تعریف شما به عنوان یک کارگردان پیشکسوت از نمایش رادیویی چیست؟
نمایش رادیو در شکل واقعی خود همان تئاتر است، با این تفاوت که در رادیو بیشتر جنبه شنیداری محور قرار میگیرد، اما در تصویر بیشتر جاذبههای دیداری مورد توجه است، در هر حال نمایشنامه رادیویی مثل تئاتر و سینما و تلویزیون باید اوج و فرود داشته باشد، شخصیت و دیالوگ و همه ویژگیهای ارسطویی و غیر ارسطویی را دارا باشد تا در قالب یک نمایش رادیویی به شکل یک تولید شنیداری قرار گیرد. در حقیقت رادیو رسانهای همهگیر و فراگیر است و با توجه به انبوه نمایشی که دارد، قاعدتا نمیتوان ادعا کرد همیشه نمایشنامههایش بسیار ناب و دراماتیک و اصولی است. گاهی ممکن است قصهگویی نمایش رادیویی اولویت پیدا کند و گاهی شخصیتپردازی و حتی دیالوگ بر کار چیره شود.
با توجه به حضور پررنگ سریالهای نمایشی ضرورت تولید انبوه نمایشهای رادیویی را در چه میدانید؟
اول اینکه نباید از تعداد قابل توجه روشندلان جامعه خودمان غافل شویم و تا زمانی که فناوری به آنجایی نرسیده که برای نابینایان و کمبینایان امکاناتی برای دیدن فراهم شود، این قشر از جامعه بخش اعظمی از شنوندگان رادیو هستند و بشدت علاقهمند به جریان نمایشی در رادیو که حتی گاهی مواقع به عنوان کارشناسان برنامههای رادیویی با ما همکاری میکنند و دیگر اینکه برای دیدن تئاتر،سینما و تلویزیون باید وقت خاصی به آن اختصاص داد و شاید برای دیدن یک برنامه تلویزیونی باید از برخی کارهای روزمره خود صرفنظر کرد، ولی گوش دادن به برنامههای رادیویی به طور همزمان با انجام برخی کارهای روزمره امکانپذیر است. البته آماری که طی 10 سال گذشته درخصوص تعداد شنوندگان رادیو داشتیم، گویای این مساله بود که تعداد شنوندگان نمایشهای رادیویی به مراتب بیشتر از بینندگان مجموعهها و فیلمهای تلویزیونی است. پس وقتی شما از این اکثریت در جامعه برخوردارید بخصوص جامعه ما شرقیها که خیلی قصه دوست هستیم و با قصه بزرگ شدهایم، به طور ذاتی علاقهمندیم که بخشی از ذهنمان درگیر و معطوف قصه شنیدن شود. رادیو برای همه قشرها و طیفهای مختلف جامعه خودش برنامه میسازد و در نتیجه به دلیل گستردگی مخاطبی که دارد و طیف بیشتری که در برمیگیرد، برنامههایی که تولید میکند جذابیت بیشتری دارند.
برای این که نمایش رادیویی با شرایط جدید و فناوری و امکانات و خواستههای روز مخاطب هماهنگ شود، چه بازنگری میتواند در ساختار آن انجام شود؟
انواع و اقسام شیوههای ساختاری در متن و اجرا تجربه شده و رادیو به هر حال به دلیل این که مشکل پخش و ضبط مشخص دارد،شرایط تولید برنامههایش از دیرباز تا به امروز به همین روال بوده و کار عجیبی نمیتوان در آن انجام داد، اگر الان زمان کمتری برای تولید یک نمایش نسبت به گذشته صرف میشود، به این دلیل است که تجربه این کار افزایش یافته است وگرنه شما اگر بخواهید یک نمایشنامه قابل قبول ارائه دهید حتی از قویترین بازیگران تئاتر هم استفاده کنید، با کمتر از 3 هفته زمان نمیتوان یک نمایش نیمساعته را تولید کرد، با این شرایط اگر ما از نظر کمی کار را کاهش میدادیم و از نظر کیفی بیشتر به آن توجه میکردیم، شاید زمان ضبط یک کار بیشتر میشد و با وقت بیشتر خطاهای کمتری در کار وجود داشت، اما درعین حال خیلی مواقع واقعا احتیاج نیست که برای تولیدات روتین رادیویی، بیشتر از این وقت بگذاریم. وقتی نمایشنامههای بزرگ دنیا را کار میکنیم، زمان بیشتر نیاز است، چون نیاز به تحلیل، شناخت، شرایط اجتماعی، جامعهنگری، شخصیتپردازی، انتقال مفاهیم از طریق انطباق شخصیت بازیگر و خیلی چیزهای دیگر باعث میشود یک کار غیرروتین محسوب شود. ما هم دلمان میخواهد به ویژگیهای تئاتری آن بیشتر وفادار باشیم.
چرا کارهای روتین نیاز به بررسی و تفکر و وقت بیشتری ندارند؟
تجربیات گسترده دوستان و سالهای درازی که اینجا کار کردهاند باعث شده به کار مسلط شوند، ضمن این که من در مقالهای از اورسون ولز خواندم که در رادیو همیشه هنرمندان باید آماده این باشند که یک دور متن را بخوانند و بعد ضبط کنند، یعنی به آن درجه از مهارت در کار رسیده باشند که به تمرین زیاد احتیاج نداشته باشند که دقیقا در مرکز نمایش هم همین اتفاق دارد میافتد، اما نه با یک دور خواندن بلکه با یک دور خواندن، سه، چهار بار تمرین.
بیشتر نمایشهای مطرح رادیو به کارگردانی شما در مرکز نمایش تولید میشود، اگر در جلسه تمرینی احساس کنید گروه آماده ضبط نیست کار تمرین را ادامه میدهید یا نه سر وقت نمایش را ضبط میکنید؟
گاهی این اتفاق پیش میآید، اما سعی میکنیم در حین ضبط به نتیجه برسیم، بر این که فشردگی کار رادیویی باعث میشود کسی که در نمایش من بازی میکند، در چند جای دیگر هم کار کند و این مساله سبب میشود بازیگر آن تمرکز و دقت کافی را در کار من نداشته باشد.
اما وقتی چنین جریانی پیش میآید، شرایط را با سینما مقایسه میکنم و بنا را میگذارم که بچهها با متن آشنا شدهاند. حالا بخشی از آن هدایتی که باید سر تمرین به کار بگیرند، باید در استودیو اتفاق بیفتد و شرایط ضبط در این صورت سختتر میشود، من برای این کار شیوهای دارم اول این که حتما شب پیش از ضبط مسوولیت کار را به عواملم واگذار کنم تا احساس کنند خودشان کارگردان کار هستند و با راهنمایی من و مسوولیت خود نمایش را به ضبط برسانند.
چرا یک نمایش رادیویی یک روز طول میکشد، اما همان نمایش اگر بخواهد به شکل تصویری تولید شود، ماهها طول میکشد؟
کار تصویری سختتر نیست. امکاناتی که باید فراهم شود کار را سخت میکند و این مساله باعث معطلی کار عوامل و پیشرفت تولید میشود اما در رادیو این طور نیست. من که در هر سه بخش کار کردم به جرات میتوانم بگویم کار در رادیو از هر سه حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون سختتر است.
چه عواملی کار در رادیو را بخصوص برای بازیگر سختتر میکند؟
در این سه عرصه که گفتم، بازیگر خیلی امکانات برای ارائه نقش خود دارد. اما در رادیو کارگردان باید به بازیگر کم تجربه بفهماند که با صدایش تمام حواس پنجگانه را تجربه کند؛ البته فقط صدا نیست. بیان و احساسات درونی هم در این جهت نقش مهمی دارد، یعنی بازیگر هم باید از حس خوبی برخوردار باشد، هم تخیل فوقالعاده قوی داشته باشد تا خودش را در آن موقعیت ببیند و در حقیقت واکنشهای فیزیکی را باید تبدیل به واکنشهای صوتی کند که این مساله برای بازیگران مجرب رادیو براحتی اتفاق میافتد، ولی برای بازیگران کمتجربه خیلی زحمت دارد.
جای خالی تولید چه نمایشهایی در رادیو احساس میشود؟
من بعید میدانم نمایش فاخری از ایران و جهان وجود داشته باشد که در رادیو به شکل نمایشی تولید نشده باشد. ما تعداد نمایشهایمان در جهان اینقدر نیست. اگر از دوره باستان بگیرید تا دوره معاصر و مدرن؛ تقریبا شاخصترینشان در رادیو تولید شده است، اما با وجود این دوست دارم بخشی از آنها را دوباره تولید کنیم.
در میان تاریخ کهن و اسطورههای ایرانی چطور؟ همه آنها به شکل نمایش رادیویی تولید شدهاند؟
بسیاری از آنها بله. ما برای چینش طیفهای گسترده شخصیت در رادیو مشکل داریم، بخصوص در زمینه بازیگری، زمانی رادیو از نظر بازیگر دوره طلایی داشت، ولی الان این طور نیست، یعنی با شرایط معمول رادیو بیش از سه چهار روز نمیتوان برای تولید یک نمایش وقت گذاشت.
در نتیجه آن چیزهایی که دلم میخواهد بنویسم و کارگردانی کنم عملی نیست، مثل «منجی در صبح نمناک» به نویسندگی اکبر رادی که 7 ساعته است و باید به طور 7 ساعته هم پخش شود که البته نه باکس 7 ساعته در رادیو برای نمایش اختصاص داده میشود نه شنونده رادیو حوصله دارد تا ساعتها فقط نمایش گوش کند.
اولین مشکلی که در بحث عوامل برای هر کارگردانی در رادیو مطرح است کمبود بازیگر عنوان میشود. فکر میکنید برای این شرایط چه راهحلی باید در نظر گرفته شود؟
رادیو بازیگر مشخصی دارد که در چندین حوزه مختلف کار میکند. شما نمیتوانید بگویید که یک هفته تعدادی بازیگر مشخص را در این زمان لازم در اختیار داشته باشید و تا این اتفاق نیفتد به ایدهآلها نمیرسیم. رادیو بازیگر خاص خودش را میطلبد. باید تعداد آنها را افزایش داد و از طرف دیگر مقدار نمایش را پایین آورد.
زینت پستادست
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم