جهت‌شناسی سوگواری

اساس و اصول قیام جاویدان امام حسین(ع) بر مبنای فلسفه و منطق قرآنی آمیخته با عشق و ارادت و عرفانی بی‌نظیر شکل گرفت که تن ندادن به زندگی ننگین و ذلت بار و حفظ آزادگی و کرامت انسانی، یکی از ارکان استوار این نهضت را تشکیل می‌داد. عبارت معروف:«الموت اولی من رکوب العار و العار اولی من دخول النار»، همین معنا و مضمون را شهادت می‌دهد. برای همین نیز حضرت سیدالشهدا حاضر نشد تن به بیعت با یزید بدهد که مصداق تکبر و نفاق و اسلام وارونه بود.
کد خبر: ۳۰۲۰۳۳

چنان‌که خود در ابتدای به خلافت رسیدن یزید بن معاویه چنین ابراز نگرانی کرد:«و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامه براع مثل یزید»؛ یعنی باید با اسلام خداحافظی کرد وقتی که کسی چون یزید، سرنوشت حکومت اسلامی را به دست گرفته باشد. این چنین است که حاضر به پذیرش بیعت نشد و با رها کردن مناسک حج، راه سرخ کربلا را در پیش گرفت. چه زیبا سروده است خوشدل تهرانی که:

بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است

که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است

از این‌رو هر که را او امام و مقتداست، باید که با بینش و نگرش آزادمنشانه آن حضرت، آشنا باشد و انس و الفت داشته باشد و چنین بودن را در زندگی فردی و در حیات جمعی خویش در پیش گیرد و همخط و هم مسیر با این سیره و سلوک الهی انسانی، حرکت خود را معنادار و جهتدار کند. قیام امام حسین(ع) جهت ساز بود؛ چنان که جهت تاریخ را تغییر داد و اگر این جهت شناخته نشود و اگر این «جهت‌یابی» صورت نپذیرد، پر بیراهه نخواهد بود، اگر باور کنیم دست‌هایی که به تعزیت و سوگواری آن حضرت بالا می‌آید، بی‌جهت خواهد بود. «بی‌جهت» به این اعتبار که چنانکه منظور و مراد امام حسین(ع) است؛ سازنده و رشددهنده نخواهد بود و نخواهد توانست به جریانات حاکم بر جامعه انسانی در سمت و سویی که مطلوب آن حضرت است، جهت دهد.

حسین، مظهر آزادگی و آزادی است

خوشا کسی که چنینش مرام و آیین است

باید راه و رسم عزاداری و سوگواری هدفمند و جریان ساز را از شیرزن عرصه کربلا زینب کبری(س) و حضرت امام سجاد(ع) آموخت. چه زیبا آفرید این کلام ماندگار را دکتر علی شریعتی: «آنان که رفتند کاری حسینی کردند و آنها که ماندند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدی‌اند...» امام حسین(ع) که به شهادت رسید، سوگواری آنان، گریستن و حرف زدن آنان، همه و همه در جهت ابلاغ رسالت و پیام کربلاییان و بیدار کردن اذهان خفته و ناآگاه توده‌های غفلت‌زده جامعه صورت ‌می گرفت. از کوچک‌ترین مجال و موقعیت برای این مهم، حداکثر استفاده صورت می گرفت؛ تا آنجا که حتی گریه کردن جانسوزانه امام سجاد‌(ع) نیز برای دستگاه ظالم حاکم، به مثابه خطر و تهدید به شمار می‌رفت و این گریستن، جهت دار بود و جهت‌ساز. حرکت می‌آفرید و جنبش می‌ساخت.

همین نه گریه بر آن شاه تشنه لب کافی است

اگرچه گریه بر آلام قلب تسکین است

ببین که مقصد عالی وی چه بود ای دوست

که درک آن، سبب عز و جاه و تمکین است

رضا رفیع

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها