نگاهی به خانه سالمندان

اینجا خانه آخر نیست

کد خبر: ۳۰۴۶۷۰

آنجا خانه سالمندان است اما همه آنچه گفتم می‌تواند قضاوت نا درستی باشد.

خانه سالمندان برای بعضی از خانواده‌ها یک ضرورت نا گزیر است که هم خانواده و هم سالمند را از مشکلات لاینحلی که با آن مواجه شده اند دور می‌کند.

طاهره نظری بانویی 67 ساله است که مادری سالخورده دارد. او می‌گوید وقتی مادر 87 ساله‌ام در اثر زمین خوردن دچار شکستگی لگن شد و کنترل دفع خود را از د ست داد فکر می‌کردم دیگر نمی‌توانم او را زنده نگه دارم. با دردهای کمر و زانو که همیشه دچارش هستم عملا برایم غیرممکن بود که بتوانم کارهای او را انجام دهم. فرزندانم نیز خود درگیر کارهای خودشان بودند و نمی‌توانستند بیایند و رسیدگی کنند.

من مانده بودم و یک مادر مریض او دچار زخم بستر شده بود و خانه از بوی عفونت پر شده بود. مادرم مرا نفرین می‌کرد و می‌گفت چرا نمی‌گذاری من بمیرم و راحت شوم. مدتی با کمک بچه‌ها برای او پرستار گرفتیم اما پرستار هم زیاد دوام نیاورد و یکی می‌خواست از خود او پرستاری کند. پذیرایی میوه،‌ و چای مکرر یک طرف و از زیر کار در رفتن هایش یک طرف. می‌گفت من نمی‌توانم او را دستشویی ببرم یا جابه جایش کنم.

خلاصه ناچار شدیم او را مرخص کنیم و فکر دیگری کنیم. همراه با بچه‌ها تصمیم گرفتیم او را به یک خانه سالمندان بسپاریم تا زمانی که دوران نقاهت خود را سپری کند.

خانم نظری می‌افزاید: با تحقیق زیاد جایی را پیدا کردیم که هم خدمات خوبی داشت و هم قیمت مناسبی بابت شهریه می‌گرفت و با بچه‌ها هماهنگ کردم که هر روز من یا یکی از یا نوه‌ها یا دختر و پسر‌ها به او سر بزنیم.

عملا مادرم هیچ روزی آنجا تنها نبود و با این شیوه پس از 6 ماه بهبود یافت و کنترل دفع او به صورت عادی برگشت و کمتر از یک سال طول نکشید که او را به خانه برگرداندم.

این برای من باور نکردنی نبود. روزی که او را به خانه آوردم چشمانم پر از اشک بود. فکر می‌کردم اورا برای همیشه از دست می‌دهم اما واقعا خدماتی که در خانه سالمندان انجام می‌دادند اعم از خدمات پرستاری و فیزیوتراپی و سرکشی‌های پزشک و استحمام او از عهده من برنمی‌آمد و با در خانه نگه داشتن او جز این‌که عمر او را کوتاه کنم کار دیگری نکرده بودم.

شهره سیام از دانشگاه گیلان در مورد خانه سالمندان تحقیقات دامنه‌داری انجام داده است.

وی اعتقاد دارد خانه‌های سالمندان به خاطر یک تفکر به وجود آمدند و آن رفاه و آسایش اطرافیان و خود سالمند است.

بسیاری از سالمندان با مشکلات و بیماری‌های جسمی و روحی مواجه هستند و این باعث سلب آسایش از خانواده می‌شود. به علاوه خانواده نیز نمی‌تواند کمک زیادی به وضعیت او بنماید. این سالمندان به مراقبت دائمی نیاز دارند و اگر در محیطی به دور از هیاهو وجنجال خانواده و تحت مراقبت درمانی و بهداشتی ویژه قرار گیرند راحت‌تر و آسوده‌تر زندگی می‌کنند.

سیام می‌افزاید:

هرچه تغییر و تحولات جامعه بیشتر می‌شود ضرورت وجود این خانه‌های سالمندان بیشتر حس می‌شود.

وی می‌افزاید:‌با افزایش هزینه‌ها و رکود اقتصادی از یک سو و تغییرات فرهنگی ناشی از دگرگونی فکر‌ها، ارزش‌ها، آداب و رسوم و سنت‌ها از سوی دیگر رفتارهای متقابل جوانان و سالمندان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. معیارهای اخلاقی تغییر می‌کند و خانواده‌ها به رفاه خود اهمیت بیشتری می‌دهند. سیاست‌های تنظیم خانواده سبب می‌شود والدین در سالمندی نسبت به گذشته تنها بمانند و چاره‌ای غیر از انتخاب خانه سالمندان باقی نماند.

اما آسایشگاه‌های سالمندان به عنوان یک گزینه ناگزیر در سال‌های آینده معایبی دارد و مزایایی.

مزایای آن عبارتند از: ‌دور ماندن خانواده از مشکلات دشوار سالمندان و راحت و آرام ماندن سالمند در محیطی دور از هیاهو و داشتن اشتغالی مناسب و سرگرمی‌هایی به فرا خور سن خود.

بهره‌مندی از پرستاری‌ها و مراقبت‌های ویژه و استفاده از رژیم غذایی مناسب و استراحت کافی. دور ماندن از افسردگی و اختلال در رفتارو عصبانیت‌ها و...

اما این یک خانه سالمندان در وضعیت ایده‌آل است.

شهره سیام معایب خانه‌های سالمندان را به این شرح بر می‌شمرد: سالمندان در آنجا گاه زندگی یک نواخت و عادی و بدون نوسانی را تجربه می‌کنند که وضع روحی آنان را می‌تواند مختل کند.

دوری از خانواده و فرزندان می‌تواند سبب احساس محرومیت عاطفی در آنان شود و احساس بی‌نقشی و نداشتن مسوولیت و فقط مصرف کننده بودن می‌تواند احساس کنترل آنان را سلب کند.

همنشینی با افرادی که مشکلات و دردهای زیادی دارند و اغلب بد بین بوده و منتظر مرگ نشسته‌اند روحیه آنان را افسرده می‌کند.

پرستارها دلسوزی نمی‌کنند بلکه انجام وظیفه می‌کنند و این سالمند را آزار می‌دهد.

احساس انزوا ، ترس و تنهایی و مرگ و دلتنگی برای خانواده.

وی در پایان تاکید می‌کند نباید خانه سالمندان را به عنوان آخرین خانه دانست. می‌توان سالمند را برای دوران نقاهت به آنجا سپرد و سپردن کهنسالان به این آسایشگاه‌ها باید واقعا برای خانواده آخرین راه حل باشد و با موافقت خود سالمند صورت گیرد. نه به اجبار.

وی می‌افزاید: استفاده از خانه‌های سالمندان در ایران مطابق با الگوهای غربی است و برای این‌که با جامعه سنتی ما تطابق پیدا کند لازم است تحقیقات گسترده‌ای در مورد آن صورت گیرد.

خانواده‌هایی که ناچار می‌شوند سالمند خود را به این مراکز بسپارند تحت هیچ شرایطی نباید اورا تنها بگذارند و باید تا می‌توانند ولو هر روز به او سر بزنند.

وقتی می‌گوییم خانه سالمندان طیف وسیعی از اقامتگاه‌های دائم و موقت به ذهن می‌آید. آسایشگاه‌های خیریه و دولتی و خصوصی. مراکز نگهداری که سالمند و معلول را در کنار هم نگهداری می‌کنند و مراکزی که با گرفتن شهریه‌ای هنگفت سرویس کاملی به سالمندان ارائه می‌دهند و هر روز آنان را در محوطه زیبایی چون باغ به ورزش وا می‌دارند و متخصصان متعدد آنان را زیر نظر دارند. اما حمایت‌های دولتی در حدی نیست.

سالمندان تحت پوشش مراکز دولتی و خیریه امکانات بخش‌خصوصی را ندارند و بخش خصوصی متناسب با پول افراد در شرایطی تبعیض‌آمیز به آنان خدمات ارائه می‌دهد. به نظر می‌رسد مداخله دولت در این زمینه و سرمایه‌گذاری بیشتر در این مورد سالمندان تنهای دهه‌های بعد را در وضعیت بهتری قرار دهد.

ماندان ملاعلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها