وی با نزدیک شدن به محل متوجه شد که 2 همسلولی با هم درگیر شدهاند و یکی از آنها که مرد قویهیکلی است، بند سیاهی را برگردن مرد دیگر انداخته و قصد قتل او را دارد.
مرد زندانی با مشاهده آن 2 نفر، با فریاد از ماموران زندان درخواست کمک کرد.
نجات در یک قدمی مرگ
ماموران زندان اوین که متوجه ماجرا شده بودند، خود را به سرویس بهداشتی زندان رساندند و به دعوای 2 مرد زندانی خاتمه داده و یکی از آنها را که بشدت بدحال شده بود برای درمان به درمانگاه زندان منتقل و زندانی دیگر را بازداشت کردند و پس از چند ساعت به تحقیق از آنها پرداختند که معلوم شد زندانی قویهیکل قصد جان همسلولیاش را داشته است. بنابر این با گزارش این موضوع به پلیس و تشکیل پرونده قضایی روز گذشته 2 مرد زندانی به شعبه چهارم بازپرسی دادسرای ناحیه 2 تهران منتقل شدند و از سوی بازپرس رجبی مورد تحقیق قرار گرفتند.
ابتدا بازپرس پرونده از مرد شاکی خواست تا به تشریح ماجرا بپردازد.
شاکی از شب حادثه گفت
شاکی در اظهاراتش به بازپرس رجبی گفت: عصر روز حادثه برای وضو گرفتن از اندرزگاه هشتم زندان اوین خارج شدم و به سمت سرویس بهداشتی رفتم. دقایقی نگذشته بود که یکی از همسلولیهایم که بتازگی به زندان آمده بود، به سویم حمله کرد، هر چه تقلا میکردم، بیفایده بود. مرد مهاجم بند سیاهرنگی را به دور گردنم حلقه زد و شروع کرد به فشردن آن، دیگر توان مقابله نداشتم که هوشیاری یکی از همسلولیهایم باعث نجاتم شد.
اعتراف به سوءقصد
متهم پرونده پس از شنیدن اظهارات شاکی گفت: باور کنید قصد قتل همسلولیام را نداشتم و همه ماجرا فقط یک اتفاق بود. چندی پیش، همسرم به دلیل بچهدار نشدن از من جدا شد و پیوند5 سالهمان را به هم زد؛ زندگیام در شرایط بدی قرار گرفته بود. پس از جدایی همسرم، خانوادهام با من بدرفتاری میکردند. برای اینکه شرایط بد زندگیام را تحمل کنم، بارها تریاک و شیشه استفاده میکردم.
متهم ادامه داد: 4 روز قبل از حادثه به خاطر تصادف در رانندگی مقصر شناخته شدم و به این زندان آمدم که با شاکی همسلول شدم.
شب اول از وضعیت زندگیام با دیگر زندانیان صحبت کردم که پی بردم شاکی هم بیش از یک سال است که به خاطر اختلاف حساب مالی دستگیر شده و دوره محکومیتش را میگذراند. پس از آشنایی با او احساس کردم که نگاهش تحقیرآمیز است، از نگاههای او میترسیدم، دائم کابوس میدیدم که با مسخره کردن و معتاد خطاب کردن من، همسلولیهایم را علیه من تحریک میکند.
متهم افزود: پس از آن، از او متنفر شدم و صداهای مبهمی میشنیدم که میگفت برای رها شدن از این کابوسها باید او را بکشم. به این ترتیب تصمیم به قتل وی گرفتم و بند کاپشنم را درآوردم و روز حادثه وقتی شاکی همسلولیام برای وضو گرفتن به سمت سرویس بهداشتی رفت، بند سیاهم را برداشتم به آن محل رفتم و ناگهان به او حمله کردم، قصد جان او را داشتم که دیگران متوجه شدند. من با مرد زندانی اختلافی نداشتم و فقط به خاطر اعتیاد 4 سالهام به مواد مخدر (شیشه) و نرسیدن مواد طی چند روز، دچار توهم شدم و تصمیم به کشتن او گرفتم.
بنابراین گزارش، متهم پرونده با قرار قانونی از سوی بازپرس رجبی، رئیس شعبه چهارم دادسرای ناحیه 2 تهران به همراه شاکی پرونده که در زندان، دوره محکومیت خود را میگذراند، به زندان اوین بازگشتند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم