومت به آن نگاه حداقلی دارد. بعضی از واحدهای بلوک مقاومت اساساً کار دیپلماتیک نمی کنند و به آن تمایلی نشان نمی دهند در حالی که این بستری فوق العاده مهم به حساب می آید.

در یک جمعبندی باید گفت که «میلیتاریزم و دیپلماسی» در منطقه خاورمیانه خسارت هایی را به بلوک مقاومت وارد کرده و می توان گفت در یک دوره 10 ساله دو جنگ سنگین را در لبنان و فلسطین علیه بلوک مقاومت به راه انداخته و دو جنگ را درعراق و افغانستان از شکل مبارزه با رژیم های طالبان و صدام حسین به سمت بهم زدن موقعیت مقاومت در منطقه تغییر جهت داده است. غرب با این 4 جنگ خسارت های سنگینی به مقاومت وارد کرده ولی نتوانسته بر آن فایق آید و از آن طرف شکست سیاست های میلیتاریستی، موقعیت بلوک غرب را تضعیف هم کرده است. به همراه تضعیف موقعیت بلوک یاد شده، واحدهای تشکیل دهنده آن هم دچار بحران های فراگیر شده اند. رژیم صهیونیستی که تا همین یک دهه قبل بعنوان «دالان اصلی ورود به خاورمیانه» و «شرق» دیده می شد امروز به «سربار استراتژیک» و مزاحم تبدیل شده که غرب باید راهی برای خلاصی از آن بیابد.

مصر، عربستان و یمن سه کشور بزرگ و مهم حوزه عربی بلوک غرب، آینده ای کاملاً مبهم را پیش روی دارند. رژیم مصر جایگاه خود را در بین ملت خود و منطقه از دست داده است به گونه ای که «عبدالله الاشعل» معاون سابق وزارت خارجه این کشور با اشاره به ساخت دیوار فولادی و اظهارات ابوالغیط آشکارا می گوید، مبارک تنها به اسرائیل تکیه دارد و حتی 5 درصد شهروندان مصری هم او را نمی خواهند. عربستان سعودی درگیر کشمکش های درون خانواده و بیرون آن است.

منطقه قطیف و حساء از یک سو و ساکنان استان های نجران و عصیر که اکثر ساکنان آن را شیعیان اسماعیلی تشکیل می دهند، فشار زیادی را برای پذیرش تغییرات اساسی به ریاض وارد می کنند. کار حکمت سکولار علی عبدالله صالح در یمن تقریباً تمام است. تحولات این سه کشور را آمریکایی ها نمی توانند مدیریت کنند چرا که مورد پذیرش مردم نمی باشند و از این رو ناچارند بار دیگر بر توسعه میلیتاریزم تأکید نمایند اما آیا مشت آهنین قادر است بر اراده ملت ها غلبه کند؟ الگوی انقلاب اسلامی که به نسخه فراگیر مقاومت تبدیل شده است، به این پرسش پاسخ منفی داده است.

مردم سالاری:کاهش تورم در چه شرایطی؟

«کاهش تورم در چه شرایطی؟»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی مردم سالاری به قلم شهرام صدوقی است که در آن می‌خوانید؛آقای محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی جمهوری اسلا می ایران طی مصاحبه های خویش، همواره اصرار بر رساندن نرخ تورم به یک عدد تک رقمی تا چند وقت آینده داشته اند. اما تازه ترین اظهارات ایشان نشان می دهد که با وجود آن ابراز اطمینان، هدفمند کردن یارانه نیل به این هدف را با دشواری هایی روبرو می سازد.

این در حالی است که با تصویب لا یحه هدفمند سازی یارانه ها در مجلس و تائید آن توسط شورای نگهبان، دولت اختیار پیدا خواهد کرد به صلا حدید خود قیمت ها را مدنظر قرار دهد.

در حوزه های مختلف علی الخصوص اقتصادی هزینه های تمام شده کالا  و خدمات بسیار بالا تر از توقعات جامعه و مسوولا ن است به طوری که در تمامی نشست های خبری، مدیران صاحب کالا  و خدمات از آزاد سازی قیمت ها و رهایی  واحدهای تولید کننده از اسارت در بند قیمت گذاری های دستوری دولت سخن می گویند.

به عقیده کارشناسان علم اقتصاد، افزایش انفجاری نرخ تورم بارزترین نشانه پس از اجرای قانون هدفمند سازی یارانه  خواهد بود به طوری که در خوشبینانه ترین حالت با افزایش حدود 30 درصدی نرخ تورم  درکشور مواجه  خواهیم بود.

جالب اینجاست که مقامات حوزه بازرگانی کشور نیز به افزایش انفجاری قیمت ها در قانون فوق اذعان دارند به طوری که دکتر غضنفری وزیر بازرگانی و دکتر مفتح معاون بازرگانی داخلی  آن وزارتخانه در آخرین اظهارات خود در خصوص وضعیت قیمت ها در اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها به رشد قیمت ها تاکید کرده اند اما به خبرنگاران و جامعه، اطمینان قلبی داده اند که وزارت بازرگانی با ذخیره سازی و تنظیم بازار محصولا ت مورد نیاز مردم این افزایش قیمت را مهار خواهد کرد.

در اقتصاد ایران یکی از مسائلی که همواره تاثیرگذار است و مورد توجه کارشناسان اقتصادی قرار می گیرد «نرخ تورم» و تاثیر آن بر شاخص ها و سیاست گذاری های اقتصادی است. در ماه های اخیر اهمیت کنترل این نرخ تاجایی پیش رفت که رقم بالا ی آن در ایران باعث شد بسیاری از سیاست های دولت در بخش های اقتصادی وحتی سیاسی تحت تاثیر این شاخص اقتصادی قرار بگیرد.

در ماه های اخیر اگر چه  اخبار منتشر شده ازبانک مرکزی حکایت از کاهش نرخ تورم و رسیدن این شاخص به 13/5 درصد دارد اما نکاتی مبهم در آخرین نرخ های اعلا می از سوی این مرکز اقتصادی مستتر است. نخست این که فاصله رقم فعلی شاخص نرخ تورم با یک عدد تک رقمی که وعده رئیس کل بانک مرکزی برای پایان سال جاری بود زیاد است به طوری که در خوشبینانه ترین حالت اقتصاد کشور،  این شاخص  تنها یک درصد تا پایان اسفند کاهش پیدا خواهد کرد. دوم این که در هیچ یک از مستندات بانک مرکزی اثری از اعداد و رقم نرخ تورم واقعی در کشور وجود ندارد  به طوری که از ابتدای سال جاری تا کنون مردم در مورد برخی از اقلا م مصرفی خود حدود 50 درصد افزایش قیمت را احساس کرده اند. از این زمره می توان به قیمت  نان، گوشت، گروهی از لبنیات، نرخ حمل و نقل شهری و سبزیجات و میوه اشاره کرد.

سوم و مهمترین نکته ای که در اظهارات اخیر دکتر محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی نهفته است نادیده گرفتن اثرات اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها بر شاخص های اقتصادی کشور به خصوص نرخ تورم است.

طبق برنامه ریزی هایی که از سوی سخنگوی دولت اعلا م شده است، سال 89 سال ابتدایی اجرای این قانون در کشور است به طوری که حذف یارانه ها از حامل های سوخت ظرف 3 سال آینده  از بارزترین نشانه های هدفمندسازی یارانه هاست.

همان طور که کارشناسان معتقدند اثرات افزایش بهای بنزین و گازوئیل در زندگی روزمره مردم در کشور بیش از سایر حامل های انرژی خواهد بود. طبق این قانون ظرف 3 سال آینده قیمت بنزین مصرفی مردم باید به بهای فوب خلیج فارس برسد. قیمتی که امسال برای بهای آزاد بنزین در منطقه خلیج فارس اعلا م شده است هشتصد و پنجاه تومان بابت هر لیتر است. حال با رسیدن قیمت بنزین به ارقام مذکور پیش بینی افزایش صد درصدی نیز در حمل و نقل باری و مسافری متصور است که همین یک قلم افزایش قیمت، تاثیر سو» خود را در تمام ارکان زندگی مردم خواهد گذاشت.

حال با مواردی که در خصوص شرایط حاکم بر وضعیت اقتصادی و تاثیر متقابل آن با شاخص نرخ تورم ذکر شد این که اظهارات رئیس کل بانک مرکزی در مورد تک رقمی کردن نرخ تورم تا پایان سال جاری و حفظ آن در آینده چگونه تحقق خواهد یافت،بر هیچ کس مشهود نیست زیرا وی در آخرین  اظهارات خود اعلا م کرده  که در مورد پائین آوردن نرخ تورم   در شرایط هدفمند کردن یارانه ها نمی توان معجزه  کرد ضمن این که نکته را هم نباید از یاد برد که حتی اگر نرخ تورم به 10 درصد نیز برسد تازه به همان خانه اول در چهارسال قبل می رسیم; زمانی که دولت هشتم، با تورم 10 درصدی، جای خود را به دولت نهم داد.

رسالت:تضمین های سران فتنه به مردم

«تضمین های سران فتنه به مردم»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم صالح اسکندری است که در آن می‌خوانید؛

اشاره: روز گذشته بخش اول این مقاله با عنوان “لحظه شناسی خواص و حسرت توابین” که تحلیلی بر بیانات مهم رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و ستادهای دهه فجر بود در ستون سرمقاله از نظرتان گذشت. در این مجال بخش دوم و پایانی آن را می خوانیم.

بخش دوم و پایانی
1  -22  بهمن امسال از ویژگی های منحصر به فردی برخوردار است. پس از یک دوره اغتشاش و ناآرامی که منجر به زاویه گرفتن یک جریان سیاسی خاص از شعارها و آرمانهای نظام در روزهای قدس،13 آبان،16 آذر و حرمت شکنی روز عاشورا گشت، فتنه گران که از ابتدا از خارج مرزها هدایت می شدند در22  بهمن امسال شعارها و نمادهای انقلاب اسلامی را هدف قرار داده و در تلاش هستند تا حضور با شکوه ملت ایران در22  بهمن امسال را خدشه دار کنند.

حماسه تاریخی نهم دی ماشین اغتشاشگر به اصطلاح سبز را متوقف کرد و آن را به تعمیرگاه برد اما دشمن در صدد است در راهپیمایی22  بهمن امسال این حرکت انحرافی را مجددا ترمیم و بازسازی کند. حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه ،22  بهمن را متعلق به ملت ایران، امام بزرگوار (ره)، و شهدا دانستند و تاکید کردند: “دشمن تلاش دارد این ثروت عظیم ملی را متزلزل کند، بنابراین باید با تمام قوا در صحنه بود و عاقلانه و مدبرانه حرکت کرد.”

در این فضا که اصل انقلاب و شعارهای نهضت اسلامی ملت ایران در سیبل دشمنان قرار گرفته است دوپهلو گویی خواص نه تنها هیچ گونه توجیهی ندارد بلکه همراهی با بیگانگان و دشمنان انقلاب تفسیر می شود.

مردم در روز تاریخی نهم دی با این دسته از خواص اتمام حجت کردند و اعلام کردند که خواص تکلیف خود را با نظام، مردم و دشمن مشخص کنند. اگر چه به ظاهر پس از نهم دی برخی از خواص از مواضع گذشته خود عقب نشینی کرده اند اما مردم امروز از آنها تضمین می خواهند که این حرکت مقطعی و تاکتیکی نباشد. تضمینها و مطالبات مردم از سران فتنه در شعارها و دست نوشته های حرکت میلیونی نهم دی کاملا مشخص بود.
اولا این دسته از خواص اگر واقعا نادم و پشیمان هستند باید برادری خود را با انقلاب، نظام و مردم اثبات کنند. بدون اثبات برادری مطمئنا نه امروز و نه هیچ فردای دیگری در قدرت سهمی نخواهند داشت و در مقابل چشمان مردم خوار خواهند شد.

ثانیا ندامت عملی این خواص مردود تنها با تبری از ضد انقلاب و شرارت های7  ماه گذشته اغتشاشگران ممکن است. برای اثبات این برائت آنها باید در صف مقدم مقابله با دشمنان انقلاب حاضر شوند و هزینه های لازم را بپردازند.

ثالثا مواضعی در حمایت از اسلامیت و جمهوریت نظام اتخاذ کنند و التزام عملی خود را به قانون اساسی نشان دهند. در حوادث چند ماه گذشته به واسطه عملکرد و مواضع این دسته از خواص اسلامیت و جمهوریت نظام در معرض تهدید قرار گرفت.

2- رهبر معظم انقلاب در این دیدار با اشاره به رویش های انقلاب فرمودند: “نسل جوان کنونی و جوانانی که حتی پیروزی انقلاب اسلامی و مقاطع مهم آن را ندیده اند، نوخاسته ها و رویش های انقلاب هستند که در مقایسه با نسل جوان اول انقلاب، بسیار بهتر و هوشیارانه تر عمل می کند.”
هیچ نسلی آیینه تمام نمای ارزشها و ایستارهای فرهنگی نسل گذشته خود نیست و به طور کاملا طبیعی تفاوتهایی در نوع رفتارها، گویشها، هنجارها و ... با پدران و مادران خود دارد. اما در ایدآل های عینی و انتزاعی برای زندگی در بیشتر اوقات تلقی های مشترک و ثابتی برای چندین نسل وجود دارد. هرچند ممکن است در شیوه های این ایدآل سازی اختلافاتی مشاهده شود. انقلاب ایران یک فرایند چند وجهی ایدآل ساز است و نسل انقلاب ماهیتا نمی تواند انقلابی نباشد.

این نسل برای خود یک رسالت تاریخی قائل است. نیروی درونی و ظرفیت سرشار انقلاب اسلامی ، درایت رهبر فرزانه انقلاب، و کشش درونی مردم به آرمانها و افکار امام خمینی(ره) موجد گفتمانی اصیل در کشور شده است که به عنوان یک الگوی اصلاحی و اصیل توجه و التفات جهانی را به خود جلب نموده است. در واقع انقلاب اسلامی رویش نسل پرنشاط و کوشنده ای را به همراه داشت که پس از سه دهه از انقلاب هنوز بر آرمانها و شعارهای انقلاب پا می فشارد و با اصلاح فرهنگ کار و کوشش، تولید روزافزون ثروت به منظور پیشرفت کشور و توزیع عادلانه  رفاه عمومی را نقشه راه خود در دهه چهارم عمر با برکت نظام اسلامی قرار داده است. نوخاسته های انقلاب در شرایط کنونی به مراتب هوشیارانه تر و دقیق تر از نسل اول انقلاب وارد عرصه های دفاع از آرمان های حضرت امام(ره) و رهبری می شوند و مسئولان باید این نعمت بزرگ را پاس بدارند.

ابتکار:ادب؛ حلقه گم شده ادبیات سیاسیون

«ادب؛ حلقه گم شده ادبیات سیاسیون»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی ابتکار به قلم بهنام صابرنعمتی است که در آن می‌خوانید؛فضای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این روزهای ایران هنوز هم تحت تاثیر انتخابات ریاست جمهوری سال جاری است.

اگرچه حدود هفت ماه از انتخابات گذشته، اما رخدادها و بعضا اغتشاش های روزهای پس از انتخابات دلیلی شده تا کماکان سیاست زدگی بیش از ماه های پیش از انتخابات بر فضای کشورمان حاکم باشد. اگر چه در این بین هستند آنانی که معتقدند در روزهای گذشته سایه بحران از آسمان سیاست ایران دور شده است و آرامش قدم به قدم جلو تر می آید، اما مرور دوباره بر تعاملات اجتماعی و اقتصادی این موضوع را تائید می کند که خواه نا خواه هنوز ایران سیاست زده است.

اما آیا سیاست زدگی فضای کشور اتفاقی خجسته است که بر آن دامن بزنیم و یا آفتی کشنده است که باید از آن دوری جوییم؟ آیا در فضای سیاست زدگی و افراط ها می توان قدم در راه توسعه پیش برد و پیشرفت کرد یا باید تنها زمان صرف آرام کردن این و آن نمود؟ سوال دیگر اینجاست که این چنین فضایی چه تاثیراتی در تعاملات عمومی کشور می گذارد و چه پیامد هایی دارد؟پیامد هایی که باید گفت پیامد های مثبتی نیستند و تنها می توان در آینده از آنها به عنوان گذشته منفی یاد کرد. گذشته از تاثیرات منفی و مخرب تند روی های طرفین بر مسائل اقتصای و سیاسی و اجتماعی، رخدادی نه چندان مثبت هم در فضای این روزهای کشور در حال شکل گرفتن است که نه تنها خوشایند نیست، که نتایج خوشایندی هم ندارد.

اظهار نظرها، سخنرانی ها، مصاحبه ها، یادداشت ها، نامه ها، اطلاعیه ها و بیاینه ها که در هفته ها و ماه های اخیر از سوی افراد و جناح ها و گروه های مختلف منتشر شده و می شوند، اگرچه بعضا مورد توجه رسانه ها و مخاطبانشان قرار می گیرند، اما با نگاهی دقیق و موشکافانه به آنها می توان دریافت که ادبیات موضع گیری های سیاسی که به طرق مختلف انجام می شوند، این روزها تغییرات ملموسی کرده است، تغییراتی که کمتر می توان آن را در چارچوب تغییرات مثبت جای داد و بعضا باید از آنها به عنوان موضع گیری های تند و افراطی یاد کرد.

البته این ادبیات را باید در دو بخش توضیح داد، یکی درونمایه گفته ها و محتوای اظهار نظرات و دیگری نحوه بیان آنها و کلماتی که گوینده برای بیان نظر خود از آنها استفاده می کند. بخش نخست تند روی های محتوایی است. این روزها بسیاری از بزرگان وادی سیاست بر ضرر چنین اظهار نظرها و موضع گیری هایی تاکید دارند و خواهان آرام شدن فضای جامعه هستند. اما بخش دوم که «نوع بیان» نظرات باشد، موضوعی است که این روزها کمتر مورد توجه قرار می گیرد و کمتر کسی درباره آن اظهار نظر می کند، چه آنکه این روزها نحوه بیان مواضع چنان شده که موضوع از توجه و اظهار نظر گذشته و باید به فکر اخطار بود برای برخی اظهارات.

سیاست زدگی که در آغاز به آن اشاره کردیم دلیلی شده تا افراد و گروه ها - که اکثرا تند روها هستند - تحت تاثیر فضای سیاسی کشور در اظهار نظرها و موضع گیری های خود از ادبیاتی غیر از ادبیات مرسوم سیاسی - اجتماعی بهره بگیرند و با ادبیاتی دگر به بیان مواضعشان بپردازند. البته این تمام ماجرا نیست، چنانکه فضای تعاملات کشور این روزها چنان شده است که بسیاری برای تاثیر گذاری اظهاراتشان در جامعه راهی جدید را می جویند و می کوشند نظر خود را چنان بیان کنند که مخاطبان را تحت تاثیر قرار دهد.

این می شود که به جای استفاده از کلام مرسوم و تاثیر گذار، می کوشند از واژگانی بهره جوینده که به خودی خود مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد و حتی احتیاجی به جمله بندی نداشته باشد. موضوع وقتی جالب تر می شود که این ادبیات از سوی کسانی مورد استفاده قرار می گیرد که به گمان خود سعی در آرام کردن فضا دارند و اظهارات خود را تاثیرگذار بر آرامش جامعه می دانند.

البته بیراه هم تصور نمی کنند، چون این ادبیات دقیقا آرامش جامعه را مورد هدف قرار می دهد. در مقابل آنانی که در طرفین از آنها به عنوان تند روها یاد می شود، در این میان بیش از همه مراقب ادب و ادبیات اظهاراتشان هستند. این که برخی در اظهاراتشان کسانی را به «جن» شباهت دهند که از بسم الله می ترسند، موضوعی نیست که بتوان به آن دید مثبتی داشت، هرچند که طرف مقابل نیز در اتخاذ چنین مواضعی البته با ادبیات خاص، سابقه داشته باشد.

متاسفانه این نوع از ادب نه تنها در ادبیات سیاسی و اظهار نظرها راه یافته است، بلکه در کمال تاسف برخی از تریبون های جمعی و همگانی چنین اظهاراتی را بیان می کنند و در پاسخ به انتقادها نیز بعضا به آیات الهی متوسل می شوند که بی شک نتایج مثبتی را به دنبال نخواهد داشت.

البته این موضوع تنها مختص یک یا دو جناح و اردوگاه سیاسی نیست، چنانکه با نگاهی به اخبار و اظهارات مختلف به این نتیجه قطعی خواهیم رسید که جایگاه ادب در ادبیات سیاسی برخی افراد، از تمام اردوگاه های سیاسی کشور متزلزل شده است و اتفاقی نا خجسته در حال رخ دادن است.

این جریان بی شک در فضای سیاسی این روزهای ایران که به گفته برخی صاحبنظران در حال گذر از بحران است و باید با دقتی بیش از پیش قدم برداست، تاثیرات تاسف باری به همراه خواهد داشت و بهانه ای خواهد بود برای دامن زدن برخی بر اختلاف ها در عرصه سیاست، اقتصاد و جامعه. این روزها باید به این مهم توجه داشت که کلمه به کلمه اظهارات در ایران امروز مورد تحلیل و بررسی دقیق قرار می گیرد و گویندگان در هر جایگاهی که هستند باید بیش از گذشته سخنان خود را پالایش کرده، اظهار نظر کنند.

وطن امروز:آقای روحانی! ببخشید شما؟

«آقای روحانی! ببخشید شما؟»عنوان سرمقاله‌ی‌ روزنامه‌ی وطن امروز به قلم سیدعابدین نورالدینی
است که در آن می‌خوانید؛اخیرا در مرکز تحقیقاتی یکی از نهادها، جمعی از مخالفان گردهم آمدند تا «رهایی» از فشار افکار عمومی را چاره کنند. آنها صریحا گفتند که طرح ادعای تقلب، تصمیمی اشتباه بود و همه تصمیمات و تحرکات تبعی این اقدام نشان داد که در تقابل با نظام، شکستی سنگین به نام مخالفان ثبت شده است. ابراز نگرانی از فشار افکار عمومی که پشتوانه محکم حاکمیت در برخورد با قانون‌گریزان است، در ادامه جلسه مرکز مزبور مطرح شد و حضار نهایتا تصمیم گرفتند که به هر شکل ممکن باید مسیر برون‌رفت از این معضل را چاره کنند. این افراد نهایتا توافق کردند استراتژی «توبه پنهان» را با ارسال ندامتنامه در خفا دنبال کرده و آشکارا نیز موضع تقابل با نظام و حاکمیت را با جایگاه «انتقاد از دولت» تعویض کنند. در همین راستا مقرر شد حجم وسیعی از انتقادات به دولت در دستور کار قرار گرفته و رسانه‌ها نیز به پوشش آن بپردازند.

اظهارات روز سه‌شنبه حسن روحانی، رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در انتقاد شدید از عملکرد اقتصادی دولت با استقبال گسترده رسانه‌های مخالف مواجه شد. این رفتار حسن روحانی را شاید بتوان در راستای توافقات فوق‌الذکر ارزیابی کرد اما نمی‌توان این تعبیر را به قطعیت رساند.

با این وجود اما مناسبات سیاسی حسن روحانی با دولت احمدی‌نژاد باعث می‌شود اظهارات وی که بلافاصله با پاسخ دولت در اثبات آمارهای اشتباه وی مواجه شد را به دیده دیگری بررسی کرد.
1- بدون تردید اصلاح‌طلبان به واسطه رفتارشان در پیدایش و استمرار فتنه پس از انتخابات، اینک در جایگاه تقابل با نظام قرار گرفته‌اند. شواهد فراوانی در دست است – و البته افکار عمومی نیز در 7 ماه اخیر بخوبی نسبت به آن آگاهی پیدا کرده- که نشان می‌دهد عناصر جریان دوم خرداد از سوی دشمنان جمهوری اسلامی مورد حمایت و تقویت همه‌جانبه قرار گرفته‌اند.

در حوادث پس از انتخابات نیز که همه چیز از طرح ادعای تقلب توسط موسوی شروع شد، یک هم‌افزایی و هم‌پوشانی آشکار در رفتارهای آنها نمایان شدو متاسفانه هیچگاه تمایلی برای اعلام مرزبندی با دشمن مشاهده نشد. اینک و در شرایطی که اکثریت قریب به اتفاق ملت از بصیرت کافی برای تمیز حق از باطل برخوردار شده‌اند و به همین واسطه رخدادی چون 9 دی پدیدار می‌شود، این جریان مورد انتقاد شدید مردم قرار گرفته است.

آنچه موجب شده تا منافذ فرار کنشگران این جریان از وضع فعلی مسدود شود، عدم شفاف‌‌سازی آنان در اعلام مرزبندی با دشمن است و با کمال تعجب این رفتار همچنان از سوی چهره‌های شاخص این جریان استمرار دارد. باید گفت اگرچه در شرایط فعلی تنها راه برای تداوم زیست‌ سیاسی دوم خرداد، ابراز پشیمانی آشکار و عذرخواهی از ملت به خاطر فریبکاری است اما این وضع را نیز می‌توان در نظر داشت که اعلام برائت شفاف و عاری از ابهام این جماعت از دشمنان...نظام جمهوری اسلامی ‌و فتنه‌گران می‌تواند تخفیف ویژه‌ای برای آنها به دنبال داشته باشد.

تردیدی نیست که تا این مهم به واقعیت بدل نشود، این جریان هیچگاه نخواهد توانست به سهولت در جایگاه مخالف یا منتقد دولت تحرک داشته باشد و ورود آنها به مسائل جاری کشور جز به انحراف کشاندن افکار عمومی و ایجاد روزنه‌هایی برای زیست سیاسی وجهی نخواهد داشت. به نظر می‌رسد تصمیم‌سازان جریان دوم خرداد هنوز از این مهم آگاهی نیافته‌اند که اینک غلظت بصیرت مردم به مرتبه‌ای رسیده که نتوان به سادگی آنان را از پیگیری مطالباتشان منحرف ساخت. بنابراین
عدم مرزبندی شفاف با دشمن و فتنه‌گر موجب قرارگیری افراد در کنار فتنه‌گران خواهد شد.

2 «طرف را به ده راه نمی‌دادند، سراغ کدخدا را می‌گرفت». آقای حسن روحانی که طی 7 ماه اخیر اظهار نظر صریحی درباره فتنه، فتنه‌گران و لزوم پاسداری از نظام و آرمان‌های انقلاب انجام نداده‌اند؛ بهتر است اینک و در شرایط کنونی که به فرموده رهبر معظم انقلاب شفاف‌سازی و اعلام مرزبندی با دشمن یک ضرورت مهم برای خواص است، نسبت خود با فتنه‌گران و دشمنان نظام که یک وظیفه دینی و از بدیهیات وفاداری به انقلاب و امام(ره) است را مشخص کنند، آنگاه به اظهار نظر درباره مدیریت اجرایی نظامی که وی به صراحت وفاداری خود به آن را اعلام و از دشمنانش اعلام برائت کرده، بپردازد. بدون شک تا در فتنه‌ها و جنگ علیه نظام میزان وفاداری اشخاص به انقلاب محک نخورد، نمی‌توان به اظهارات آنها در قبال موضوعات فردی اهمیت داد ضمن اینکه درباره قصد و نیات آنها نیز باید دچار تردید شد.

بنابراین در شرایط کنونی بهتر آن است که آقای روحانی درباره فتنه پس از انتخابات و نسبت خود با عوامل فتنه و مسؤولان نظام به اظهار نظر صریح و بدون ابهام بپردازد، آنگاه درباره مخالفتش با احمدی‌نژاد سخن بگوید.نکته جالب اینکه حسن روحانی نیز همانند موسوی که قبل از اثبات ادعاهای هزینه‌ساز خود برای نظام و پاسخگویی در قبال رفتارش در 7 ماه اخیر، موضوع پاسخگویی دولت را مطرح می‌کند؛ درباره عملکرد اقتصادی دولت و میزان انطباق عملکرد دولت احمدی‌نژاد با چشم‌انداز و برنامه چهارم سخن می‌گوید.

3 پس از آنکه حسن روحانی اقدام به شفاف‌سازی ضروری درباره مواضع خود نسبت به فتنه‌گران کرد و در مقام یک مخالف دولت قرار گرفت، در آن هنگام نیز سخن‌های بسیاری با وی می‌توان مطرح کرد که مهم‌ترین آن عملکرد پرانتقاد دیپلماسی هسته‌ای ایران در دوران مدیریت در  شورایعالی امنیت ملی است.

حسن روحانی هنوز عملکرد تیم ‌هسته‌ای تحت‌مدیریت خود را در پیشگاه ملت تشریح نکرده است. بنابراین پس از آنکه وی مرز خود با فتنه‌گران و اعلام تقابل با دشمن را در یک اظهارنظر صریح اعلام کرد و پس از آنکه درباره عملکرد هسته‌ای خود در دولت اصلاحات توضیحات قانع‌کننده بیان کرد و همچنین برخی اقدامات واجد علامت‌ سوال تعدادی افراد در اخلال‌‌گری در دیپلماسی دولت احمدی‌نژاد را توضیح داد، البته به شرطی که توضیحات وی پرسش‌های مردم را پاسخ گفته باشد، آنگاه می‌تواند به نقد عملکرد دولت بپردازد بدان شرط که اظهارات وی مستند بر آمارهای دقیق باشد. این موضوع بدیهی است که روحیه اشرافی‌گری سیاسی، هیچگاه پاسخگویی را برنمی‌تابد.

جمهوری اسلامی:تحلیل سیاسی هفته

«تحلیل سیاسی هفته»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛
این روزها گرچه ماه محرم به پایان آمده ولی ماه صفر از راه رسیده و همچنان غم های جانکاه بر دل های بیقرار سنگینی می کند. ماه گذشته فرصت مغتنمی بود تا ملت ایران در مکتب سید و سرور شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع ) و یاران با وفایش درس احیای حق و صیانت از اسلام را بیاموزد و همواره پیرو راه مکتب اهل بیت علیهم السلام باشد. ماه صفر نیز چنین فرصت هائی را با خود دارد و این ما هستیم که باید این فرصت ها را مغتنم بدانیم.

در این هفته فرصتی نیز بدست آمد تا ملت ایران در سایه سالروز ولادت خجسته پنجمین کوکب سپهر ولایت حضرت باقرالعلوم (ع ) گوش جان را به آموزه های بزرگ و تعالیم روحبخش آن امام حسینی نسب و حسنی سبب ببخشد. آن حضرت طی 23 سال امامت در اوج دوران منحط اموی ارزشهای دینی را که شالوده تحول فرهنگی را در جامعه بنیان می نهاد پایه گذاری کرد و معارف نبوی و فضیلت های علوی را در ادعیه ها و ارشادهای اخلاقی خود زنده نمود. امید آنکه امروز نیز عالمان خبیر و فضلای درد آشنا با ترویج مکارم اخلاقی و آموزه های تربیتی در جامعه مردم را با ارزشهای فراموش شده آشنا سازند.

در این هفته همچنین تقویم ایام به روی ماه بهمن گشوده شد ماهی که ملت ایران سی و دوسال پیش خاطره های فراموش نشدنی از آن به یادگار دارد . نهال انقلاب اسلامی که اکنون به شجره تنومندی تبدیل شده امسال 32 ساله می شود و باید آنرا بدور از اختلافات و انحرافات پاسداری کرد و به نسل های آینده سپرد.

روز سه شنبه در آستانه ورود به ماه پیروزی انقلاب اسلامی مسئولان ستادهای دهه فجر با رهبر معظم انقلاب دیدار کردند. در این ملاقات حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به توطئه هایی که در سی سال گذشته بر ضد انقلاب اسلامی وجود داشته افزودند : ملت ایران تاکنون با لطف و عنایت خداوند از گذرگاههای بسیار سختی عبور کرده است و از این پس هم عبور خواهد کرد. ایشان با تاکید بر اینکه دشمنی ها با نظام اسلامی همچون گذشته در آینده نیز ادامه خواهد داشت خاطر نشان کردند : اگر ملتی بیدار آگاه باعزم و متکی بر ایمان و همراه با رویش باشد بر همه توطئه ها غلبه خواهد کرد.

حضرت آیت الله خامنه ای با تاکید بر اینکه ملت ایران دلبسته به شعارهای اساسی انقلاب اسلامی است و عظمت ملت ایران نیز به برکت حضور مردمی در صحنه است افزودند : جمهوری اسلامی با خواست و ایمان مردم شکل گرفته و تاکنون براساس همین خواست و ایمان با کمال اقتدار و احساس عزت و بی نیازی پیش رفته و از این پس نیز با اقتدار و عزت کامل بر همه دشمنان پیروز خواهد شد. انقلاب اسلامی یک حقیقت برخاسته از سنت الهی است و تا هنگامی که متکی بر ایمان عشق و علاقه مردم است قدرتهای جهانی اگر با یکدیگر نیز متحد شوند نمی توانند صدمه ای به این انقلاب و مردم وارد کنند . ایشان 22 بهمن را متعلق به ملت ایران امام بزرگوار(ره ) و شهدا دانستند و تاکید کردند : دشمن تلاش دارد این ثروت عظیم ملی را متزلزل کند بنابراین باید با تمام قوا در صحنه بود و عاقلانه و مدبرانه حرکت کرد.

رهبر معظم انقلاب تصریح فرمودند در شرایط کنونی همه جریانها و گرایش های سیاسی داخلی نظام باید خط و مرز خود را با دشمن به صورت شفاف مشخص کنند و در این میان وظیفه خواص بویژه خواصی که تاثیرگذاری بالایی دارند بیش از دیگران است . موضع گیری دو پهلوی خواص مطلوب نیست و خواص باید مواضع خود را در قبال سخنان و اقدامات دشمن شفاف بیان کنند.

در این هفته نشست کشورهای عضو گروه 1 +5 در نیویورک علیرغم تلاش فراوان آمریکا برای کارسازی آن بدون نتیجه به کار خود پایان داد از این رو کارشناسان سیاسی آنرا شکست مذاکرات و آغازی برای پایان دادن به سیاست یکجانبه گرایی آمریکا تفسیر کردند.

این نشست که قبل از تشکیل نیز به دلیل تاکید روسیه و چین بر پیمودن مسیر مسالمت آمیز در موضوع هسته ای ایران و عدم همراهی در اتخاذ تحریم های بیشتر علیه ایران و همچنین سطح پائین مشارکت چین در این اجلاس به نوعی عدم کارآیی خود را به اثبات رسانده بود پس از برگزاری اعلام کرد به هیچ نتیجه ای دست نیافته است . معاون وزیر خارجه روسیه در این نشست در مصاحبه ای رسما اعلام کرد « ما نتوانستیم به هیچ تصمیمی برسیم و این نشست از این حیث بی نتیجه بود » . وی تاکید کرد « ما معتقدیم هنوز زمان برای تعامل و تلاشهای سیاسی جدی جهت یافتن یک راه حل وجود دارد ».

نشست های اخیر گروه 1 +5 که اکنون با مدیریت کاخ سفید انجام می شود علیرغم سرمایه گذاری واشنگتن برای فشار بیشتر به ایران در سایه اختلافات اعضا همچنان بی نتیجه باقی مانده و نشان می دهد که اوباما حتی در متقاعد کردن متحدان خود با مشکلات جدی مواجه است زیرا آنها معتقدند در حال حاضر باید تلاشهای بیشتری را برای ارائه راه حل های مناسب و دوجانبه انجام داد و با افزایش فشارها به ایران مخالفند. به این ترتیب می توان گفت که با وجود هجمه سیاسی و تبلیغاتی گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی برای تهدید نشان دادن ایران و اعمال تحریم های گسترده علیه کشورمان نوعی واقع گرایی در میان برخی اعضای گروه 1 +5 بوجود آمده که مانعی در راه اجرای دستور کار آمریکا است.

در موضوعات خارجی هفته زلزله هاییتی و تبعات این حادثه ویرانگر مهمترین خبر رسانه ها بود. صحنه هایی که از این کشور و مناطق زلزله زده منتشر می شود نشان از عمق فاجعه و در عین حال تعلل و بی کفایتی سازمان های بین المللی در امدادرسانی به آسیب دیدگان دارد.

قحطی و شیوع بیماری های عفونی مهمترین مواردی هستند که بازماندگان زلزله را تهدید می کنند. به گفته مسئولان بین المللی تا یک هفته هیچ کمک بین المللی به دست زلزله زدگان نرسیده بود و طی دو روز گذشته معدود محموله های غذایی و دارویی به پورتوپرنس رسیده است.

رئیس جمهور کشور 8 5 میلیونی هاییتی که کاخ ریاست جمهوریش در زلزله آسیب دید ولی وی و خانواده اش توانستند از زلزله جان سالم بدر برند هشدار داد که شمار تلفات زلزله ممکن است به یکصد هزار نفر برسد درحالیکه مسئولان بین المللی اینک احتمال می دهند شمار قربانیان به 200 هزار نفر برسد زیرا صدها ساختمان همچنان دست نخورده مانده اند و دهها هزار نفر در زیر آوار هستند.

در این میان آمریکایی ها به بهانه کمک رسانی فرودگاه اصلی پورتوپرنس را اشغال کرده و حدود 6 هزار تفنگدار را نیز در شهر مستقر ساخته اند که این مسئله با انتقادهایی در سطح بین المللی مواجه شده است.

آمریکایی ها سابقه بدی در هاییتی دارند و در چند سال گذشته همواره در مسائل سیاسی این کشور مداخله کرده اند. آمریکا در سال 1373 با 20 هزار سرباز وارد هاییتی شد و « ژان برترانداریستید » را که با کودتا برکنار شده بود با توسل به قوه قهریه بر سر کار آورد ولی چند سال بعد « اریستید » بار دیگر برکنار شد و به خارج گریخت .

فرانسه نیز به عنوان دیگر بازیگر خارجی هاییتی در روزهای اخیر به تکاپو افتاده است تا سهمی برای خود کسب کند چرا که هاییتی مستعمره سابق فرانسه است و فرانسوی ها در این کشور برای خود حق آب و گل قائل هستند. این تحولات نشانه ای دیگر از شکست اخلاقیات و انسانیت در غرب است و کشورهای غربی به جای اینکه درصدد رفع گوشه ای از مصیبت های مردم هاییتی باشند درصدد هستند از آب گل آلود ماهی بگیرند.

این هفته افغانستان صحنه وقوع چند حمله انتحاری و انفجار مهیب بود که دست کم 12 کشته و 35 زخمی برجای گذاشت . 20 عامل انتحاری که قصد حمله به کاخ ریاست جمهوری افغانستان را داشتند چند ساختمان مهم حکومتی در قلب کابل و در نزدیکی کاخ ریاست جمهوری را هدف حمله قرار دادند و برای ساعاتی وضعیت را در این شهر بشدت بحرانی کردند. این حملات در روزی انجام شد که قرار بود حامد کرزای برای دومین دوره ریاست جمهوری مراسم تحلیف به جای آورد.

گرچه آمریکایی ها و انگلیسی ها حملات شورشیان طالبان را ناکام خواندند ولی ناظران این حادثه را که یکی از شدیدترین حملات طالبان از زمان اشغال افغانستان توصیف شده است نشان از قدرت تحرک و مانور شورشیان و ضعف اشغالگران در تامین امنیت و ثبات دانستند. هشت سال قبل که آمریکا و متحدینش پس از لشکرکشی به افغانستان نیروهای طالبان را در مناطق دوردست و کوههای « تورابورا » تعقیب می کردند اکنون شورشیان در مرکز کابل به راحتی عملیات انجام می دهند و این موضوع نشان از ناکامی و شکست روزافزون اشغالگران در افغانستان دارد.

هفته جاری باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا اعتراف کرد که از عمل به وعده هایش ناکام مانده و ناامیدی مردم آمریکا از وی درحال افزایش است . انتشار یک نظرسنجی نیز نشان می دهد اوباما به شدت محبوبیتش را از دست داده است . گزارشها نشان می دهد علاوه بر معضلات اقتصادی لاینحل مانده ادامه سیاست های جنگ طلبانه توسط اوباما سبب سرخوردگی مردم آمریکا شده است . در این باره « ریچارد بیکر » یکی از مخالفان جنگ و از منتقدان سیاستهای اوباما در محکومیت خط و مشی جنگ طلبانه اوباما می گوید تعداد نیروهای آمریکایی مستقر در عراق و افغانستان درحال حاضر نه تنها نسبت به زمان جورج بوش کاهش نیافته بلکه افزایش نیز یافته است . اکنون این ذهنیت در افکار عمومی آمریکا بیشتر جا پیدا می کند که اوباما و بوش دو روی یک سکه هستند و هر کدام به نوعی نقش بازی کردند که مردم آمریکا به آنها رای بدهند.

هفته جاری در عراق نیز شاهد تحول مهمی بودیم که عبارت بود از تصمیم آمریکا برای استقرار دائمی 21 هزار نظامی در کردستان عراق . آمریکایی ها که پس از تصمیم مسئولان عراقی برای حذف بعثی ها از انتخابات تاحدود زیادی از طرح خود برای نفوذ دادن بعثی ها در حاکمیت عراق مایوس شدند به حربه دیگری روی آوردند و آن استفاده از موقعیت کردستان عراق و متحدین خود در این منطقه برای تحقق هدف حضور دراز مدت در این کشور است.

مسئولان کردستان عراق در طول چند سال گذشته رفتار یکجانبه و بحث انگیزی در تعامل با آمریکا دنبال کرده اند که در بسیاری از مواردی با اعتراض دولت عراق و گروههای سیاسی آن کشور مواجه شده است و این گروهها سیاستهای مسئولان کردستان عراق را تهدیدی برای حاکمیت ملی عراق خوانده اند. اکنون نیز به نظر می رسد آنها تسلیم خواسته غیرقانونی آمریکا برای مهیا کردن زمینه حضور نظامی طولانی مدت شده اند که قطعا تبعات آن ضربات جبران ناپذیری برای وحدت ملی و یکپارچگی عراق در پی خواهد داشت که طبعا کردستان عراق و مسئولان آن نیز از تبعات آن در امان نخواهند ماند.

عملکرد آمریکایی ها در طول هفت سال اشغال عراق تردیدی باقی نمی گذارد که واشنگتن درصدد ایجاد پایگاه دائمی برای خود در عراق و حضور نظامی دراز مدت در این کشور است و اکنون نیز درصدد است تا با تمسک جستن به ترفندهایی از تعهد خود برای خروج از عراق برطبق توافقنامه بغداد واشنگتن شانه خالی کند.

مردم عراق در مناسبتهای مختلف از جمله در تظاهرات و همچنین با رای دادن به جناح استقلال گرا نشان داده اند که برای خروج بیگانگان از این کشور روز شماری می کنند. از اینرو سران کردستان عراق نباید با ملعبه شدن در دست اشغالگران در برابر این خواست ملت عراق بایستند و ننگ خیانت و همراهی با اشغالگران را بر پیشانی خود بپذیرند.

این هفته همچنین سالگرد شکست مفتضحانه رژیم صهیونیستی در تهاجم به غزه بود. صهیونیستها سالگرد یورش وحشیانه خود به ساکنان بی دفاع غزه را درحالی سپری کردند که به شدت منفورتر از گذشته شده و حیثیت نظامی خود را نیز به دلیل ناتوانی در محقق ساختن اهداف حمله به غزه از دست داده اند.

در مقابل بر اعتبار و حقانیت ملت فلسطین در نزد افکار عمومی بین المللی افزوده شده است و این تحول یک پیروزی مهم در تاریخ مبارزات ضد صهیونیستی برای فلسطینی ها محسوب می شود که حاصل خون 1400 شهید فلسطینی در غزه است که در یورش ددمنشانه صهیونیست ها به خاک و خون غلتیدند.

همچنین در این جنگ جنبش حماس به عنوان طلایه دار مبارزه ضدصهیونیستی به دلیل عملکرد حساب شده و خنثی ساختن توطئه رژیم صهیونیستی در حمله به غزه بر قدرت و اعتبار خود افزوده و هم اینک در معادلات منطقه در هر محاسبه ای قطعا برای حماس باید نقش تعیین کننده ای در نظر گرفته شود.

آفرینش:گریز سرمایه های خارجی

«گریز سرمایه های خارجی»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی روزنامه‌ی آفرینش است که در آن می‌خوانید؛با اعلام کاهش  حجم سرمایه گذاری خارجی در سال 1387 نسبت به سال قبل از آن در کشورمان بسیاری این روند را نه تنها بر خلاف منافع ملی اقتصادی کشور دانسته بلکه عملا حرکتی خلاف سند چشم انداز بیست ساله کشور ارزیابی می کنند.

به اذعان بسیاری امروزه  روزگار توسعه اقتصادی در چارچوب مرزهای بسته ملی سپری  شده است و توسعه اقتصادی ابعادی  فرا ملی به  خود گرفته است در این رویکرد جلب سرمایه گذاری  خارجی راهی  است برای سرعت بخشیدن به سوی توسعه همه جانبه ،ایجاد اشتغال و افزایش رشد اقتصادی در کنار این نیز سرمایه گذاری خارجی در سایر حوزه ها هم مفید فایده است.با این حال و به رغم آگاهی کارشناسان از این مزایای گسترده کشور ما (چنانچه  رخ داده و ادامه دارد) هنوز نتوانسته جایگاه مناسبی  در پذیرش سرمایه گذاری خارجی داشته باشد.

طبق سند چشم انداز بیست ساله کشور (1384-1404) مقرر شده است در پایان این سند ایران می باید قدرت نخست اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی  منطقه خاورمیانه ،آسیای مرکزی و شمال آفریقا شود به نگاه بسیاری از کارشناسان کسب این جایگاه نیازمند 4500 میلیارد دلار سرمایه گذاری و رشد اقتصادی هشت درصد است. در این حال ایران نمی تواند  رقیبان عمده ،برتر و موفقی همچون ترکیه ،امارات ،مصر ،عربستان و... را با توجه به حجم کم سرمایه گذاری خارجی در کشورمان پشت سر گذارد.

افزون  بر سند چشم انداز  به نظر می رسد موقعیت ژئواستراتژیک و ژئو اکونومیک ایران در کنار برخورداری از پتانسیل های عظیم سرمایه گذاری بویژه درخدمت انرژی می توانست در کنار مدیریت دقیق اقتصادی و سیاسی مهمی شایسته و مناسب دهها  برابر آنچه اکنون وجود دارد سرمایه های خارجی را به کشور سرازیر   کند . حال این روند در عمل اتفاق نیفتاده است و موانعی چند سدی    بزرگ در برابر ورود این موتورهای  محرک و شتاب  دهنده های اقتصادی برای کشور بوده اند.

در این میان  گستره موانع و چالش های ورود سرمایه گذاری  در ایران آنچنان  وسیع است که حتی با وجود تلاش هایی در دولت های پیشین برخی از این عوامل همچنان وجود داشته اند علاوه بر آن در برخی از حوزه ها بر تعداد و گستره موانع افزوده شده چنانچه امروزه شاخص هایی همانند  ریسک پذیری  سرمایه گذاری ایران مطلوب نیست.

به  باور بسیاری هر چند موانعی حقوقی همچون  وجود قوانین نامناسب و خط مشی های  غیر کارآمد از قبیل مقررات  گمرکی ،مالیاتی و،سایر محدویت های قانونی در کنار  موانع فرهنگی  از عوامل عدم پذیرش و رشد  سرمایه گذاری خارجی در کشور است اما آنچه مهم تر و اساسی تر است موانعی اقتصادی و سیاسی به عنوان چالش های عمده عدم سرمایه گذاری خارجی در کشورمان است.این چالش ها از نوسانات  ارزی ،اقتصادی دولتی ،نبود ثبات  اقتصادی ،ضعف های ساختاری و حمایتی گرفته تا موانعی سیاسی و بین المللی  همگی دست به دست هم داده و وضعیت فعلی سرمایه گذاری خارجی در کشور را پدید آورده اند.

وضعیتی که بی شک مطلوب هر ایرانی آگاه و فرهیخته نخواهد بود چرا که ادامه این وضع بتدریج اقتصاد ایران را به تدریج به قهقرا   خواهد برد علاوه بر افزایش بیکاری و افت جایگاه اقتصادی کشور در منطقه ،جهان تاثیرات نامطلوبی  بر امنیت ملی کشور خواهد داشت .در این حال  تشبیه اقتصادانان  در مورد سرمایه به جیوه و لغزندگی  و سیاست آن امری پذیرفته شده است آیا سیاست های دولت می تواند آنرا در ظرف اقتصاد بحرانی ایران قرار  دهد یا اینکه هنوز نیز این گریز سرمایه های خارجی است که به جای آنکه راهی به اقتصاد ما بیابند سر از کشور های همسایه در می آوردند.

تهران امروز:لزوم وجود جزئیات کمی در برنامه

«لزوم وجود جزئیات کمی در برنامه»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی تهران امروز به قلم یحیی آل اسحاق رئیس اتاق بازرگانی تهران است که در ان می‌خوانید؛اصول حاکم بر برنامه پنجم از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شده است اما برنامه نسخه‌ای عملیاتی است که مجریان باید آن را اجرا کنند. به تعبیر دیگر برای انجام هر پروژه‌ای ابتدا باید استراتژی کلی، سپس اهداف کلی و پس از آن سیاست‌های اجرایی مدنظر قرار گیرد. بعد از تمامی این مراحل برنامه که نسخه‌ای عملیاتی است، نوشته می‌شود تا اجرا شود.

باید توجه کرد که هرکدام از این مراحل با یکدیگر اختلاف ماهوی دارند و بنابراین، این اختلاف‌ها باید لحاظ شود، چرا که در سیاست‌های کلی نیازی به عدد و رقم نیست. در این سیاست‌ها خط مشی‌ها، جهت‌گیری‌ها و اولویت‌ها مطرح می‌شود اما اولین نکته مهم در یک برنامه به عنوان یک پروژه، ارزیابی آن است که ارزیابی برنامه نیز از طریق ارائه ارقام کمی،‌ ممکن می‌شود. اگر قرار است پیشرفت‌ها، عقب‌افتادگی‌ها، مغایرت‌ها و یا هر موضوع دیگری در برنامه مورد ارزیابی و نظارت قرار بگیرد، کمیت لازم است. بنابراین یک برنامه نیازمند عدد و رقم و در حقیقت جزئیات کمی برای مقایسه است.

نکته دیگری که باید به آن اشاره شود، هماهنگی برنامه پنجم با اسناد بالادستی آن است. به عبارتی دیگر، قانون اساسی، قانون اصل 44 سند چشم‌انداز 20 ساله و اصول کلی حاکم بر برنامه پنجم اسناد بالادستی برنامه پنجم محسوب می‌شوند که باید در جای جای برنامه مدنظر قرار گرفته باشند تا تضادی با قوانین بالادستی پیش نیاید.

به عنوان مثال در اصول حاکم بر برنامه پنجم که از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب و از سوی رهبری ابلاغ شده است، بر انجام کارهای حاکمیتی توسط دولت تاکید شده به طوری که دولت باید کارهایی از جمله سیاست‌گذاری، نظارت، کنترل و پشتیبانی را انجام دهد و نباید در کارهای اجرایی دخالت کند بنابراین شما باید آدرس این موضوع را در جای‌جای برنامه پنجم مشاهده کنید و در حقیقت در جای‌جای این‌ برنامه حس کنید که دولت خود را از کارهای اجرایی، کنار کشیده است.

در عین حال براساس سند چشم‌انداز 20 ساله باید پس از 20 سال کشور اول منطقه از نظر جنبه‌های اقتصادی، سیاسی و... باشیم این یعنی آنکه، پس از پایان برنامه پنجم که پایان 10 سال از این سند محسوب می‌شود، کشور ایران باید 50 درصد از اهداف مدنظر چشم‌انداز 20‌ساله را محقق کرده باشد.

حال این سوال پیش می‌آید که دولت چه نوع از اهداف کمی را برای رسیدن به رتبه‌های موردنظر در سند چشم‌انداز در نظر گرفته است و ناظران چگونه باید این پیشرفت را مشخص کنند؟

با توجه به مسائل فوق، مجلس و مرکز مطالعات و پژوهش‌های آن باید اسناد بالادستی برنامه پنجم را تجزیه و تحلیل کرده و شاخص‌ها و موضوعاتی را که در برنامه پنجم باید مدنظر قرار گیرد، برداشت کند تا در جای‌جای برنامه به آنها اشاره شود.

همچنین در اصول حاکم بر برنامه پنجم، 18 مورد اقتصادی ذکر شده است که مجلس باید با دقت دریابد که در کدام یک از بخش‌های برنامه پنجم این موارد مدنظر قرار گرفته است.

همچنین کدامیک از 199 ماده برنامه پنجم مغایر با اصول کلی حاکم بر این برنامه و یا مغایر با اسناد بالادستی آن است.

با توجه به مسائل فوق و فرصت کمی که مجلس برای بررسی این برنامه دارد بهتر است که مجلس با توجه به پیشنهاد کارشناسان، برنامه چهارم را به مدت یک سال تمدید کند چرا که بودجه سال 89 نیز باید در قالب برنامه تصویب شود که بهتر است این بودجه براساس برنامه چهارم و براساس اصول حاکم بر آن برنامه مصوب شود.نکته دیگر آن است که قانون هدفمند کردن یارانه‌ها نیز زیرمجموعه برنامه پنجم است اما قبل از آن به تصویب رسیده است، بنابراین باید در موادی از برنامه پنجم این قانون نیز مدنظر قرار بگیرد که اینگونه نیست در این نتیجه مجلس باید با دقت و فرصت بیشتری برنامه پنجم را بررسی کند که لازمه آن تمدید برنامه چهارم توسعه اقتصادی به مدت یک سال است.

دنیای اقتصاد:چرا تعرفه‌ها جوابگو نیست؟

«چرا تعرفه‌ها جوابگو نیست؟»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی دنیای اقتصاد به قلم محمود اسلامیان است که در آن می‌خوانید؛تعرفه مکانیزمی است که توسط آن میزان واردات کالا به هر کشور قابل‌کنترل است.

بر اساس قانون برنامه چهارم به جز کالاهای ممنوعه هر شهروند قادر است به هر میزان که بخواهد کالایی را وارد کشور کند. در یک جمله، هیچ‌گونه محدودیتی در واردات و صادرات کالا وجود ندارد.فی‌نفسه این روند ابزاری در اقتصاد آزاد محسوب می‌شود. زیرا فضای رقابتی مابین بنگاه‌های داخلی و جهانی را آماده می‌سازد و این امکان را می‌دهد که تولیدکنندگان کشور بتوانند در عرصه‌های رقابت جهانی خود را بیازمایند و نهایتا تولید ملی بتواند از نظر کمی و کیفی در سطح بین‌المللی توانمندی خود را نشان دهد؛ بنابراین فلسفه قانون مبنی‌بر پذیرفتن اصل رقابت و کیفیت در سیستم‌های جهانی است و مخالفت با آن نمی‌تواند منطقی باشد.عدد تعرفه میزان رقابت‌پذیری یک صنعت را نشان می‌دهد. فرضا اگر تعرفه‌ای برای صنعتی 80درصد باشد، این عدد نشان می‌دهد که قدرت رقابتی این رشته در عرصه جهانی قابل‌توجه است.

دولت می‌تواند با مکانیسم تعرفه، بازار داخل را تنظیم نماید. این موضوع یک نقطه تعادل مابین مصالح تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان برقرار می‌کند. دولت می‌بایستی با توجه به مصالح و منافع ملی به یک نقطه متعادل در هر رشته‌ای دست یابد. با توجه به اینکه در زمستان هر سال تعرفه‌های سال آینده تنظیم می‌شود، نکاتی در این خصوص بیان می‌شود.

1 - تدوین تعرفه‌ها: در تدوین تعرفه‌های کالاها می‌بایستی به نرخ تورم سالانه و نرخ ارز توجه داشت، زیرا چنانچه تورم کشور دو رقمی و تورم در کشورهای رقیب یک رقمی باشد و از طرف دیگر نرخ ارز تقریبا ثابت باشد، دولت محترم بایستی به این نکته کلیدی توجه داشته باشد که اختلاف دو تورم هرچه باشد، از میزان اثربخشی تعرفه می‌کاهد. بنابراین بایستی این اختلاف در تعرفه سال آینده مورد توجه قرار گیرد.

2 - هدفمند کردن یارانه‌ها: هدفمند کردن یارانه‌ها، به صورت طبیعی در قیمت تمام شده کالاهای داخلی اثر خواهد داشت و به شکلی توان رقابتی را می‌تواند کاهش دهد؛ بنابراین با توجه به اجرایی شدن طرح بجا است در تدوین تعرفه‌ها این موضوع مورد توجه قرار گیرد.

3 - رکود جهانی: رکود جهانی واقعیتی است که گریبانگیر اقتصاد جهانی شده است. رکود از فروش کالا و کاهش شدید قیمت‌ها آغاز می‌شود؛ بنابراین قیمت‌های جهانی اکثر کالاها از 30 درصد تا 50 درصد کاهش داشته است. با توجه به اینکه تعرفه موثر حاصلضرب قیمت کالا در عدد تعرفه است، کاهش شدید قیمت‌ها در سال‌جاری باعث کاهش تعرفه موثر گردیده است؛ یعنی عملا تعرفه‌های موثر در سال‌جاری به خاطر نزول قیمت‌ها کاهش داشته است. یعنی اگر حتی بخواهیم تعرفه موثر برابر سال‌جاری باشد، بایستی با توجه به کاهش قیمت‌های محصولات و متناسب با آن تعرفه‌ها افزایش یافته تا تعرفه موثر به عدد سال‌جاری برسد. در عین حال قیمت واردات نیز تغییری در سال‌جاری نخواهد کرد.

4 - موضوع تحریم‌ها: غرب به خاطر حق قانونی ملت ایران فشارهای اقتصادی را افزایش داده و می‌دهد. در این فرآیند بنگاه‌های اقتصادی و اختلال در آنها هدف اصلی است؛ بنابراین تولید کشور هدف قرار گرفته است و هرچند به‌رغم همه مشکلات تولید ملی با عشق و فداکاری به فعالیت ادامه می‌دهند، لیکن با مکانیزم تعرفه می‌توان از جبهه صنعت حمایت بیشتری کرد. دلیلی ندارد که متحمل هزاران فشار بشویم لیکن با تعرفه پایین باعث بازار دوست‌داشتنی محصولات آنان شویم. 5 - تعرفه‌های متوازن: شعار دولت عدالت محوری است. قاعدتا این شعار بایستی در همه عرصه‌های کشورساری و جاری شود. کل صنعت کشور در یک جبهه فراگیر و بزرگ عاشقانه خدمت می‌کند. هدف از طرح موضوع رسیدن به یک تعرفه یکسان برای کل تولید نیست، بلکه تبعیت از یک منحنی نرمال است. اینکه تولیدی از 90 درصد تعرفه بهره ببرد و حاضر نباشد محصولات مورد نیاز خود را از بازار داخل به دلیل تعرفه پایین تامین کند، غیرعادلانه است.

تدوین یک روش پلکانی می‌تواند مفید باشد. به این معنی که عددی برای تعرفه یک محصول کامل لحاظ و سپس به شکل پلکانی برای سایر محصولات و کالاهای نیمه‌ساخته تعرفه تعیین شود. لازم به توضیح است که علت عمده مشکل واحدهای تولیدی و درخواست آنان برای افزایش تعرفه ثابت بودن نسبی نرخ ارز و افزایش سالانه هزینه‌های تولید است. چنانچه امکان توازنی مابین این دو مساله وجود داشت، تعرفه‌های فعلی می‌توانست جوابگو باشد، لیکن به دلیل سیاست حفظ ارزش پول ملی بالاجبار برای حفظ نشاط در تولید چاره‌ای جز افزایش معقول تعرفه‌ها وجود ندارد.

گسترش:حل مسائل صنعت در گرو همراهی همه بخش‌های تصمیم‌گیر

«حل مسائل صنعت در گرو همراهی همه بخش‌های تصمیم‌گیر»عنوان سرمقالهی  روزنامه‌ی گسترش است که در آن می‌خوانید؛همچنان‌که بارها نیز گفته شده، برنامه‌ریزی‌های اقتصادی باید با محوریت بخش صنعت پی گرفته شود، زیرا این صنعت است که بیش از سایر بخش‌ها قادر است دانش را به کالا تبدیل کرده و از وابستگی اقتصاد کشور به ورای مرزها بکاهد؛

در این میان صنعت برای بالندگی خود به مولفه‌هایی نیازمند است، مولفه‌هایی با‌کیفیت که اگر تامین شوند، رشد، فرآیندی جهشی را طی خواهد کرد. نیروی انسانی متخصص، منابع طبیعی، تکنولوژی و عنصر مدیریت از جمله آنهاست. به دست آوردن هر کدام از منابع مذکور که برای واحد تولیدی در حکم «داده» هستند در بازار رقابتی در گرو پرداخت بهای مناسب است. زیرا از ترکیب بهینه و مطلوب آنهاست که می‌توان به بهبود فرآیندهای تولید، بهبود کیفیت محصول و کاهش هزینه‌ها امیدوار بود. در این میان صدالبته نوسازی تکنولوژی مورد استفاده در کارخانه‌ها با توجه به اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها موضوعیت بیشتری دارد.

با تکنولوژی فعلی حاکم بر صنایع انرژی‌بر کشور، بی‌شک قیمت تمام‌شده کالاها و محصولات، همزمان با هدفمند شدن یارانه‌ها و افزایش قیمت انرژی به عنوان یک نهاده مهم، افزایش خواهد یافت و مزیت‌های حاصل شده دستخوش تغییر در جهت نامطلوب خواهد شد.چه باید کرد.

دو روز پیش و در حاشیه مراسم رونمایی از خط تولید خودروی دیزلی سبک زامیاد بود که وزیر صنایع و معادن از اختصاص دو میلیارد دلار از منابع داخلی بانک مرکزی به بانک صنعت و معدن در جهت پرداخت به صنعتگران و معدنکاران خبر داد، اما براساس قانون بودجه سال باید در طول سال و آن هم به مبلغ سه میلیارد دلار ارز به صنایع اختصاص داده می‌شد، هر چند اقدام اخیر ارزنده و از منظر توجه به حل مشکل ارزی واحدهای تولیدی قدم مهمی است، اما نیازمند برداشتن گام‌های بعدی توسط دولت است.

وزارت صنایع و معادن نسبت به بخش قابل‌توجهی از صنعت و معدن کشور، به دلیل خصوصی‌سازی مسوولیت مستقیم ندارد، اما به‌واسطه جایگاه و وظیفه ذاتی خود، حل مسائل این بخش از اقتصاد را در دستور کار قرار داده است، تشکیل کارگروه حمایت از تولید و ده‌ها کارگروه دیگر از جمله مواردی است که این دغدغه را نشان داده است، اما توان مدیران صنعتی هم حدی دارد، وقتی نقدینگی اندک باشد، سرمایه در گردش در حالت توقف باشد، بحران جهانی دهن باز کند، نظام بانکی نامهربان باشد، سیستم‌های تعرفه‌ای در جهت واردات بیشتر باشند، از مسوولان صنعتی چقدر می‌توان انتظار داشت؟!

امید آنکه سایر تصمیم‌گیران در کنار مسوولان صنعتی به دغدغه بخش پیشتاز اقتصاد کشور پاسخ مثبت داده و در جهت حل مسائل آن بیش از پیش همراهی کنند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها